X
تبلیغات
رایتل

ایران فایل دانلود

دانلود انواع فایل

سه‌شنبه 16 آذر 1395 ساعت 07:32

اصول کلی حاکم بر روابط بین الملل و تطبیق آن با حقوق اسلام

اصول کلی حاکم بر روابط بین الملل و تطبیق آن با حقوق اسلام

فصل اول

- اهداف

فصل دوم

اصل همزیستی مسالمت آمیز

الف- برداشت پاره ای از محققان

ب- به قرآن رجوع کنیم

فصل سوم

اصل رسالت جهانی

فصل چهارم

اصل اعتزال

1- عدم مداخله

2- بیطرفی

فصل پنجم

اصل وفا به تعهد است

فصل اول

اهداف

منظور از اصل این است:

* یک قاعده بنیادین حقوقی که در سطح بسیار گسترده ای میدان عمل دارد. مانند: اصل لزوم وفا به عهد.

* و یا یک هنجار اصیل و عام که دولت باید در سیاست خارجی خود نخست و پیش از هر چیز آن را مبنای عملکرد خود قرار دهد. در نظام حقوقی اسلام، «اصول کلی» در معنایی گسترده تر، همان قواعد عمومی و جاویدان حقوقی اند که با گذشت زمان و در هیچ شرایطی از اعتبار نمی افتند، مانند: اصل النضرورات تبیح المحرمات (ضرورتها رخصت بخش ارتکاب در منابع اسلامی، به عنوان اصول حاکم بر روابط بین المللی به دست آورده ایم. اما ما هرگز قصد استقصای این اصول را در این مقام نداریم و تنها به عرضه داشت چند اصل بسیار مهم بسند می کنیم.

فصل 2

اصل همزیستی مسالمت آمیز

اسلام در روابط بین الملل، اصل همزیستی مسالمت آمیزرا به عنوان نخستین و مهمترین اصل حاکم، برای پیراوان خود عرضه کرده است. اکنون درباره این اصل که در حقوق بین الملل معاصر بنیادین به شمار می رود، به بحث خواهیم پرداخت.

الف- برداشت پاره ای از محققان

در اینجا بار دیگر یاد آوری نظر برخی از نوسندگان پیرامون این مساله لازم می نماید کم آیا «اصل» در روابط اسلامی با نامسلمانان، همزیستی و تفاهیم است، و یا جنگ و خصومت؟

خدوری بر این باور که: «روابط عادی میان مسلمانان و نامسلمانان هرگز مبتنی بر صلح نبوده» حالت یک جنگ دائمی ر امیانشان حکمفرما پنداشته است. ضمناً نقطه مقابل این نظر هم، از محقق دیگری به نام بوآزار شنیدید که اذغان می داشت، بنا به تحقیق عده ای از محققان اسلامی، در اسلام صلح و همزیستی مبنای گسترش روابط مسلمانان با دیگر ملتها قرار گرفته است.

حال اگر ما نیز بر تایید نظر دوم در این مساله اتخاذ موضع کنیم، شاید بتوانیم پیدیش نظر اول را معلوم امری بدانیم که در کتاب اسلام و حقوقی خود عنوان نکرده اند.

از این گذشته، اهمیت فوق العاده ای که به مساله جهاد داده شده، و جهاد نیز در ذهن بسیاری به مفهوم «جنگ تعرضی» نقش بسته است، عده ای را به این نتیجه گیری غلط رسانیده که بپندارند مبنای حقوق بین الملل در اسلام، همان جنگ و ستیز همیشگی با کفار است. بنابر چنین ره گم کردگی، دیگر شگفت نیست اگر پاره ای از نویسندگان حتی اسلام را دین شمشیر هم معرفی می کنند. منتسکیو، متفکر بزرگ فرانسوی، بر اثر مطالعات و دید محدود خود درباره اسلام چنین می نویسد:

«وقتی به نتایج اخلاقی مذهب مسیح و اسلام برمی خورید، بدون تردید این فکر به خاطر می رسد که باید مذهب مسیح را قبول کرد، زیرا مذهب مسیح اخلاق را تعدیل و برعکس مذهب اسلام، باعث تشدید اخلاق می شود... دیانت اسلام که به زور شمشیر بر مردم تحمیل شده، چون اساس آن متکی بر جبر و زور بوده، باعث سختی و شدت شده است و اخلاق و روحیات مردم را تند می کند.»

در وارد آوردن چنین اتهامی بر اسلام، منتسکیو یگانه مدعی متفکران غرب نیست، بلکه بسیاری از خاور شناسان و اسلام شناسان نیز با همین طرز تفکر، روح مسالمت جوی اسلام را تخطئه کرده اند. ولی ما با مراجعه به تاریخ، این نکته را روشن کردیم که روحیه تعرض طلبی و ستیزه جویی، آن هم تا سرحد انسانی و دردمنشانه اش، از آن مسیحیان بود و نه مسلمانان.

یکی دیگر از دانشمندان اسلامی که صلح را مبنای روابط طبیعی اسلام و دیگر ملل دانسته، محمود شلتوت، بزرگ فقیه مصری است. وی با بیانی ساده، به ذکر برخی مبانی اسلامی پرداخته است و با تکیه بر وحدت بشری و برابری همه انسانها در وظایف و حقوق، به ذکر برخی مبانی اسلامی پرداخته است و با تکیه بر وحدت بشری و برابری همه انسانها در وظلایف و حقوق، می نویسد:

«اسلام از همین رو سیاست صلح جویانه ای به مسلمانان توصیه کرده تا هم بر روابط خودشان با یکدیگر حاکم باشد، و هم بر روابط شان با دیگر ملتها. بدین لحاظ صلح به عنوان حالت اصلی رابطه میان انسانها، زمینه همکاری می شود. از این رو، اسلام تنها چیزی که از نامسلمانان خواسته این است که مزاحمت خود را از حریم دعوت و نیز پیروان این آیین به دور نگاه دارند. اما این که خودشان هم با زور و اکراه مسلمان بشوند، هرگز! افانت تکره الناس حتی یکونوا مومنین.

شلتوت می افزاید:

«اسلام هرگز این حالت طبیعی و اصیل را رها نمی کند، مگر در صورتی که دستی به خصومت به سویش دراز شود و کارشکنیها و مشکلات، سرراهش را بگیرند، و عده ای بکوشند تا با خشونت و زور، مردم را از گرایش به آن بپراکنند. تنها در چنین صورتی است که اسلام از پیروان خود می طلبد که تجاوز را با تجاوز پاسخ گویند، تازه آن هم به انگیزه که بار دیگر جو مسالمت آمیزی پدید آید، و عدالت همچنان استوار و پا برجا باقی بماند. از این رو اسلام هم جنگ تجاوزگرانه را تحریم کرده (که انگیزه زورگویی وفشار آوردن بر بندگان خدا دارد)، و هم تجاوز در جنگ را: الذین للذین بقاتلون بانهم ظلمو و ان الله علی نصرهم لقدیر. الذین اخرجو من دیارهم بغیر حق الا ان یقولو ربنا الله و قاتلو فی سبیل الله الذین یقاتلونکم والا تعتدو ان الله لا یحب المعتدین

بنابراین، می توان اصل همزیستی مسالمت آمیز را ، نخستین اصل حقوقی و روابط بین المللی اسلامی تلقی کرد. چه مقضای فطرات انسان در مناسبات و روابط خود با همنوعانش، حالت همزیستی و مسالمت است. اما جنگ و ستیز یک عارضه است که از انحرافهای روانی و خارج شدن از مسیر عواطف اصیل بشری بر می خیزد. گرچه فقها هرگز این سوال را در تحقیقات خود طرح نکرده اند که آیا در زمینه روابط بین المللهمزیستی اساس و پایه است و جنگ عارضه (یعنی مختص حالات اضطراری) ، یا برعکس؟ ولی با برون جستن از انحصار مدارک مربوط به جهاد (و حتی با بازنگری و عمیقتر نگریستن به همین مدارک به نظر ما) می توان اثبات اصل همزیستی را از سایر مدارک و منابع فقهی به دست آورد.

