X
تبلیغات
رایتل

ایران فایل دانلود

دانلود انواع فایل

سه‌شنبه 16 آذر 1395 ساعت 11:21

مغان و نقش مذهبی و اجتماعی آنان در ایران باستان

مغان و نقش مذهبی و اجتماعی آنان در ایران باستان

توجه :

شما می توانید با خرید این محصول فایل " قلق های پایان نامه نویسی (از عنوان تا دفاع)" را به عنوان هدیه دریافت نمایید.

مقدمه :

دین و عقاید مذهبی در ایران باستان، همچون کلیه ملت‌های باستانی نقش مؤثری را بر حیات و نظام اجتماعی – سیاسی جامعه بر عهده داشته است.

این تحقیق شرح سرگذشت مغان ایران است که جامعه روحانیت ایران باستان را تشکیل می‌دادند و چگونگی شکل گیری این جامعه و عقاید و آداب و رسوم آنان و نیز تأثیرات اجتماعی – سیاسی و مذهبی آنان را در ایران پیش از اسلام، از دیرترین زمانها نشان می‌دهد و سپس نقش آنان در چگونگی شکل گیری دولت ساسانی و رسمیت دین زرتشتی در دورة ساسانی را مورد برسی و نقد و تحلیل قرار می‌دهد.

موضوع :

دربارة مغان، به عنوان شخصیت‌هایی تاریخی و مذهبی، کم و بیش مطالبی در اخبار و روایات قدیم و جدید،یاد شده است و اینکه مغان چه کسانی بوده‌اند و اولین بار در جامعه ایرانیان، از چه موقعیتی، برخوردار بوده‌اند، موضوع بحث و نقد و تحلیل قرار گرفته است. واژه مغان در اوستای غیر گاهانی بخصوص در وندیداد، مغه (magha) عنوان شده، در اوستای گاهانی یا بخش گاثاها، نیز واژه مغ، به صورت جسته و گریخته، بصورت مگه (maga)، به کار رفته است. [28-ص147]

نزد نویسندگان قدیم از کلمه مغ (magos) پیشوای دین زرتشتی اراده شده است. همین کلمه است که در همه زبانهای اروپایی بصورت maga موجود است.

موثقین از نویسندگان قدیم، میان مغ‌های ایرانی و مغ‌های کلدانی فرق گذاشته‌اند. مغان ایران، کسانی بودند که به فلسفه و تعلین و زرتشت آشنا بودند. مغان کلده در ضمن تعلیم دینی خود از طلسم و جادو و شعبده نیز بهره‌ای داشتند. چنانچه می‌دانیم در سراسر اوستا، جادو و جادوگری نکوهیده شده است. (یسناهات 8 بند 2 و یسناهات 9 بند18). نظر به اینکه، کلمه مغ به کلدانیان نیز اطلاق شده، برخی از مستشرقین پنداشته‌اند که این لغت اصلاً از آشور و بابل آمده باشد. در اوستا، یکبار در جزو، یک کلمه مرکب، کلمه موغو (moghu) ذکر شده است. (در یسناهات 65 بند 7). اما کلمات دیگری که از ریشه همین کلمه است. بطور مکرر در خودگاتها آمده است. از آنجمله است کلمه مگه (maga). کار مغان ایرانی، همان اجرای مراسم دینی بوده است. آمیانوس مارسلینوس (A.marcellinus)، مورخ رومی که در قرن چهارم میلادی میزیسته، بطور مفصل از مغ‌های ایرانی صحبت می‌دارد و در ضمن می‌نویسد: از زمان زرتشت تا به امروز مغان، به خدمت دینی گماشته شده هستند. سیسرو (Cicero) خطیب رومی که در یک قرن پیش از میلاد مسیح، می‌زیسته می‌نویسد: «مغان نزد ایرانیان از فرزانگان و دانشمندان به شمار می‌روند. کسی پیش از آموختن تعالیم مغان، به پادشاهی ایران نمی‌رسد. نیکولائوس (Nikolaos) از شهر دمشق در باب مغان نوشته : کورش دادگری و راستی را از مغان آموخت. همچنین حکم و قضاء در محاکمات با مغان بوده است. در تاریخ چینی که در سال 572 میلادی نوشته شده موسوم به وی – شو (Wei – shu)، در آن کتاب از آن جمله از مو – هو (mo-hu) که در زبان چینی به معنی مغ است، نام برده شده و گفته شده که آنان در جزو اشخاص بزرگ رسمی هستند که امور محاکمه جتایی و قضایی را اداره و سرپرستی می‌کنند. در منابع خودمان، نیز همین مشاغل از برای آنان، معین شده است. موبد، اسمی که امروزه هم به پیشوایان زرتشتی داده می‌شود. همان کلمه مغ است که صورت فارسی میانه آن magu pat یا mowbed است. غالباً در شاهنامه آمده که کار نویسندگی و پیشگویی و تعبیر خواب و اختر شناسی و پند و اندرز با موبدان بوده است. با هم طرف شور و مشورت پادشاه‌اند. در کتیبه بیستون داریوش بزرگ، مکرر به کلمه مگو (magu) به معنی مغ برمی‌خوریم. در تورات و انجیل نیز چندین بار به این اسم برمی‌خوریم. در کتاب ارمیاء نبی باب سی و نهم در فقره 3راجع به لشکرکشی بخت النصر (قرن ششم ق.م) به اورشلیم در جزو سران و خواجه سرایان و سرداران او، بزرگ مغان نیز همراه پادشاه بابل، نام برده شده است. ‍[9- ص 77-75]

زرتشت در گاهان، رهبران مخالف مذهبی زمان خود را بنام‌های کرپن (karapan) و اوسیج (usij) می‌نامد و در برخی موارد نیز از کوی (kavi) نام می‌برد که رئیس و یا به عبارتی، امیر – کاهن جامعه به شمار می‌رفتند. این امور نشان می‌دهد که در زمان ظهور زرتشت و حتی در برخی از قسمت‌های اوستای متأخر، هنوز طبقه‌ای، به عنوان مغان، پدیدار شده بوده است و به اصالت این آیین نامه نو ظهور، دستبردها و انحرافاتی، بصورت کلی و بنیادین نزده‌اند. ‍[22- ص56]

گیرشمن در باب مغان می‌نویسد : هرودوت مورخ یونانی، می‌گوید که مادها از شش قبیله، تشکیل می‌شده‌اند و نام یکی از این قبایل را مغ‌ها (mages) می‌نامد. هرودوت در باب مغان می‌گوید که آنان کهانت و سرپرستی دین ایرانی را بر عهده داشتند. همچنین این دسته، غیب گویان و خوابگزاران دولت ماد، به شمار می‌رفتند. هرودوت همینطور می‌گوید که همة قربانی‌ها می‌بایست با حضور مغان که جمعیت آنان، اصلاً مادی بودند، انجام می‌گرفت. ایشان برخی مزایای سیاسی و دینی را دارا بوده‌اند. ‍‍[26-173]

در زمان هخامنشیان، پایگاه اصلی و بزرگ مغان، در پارس و مرکز آن، تخت جمشید بود. مقارن با حمله اسکندر مقدونی، تخت جمشید به آتش کشیده شد. پارتها یا اشکانیان، به مغان و دین مغان، گویا توجهی نداشتند. و از آنان اطاعت نمی‌کردند. البته بعدها، شاید در اواخر سلسله اشکانی، نفوذی از سوی مغان، در دستگاه شاهی، پدید آمد. هر گاه روایت دینکرد، را معتبر شماریم، شاید از زمان بلاش اول اشکانی، نفوذ مغان آغاز شده باشد. [18-ص187-186]