اکنون به کتاب و سنت مراجعه کنیم تا در حدودی که فراخور چارچوب بحث ماست، انعکاس اصل همزیستی را در آنها در یابیم.

ب- به قرآن رجوع کنیم

اینک نگرشی به برخی از آیات ما را سودمند خواهد بود:

1) ایمان (گرایش قلبی به دین) هرگز تحمیل نمی پذیرد

به این نکته بسیار اساسی که حاکی از یک امر ساده فطری در وجود انسان است، در آیات متعدی اشاره رفته است، مانند:

قل الله اعبد مخلصا له دینی... فاعبدوا ماشئتم

«بگو: تنها خدا را می پرستم، و هم خالصانه برایش بندگی می کنم. حال بروید و هر چه نه او می خواهید، پرستش کنید.»



خرید فایل



ادامه مطلب
سه‌شنبه 16 آذر 1395 ساعت 03:12

سیاست جنایی اسلام

سیاست جنایی اسلام

چکیده : (سیاست جنایی ) در مفهوم موسع و حقوقی - اجتماعی خود(در مقابل مفهوم مضیق و معادل (سیاست کیفری ) )در دهه های اخیر مطرح و کم و بیش در کشورهای اروپای قاره ای به عنوان یک دیسیپلین (رشته آموزشی - پژوهشی ) نوین مورد قرار گرفته است. از جمله مطالعاتی که در این قلمرو به عمل آمده عبارت است از این که ،این مقوله ، با بذل توجه به (عناصر نامتغیر) موجود درهر سیاست جنایی (جرم -انحراف وپاسخ دولتی - پاسخ اجتماعی )و (روابط) اساسی و فرعی موجود بین این عناصر، (تحلیل ساختاری ) و (مدل بندی ) شده است. در این روش بررسی ، (جرم ) به عنوان نقض هنجارهای لازم الاتباع غالبا" حقوقی (نرماتیویته - باید بودن ) و (انحراف ) بعنوان نقض هنجارهای غالب اجتماعی یا حالت عدم تطابق با میانگین رفتاری (نرمالیته - وضعیت غالب موجود رفتاری ) تعریف شده است. با توجه به فراگیر بودن هنجارهای حقوقی (احکام خمسه تکلیفیه ) در اسلام ، برای مطالعه سیاست جنایی اسلام تقسیم رفتارهای ناقض هنجار به (جرم ) و (انحراف ) - در مفاهیم یادشده چندان عملی نمی باشد. با این وجود، در نظام هنجاری اسلام رفتارهای کنترل شده از رفتارهای آزاد متمایز می باشند.

از اینرو، نگارند این مقاله ، در راستای بررسی (سیاست جنایی اسلامی ) براساس روش تحلیل ساختاری ، تقسیم بندی رفتارها را بر پایه تفکیک (منطقه کنترل شده رفتاری ) و (منطقه آزاد رفتاری ) در سیاست جنایی اسلام مناسب و عملی تشخیص داده و در صدد ارائه یک الگو و کادر مطالعاتی برای بررسی دو عنصر نخستین از عناصر سیاست جنایی اسلام برآمده است. از آنجا که مقصود از (مقصود کنترل شده رفتاری ) منطقه ای است که نقض هنجار در آن توسط فرد حائز شرایط مسئولیت کیفری با ضمانت اجرای - اصولا"- کیفری مواجه می شود، در این کنکاش ، منطقه کنترل شده رفتاری در اجتماع سه منطقه (الزام ) و (مسئولیت ) و (کیفر) دیده شده است. دراین راستا، در این نوشته به عناصر،ارکان و نیز مسائل و موضوعات مربوط به هر یک از مناطق سه گانه تشکیل دهنده منطقه کنترل شده رفتاری در سیاست جنایی اسلام که باید در آموزش و پژوهش این بخش از سیاست جنایی اسلام بدانها پرداخته شوداشاره شده است ، با این مقصود که این کنکاش چهارچوب و الگویی برای آموزش و پژوهش تفصیلی موضوع و زوایای مختلف آن فراهم آورد.

واژگان کلیدی :

الزم ، مسئولیت ، کیفر، کیفرزدایی ، اختلاف آراء، تغییر، تنوع ، انعطاف پذیری .

بسترسخن

دینایی غرب در طول تاریخ ناهمگون خود دو نظام هنجاری متضاد و دو دیدگاه کاملا" متغایر به خود دیده است : توتالیتاریسم جاهلی پایی و شاهی که تا دو قرن پیش حاکم بود و هرکس (حتی صغار و مجانین واحیانا" حیوانات ) را انجام هر کاری ناخوشایند حاکمان ، بدون تعریف و تحدید قانونی ، سرمی کوفت ، و انارشیسم وبی هنجاری ، یا در شکل ظاهر فریب آن ، (الغاگرایی ) مطلق که در دهه های پایان قرن بیستم میلادی از جایگزینی واژه های جرم ، مجرم ومجرمیت با تعابیری چون (عمل قابل تاسف ) ، (رفتارهای نامطلوب ) ، (اشخاص درگیر)و (موقعیت های مسئله دار) و نیز از حذف جزا و حتی قضا سخن گفت .

با توجه به بیگانگی اینگونه تئوری های نافی هنجاروهنجارمندی حقوقی یا ردکننده مطلق جرم انگاری و کیفررسانی پاره ای ازهنجار شکنی ها از واقعیت های اجتماعی ، چنین نظریه هایی بیشتر به هذیان گویی های منقطع از واقعیت های عینی به نظر می رسد که بیشتر عکس العمل تفریطی نامعقول در مقابل افراط های جاهلی قرون گذشته اروپاییان به شمار می آید. چرا که وجود هنجارهای لازم الاتباع و وجود نقض این هنجارها توسط بخشی از افراد جامعه ، چنانکه ضرورت وجودی پاسخ کیفری جامعه به پاره ای از این هنجارشکنی ها(به عبارت دیگر، وجود جرم و مجازات ) لازمه حیات اجتماعی بشر بوده و قابل رد و تکذیب نمی باشد مگر در نظریه پردازی اوتوبیک .

آنچه که واقعیت دارد این است که با گام نهادن اروپا در عصر (باززدایش ) و در قرن روشنگری (قرن هجدهم میلادی ) و به طوراخص ، پس از جنگهای هولناک اول و دوم بین الملل ،با رواج هر چه بیشتر اندیشه های حقوق بشری و اولویت یافتن (آزادی ) ، به عنوان (نخستین دارایی و سرمایه انسانیت ) ، دایره ممنوعات رفتاری تنگ شده و دامنه آزادی های فردی گسترش پیدا کرده ونظام هنجاری و مبانی و قلمرو آن تحول یافته است. توسع مفهومی (سیاست جنایی ) و رواج نسبی تاکتیک هایی از قبیل (جرم زدایی ) ، (کیفرزدایی ) و (قضا زدایی ) محصول این تحول عمده در نظام هنجاری لابیک - لیبرال غربی بوده است .

به طوری که در مقالی مستقل توضیح داده ایم ، استاد برجسته فرانسوی ، مادام دلماس مرتی ، براساس و در ادامه این تحول ، تحلیل ساختاری سیاست جنایی و مدل بندی آن را مطرح و در آثارخود پی گیری نموده است. در این راستا، وی با تقسیم بندی (پدیده مجرمانه ) به (جرم ) و (انحراف ) ، این دو عنصر را در کنار دو عنصر دیگر، (پاسخ دولتی ) و (پاسخ اجتماعی ) ، عناصر نامتغیردر هر سیاست جنایی دانسته و بر اساس روابطی که بین این عناصر چهارگانه وجود دارد سیاست جنایی را به پنج مدل تقسیم کرده است. این تئوریسین نامدار سیاست جنایی در رد دیدگاه جنبش الغاگرایی ، مبنی بر جایگزینی واژگان جرم و مجرمیت با تعابیری چون (موقعیت های مسئله دار) ، اشکال آن را در ادغام و تداخل همه موقعیت های نقض هنجار در این ( زبان جدید) دانسته و گفته است که ضرورت و اهمیت دارد که ، با تفکیک دو مفهوم جرم و انحراف ، منطقه کنترل شده رفتاری از منطقه آزاد رفتاری متمایز ومنفک شود.(1)

ما در روند مطالعه (سیاست جنایی اسالم ) ، در مفهوم موسع سیاست جنایی و بر اساس روش تحلیل ساختاری ، در بررسی (رفتارهای ناقض هنجار) در این سیاست جنایی ، به جای تقسیم بندی (پدیده مجرمانه ) به (جرم ) و (انحراف ) با انتخاب اصطلاح (منطقه کنترل شده رفتاری ) ، در مقابل منطقه آزاد رفتاری ( که استاد دلماس - مرتی تمایز ان دو را هدف از تفکیک دو مفهوم جرم دانسته است )، رفتارهای ناقض هنجار را تحت عنوان (منطقه کنترل شده رفتاری ) مطالعه کرده ایم 0 چرا که با توجه به فراگیربودن هنجار حقوقی (احکام خمسه تکلیفیه ) در نظام هنجاری اسلام ، تقسیم هنجار (نرم ) به نرماتیویته ) (باید بودن ) و نرمالیته (وضعیت غالب رفتاری فاقد الزام و ضمانت اجرای حقوقی ) و در نتیجه ، تقسیم هنجار شکنی به جرم (نقض نرماتیویته ) و انحراف (نقض نرمالیته ) در سیاست جنایی اسلامی چندان عملی نمی باشد. در عین حال ، در سایه اصل قانونی بودن جرم و مجازات ، منطقه کنترل شده ومنطقه آزاد رفتاری در این سیاست جنایی متمایز و قابل برررسی و شناسایی می باشند.

حال که بااین بیان مقدماتی انگیزه انتخاب عنوان بحث و نیز جایگاه پژوهش درباره (منطقه کنترل شده رفتاری ) در یک کنکاش کلی و جامع راجع به سیاست جنایی اسلام دانسته شد، به عناصر تشکیل دهنده این منطقه می پردازیم .

مقصود از (منطقه کنترل شده رفتاری ) منطقه هنجارانگاری شده حقوقی است که با ضمانت اجرای کیفری (دنیوی ) حمایت شده است. افعال و تروک فعلی که مستوجب مجازات (در معنای اعم ) می باشند در این منطقه قرار دارند. بر این اساس ، برای تحقق و تشکیل این منطقه باید سه عنصر جمع باشند: اولا"، فعل یا ترک فعل به صراحت قانونی الزامی باشد، ثانیا" فاعل یا تارک فعل از نظر کیفری مسئول شناخته شود، و ثالثا"، برای تخلف از الزام مجازات پیش بینی شده باشد. بنابراین ، منطقه کنترل شده رفتاری در سیاست جنایی اسلامی از جمع سه منطقه تشکیل می شود: منطقه الازم (الف )، منطقه مسئولیت (ب ) و منطقه مجازات (ج ).

الف - منطقه الزام

مسائل عمده ای که در برررسی منطقه الزام در سیاست جنایی اسلامی قابل توجه می باشند عبارتنداز:

نخست ، تجزیه احکام فراگیر تکلیفی (هنجارهای حقوقی )به احکام الزام آور، احکام غیرملزمه و احکام اباحه 0 احکام ملزمه عبارتند از احکام خاص یا عام مفید وجوب یا حرمت انجام عملی ، با وعده ثواب بر طاعت و فرمانبری و وعید عقاب بر معصیب و نافرمانی ، احکام غیرملزمه عبارتند از احکام ندب و کراهت که یا ترجیح فعل بر ترک یا ترجیح ترک بر فعل ، بدون افاده الزام و بدون وعید عقاب بر تخطی ، فعل یا ترک فعل ار توصیه می کنند، وبالاخره ،احکام اباحه احکام خاص یا عمومات واطلاعات و قواعدی است که جواز و اتباحه عملی را- به حکم اولی یا ثانوی - افاده می کنند. با این تفصیل دانسته می شود که در سیاست جنایی (تقنینی ) اسلام دو منطقه رفتاری وجود دارد که با حاکمیت (اصل قانونی بودن ) در این سیاست ، از یکدیگر متمایز می باشند: منطقه کنترل شده (واجب وحرام )، مستند به قوانین الزام آورد ومنطقه آزاد(مستحب ، مکروه و مباح )، هستند به احکام مرجحه غیر ملزمه و احکام اباحه 0 در منطقه آزاد رفتاری قانون گذار اسلامی شهروندان را در انتخاب روش زندگی آزاد گذاشته و در منطقه کنترل شده فعل یا ترک پاره ای از افعال را لازم دانسته و با پیش بینی ضمانت اجرای کیفری آزادیهای فردی را در محدوده این الزامات محدود نموده است .



خرید فایل



ادامه مطلب
برچسب‌ها: سیاست، جنایی، اسلام
دوشنبه 15 آذر 1395 ساعت 21:43

فلسفه مجازات در اسلام

فلسفه مجازات در اسلام

چکیده:

درک درست از فلسفه مجازات ها در نظام جزایى، تاثیر مهمى درشکل گیرى ساختار آن نظام و تعیین مجازات ها دارد. آنگاه به طرح مهم ترین نظریات دانشمندان غربى پیرامون فلسفه مجازات هاپرداخته و ضمن بیان این نکته که غالب این دیدگاه ها تک بعدى است، نگاه همه جانبه اسلام در تشریع مجازات ها به ابعاد گوناگون حیات انسان را سبب برترى دیدگاه اسلام در فلسفه مجازات هامى داند. سپس به تشریح دیدگاه اسلام مى پردازد و به این مسئله مبنایى تاکید مى ورزد که توجه اسلام به ابعاد اخروى حیات انسان،دریچه نوینى را در فلسفه مجازات ها مى گشاید و برپایه همین مبنامى توان گفت که همه مجازات ها در اسلام برخاسته از رحمت الهى نسبت به مجرم و سایر انسان ها است. او سپس با استناد به روایات،آشکار مى سازد که چگونه مجرمان با مجازات هاى دنیوى از عذاب اخروى رهایى مى یابند و بدین سان مجازات براى مجرم نیز جلوه گاه رحمت پروردگار مى گردد.