در دورة حکومت اشکانیان، که نظام حکومتی آنان بصورت ملوک الطوایفی، بوده است. در ایالت فارس، نیز خاندان‌های مستقلی، حکومت می‌کردند، که مرکز حکومت آنان، شهر استخر بود. برخی از نامهای این فرمانروایان مانند نامهای شاهان هخامنشی است. چون اردشیر و داریوش، پیش از برافتادن پارت‌ها، برخی از این فرمانروایان مانند نامهای شاهان هخامنشی است. چون اردشیر و داریوش، پیش از برافتادن‌ پارت‌ها، برخی از این فرمانروایان دارای عنوان شاهی بودند، اما عنوان مشخص و جالب شان فرته داره می‌باشد. که به معنی نگهبان و حافظ آتش می‌باشد. نویسندگان و مورخان اسلامی، از آنان به عنوان هیربد، نام برده‌اند. ساسان پدر بزرگ اردشیر بابکان، یکی از این فرته داران یا نگهبانان آتشکده آذر – اناهیت استخر فارس، بوده است.

اردشیر بابکان، به سال 226 میلادی توانست، در دوان پنجم، آخرین پادشاه اشکانی را برانداخته و دولت ساسانی را تشکیل دهد. با رسمی شدن آیین مزدایی در دوره ساسانیان، مغان از اهمیت بسیاری در امپراتوری ساسانی، برخوردار گردیدند. آگاسیاس، مورخ رومی در باب مغان می‌گوید، مغان در نظر جامعه ایران سخت گرامی بودند. کارهای عمومی با صوابدید و سلیقه آنان، سامان می‌یافت. مغان می‌گوید، مغان در نظر جامعه ایران سخت گرامی بودند. کارهای عمومی با صوابدید و سلیقه آنان، سامان می‌یافت. مغان در این دوره، دارای طبقات و سلسله مراتب بودند. [18-ص188]

فهرست مطالب

فصل اول : مقدمه

فصل دوم : مغان در اوستا و کتیبه‌های فارسی باستان

2-1 واژه مگه و مغه نظر نیبرگ راجع به مگه در اوستا

2-2 رابطه واژه مگه و مغه

2-3 نظر نیبرگ راجع به مگه در اوستا

2-4 ترجمه چند بند از گاهان که در آن واژه مگه آمده

2-5 ارتباط مذهبی و مقام روحانیت در هند و ایران باستان

2-6 مغ در کتیبه بیستون

فصل سوم : تحول معنایی واژه مغ و موبد در ایران باستان

3-1 تحول معنایی واژه مغ

3-2 تحول معنایی واژه موبد

فصل چهارم : مغان و نقش مذهبی و اجتماعی آن در دوران ماد و هخامنشی

4-1 مغان در دوره پادشاهی ماد

4-2 مغان در دوره پادشاهی هخامنشی

4-3 موروثی بودن شغل مغ‌ها در این دوران

4-4 سلسله مراتب مغان در دوران ماد و هخامنشی

4-5 شورش گئومات مغ (بردیای دروغین) و چگونگی به سلطنت رسیدن داریوش اول هخامنشی.

4-6 وضعیت مغان بعد از داریوش اول

فصل پنجم : مغان و نقش مذهبی و اجتماعی آن در دوران اشکانی:

5-1 مغان و نقش مذهبی و اجتماعی آن در دوران اشکانی

5-2 پارس در دوره سلوکی اشکانی

فصل ششم : مغان و نقش مذهبی و اجتماعی آن در دوران ساسانیان :

6-1 دین زردشتی و رسمیت آن در دوران ساسانیان

6-2 رابطه دستگاه دینی با دولت در دوره ساسانی

6-3 تقسیم بندی طبقات اجتماعی در دوره ساسانی

6-4 سلسله مراتب مغان در دوره ساسانی

6-5 وظایف مذهبی و آداب و رسوم مغان

فصل هفتم :

فهرست منابع و مآخذ



خرید فایل



ادامه مطلب
سه‌شنبه 16 آذر 1395 ساعت 09:19

تحقیق علل مفاسد اجتماعی

تحقیق علل مفاسد اجتماعی

چکیده ی تحقیق

به اعتقاد ما اساسی ترین و زیربنایی ترین عنصر یک جامعه فرهنگ آن است چرا که سایر شئون سیاسی، اقتصادی، اجتماعی حقوقی یک جامعه از فرهنگ آن ناشی می شود و بر مبنای تفکّر اسلامی فرهنگ روح و جان تمدن است .

نهاد خانواده اوّلین و مؤثّرترین مرحله در انتقال میراث فرهنگی و مقاوم سازی در برابر فرهنگ غیرخودی است به طوری که سطح سواد و آگاهی والدین و نقش الگویی آنان در ابعاد مختلف رفتاری از جمله : مدل لباس، آرایش، گذراندن اوقات فراغت و . . . می تواند تأثیرات مثبت یا منفی برجای بگذارد.

بعد از خانواده نهادهای اجتماعی از جمله مدارس نقش بسیار مهمّی در اجتماعی کردن و ارتقاء رشد فرهنگ نسل آینده را دارند.

مدارس تنها مکانهایی هستند که با بهره گیری از شیوه ها و برنامه های مدوّن و تعلیم و تربیت به طور هماهنگ زمینه های فرهنگی را فراهم می سازد . علاوه بر موارد فوق نظام سیاسی هر جامعه، سیستم های امنیتی، الگوهای رهبری، رسانه ها و . . .

هر یک می تواند فرآیند فرهنگ سازی را یاری نموده و جامعه را در ابعاد مختلف رشد و توسعه کمک نمایند.

با توجه به رشد سریع جوامع و نقش ارتباطات و تأثیر بین عناصر انسانی همواره سؤالاتی برای پژوهشگر مطرح بوده که آیا در قبال این توسعه، فرهنگ اصیل جامعه نیز پایدارتر خواهد ماند؟ علل فساد در اجتماع چیست؟ با چه روشها و سیستمهائی می توان روحیه ی مقاوم سازی در برابر فساد اجتماعی را گسترش داد؟ نقش خانواده، مدرسه، صدا و سیما ، مطبوعات و . . . در فساد تا چه اندازه است ؟ لذا تحقیق حاضر تحت عنوان (علل مفاسد اجتماعی )صورت گرفته است و هدف از این تحقیق دستیابی به عواملی است که زمینه ساز گرایش به مفاسد اجتماعی می شود .

در این تحقیق عناصر تأثیرگذار بر نگرش دانش آموزان نسبت به مفاسد اجتماعی از جمله: سطح سواد والدین، بضاعت مالی خانواده ها، چگونگی گذراندن اوقات فراغت، استفاده از ویدئو، ماهواره و . . . منابع محدود کننده ی مظاهر فرهنگ بیگانه و . . . به عنوان متغیر محسوب شده است . که با کنترل، حذف و اصلاح هریک می توان بر نگرش آزمودنیها نسبت به پدیده ی شوم از خود بیگانگی تأثیر گذاشت .

بیان مسئله

یکی از مباحث مهم اجتماعی در جامعه ی امروز ما بحث مفاسد اجتماعی است. مسئولین فرهنگی، سیاسی، اجتماعی کشور ما مدّت هاست زنگ خطر را به صدا درآورده اند و نسبت به هجوم و شبیخون دشمن علیه اسلام عزیز و انقلاب اسلامی هشدار داده اند .