در عین حال از نظر اسلام، ابعاد فردى و اجتماعى در زندگى دنیوى انسان نیز در تشریع مجازات ها مورد توجه است و با مراجعه به آیات و روایات مى توان از تشفى خاطر بزه دیده و اصلاح و تربیت مجرم به عنوان ابعاد فردى و از اجراى عدالت، حفظ نظم اجتماع وجنبه هاى بازدارندگى مجازات ها به عنوان ابعاد اجتماعى مورد نظراسلام نام برد.

کلید واژگان: مجازات اسلامى، فلسفه مجازات، فلسفه احکام،کرامت انسانى، رحمت الهى، مجازات اخروى، حدود شرعى،قصاص، عدالت.

بر اساس معارف اسلامى، انسان از کرامت برخوردار است و این امتیاز او ناشى از برخوردارى او از اختیار، آزادى، علم و اندیشه است. این ویژگى ها به او امتیاز بخشیده و موجب گشته تا انسان،تنها خلیفه الهى بر روى زمین قرارگیرد ((206)) و مورد توجه وتکریم پروردگار واقع شود و بر سایر مخلوقات برترى و فضیلت یابد. ((207)) از آنجا که به لحاظ منطقى، همه مجازات ها متضمن تحمیل درد ورنج بر مجرم است و طبع انسانى آن را نپسندیده و در شرایط عادى آن را انتخاب نمى کند، معمولا اثرى ناخوشایند بر مجازات شونده دارد، لذا این پرسش مطرح مى شود که اگر انسان موجودى داراى کرامت است، چرا در اسلام به جاى باز پرورى مجرم، دست به مجازات و تنبیه او مى زنند؟ ((208))، زیرا اعمالى مانند شلاق زدن وحبس کردن، شخصیت و کرامت انسان را زیر سؤال مى برد و این درحالى است که انسان مجرم به صرف ارتکاب جرم از انسانیت ساقط نمى گردد.

علاوه بر آنکه این مجازات، موجب ایجادمحدودیت در اختیار و آزادى انسان که از صفات و ویژگى هاى کرامت بخشى اوست مى گردد. قبل از بررسى این پرسش ذکر چندنکته لازم است:

1 - بر خلاف بسیارى از دیدگاه هاى موجود در فلسفه مجازات که بر حفظ کرامت مجرم استوار نیست - که در صفحات بعدى ذکر مى گردد - در دیدگاه اسلام، مجازات مجرم نیز در فرایند نگاه انسانى به مجرم و از باب لطف و رحمت بر او به شمارمى آید ((209)) و با کرامت انسانى او در تنافى نیست هر چند درپاره اى از موارد، رعایت مصالح عموم جامعه اقتضاهایى دارد که در جاى خود به تفصیل طرح مى شود .

2- بحث فلسفه مجازات از این روى حائز اهمیت است که چگونگى اجراى آن به ویژه در تعیین تعزیرات که بسته به نظرقاضى است همواره باید مد نظر قانونگذار باشد. اگر هر یک ازوجوه فلسفه مجازات در اسلام ثابت شد و یا از اهمیت بیشترى برخوردار بود، مى بایست نوع و مقدار مجازات به گونه اى باشد که تامین کننده فلسفه آن باشد، زیرا در غیر این صورت کارایى خود رااز دست مى دهد.

همانطور که هرگاه در غرب هر یک از آرا موجود در فلسفه مجازات مطرح شد در تحول نظام قضایى و کیفیت مجازات اثرگذار بود، یکى از آثار مستقیم فلسفه مجازات، تاثیر آن در شکل دهى اصول حاکم بر مجازات مى باشد که در قسمت دوم مقاله ذکرمى شود.

4- در این مقاله سعى شده تا بیشتر روى مطالبى بحث و تحقیق صورت گیرد که کمتر مورد توجه واقع شده است و آن فلسفه مجازات در اسلام مى باشد. لذا مباحث مقدماتى و نظریات اندیشمندان غربى و غیر آن به صورت خلاصه و در حد نیاز طرح مى گردد و از آنجا که بحث فلسفه مجازات در کتب فقهى، بسیارمحدود مطرح شده است، سعى شده با یارى گرفتن از آیات وروایات و بیانات اندیشمندان مسلمان به بررسى فلسفه مجازات ازدیدگاه اسلام بپردازیم .

فلسفه دین و فلسفه احکام مجازات و کیفر، یکى از نهادهاى هر جامعه است که مى توان ازفلسفه و حکمت هاى نهفته در آن سخن گفت. اما در این جا مراد ازفلسفه به معناى عام آن که بحث از هستى شناسى باشد، نیست،بلکه مراد، تامل نظرى و تحلیل و کاوش عقلانى درباره یک پدیده است که در مجازات، بحث از مبانى و اهداف آن، صورت مى گیرد،همانگونه که فلسفه دین به مثابه کوششى براى بررسى عقلانى دعاوى یک دین معین، تلقى مى شود و همواره از تعلق خاطر به یک دین خاص یا قسمتى از دین آغاز مى گردد، ولى در حقیقت هدف ازآن، داورى در باره آن دین خواهد بود. این بررسى مى تواند خارج ازشرایط ى که ما در آن به صراحت به دین بما هودین، دلبسته شده ایم به حساب آید. ((210)) بحث از فلسفه احکام، یعنى کوششى عقلانى براى دستیابى وشناخت مصلحت و مفسده نوعیه اى که زیربنا و اساس یک حکم شرعى است و رسیدن به اهدافى که براى وضع این قوانین در نظرگرفته شده است. لذا فلسفه احکام الزاما به معناى بررسى عقلانى جداى از شرع نیست، به خلاف فلسفه دین که کوشش عقلانى برون دینى است. البته سخن از فلسفه احکام و فلسفه مجازات، بحثى درون دینى اما اعم از مباحث فقهى - به معناى تعیین وظیفه مکلف - خواهد بود. البته حائز توجه است که هرچند کوششى عقلانى است اما ابزار و شواهدى که عقل با کاوش و تامل در آنها به مقصود نائل مى شود، همواره از قضایاى مستقل عقلى نیست، بلکه عقل براى شناخت درست فلسفه احکام و مصون ماندن از آنچه شاید رهزن عقل گردد، از خود دین و بیانات وارد در آن کمک مى گیرد تا بتواند به فلسفه اى که مد نظر شارع مقدس در تشریع این حکم بوده، پى ببرد، همانگونه که در روایات متعددى - مانند آنچه شیخ صدوق(ره) در کتاب علل الشرائع جمع آورى کرده است - به فلسفه و حکمت احکام اشاره شده است.

البته براى پى بردن به هدف واقعى قانونگذار - علاوه برتصریحات او - کوشش عقلانى با مطالعه تحلیلى و نسبت سنجى میان اجزاى مختلف نظام حقوقى نیز مفید است .

شناخت اهداف کلى و کلان یک نظام حقوقى - که در ادیان الهى، سعادت ورستگارى انسان و جامعه است - و مطالعه در شیوه اجراى مجازات ها مانند اجراى علنى برخى از آنها و اختیار جلسه غیرعلنى توسط قاضى و کیفیت سقوط برخى از مجازات ها و تبدیل قصاص به پرداخت دیه و سقوط کیفر یا تخفیف آن در اثر توبه مجرم نیز، انسان را در شناخت فلسفه و اهداف مجازات یارى مى کند.

فصل اول : ضرورت مجازات و فلسفه آن در این فصل، بحث را از ضرورت مجازات آغاز کرده و در ادامه به فلسفه مجازات و بیان دیدگاه هاى مختلف مى پردازیم:

1- ضرورت مجازات در هر جامعه اى حقوق ویژه اى براى افراد آن در نظر مى گیرند،مانند حق حیات، حق آزادى، حق برخوردارى از امنیت، حق مالکیت و ده ها حقوق دیگر که برپایى نظام آن اجتماع و حیات آن، منوط به رعایت آن حقوق است و اگر اجازه نقض این حقوق داده شود، دیگر نظم و تعادل جامعه از دست رفته و حقوق فردى واجتماعى افراد پایمال مى شود. بر این اساس در همه جوامع - حتى جوامع بدوى - براى حفظ نظم و ثبات جامعه، بر اجراى یک سلسله مقررات پافشارى مى کنند تا در پرتو اجراى آن، نظم وتعادل جامعه تامین شود. در این راستا، مجازات مجرم توجیه پیدامى کند و مجازات او در راستاى ترجیح مصالح عالیه جامعه برمصلحت افراد است، زیرا انسان هاى دیگرى که در جامعه زندگى مى کنند نیز داراى کرامت هستند و ما نمى توانیم به صرف حفظ کرامت یک فرد به او اجازه دهیم به دلخواه عمل کند و در این میان متعرض حق حیات، حق مالکیت، حق آزادى و سائر حقوق افرادشود که خود از ویژگى هاى کرامت سایر انسان ها است. همان طورکه برخوردارى انسان از اختیار و قدرت انجام عمل از ویژگى هاى ممتاز اوست، اما انجام عمل از روى اختیار، انسان را در قبال آن مسئول مى سازد و باید پاسخگوى اعمال خود باشد .

در حقوق جزا به منظور دفاع از نظم عمومى، منافع عمومى، حفظ ارزش ها و حمایت از افراد و حقوق آنان، واکنش هایى را در نظرمى گیرند و وظیفه اعمال مجازات ها را در مقابل کسانى که به حقوق عمومى تعرض مى کنند بر عهده حکومت ها گذارده اند، پس از همین جا ضرورت مجازات مرتکبان جرم روشن مى شود . لذامى بینیم در حدیث حنان بن سدیر، امام باقر(ع) مى فرماید : «حد یقام فی الارض ازکى فیها من مطر اربعین لیلة وایامها»، ((211)) «حدى که بر روى زمین اقامه مى شود، براى آن از باران چهل شبانه روزى مفید تر است».

همان طور که وجود آب براى ادامه حیات بر روى کره زمین لازم و ضرورى است، ضرورت اقامه حدود الهى نیز همینگونه مى باشد،بلکه مانند باران چهل شبانه روز است که موجب سیراب شدن زمین و جانداران موجود در آن و رشد گیاهان مى شود. همین مضمون در چند روایت دیگر نیز از پیامبر اسلام(ص) ذکر شده است . ((212)) ابوبصیر به واسطه چند راوى در حدیثى طولانى نقل مى کند که امیرالمؤمنین على(ع) هنگام اجراى حد زنا که به اصرار و اقرار خودزن صورت مى پذیرفت، روى به آسمان کرد و فرمود : «اللهم انه قد ثبت علیها اربع شهادات و انک قد قلت لنبیک(ص) فیمااخبرته من دینک : یا محمد من عطل حدا من حدودی فقد عاندنی وطلب بذلک مضادتی». ((213)) «بارالها ! به درستیکه بر این زن چهار بار شهادت(و اقرار به این عمل) ثابت شده است، و به درستى که در ضمن آنچه از دینت به پیامبرت(ص) خبر دادى، فرمودى : اى محمد ! هر که حدى ازحدود مرا تعطیل کند، با من دشمنى کرده و با این عمل خواستارمقابله با من شده است.» این حدیث نیز، گویاى ضرورت اجراى مجازات و جایگاه ویژه ومهم حدود الهى است که به سادگى نمى توان از آن گذشت.

با توجه به این نکته که خداوند، تعطیلى آن را به معناى مقابله با خودقلمداد کرده و از طرفى براى ذات بى نیاز الهى، نفعى در تشریع احکام وجود ندارد و تنها براى تعالى و کمال انسان ها وضع شده اند، فایده و ضرورت آن در حیات مادى و معنوى جامعه بشرى به خوبى روشن مى شود .

2- نظریات مختلف در فلسفه مجازات فلسفه مجازات ((214)) و چگونگى توجیه اخلاقى آن، همواره مرکز گفتگوها بین حقوقدانان، فیلسوفان، و جامعه شناسان بوده است. در دیدى کلى مى توان از دو منظر کاملا متفاوت به این موضوع پرداخت : دیدگاه گذشته نگر و دیدگاه آینده نگر .

در دیدگاه گذشته نگر، نتایج بعدى مجازات ملاک نیست، بلکه تاکید برخطایى است که مجرم انجام داده است، همانگونه که ارسطو هدف از اعمال مجازات را، ترمیم خطاهاى گذشته مى داند.لذا این نظریه بر مفاهیمى از قبیل استحقاق و تناسب جرم ومجازات تاکید دارد. دیدگاه آینده نگر نیز بر پایه توجیه مجازات بر اساس تحصیل اهدافى در آینده استوار است، اهدافى که انتظارمى رود به واسطه مجازات و یا نوع خاصى از آن، تامین گردد که منشا آن را باید در زمان افلاطون جست و جو کرد. ((215)) در ادامه، خلاصه اى ((216)) از نظریات معروف در فلسفه مجازات را ذکر کرده تا امکان مقایسه میان نظریات آنان و نظریه اسلام به وجود آمده و در تبیین اصل بحث نیز مؤثر باشد. در دو نظریه نخست، هدف مجازات با توجه به حق قربانیان جرم، توجیه مى گردد و در چند نظر بعدى، هدف مجازات با توجه به مجرم وجرم او و جامعه تعیین مى گردد.

نظریه اول : تشفى خاطر و ارضا در نظریه «تشفى خاطر» ((217))، هدف مجازات با توجه به حق قربانیان جرم توجیه مى گردد و اعتبار مجازات، ناشى از رضایت خاطرى است که در قربانى جرم و اطرافیان وى ایجاد مى کند.مجازات، وسیله انتقام و اقناع احساس رنجشى است که به طورطبیعى در قربانى ایجاد شده و تردیدى نیست که این احساس رنجش زمانى تسکین مى یابد که عامل ایجاد آن دستگیر و درمحضر عدالت حاضر شود. اگر قربانیان جرایم،امیدى به سپرده شدن مجرمین به دست عدالت نداشته باشند، خودشان قانون را به دست مى گیرند و این امر به انتقام ها و ضد انتقام هاى نامنظم منجرمى گردد .