توزیع هزاران دستگاه ویدئو، به گونه ای که اینک بی اغراق یکی از منابع اصلی تغذیه اجتماعی به حساب می آیند، پخش میلیونها نسخه از فیلم های ویدئویی، انتشار میلیونها نسخه از مجلات و کتب ادبی و فرهنگی که در زمره ی مصادیق بارز«کتب ضلال» به حساب می آیند،آن هم در بین کودکان و نوجوانان بی خبر از همه جا، چاپ و توزیع عکس و پوستر بسیاری از بازیگران سینمایی با مبدّل ساختن جامعه های کودکان و نوجوانان به تابلوهای تبلیغاتی سیّار، توزیع انواع مواد مخدّر، و مشروبات الکلی از نمونه های بارز فساد هستند که همگی نوعی تهاجم فرهنگی بشمار می آیند. و می تواند باعث فساد اخلاقی، تقلید کورکورانه، انحراف فکری و . . . شود.

نوع فایل:word

سایز :34.4 KB

تعداد صفحه : 26



خرید فایل



ادامه مطلب
برچسب‌ها: تحقیق، مفاسد، اجتماعی
سه‌شنبه 16 آذر 1395 ساعت 07:42

ریشه های اجتماعی ـ فرهنگی شکستها و تدابیر جبرانی

ریشه های اجتماعی ـ فرهنگی شکستها و تدابیر جبرانی

یکی از ریشه های مهم شکستهای تحصیلی مربوط به ساختارهای مسلماً بسیار به هم مرتبط ـ جامعه و مدرسه در سطوح مختلف آنها می شود پ . بوردیو و پاسرون دقیقاً نشان داده اند که چگونه سازمان آموزش سعی دارد جامعه را در همان وضع و با همان سلسله مراتب در خود بازسازی کند . با این حال غالباً در مدرسه وجود نیروی دگرگونی اجتماعی بالقوه ای تشخیص داده شده است . گر چه از این لحاظ باید از هر گونه خیال پردازی خودداری کرد و اگر چه مدرسه به خودی خود رهایی بخش نیست اما نقش آن در یک جامعه دموکراتیک نمی تواند مشروع دانستن تفاوت گذاریهای اجتماعی ـ اقتصادی بین دانش آموزان و حتی تأیید این امر باشد .

عقیده منفی گرایانه ای که بر حسب آن مدرسه بدون یک انقلاب سیاسی و اجتماعی کامل دارای قدرتی نخواهد بود دیگر پذیرفتنی نیست زیرا اگر این اصل هم قبول شود یارای آن را ندارد که تاریخ و اثرات آن را پیش بینی کند . سازمانهای آموزشی نیرویی را در اختیار دارند که از آن باید برای کاستن از مشکلات پیچیده اجتماعی ـ فرهنگی استفاده کنند از این راه که به دانش آموزان خود پذیرش و تربیتی را تفویض کنند که تا حدی رهایی بخش آنان از رنج نابرابریهای اجتماعی ـ اقتصادی باشد . نابرابریهایی که تا کنون تحمل کرده اند و هم اکنون متحمل می شوند .

1ـ همپوشی ریشه های اجتماعی ـ آموزش و شخصی : یک تحلیل موجز در مورد ریشه های اجتماعی ـ آموزشی تعداد معتنابهی از شکستهای تحصیلی نشان خواهد داد که چگونه والدین معلمان و اصلاح گرایان می توانند به خشکاندن آنها کمک کنند .

در این فصل و همچنین فصول بعدی ما در صدد تفکیک ریشه اجتماعی از ریشه آموزش بر نخواهیم آمد : زیرا این دو بنا به دلایل بسیار از یکدیگر جدایی ناپذیر هستند و این امر در طول این تحقیق مورد تأیید قرار خواهد گرفت بارزترین نشانه این پیوند ناگسستنی در امکاناتی به چشم می خورد که مدرسه و همچنین خانواده از لحاظ دخالت مؤثر در این رابطه علت و معلولی به هم پیوسته در اختیار دارند .

نوع فایل:word

سایز :17.3 KB

تعداد صفحه : 22



خرید فایل



ادامه مطلب
سه‌شنبه 16 آذر 1395 ساعت 07:39

نابسامانی خانواده، زمینه‌ساز بروز بزهکاری اجتماعی

نابسامانی خانواده، زمینه‌ساز بروز بزهکاری اجتماعی


چکیده

اگرچه بر طبق رویکرد دورکیم، میزانی از انحرافات اجتماعی طبیعی است و علی‌رغم این که آسیب‌های اجتماعی و رفتار های نابهنجار ممکن است ریشه روانی، بیولوژیک داشته باشد و یا از اختلاف شخصیت و ویژگی‌های فردی ناشی شود، اما انحرافات اجتماعی به مثابه رفتاری نابهنجار پدیده‌ای کاملا اجتماعی است و عوامل متعددی در شکل‌گیری آن دخیل‌اند.

انحراف اجتماعی در مقطع کنونی جامعه ایران، امری ساختاری است و ناشی از نابسامانی‌های اجتماعی است و به همین دلیل نیز در آینده رو به افزایش خواهد گذاشت.

دگرگونی در ساختار اجتماعی ایران، گذر تدریجی و بطئی از روابط سنتی به مدرن، ایجاد ارزش‌ها و الگوهای نو، تعریف جدید از زندگی، تحول در ساختار قدرت و گسترش معرفت علمی از جمله عواملی است که تاثیر ساختاری بر نابسامانی‌ها خواهد داشت.

دوقطبی‌شدن جامعه ایران(جامعه و حکومت) به خصوص در جامعه شهری بر این نابسامانی افزوده است که ضعف کنترل اجتماعی و امکان دریافت پاداش در قبال رفتارهای خلاف هنجار و منافع جامعه؛ برای عده‌آی بیشتر فراهم شده است. تناسب اندک میان ارزش‌ها و الگوها از سویی و فرصت‌ها و امکانات برای نیل به این ارزش‌ها از سوی دیگر، موجب شده است که عده‌ای برای دسترسی به هدف‌ها و ارزش‌های مطرح در جامعه (قدرت، ثروت، تحصیلات و ...) راه‌های دیگری را انتخاب کنند. نتیجه آنکه، نابسامانی ساختاری که مجموعه عوامل برشمرده فوق در ایجاد آن دخالت دارند، باعث شده که خانواده‌ها و متولیان جامعه‌پذیری افراد (مدرسه، صداو سیما، دانشگاه و ...) از ادای وظیفه خود عاجز شوند. ضعف در جامعه‌پذیری نیز، اعضای جامع ه را به رفتارهای گوناگون وا می‌دارد و توان مشارکت واقعی آنان را در تداوم حرکت صحیح جامعه صلب می‌کند و دراین میان رفتارهای بزه‌کارانه، شاخص‌تر از بقیه سربرمی‌دارد.