نظریه دوم : جبران خسارت در نظریه جبران خسارت ((218)) نیز هدف مجازات با توجه به حق قربانیان جرم و جبران خسارت بزه دیده، توجیه مى گردد. طبق این نظریه، بازگرداندن و جبران خسارتى که بزه دیده متحمل شده است هدف مجازات مى باشد. زندانى کردن سارق - به ویژه باتوجه به ارتزاق زندانى از مالیات - و حتى با ملاحظات مربوط به اقناع حاصل از تماشاى مجازات مجرم، از دید قربانى در برابرضررى که متحمل شده است، جبران خسارتى ناچیز و اندک است.بنابراین، ایده اصلى در نظریه جبران این است که نظام کیفرى، زیان هاى وارده بر قربانیان جرایم را تا جایى که امکان داردجبران کند، مانند محاسبه خسارات وارده بر قربانى و کار کردن مجرم در زندان و پرداخت بدهى او پس از کسر هزینه هاى زندان،به قربانى .

نظریه سوم :نظریه فایده اجتماعى «ژان ژاک روسو» در کتاب «قرارداد اجتماعى»، مجازات را با در نظرگرفتن فایده اجتماعى آن ((219)) توجیه مى کند. او معتقد است که افراد بشر که آزاد به دنیا آمده و آزادانه در طبیعت زندگى مى کنند،به تنهایى قادر به حفظ خود و دفاع در مقابل عوامل طبیعى نیستند.بنابراین براى محافظت خود به دور یکدیگر گرد آمده و با هم «قرارداد اجتماعى» منعقد مى کنند. در چنین جامعه اى هرگاه کسى مرتکب جرم شود، با میل و اراده، قراردادى را که با جامعه بسته بود نقض کرده است و حکم مجازات، اعلام مى کند که این شخص قرارداد اجتماعى را نقض کرده است و عضو جامعه نیست و چون تعهد خود را لغو کرده باید به عنوان پیمان شکن، تبعید و یا به اسم دشمن جامعه، نابود گردد و جامعه حق دارد که چنین فردى را به مجازات برساند.

«بکاریا» ((220)) نیز معتقد بود که غرض از مجازات آن است که متهم و دیگران در آینده مرتکب چنین جرمى نشوند و از این مسیر، سودى نصیب جامعه مى گردد.

«بنتام» نیز این هدف را مطمح نظر قرار داده است.

نظریه چهارم : کاهش جرم، پیشگیرى و ارعاب عده اى بر این باورند که مجازات با دوشیوه مهم پیشگیرى ((221)) وارعاب، ((222)) میزان جرم را کاهش مى دهد. این نظر و نظریه بعدى نیز بر اصالت فایده استوار است . بر این اساس اگر براى مجرم، ط ى مدت خاصى موانعى وجود داشته باشد - مثلا زندانى گردد - باعث کاهش میزان کل جرایم ارتکابى در طول زندگى فردمى گردد و کمترین حد آن، این است که ط ى مدت حبس، مرتکب جرم دیگرى نخواهد شد.

ایده محورى ارعاب این است که ترس ازدستگیرى و اجراى کیفرى، مجرمین را از ارتکاب جرم منصرف مى کند. در نتیجه، مجازات باعث کاهش وقوع جرم خواهد شد واگر کیفر ارعابى صورت نگیرد، ممکن است دیگر افراد جامعه نیزمرتکب جرم شوند. در این توجیه، علاوه بر مجرم، کل افرادجامعه مورد توجه قرار دارند.

نظریه پنجم :اصلاح و تربیت مجرمان والاترین هدفى که دانشمندان حقوق جزا براى مجازات قائلند،اصلاح و تحول ((223)) مجرمان است تا پس از مجازات، وى راچون فردى سالم و شرافتمند تحویل جامعه داد. این نظریه نیز زیرمجموعه مکتب دفاع اجتماعى است که معتقد است یکى ازوظایف اولیه دولت در اجراى مجازات هاى سلب کننده آزادى،اصلاح و تربیت مجرمان مى باشد. طرفداران این نظریه معتقدندکه کیفر دیدن مجرم، ضربه روحى دردناکى بر وى وارد مى آورد وبدین ترتیب او خواهد فهمید که راهش خطا بوده و ممکن است تصمیم بگیرد که زندگى خود را در آینده اصلاح کند.

نظریه ششم :مکتب عدالت مطلقه از جمله نظریاتى که مبتنى بر سزادهى و مکافات مجرم است،اجراى «عدالت مطلقه» مى باشد. از بنیانگذاران آن مى توان «اما نوئل کانت» فیلسوف مشهور آلمانى و «ژوزف دومستر»، را نام برد.«کانت» نفع و یا دفاع اجتماعى را که «بنتام»، آن را ستوده بود،بى معنا مى داند و بر این باور است که «عدالت» و «اخلاق» ایجاب مى کند که بزهکار کیفر ببیند . هدف مجازات، صرف نظر ازسودجویى و رفع ضرر، همان کیفر و سزاى عمل خلاف اخلاقى است که اتفاق افتاده است و حتى اگر از نظر مجازات فایده اى نیزبراى جامعه متصور نباشد و یا دیگر جامعه اى وجود نداشته باشدو قرار است منحل شود، اجراى آن به لحاظ تجاوز به حریم اخلاق و عدالت ضرورى است و آخرین وظیفه این جامعه قبل از انحلال،مجازات مجرم است. در این صورت، اجراى مجازات از نظر نفع اجتماعى عملا امر بى فایده اى است. با وجود این، «عدالت مطلق» و«نظم اخلاقى» که بالاتر و والاتر از نفع اجتماعى است، اجراى چنین مجازاتى را مسلم و ضرورى مى کند. ((224)) در این میان تئورى مختلط ((225)) نیز با ترکیب دو یا چند مورد ازموارد فوق مى تواند به وجود آید.

با ذکر تئورى هاى فوق، روشن شد که آنها تک بعدى بوده و به همه زوایاى فلسفه مجازات توجه نکرده اند، اما با بیان تئورى اسلام،روشن مى شود که در مجموعه منابع دینى به موارد متعددى از آنهااشاره شده است که در این مقاله به جهت بررسى دیدگاه اسلام ازنقد و بررسى بیشتر آنها گذشته و به بیان دیدگاه اسلام مى پردازیم فصل دوم : فلسفه مجازات در اسلام.



خرید فایل



ادامه مطلب
برچسب‌ها: فلسفه، مجازات، اسلام
دوشنبه 15 آذر 1395 ساعت 19:35

بررسی حاشیه نشینی در تهران( اسلام شهر )

بررسی حاشیه نشینی در تهران( اسلام شهر )

پژوهش انجام شده که در ارتباط با حاشیه نشینی در تهران و به مطالعه موردی منطقه اسلام شهر پرداخته ، با هدف تبیین فرایند شکل گیری ، دگرگونی و تغییرات پدیده و نیز عوامل داخلی و خارجی مؤثر بر آن و فراهم کردن بستر لازم برای ارزیابی عینی نتایج و بازخوردهای سیاست ها و روش های برخورد با پدیده صورت گرفته است.

در انجام این پژوهش از روش کتابخانه ای استفاده شده و از پژوهش هایی که در داخل کشور صورت گرفته همچنین اخذ مطالب از پژوهشهایی که در خارج ازی کشور صورت گرفته توسط اینترنت آن بر محتوا و پویایی آن افزوده شده است.

در این پژوهش فرآیند، چگونگی و عوامل مؤثر در شکل گیری و دگرگونی سکونتگاههای خودرو در ایران و منطقه کلانشهری تهران ، تبیین تفاوتها و عدم تشابه فرایند و عوامل مؤثر بر شکل گیری و دگرگونی سکونتگاههای خودرو در ایران، نقش ، عملکرد و ویژگیهای عام سکونتگاههای خودرو در ایران و منطقه شهری تهران در مراحل شکل گیری و گذار، انطباق چارچوب نظری عام پژوهش بر شرایط ایران و منطقه شهری تهران، تبیین سکونتگاهها خودروی ایران از دیدگاه کلان نظری ، مطالعات لازم انجام شده.

سپس موقعیت و وسعت استان تهران و در مراحل بعدی جمعیت و مهاجرت ، بررسی مقایسه ای برخی شاخصهای اقتصادی – اجتماعی شهرستانهای استان تهران ( در مقایسه با سطح استان و کشور) ، توزیع جغرافیایی مهاجرین در استان تهران ، سپس ویژگیهای طبیعی استان تهران شامل آب و هوا ، زمین شناسی ، وضعیت گسلها و زلزله خیزی ، ارزیابی منابع اراضی و طبقه بندی اراضی ، منابع آب سطحی و زیرزمینی ، پوشش گیاهی ، اکولوژی و محیط زیست ، کاربری اراضی ، زراعت و باغداری ، دامداری و سپس به صنایع تبدیلی ، اقتصاد کشاورزی و نظام بهره برداری و قابلیتها و محدودیتهای اصلی توسعه استان تهران شناسایی گردیده است.

بخش بعدی ابتدا تعاریف، ویژگیها و فرایند ایجاد سکونتگاه خودرو که شامل ویژگیهای فیزیکی ، اجتماعی و حقوقی (قانونی) و دیگر سکونتگاههای خودرو، تحول تاریخی واژه سکونتگاه خودرو ، فرایند ایجاد سکونتگاه خودرو، رویکردها نسبت به سکونتگاه خودرو، نقش آتی سکونتگاههای خودرو در مسکن شهری همچنین به دو مورد پژوهشها یکی در مصر و دیگری در بنگلادش پرداخته که تمامی مطالب این بخش برگرفته از اینترنت و سپس ترجمه شده است.

مرور نظریات و دیدگاهها پیرامون زمینه ها و ابعاد اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی پیدایش سکونتگاههای خودرو که در آن به تعریف، مشخصات و ویژگیهای بخش غیررسمی، اهمیت و کارکردهای بخش غیررسمی و نقش آنها در تأمین مسکن و شکل دهی سکونتگاههای خودرو و بعد مشخصات و ویژگیهای فرهنگی ، اجتماعی و اقتصادی سکونتگاههای خودرو و سپس در مرحله بعد به تجزیه و تحلیل یافته های مرتبط با وضعیت اقتصادی در شهرستان اسلام شهر پرداخته شده که در آن وضعیت هزینه (درآمد) ، قیمت واحد مسکونی ، وضعیت ترکیب شغلی ، وضعیت مکان شغل ساکنین و وضعیت تغییر (تحرک) شغلی در اسلام شهر

سپس به تحلیل یافته های مرتبط با وضعیت اجتماعی و فرهنگی در اسلام شهر که شامل ترکیب قومی و مکان سکونت قبلی ساکنین ، ارتباط ساکنین با محل تولد ، میزان ، نوع و جهت پیوندهای اجتماعی ، نوع و میزان سازمان یافتگی و تشکل پیوند اجتماعی ، نوع و نحوه نگرش ، مسائل و مشکلات ، ویژگیها و مشخصات بافت در اسلام شهر که شامل بافت روستایی ، بافت حاشیه ای و کاملاً خودرو (یک شبه ساخت) ، بافت های طراحی شده و جدید ، بافت های در حال گذار و شکل گیری در مرحله بعد نتایج تحقیقات و مطالعات سیاسی در مورد سکونتگاه اسلام شهر و نتیجه گیری در آن در بخش آخر به نقش و جایگاه منطقه ای سکونتگاه اسلام شهر طی مراحل رشد و شرکت در تقسیم کار با شهر اصلی (مادر) که در آن به میزان و جهت ارتباط سکونتگاه اسلام شهر با شهر مادر و با یکدیگر طی مراحل رشد، میزان ارتباط اقتصادی و نظام فعالیتی سکونتگاه اسلام شهر طی مراحل رشد، جایگاه منطقه ای سکونتگاه اسلام شهر طی مراحل رشد و چشم انداز آتی و سازمان سیاسی اداری سکونتگاه اسلام شهر طی مراحل رشد.

بخش نهایی که به پیشنهادها و راهکارهای مختلف در زمینه برخورد با پدیده حاشیه نشینی اختصاص یافته با تکیه بر توانهای ساکنین آنها بسامان کرد و کیفیت سکونت در آنها را ارتقاء بخشید، همچنین این مجموعه ها راه حلی جهت حل مشکل مسکن و سرپناه و تولید مسکن در مجموعه کلانشری است و بایستی با شناخت منطق شکل گیری و تحول این کانونهای حاشیه ای آنها را برنامه دار کرد.

در هر حال اما چنین نگرشی در سالهای اخیر سیاستها و راهکارهای برخورد با سکونتگاههای خودرو را بیش از سایر دیدگاهها تحت تأثیر قرار داده است به نحوی که آنها از این پس نه یک مسأله بلکه یک راه حل تلقی می شوند و اغلب پروژه های ارتقاء کیفیت سکونت و تأمین زمین و خدمات با تکیه بر راه کارهای مشارکتی متأثر از این شیوه نگرش است.

برخی حتی به مسائل بنیادی تر چون یکنواختی و عدم تنوع اجتماعی – اقتصادی در ترکیب جمعیت ساکن و محدودیت شدید نفوذ عناصر ونهادهای مدنی به این سکونتگاهها و شکل گیری حیات مدنی در این سکونتگاهها اشاره کرده و اساساً آنها را در تحلیل نهایی پدیده ای ناقص الخلقه می دانند که البته گریزی هم از آنها وجود ندارد.