مقدمه

انحراف اجتماعی، به جز در مواردی خاص، پدیده‌ای است کاملا اجتماعی و به رفتاری اطلاق می‌شود که مغایر با معیارهای پذیرفته یا انتظار اجتماعی گروه یا جامعه‌آی خاص باشد (ساروخانی، 1375)

انحراف اجتماعی هرچند پدیده‌ای است محقق و عینی، ولی آن‌چه حائز اهمیت است ذهنیت، تصور و برداشتی است که فرد بزهکار نسبت به رفتار خود دارد و ریشه‌ها، قالب و صورت‌بندی این ذهنیت را می‌توان در صورت‌بندی ساختار اجتماعی جست‌وجو کرد و با تغییر و تحول در روابط اجتماعی که منجر به دگرگونی ساختارها می‌شود در ذهنیت افراد نیز تغییر و تحولاتی صورت می‌پذیرد. به همین دلیل، انحراف اجتماعی ریشه در جامعه دارد و برای درک رفتار فرد منحرف باید جامعه را تجزیه و تحلیل دقیقی کرد.

در چند دهه اخیر، به خصوص بعد از تاسیس دارالفنون، تحول نسبتا عمیقی در ایران به وجود آمد. معرفت علمی پا به عرصه حیات اجتماعی گذاشت و در کنار معرفت‌هایی از قبیل معرفت دینی و معرفت فلسفی قرار گرفت. گسترش معرفت علمی (مدارس و دانشگاهها) زمینه‌ساز تحولات جدی در جامعه ایران شد و بر گسترش آگاهی‌های افراد جامعه ایران افزود. گسترش فن‌آوری که تون گسترش اطلاعات را در تمام جهان به دست آورد بر ازدیاد اطلاعات و آگاهی افزود و همین امر موجب دگرگونی در سطح انتظارات و مطالبات جامعه ایران شد و ارزش‌های جدید برای افراد ایرانی مطرح شد. تحول ساختاری جامعه ایران هر چند از گذشته (حتی قبل از مشروطیت) سرچشمه می‌گیرد، ولی این تحول، تقریبا بطئی و کند بوده است و انقلاب سال 57 موجب شده سطح انتظارها و خواست‌ها بسیار بالاتر رود و بعد از انتخابات خرداد 76 این مطالبات بسیار گسترده‌تر شد.

خانواده مهم‌ترین نهاد جامعه ایرانی که در جامعه‌پذیری افراد نقش تعیین‌کننده‌ای دارد، شدیدا متاثر از این تحولات بوده است و هرم قدرت در درون خانواده به دلایل بالارفتن سطح تحصیلات بانوان، ایجاد ارزش‌های جدید در تربیت فرزندان، بالارفتن ارج و قرب فرزندان، دچار تغییر و تحول شده است. ولی از آن‌جا که درصد سال اخیر جامعه ایران نتوانسته است روال طبیعی خود را طی کند تحول در ارزش‌ها، الگوها و مطالبات به طور طبیعی رشد نیافته است. به همین دلیل ضعف در آگاهی شناخت نسبت به راهکارهای مناسب برای تحقق الگوها، خانواده‌ها را دچارتنش کرده است.

از سویی دیگر در سطح جامعه، به دلایل چند که بررسی آن خارج از حوزه این مقاله است، در کنترل اجتماعی خدشه شدیدی وارد شد و از سویی دیگر متولیان جامعه توانایی ایجاد امکانات مناسب را به ارزش‌هایی که در جامعه طرح شد نداشتند و همین عامل زمینه را برای بروز رفتارهای بزهکارانه مهیا کرد.

به همین دلیل هم خانواده‌ها و هم کسانی که متولی جامعه‌پذیرکردن نسل جدید هستند، در این امر مهم عاجز و ناتوان بوده‌‌اند. هرچند در گسترش آسیب‌های اجتماعی جامعه ایران، به خصوص نسل جوان، عوامل متعددی موثر بودندف ولی مهم ترین عامل این آسیب‌ها، ضعف‌های بنیادی در ساختار جامعه است که قادر به همنوایی نسل جدید با ارزش‌ها، هنجارها (نُرم‌ها) و قواعد جامعه نیست.

در این مقاله سعی شده به طور موجز و فشرده نابسامانی ساختاری خانواده و همبستگی نابسامانی را با آسیب‌های جامعه شهری نشان دهد. این مقاله پیش از آنکه مبتنی بر داده‌های آماری باشد بر تحلیل ساختی استوار است. یکی از اشکالات اساسی بسیاری از مقاله‌ها و تحقیقات این است که سعی می‌کنند پدیده مورد بررسی را با داده‌های آماری تجزیه و تحلیل نمایند بدون این که پدیده موردبررسی را با داده‌های آماری تجزیه و تحلیل نمایند بدون این که به ساختار موجود توجه چندانی بکنند.

از آن‌جا که درباره ارتباط بین آسیب‌های اجتماعی جامعه ایران و تحولات ساختی و روابط حاکم بر نهادهای اجتماعی ایران بالاخص خانواده‌ها، مطالعات و بررسی‌های اندکی صورت پذیرفته است، به همین دلیل، اطلاعات اندکی درباره ارتباط بین آسیب‌های اجتماعی و نابسامانی ساختاری خانواده وجود دارد؛ از این لحاظ این مقاله با طرح مسئله و ارائه فرضیه‌ها سعی دارد همبستگی میان آسیب‌ها و نابسامانی ساختاری درون خانواده‌ها را بررسی کند.



خرید فایل



ادامه مطلب
سه‌شنبه 16 آذر 1395 ساعت 07:38

بزهکاری به عنوان آسیب اجتماعی

بزهکاری به عنوان آسیب اجتماعی

تعریف بزهکاری

بزهکاری یک پدیده بسیار پیچیده اجتماعی است که در محیط های اجتماعی مختلف به شکل های متفاوتی دیده می‌شود. تعریف بزه و رفتار بزهکارانه در هر جامعه ای توسط قوانین حقوقی و هنجارهای اجتماعی آن جامعه مشخص می‌شود. اگر چه در بیشتر جوامع، بزه به عنوان رفتاری قابل تنبیه از طرف قانون تعریف شده است، اما صرفاً در تبیین آن، مفهوم حقوقی مسئله کافی نیست. بزهکاری به معنای تعدادی متغیر از اعمال ارتکابی علیه احکام قانونی که می‌تواند ماهیت های مختلفی داشته باشد، وجه مشترک تمام جوامع انسانی است. صرف نظر از موضوع اختلاف ماهیت، این اعمال تقریباً همیشه توسط قانون تعریف و پیش بینی می‌شود. در تعریف رفتار بزهکارانه به طور کلی قرن هاست اعمالی مانند قتل، دزدی، نزاع، تخریب، کلاهبرداری، تجاوز، غارت، وحشی گری و آتش افروزی به عنوان رفتار بزهکارانه پذیرفته شده است و تقریباً همه جوامع برای آن تعریف مشخصی دارند. تنها تفاوت مشهود در میزان و نوع تنبیهی است که بر اساس قوانین حقوقی آن جامعه تعیین می‌شود. علاوه بر رفتار های ذکر شده، رفتار های دیگری هم هستند که بر اساس ارزش ها و تغییر در ارزش ها یا بر حسب زمان و مکان بزه تعریف می‌شوند و در جُرم شناسی، مورد توجه قرار می‌گیرند. مثل قوانین مربوط به رانندگی در حالت مستی که در بعضی از جوامع به طور کلی در طول زمان، دگرگون شده تا امروز به عنوان جُرم شناخته شده است و از نظر قانونی و حقوقی مشمول مقررات کیفری می‌باشد. ماهیت این جرائم با جرائمی که در بالا ذکر شد متفاوت است. دورکهیم (Durkhim) جامعه شناس فرانسوی بزه را چنین تعریف می‌کند "هر عملی وقتی جرم محسوب می‌شود که احساسات قوی و مشخص وجدان جمعی (گروهی) را جریحه دار سازد". بر اساس این تعریف به نظر می‌رسد که برای تعریف بزهکاری همه جوامع نمی‌توانند با یکدیگر هم صدا باشند زیرا قضاوت جامعه در مورد ارزش های اجتماعی ـ فرهنگی باعث می‌شود عملی جرم شناخته شود، نه خصوصیات آن عمل به همین علت تعریف حقوقی بزه و رفتار های بزهکارانه در اثر تغییر باورها، ارزش های یک جامعه می‌تواند دگرگون شود دگرگونی هایی که در این موضوع مشاهده می‌شود، طبیعتاً مطالعه بزهکاری را مشکل کرده و در عین حال گسترش میدهد، تا حدی که امروزه بزه شناسی، دامنه مطالعه خود را به پدیده انحراف از هنجار ها نیز گسترش داده است. بدین معنا که منحرف ضمن اینکه از نظر قانونی مجرم نیست، اما مجری و مطیع قانون هم نیست از دیدگاه روانشناختی اهمیت موضوع رفتار انحرافی، بیم از رفتار بزهکارانه در آینده را مطرح می‌کند. با توجه به مقدمه فوق به نظر می‌رسد که در رویکردهای مختلف به موضوع بزهکاری به گونه ای متفاوت توجه شده است و تعریف بزه از دیدگاه حقوقی، جامعه شناسی و جرم شناسی متفاوت است.

تعریف بزه در رویکرد های مختلف

رویکرد حقوقی جرم

اگر بپذیریم که بزه، تخطی از نظام هنجاری جاری در جامعه است که از طریق قانون جزا می‌تواند قابل پیگرد باشد، می‌توان بزه را هر عملی تعریف کرد که توسط قانون موجب اِعمال کیفر از طرف مقام قضایی است. پیروان این رویکرد هر عملی را که بر خلاف اخلاق و عدالت اجتماعی باشد جرم می‌نامند و هدف از تدوین قوانین کیفری را جلوگیری از رفتار هایی می‌دانند که به نحوی به جامعه و افراد آن آسیب می رساند و نظم اجتماعی را مختل می کند.

رویکرد جامعه شناختی

رویکرد جامعه شناختی بزه عمدتاً بر نظریات دورکهیم استوار است. اگر چه این نظریات عمدتاً پیچیده هستند اما تأثیر آن ها در جرم شناسی، غیر قابل انکار است. بر اساس این نظریه همانطور که قبلاً نیز توضیح داده شد "جرم پدیده طبیعی است و از فرهنگ، تمدن و فضاهای هر اجتماعی ناشی می‌شود". سیر تکاملی فرهنگ ها باعث می‌شود مفهوم بزه، نوع و کیفیت آن نیز دگرگون شود و تجدّد گرایی نیز در این میان نقش مهمی پیدا کند به همین علت این رویکرد در تعریف بزه به هنجار های اجتماعی توجه میکند و عملی را جرم می‌داند که بر خلاف هنجار های جامعه باشد و احساسات و وجدان گروهی یا جمعی را متأثر کند.



خرید فایل



ادامه مطلب
سه‌شنبه 16 آذر 1395 ساعت 07:15

نیاز ورزش به پیوند با علوم اجتماعی

نیاز ورزش به پیوند با علوم اجتماعی

رویکردی اجتماعی به مطالعه ی ورزش

گرایش فزاینده به ورزش باعث پیدایش مسائل و موضوعاتی شده است که ذاتاً ماهیت اجتماعی دارند. از آن جا که نیازهای حقیقی مردم، در واقع از لابلای شرایط اجتماعی و اقتصادی سرچشمه می گیرد و این امر بویژه در پی دگرگونی های ناشی از رهیافتهای تغییر اجتماعی ،عوامل انتقال فرهنگی ،پیشرفت شگفت انگیز فناوری و تکامل شیوه های اطلاع رسانی نمایان تر است، از طرف دیگر، شکی نیست که میان ورزش و نیروهای گوناگون اجتماعی تأثیرات متقابلی وجود دارد ؛بنابراین مسئولان ورزش و تربیت بدنی منطقه باید ابعاد اجتماعی -فرهنگی ورزش را بفهمند و نقشها و تأثیرهای حیاتی این پدیده را درک کنند .همچنین ،باید بکوشند تا با تقویت نظام تربیت بدنی و ورزش ،به سان یک نظام اجتماعی -فرهنگی مهم، معیارها و ملاکهای نوینی را وضع کنند که بتواند پاسخگوی نیازهای کنونی و آینده ی مردم باشد؛ زیرا ماهیت اجتماعی -فرهنگی ما را وا می دارد تا میان ورزش و شاخه های گوناگون علوم اجتماعی پیوند دهیم و مفاهیمی را وضع کنیم که از طریق پی ریزی مبانی نظامهای فرعی نو مانند «جامعه شناسی ورزش»،زمینه این پیوند و ارتباط فراهم شود ،به گونه ای که این مباحث و نظامهای فرعی تمامی مسائل اجتماعی و فرهنگی ورزش را تحت پوشش قرار دهد.

طبیعت اجتماعی ورزش

طبیعت اجتماعی ورزش و فعالیت بدنی ،با تمام وجود، خود را به عنوان یک نمود بارز اجتماعی ،هم بر پژوهشگران اجتماعی ،هم بر عامل تحقیقی در زمینه ی تربیت بدنی و ورزش ،تحمیل می کند.

ورزش پدیده ای اجتماعی -فرهنگی است که پیوندی اندام وار با مجموعه ی نهادها و ساختارهای اجتماعی دارد: بدین معنا که دستاوردهای ورزش و فعالیتهای آن ،بطور کلی یک شاخص عمومی است. از یک سو، می توان از طریق آن درباره ی سطح پیشرفت اجتماعی و فرهنگی یک جامعه وابسته است.به همین دلیل ،تحلیل نهایی شرایط اقتصادی ،اجتماعی ،فرهنگی و حجم و میزان هماهنگی اجتماعی موجود میان این شرایط - از رهگذر شماری از روابط غیر مستقیم است که تعیین می کند ورزش تا چه اندازه می تواند پیشرفت کند و تا چه حد می تواند واپس رود.

اندیشمند و کارشناس روسی علوم ورزشی ،ماتوییف(Matveyev)بر همین مسأله تأکید می ورزد.او معتقد است نتایج تحلیلهای آماری - اجتماعی بر این گواهی می دهد که دستاوردهای ورزشی المپیک (به مثابه ی عالیترین و پیشرفته ترین دستاوردهای ورزشی )ارتباط زیادی با شاخصهای موجود اجتماعی انسان دارد ، شاخصهایی مانند:

-درآمد ملی و میانگین در‌آمد سرانه ؛

« زیرا ورزش نیازمند تسهیلات و پول و سرمایه است که در راه آن هزینه شود».

-کالریهای غذایی برای یک فرد عادی؛

« چرا که تغذیه ی خوب و مناسب ،جوهره ی اصلی ارتقای ورزشی است».

- میانگین عمر فرد؛

« زیرا این امر ،شاخص سطح آگاهی بهداشتی و نیز میزان خدماتی است که فرد در این زمینه دریافت می کند؛چرا که بهداشت و سلامتی شالوده ی پیشرفت ورزشی است».

بالا- میانگین بیسوادان جامعه؛

« زیرا ورزش نوین بر پایه ی شناخت و دانش استوار است و سهولت دستیابی به اطلاعات ،پایه پیشرفت در ورزش می باشد».

نگرش علمی به پدیده ی ورزش تنها از رهگذر علوم طبیعی ،مانند بیومکانیک ،بیوشیمی ،فیزیولوژی و غیره صورت نمی گیرد.بلکه باید از علوم اجتماعی نیز،بویژه در هنگام بررسی ابعاد و جنبه های انسانی ورزش و موضوعات آن کمک گرفت؛زیرا ورزش یکی از گونه های برجسته ی فعالیت انسان است که تنها از رهگذر افراد و گروهها و چارچوبهای اجتماعی ،با همه درونمایه ها و بروندادهای آن ،زمینه پیدایش می یابد.

از وقتی که ورزش به نظامها و نهادهای جامعه راه یافت و مفهوم اجتماعی به خود گرفت؛مضامین فعالیت ورزشی فرد،جز از طریق نهادها و نظامهای اجتماعی ذی ربط،معنایی به دست نمی دهد؛چرا که تفسیر نظری پدیده ی ورزش و کوشش در جهت نهادینه کردن آن ،تنها از خلال چارچوب اجتماعی-فرهنگی آن امکان پذیر است.

چارچوب اجتماعی ورزش می تواند میان ورزش ،به عنوان ارزشها و خصلتهایی اجتماعی ،و گرایشها و آرمانها و انتظارات جامعه هماهنگی به وجود آورد و عملکرد و دستاوردهای ورزشی را در پرتو ارزشهای اجتماعی ،فرهنگی و عقیدتی تفسیر و تبیین کند؛زیرا چارچوب اجتماعی ورزش در سراسر تاریخ بشر همواره گسترش پیدا کرده است ؛هیچ عصری از اعصار و هیچ فرهنگی از فرهنگهای بشر را ،هر چند در ابتدایی ترین چهره ی آن ،نمی توان یافت که ورزش به گونه ای در آن وجود نداشته باشد.

نوع فایل:word

سایز :25.0 KB

تعداد صفحه : 27



خرید فایل



ادامه مطلب
برچسب‌ها: نیاز، ورزش، پیوند، علوم، اجتماعی
سه‌شنبه 16 آذر 1395 ساعت 07:13

مشارکت سیاسی و اجتماعی زنان

مشارکت سیاسی و اجتماعی زنان

چکیده :

غالب جوامع شناخته شده در طول تاریخ در چنبره قدرت و سطیره مردان قرار داشته اند مردان بودند که به وظایف و نقش ها را توزیع می کردند و به رفع حقوق و مقررات می پرداختند و اداره سیاسی و اقتصادی جوامع را به عهده داشتند ظهور اسلام در محیطی که زن را مایه ننگ و شرمساری می دانست تلاش این دین تازه برای زدودن و غبارهای شرک و جهالت و نجات انسانها بویژه جنس زن از غل و زنجیرهای گران جاهلی مدفوعی است که بخشی جداگانه می طلبد عقب ماندگی زنان را باید بیش از هر چیز در فرهنگ مرد سالارانه حاکم بر جوامع گذشته دانست زنان ایران پس از انقلاب در پرتو سیره و سخنان امام به صورت مثبت نسبت به ابعاد مختلف نظام سیاسی حساسیت نشان دادند و رابطه فعالی با آن برقرار کردند امام خمینی ابعادی از مشارکت سیاسی را به عنوان تکلیف مطرح کردند و این حقوق سیاسی را با وظایف شرعی پیوند زدند .

فهرست مطالب

عنوان

1 – چکیده – مقدمه

2 – جهان مردی

3 – وضعیت مشارکت زنان در جوامع امروز

4 – امام و مشارکت سیاسی – اجتماعی زن

5 – ابعاد و زمینه های مشارکت سیاسی – اجتماعی زن

6 – نتیجه گیری

7 – منابع

مقدمه

با پی گیری خط سیر اندیشه حکومتی و رفتار علمی امام چه بینش از انقالب و چه پس از آن به این تقسیم می رسیم که امام از ژرفای عقیده و اندیشه خویش به اصل دخالت انسانها در عرضه سرنوشت ایمان و التزام داشته اند امام به این نکته دقیق تر توجه داشتند که بحران مشارکت بحران مشروعیت را هم از پی خواهد داشت و نظام سیاسی ای که وقار به پیشگیری از پدید آمدم بحران مشارکت نباشد باید منتظر فرو ریختن پایه های مشروعیت خویش و در نهایت فروپاشی خود باشد امام در این اندیشه حکیمانه خویش متاثر از روح آیات وحی است که انسان را مسول سرنوشت خویش و سرنوشت انسان را در گروه اراده و حرکت و اقدام فردا می داند می رسیم به این مساله که آیا در ضرورت مشارکت سیاسی – اجتماعی تعادل بین زن و مرد وجود دراد یا خیر ؟ ما را بر آن داشت که در این باره به جمع آوری گفته های امام (ره ) و بزرگان در این زمینه بپردازیم

نوع فایل:word

سایز :45.7 KB

تعداد صفحه : 20



خرید فایل



ادامه مطلب
برچسب‌ها: مشارکت، سیاسی، اجتماعی، زنان
سه‌شنبه 16 آذر 1395 ساعت 05:34

نیازهای اجتماعی نوجوانان

نیازهای اجتماعی نوجوانان

چنان که اشاره شد نوجوانان به جلب محبت و دوستی همتایان بیش از هر چیزی اهمیت می دهند ؛ می کوشند افراد گروه مورد علاقه شان آنان را بپذیرند یا به اصطلاح قبول داشته باشند. به این جهت غالباً مانند آنان آرایش می نمایند، لباس می پوشند و رفتار می کنند. آنچه برایشان مهم است سازگاری و هماهنگی با رفتار گروه همتایان است. جلب رضایت پدر و مادران گاهی در درجة دوم اهمیت قرار می گیرد.

بر اثر بیداری جنسی ، نوجوانان برای جلب نظر جنس مخالف و ابراز شخصیت نه تنها به حفظ ظاهرشان می پردازند بلکه در رفتار افراد خانواده و در وضع منزلشان نیز اظهار نظر می کنند. همچنین از مقام و منزلت منسوبان و نزدیکان و موفقیتهایشان احساس غرور و سربلندی می کنند .

جامعه ستیزی و بزه کاری

نخستین پدیده های جامعه ستیزی یا رفتار ضد اجتماعی از دورة نوباوگی در کودکان آشکار می شوند پدر و مادران یا معلمانی که بیش از توان و استعداد کودکان انتظار دارند ، یا آنکه آزادی و ابتکارشان را محدود می سازند و مقررات خشک و سختی را به آنان تحمیل می کنند روح پرخاشگری و عصیان را در آنان تقویت می کنند . در این حالت است که کودک کینة پدر و مادر را به دل می گیرد و نه تنها نسبت به مقررات خانواده بلکه به قراردادها و مقامهای اجتماعی نیز بد بین و خرده گیر می شود و در همین دورة کودکی است که پایه های جامعه ستیزی و بزه کاری نوجوانان ریخته می شود.

اینکه بعضی ها اظهار می کنند نوجوانی دورة بزه کاری و رفتارهای ضد اجتماعی است موضوعی قابل بحث است. این نظر را نمی توان دربارة همة نوجوانان نعمیم داد. دلیل افزایش بزه کاری در این دوره شاید آن باشد که چون نفوذ پدر و مادران در نوجوانان کاهش می یابد و نو جوانان به کامجویی و لذت طلبی گرایش دارند دسته هایی بوجود می آورند و رفتارهایی مبنی بر جامعه ستیزی پیشه می کنند. رفتارهای ضد اجتماعی نوجوانان بستگی به نوع محرومیت و جامعة آنان دارد . نوجوانان بزه کار شهری به انواع دزدی ، حتی سرقت اتومبیل ، پخش و مصرف مواد مخدر و جز آن دست می زنند. اگر پدر و مادران نتوانند در رفتار و کردار نوجوانان نظارت کنند و آنان را افرادی سازگار و جامعه پذیر سازند، جامعه از راه قانون آنان را تنبیه خواهد کرد.

در این دوره نوجوانان بهتر از دوره های پیش می توانند آن گونه احساسات و خواستهایی را که قبلا با مخالفت والدینشان روبرو می شد ابراز دارند و به مرحلة اجرا در آورند . بیشتر آنان ارزشها و میراث فرهنگی خودشان را قبول دارند ، چنان که می کوشند دربارة آنها معلومات لازم را کسب کنند و آرزومندند که با تامین آینده اطمینان بخش ، کار ثابت و انتخاب همسر ، خانه و خانواده أی تشکیل دهند . بعضی از آنان در این زمینه موفقیتهای چشمگیری به دست می آورند و برخی به واسطه دوستان نامطلوب ، کجرویهای مستمر و اعتیادهای بنیان کن ، آینده و احیاناً سلامتشان را از دست می دهند . برخی دیگر در حد وسط قرار می گیرند. مختصر آنکه دورة بحرانی نوجوانی نقطة عطفی در زندگی هر کس به شمار می رود نوجوانان را باید با هوشیاری کامل و شیوه های خردمندانه راهنمایی و یاری کرد ، و گر نه هر نوع بی احتیاطی و سهل انگاری برای آنان ، خانواده شان و جامعه زیان بار خواهد بود.

رشد شخصیت نوجوانان

شخصیت عبارت از مجموعه گرایشها و حالتهای رفتاری است که کم و بیش وضع ثابتی دارند و فرد در قبال اوضاع ، مسایل و رویدادهای محیط خود احساسات ، نگرشها و واکنشهای خاصی نشان می دهد. حالت های رفتاری یا به اصطلاح شخصیت ، از راه تقلید و تایید همگان حاصل می شود این حالتها گاهی صفات شخصیت نیز نامیده شده اند و بسیاری از آنها در سن ده سالگی تجلی می کنند. بر اساس صفات و رفتارهای خاص کودکان در ده سالگی می توان پیش بینی نمود که در بزرگسالی دارای چه شخصیتی خواهند بود. شک نیست که فرد در سراسر زندگانی خویش همواره دستخوش دگرگونی های واقع می شود اما صفات اصلی شخصیت و ویژگی های رفتاری او از کودکی یا آغاز نوجوانی طرح ریزی می شوند. اگر جامعه پیوسته در فرد نمایان می گردند و تنها موقعی تغییر می کنند که در نحوة پاداش و معیارهای اجتماعی دگرگونی های فراوانی پدید آمده باشند.

نوع فایل:word

سایز :20.8 KB

تعداد صفحه : 13



خرید فایل



ادامه مطلب
سه‌شنبه 16 آذر 1395 ساعت 05:19

سایه روشنهایی از مسئولیت پذیری (مسئولیت اجتماعی شرکتها)

سایه روشنهایی از مسئولیت پذیری (مسئولیت اجتماعی شرکتها)


در نظرسنجی هزاره درباره مسئولیت اجتماعی شرکتها که در سپتامبر سال 1999 انجام شد، آمده است، «از هر سه شهروند، دو نفر مایلند شرکتها از نقش تاریخی شان که کسب سود، پرداخت مالیات، استخدام کارکنان و تبعیت از تمام قوانین است فراتر روند. یعنی میل دارند شرکتها در تحقق هدفهای اجتماعی گسترده تر نقش بسزایی داشته باشند».

هر وجهـی از کسب و کار دارای یک بعـــد اجتماعی است. مسئولیت اجتماعی شرکتها (CORPORATE SOCIALL RESPONSIBILITY)(CSR ) یعنـی رویــــــه هـای باز و شفاف کسب و کار، یعنی روشهایی که مبتنی بر ارزشهای اخلاقی و احترام به کارکنان، جامعه و محیط زیست می باشد. مسئولیت اجتماعی شرکتها به این منظور برنامه ریزی می شود که برای جامعه به طورکلی و برای سهامداران حامل ارزش پایدار باشد. حوزه مربوط به روش یا رویه کسب و کار دربرگیرنده یکی از پویاترین و چالش پذیرترین موضوعهایی است که امروز رهبران شرکتها با آن روبرو هستند.

برای مدیران امروز دیگر کافی نیست که وظایفی چون برنامه ریزی، سازماندهی و کنترل را انجام دهند و خود را اثربخش بنامند بلکه پاسخگویی به نیازهای جامعه و خواست شهروندان و مشتریان داخلی و خارجی سازمانهایشان از زمره وظایف بااهمیت تـــــر آنان محسوب می شود. می توان گفت همانگونه که مدیران نحوه انجام وظایف سنتی را می آموزند، باید از چگونگی انجام چنین وظایف جدید نیز آگاه شوند زیرا شرایط امروز جهان و فضاهای جدید کسب و کار ایجاب می کند تا رهبران و مدیران سازمانها و شرکتهای بزرگ که در بازارهای جهانـــــی یا بازارهای درحال جهانی شدن نقش فعال و موثر دارند، تمام تلاش خود را متوجه ایجاد ارزش برای تمامی ذینفعان خود کنند و نوعی تعادل میان بخشهای اجتماعــــی، اقتصادی و زیست محیطی کسب و کارشان ایجاد نمایند.

به طورکلی می توان گفت مسئولیت اجتماعی شــــرکتها (CSR) به ارائه روشهایی می پردازد که سازمانها در فضاهای کسب و کار خود به آن عمل کنند و پاسخگوی توقعات جامعه، انتظارات تجاری، قانونی و اخلاقی اجتماعی آنان باشد. چرا که سازمانها مسئولیتهای بزرگـی در زمینه اجتماعی، اقتصادی و محیطی در قبال کارکنـــان، سهامداران، مشتریان، دولت، تامیـن کنندگان و تمامی ذینفعان خود برعهده دارند.

آنچه که می تواند یک اعتماد و اطمینان دوجانبه را فراهم سازد و شرکتها و سازمانها را به انباشت سرمایه و سوددهی هدایت کند، وجود فضایی پر از اعتماد در تجارت و اقتصاد است و این قدم اول است برای پاسخگویی و حساب پـس دهی شرکتها در قبال عملکرد خویش، قدمی که اگرچه لازم است ولی برای مسئول بودن در قبال کلیه ذینفعان ازجمله پیمانکاران، شرکای تجاری، انجمنها و نهادهای مدنی، سازمانهای دولتی و درنهایت کل جامعه کافی نیست. چرا که شرکتها برای بقا و پایداریشان بایستی سوددهی و افزایش سرمایه را در فضای رقابتی باز همراه با عملکردی سالم تحقق بخشند.

درنهایت پایبندی و عمل به مسئولیتهای اجتماعی نیازمند تمرین است و در این تمرین باید که دل را بپردازیم و با ناب ترین ویژگیهای انسانی درهم آمیزیم. باید که ارزشها را در درون باورهای کهنه و رایج اسیر نکنیم و در فضای تنگ و تاریک کج فهمی ها عبوسش نسازیم. مسئولیتهای اجتماعی شرکتها و ارزشهای محوری آنها را فلسفه ای نو، دلی نو، هوایی نو و فضایی نو باید. پایبندی به مسئولیتهای اجتماعی شرکتها و ارزشهای محوری، غفلتی آگاهانه از خویشتن را می طلبد، غفلتی فراجسته و اندیشیده.

عوامل افزایش یا کاهش مسئولیت پذیری شرکتهــا، چگونگی پایش و اندازه گیری مسئولیت پذیری، نقش مدیران در گسترش مسئولیتهای شرکتها و دلایل روانشناختی مسئولیت پذیری یا عدم مسئولیت پذیری بسیاری از شرکتها درجهت احترام به ارزشهای واقعی جامعه، مشتریان خود، مسایل زیست محیطی و استانداردها، از موضوعات و اهداف مهم این گزارش می باشد که با افراد مصاحبه شونده درمیان گذاشته شده است.

کاهش مسئولیتها در قبال نیاز جامعه

تدبیر: آقــای خلیلی لطفاً دلایل کاهش مسئولیت پذیری شرکتها را در قبـــــال مصرف کنندگان، دولت، سهامداران شرکت و خواست کارکنان برشمارید.

در یک بررسی کلی می توان گفت که عواملی نظیر - بزرگ بودن ابعاد و اندازه دولت و تبعیت از قوانین و مقررات ناکارا در دستیابی به اهداف زیست محیطی و اجتماعی و همچنین عدم امکان جایگزینی روشهای نوین غیراجباری با قوانین و مقررات دست و پاگیر - افشانشدن اطلاعات و عدم شفاف سازی شرکتها در راستای تامین منافع مشتریان، کارکنان، اجتماعات، سرمایه گذاران و فعالان سازمانی - حاکمیت نداشتن مشتری در بازار و بی تاثیربودن تصمیمات آنها در رفتار شرکتها - درنظر نگرفتن ملاحظات زیست محیطی و مسئولیت پذیری اجتمـــاعی در ارزیابی سرمایه گذاران - رقابتی نبودن شرایط بازار و عدم انجام اقداماتی توسط شرکتها برای مسئولیت پذیری شرکا و سهامداران - در کاهش مسئولیت پذیری اجتماعی سازمانها و شرکتهای ایرانی موثر بوده اند که به رسم نمونه برخی راهکارهایی که می تواند در تحقق و تقویت مسئولیت اجتماعی شرکتها منشا اثر باشد به شرح زیر بیان می گردد:

نوع فایل:word

سایز :29.9 KB

تعداد صفحه : 47



خرید فایل



ادامه مطلب
سه‌شنبه 16 آذر 1395 ساعت 05:17

عدالت اجتماعی

عدالت اجتماعی

هدف از عدالت اجتماعی:

هـــــــــدف مااز بـــــحث عداــــلت اجتـــــــماعـی بیـــان آیـات و روایاتــی است که قران کریـــم و

پیشوایان معصوم در آن ها به حفظ حقوق، و مســــــــاوی بودن تمام مردم در برابر قانون، ونفی تبعیض و استثمار و ظلم فرمان داده اند.

اســـلام مکتب عدل و اعتدال است، راه مستقیم است، وامت اسلامی امت میانه وسط اســـــــت، نظام آن عادلانه است ،توضیح آن که اگر شک دارد شمشـیر هم دارد اگر برنامه برای سلامتی بدن میدهد توجه به رشـــــد معنوی و روح ما هم دارد، اگر نـــــماز دارد زکوة هم دارد، اگر تولی و دوستی اولیاء خدا دارد تـــبری و دوری از دشمنان هم دارد، اگر از علم طرفداری میکند از عــــــمل هم پشتیبانی می نماید، اگر ایمــان را مطــــرح میکند عمل صالح را هم در کنار آن لازم می داند، اگر فرمان به توکل به خدا میدهد دســتور فعالیت و تلاش هم میدهد ،اگر مالکیت را محترم میشمرد قانون منع ضرر و عدم سوء استفاده از مالــکــیت را هم مطرح میکند، اگر دستور عفو میدهد در اجراء حدود فرمان به قاطعیت و اینکه رحم در شما اثر نکند را نیز دارد.

‍‌خـــدمت امام می گویند فلانی نمازهای با توجهی می خواند میپرسد ‌‌«کیف عقله» طــرز تفکر او چگونه اســت؟ یعنی اگر در عبادت فردی کمالی دارد باید در نحوه تعقل و تفــــکر او هم دقت نمود.

رابطه عدالت اجتماعی با جهان بینی الهی:

یــــک سری شعارهای دهن پرکــن در جامعه است که تا از ریشه ای اصیل مایه نگیرد از مرز شعـــــــار خــــارج نمیشود کلمه عدالت اجتماعی نیز از همان شعارهایی است که تمام رژیم ها از آن دم می زنند و خــود را طرفدار آن می دانند ولی عملاً در هیچ رژیمی شما اثر چشمگیری از آن مشاهده نمیکنــد و این به خــاطر آن است که این شعــار به ریشــه ای متصل نیست.

در اســـــــلام مســـــاوات و بــــرابــــری از ریشـــه هــای عمــیقــی سرچــشمـــه میگـــــیرد از قبیــل اینــکه:

1ـ تمام عالم هستی زیر نظر خدای حکیم است و هرج و مرج نیست تا من هم که جزئـــــــــــی از ایــن عالم هستم به دلخواه خود هر کاری را انجام دهم و فقط خودم مطرح باشم.

2ـ تــمام رفتار و کردار حتی افکارها زیر نظر است و خدای ما در کمــــــین است و همه باید در دادگاه عدل او محاکمه شویم.

3ـ همه ما از خــــاک هستیم و عاقبت همه به سوی خاک بر میگردیم و میان ذرات خاک فرقی نیست تا میان من و دیگری فرقی باشد.

صفحه4،5،6کتاب عدالت اجتماعی

4ـ تمام مردم بندگان خداهستندودوستی آن ها مورد رضای خداست و بهترین مردم خیرخواه تری است.

5ـ تمام (1)

5ـ تمام هستی از مرزو قانون به حقی که آفریدگار برای آن ها مقرر داشته اســــــــت تجاوز نمی کند.

6ـ پدر و مادر همه ما یکی است.

ایــــن تفسیر و تلقی از جهان و انسان که همان جهان بینی الهـــی است مساعدترین زمینه برای پذیرش عدالت است و محیط ورفیق و هوسهاست که این زمینه را از بین میبرد.

عدالت خواهی فطری است :

قرآن می فرماید که ما آشنایی با خوبیها و بدیهــــا را بطور فطری در انسان قرار داده ایـــــــــم.« فالِهمها فجورها و تقویها»‹1›.کودکی را در نظر بگیرید که سیبی به شما می سپارد و می رود آبی می خورد و بر می گردد و همین که می بیند شما کمی از سیب را خورده اید ناراحت می شود با نگاه مخصــوص می خواهد چنین بگوید که من شما را امین می دانستم و سیب اماـــــنت بود و چرا به امانت خیـــــــــــانت کــردید! این معنا در ذهن کودک هست خواه به زبان آورد یا نیاورد.

نوع فایل:word

سایز :175 KB

تعداد صفحه : 32



خرید فایل



ادامه مطلب
برچسب‌ها: عدالت، اجتماعی
1 2 3 4 5 ... 30 >>