فهرست مطالب

مقدمه ۱۴
تصویر ۱-۱: توسعه تهران از سال ۱۲۰۰ الی ۱۳۷۰ هجری شمسی ۱۵
۱-۱-۱- نظریات مرتبط با فراغت ۲۰
۱-۱-۲- اهداف گذران فراغت ۲۱
۱-۱-۳- ویژگیهای فعالیتهای فراغتی ۲۲
۱-۱-۴- کار دلخواه و آزاد در وقت آزاد ۲۴
۱-۱-۵- فراغت و تفریح در دین ۲۵
۱-۱-۶- ابعاد اقتصادی گذران فراغت ۲۶
۱-۱-۷- تأثیرات عدم برنامه ریزی فراغت ۲۶
۱-۱-۸- تقسیم بندی وقت آزاد ۲۸
۱-۱-۹- نیازهای امروزی به فعالیتهای فراغتی ۲۹
۱-۱-۱۰- تأثیر اوقات فراغت در معماری ۳۱
۱-۱-۱۱- جهانی شدن برنامه ریزی گذران فراغت ۳۲
۱-۱-۱۲- سابقه برنامه ریزی فراغت در ایران ۳۳
۱-۱-۱۳- بخشهای موثر در برنامه ریزی فراغت ۳۳
۱-۱-۱۴- تمهیدات کالبدی و راهکارهای عملی تفریح ۳۴
۱-۱-۱۵- فضاهای فراغتی تهران ۳۵
۱-۱-۱۵-۱- سیر تحول کاربری گذاران اوقات فراغت در تهران ۳۷
• حکومت صفویه و قاجاریه : ۳۷
• حکومت پهلوی اول ۳۸
• حکومت پهلوی دوم ( ۲۵ ـ ۱۳۲۰ ش ) ۳۸
• حکومت پهلوی دوم ( ۴۵ ـ ۱۳۲۵ ش ) : ۳۹
• حکومت پهلوی دوم ( ۵۷ ـ ۱۳۴۵ ش ) : ۳۹
• حکومت جمهوری اسلامی‌( بعد از بهمن ۱۳۵۷ ) ۴۰
تبیین نیاز ـ شرایط خاص تهران ۴۱
الف ـ جمعیت شهری ۴۱
ب ـ ترکیب سنی جمعیت ۴۲
ج ـ نظام تعطیلات و مرخصی ۴۴
۱-۱-۱۵-۳- فرصتهای گذران اوقات فراغت در تهران ۴۵
۱-۱-۱۵-۴- طبقه بندی فعالیتهای گذران اوقات فراغت در تهران ۴۶
۱-۱-۵-۵- ویژگیهای عرضه تسهیلات گذران اوقات فراغت در محیط بیرون شهر تهران ۴۶
۱-۱-۱۵-۶- ویژگیهای عرضه تسهیلات گذران اوقات فراغت در درون شهر تهران ۴۷
• تحلیل و جمع بندی ۴۹
۱ ـ ۲ ـ فضاهای جمعی ۵۲
مقدمه ۵۲
۱ ـ ۲ ـ ۱ ـ تمدن و جامعه ۵۲
۱ ـ ۲ ـ ۲ ـ تمدن و شهر ۵۳
۱ ـ ۲ ـ ۳ ـ شهر و حیات مدنی ۵۳
۱ ـ ۲ ـ ۴ ـ فضای جمعی ۵۴
۱ ـ ۲ ـ ۵ ـ فضای شهری ۵۵
۱-۲-۵-۱- کارکردهای فضاهای شهری ۵۸
۱-۲-۵-۲- اهمیت پیاده روی ۵۹
۱-۲-۵-۳- ساخت فضای شهری ۶۰
• میدان ۶۱
• خیابان ۶۲
۱ ـ ۳ ـ انسان و طبیعت ۶۳
۱ ـ ۳ ـ ۱ ـ انسان و طبیعت در تمدن ایران ۶۳
• باغهای مسطح و کم شیب : ۶۷
• باغهای شیبدار و صفه بندی شده : ۶۷
• باغهای احداثی در زمینهای عارضه دار : ۶۷
۱ ـ ۴ ـ ۱ ـ آب در باغ ایرانی ۶۹
۱ ـ ۴ ـ ۲ ـ گیاه در باغ ایرانی ۶۹
۱ ـ ۴ ـ ۳ ـ اصول طراحی باغ ایران ۶۹
الف ) سلسله مراتب ۶۹
ب ) تقارن ۷۰
ج ) مرکزیت ۷۰
د ) ریتم ۷۰
هـ ) استقلال و تشخیص فضاها ۷۱
و ) تنوع در وحدت ، وحدت در تنوع ۷۱
ز ) طبیعت گرایی و بهره گیری از منظر ۷۱
۱ ـ ۵ ـ چشم اندازهای فرهنگی ۷۴
موزائیک وسیع ۷۵
• گزینش دشوار ۷۵
• حمایت جهانی ۷۶
۱ ـ ۶ ـ حس قداست ۷۸
۱ ـ ۷ ـ ۱ ـ گردشگری و گردشگران در ایران ۸۲
۱ ـ ۷ ـ ۲ ـ اکوتوریسم ۸۳
• امکان سنجی جاذبه های اکوتوریسم در ایران ۸۳
۱ ـ ۸ ـ طرح منظر ۸۴
۱ ـ ۸ ـ ۱ ـ منظره پردازی ۸۸
۱ ـ ۸ ـ ۱ ـ ۱ـ منظره پردازی در هنر اروپا ۸۹
• منظره پردازی های آرمانی : ۸۹
• منظره پردازی طبیعت گرا : ۹۰
• منظره پردازی نمادگرایانه : ۹۰
۱ ـ ۸ ـ ۱ ـ ۲ ـ منظره پردازی در ایران ۹۰
فصل دوم ۹۲
مطالعات بستر ۹۲
فرحزاد در گذر زمان ۹۳
۲ ـ ۱ ـ شناخت تاریخ منطقه ۹۴
سفر امامزاده داوود ۹۴
درختهای توت وقفی ۹۶
راه امامزاده داوود ۹۷
سنگ مثقال ـ ینجه زار ۹۸
معجزات امامزاده ۹۹
امامزاده داوود ( از توابع قصبه کن ) ۱۰۱
۲-۲- مطالعات اقلیمی‌ ۱۰۷
• زمین شناسی ۱۰۷
• آب و هوا ۱۱۰
بارندگی ۱۱۰
دما ۱۱۱
یخبندان ۱۱۱
فشار جو : ۱۱۲
نم نسبی : ۱۱۲
ابرناکی : ۱۱۲
ساعات آفتابی : ۱۱۲
باد : ۱۱۳
• ویژگیهای طبیعی ۱۱۳
زمین لرزه های تاریخی : ۱۱۳
۲ ـ ۴ ـ ۱ ـ شناخت سازمان فضایی : ۱۱۵
۲ ـ ۴ ـ ۱ ـ ۱ ـ نظام توزیع عناصر : ۱۱۵
• توده و فضا ۱۱۵
• تراکم ۱۱۵
• کیفیت بناها ( قدمت ) ۱۱۵
۲ ـ ۴ ـ ۱ ـ ۲ ـ نظام توزیع کاربریها : ۱۱۶
۲ ـ ۴ ـ ۲ ـ شناخت ساخت فضایی ۱۱۸
۲ ـ ۴ ـ ۳ شناخت فضای شهری ( جمعی ) ۱۱۸
• تجزیه و تحلیل فضاهای شهری : ۱۱۸
فضای شهری ( ۲ ) ۱۱۹
نتیجه گیری : ۱۱۹
۲ ـ ۴ ـ ۴ ـ شناخت سیمای شهر ۱۲۰
۲ ـ ۴ ـ ۴ ـ ۱ ـ سیمای بیرونی شهر ( نمای از دور شهر ) ۱۲۰
• عوامل سازنده سیمای بیرونی شهر ۱۲۰
۲ ـ ۴ ـ ۴ ـ ۲ ـ سیمای درونی بافت ۱۲۲
۱ ـ راه ۱۲۲
۲ ـ گره ۱۲۳
۳ ـ نشانه ۱۲۳
۴ ـ لبه ۱۲۴
۵ ـ محله ۱۲۵
۲ ـ ۶ ـ ۱ ـ وضعیت و عوارض اجتماعی توسعه در محدوده ۱۲۷
۲ ـ ۶ـ ۱ ـ ۱ ـ تغییرات اکولوژی اجتماعی ۱۲۷
۲ ـ ۶ـ ۱ ـ ۲ ـ تعارض طبیعت و شهر ۱۲۸
۲ ـ ۶ ـ ۱ ـ ۳ ـ نا امنی اجتماعی ۱۲۸
۲ ـ ۶ ـ ۱ ـ ۴ ـ افول نقش فراغتی و تفریحی محدوده ۱۲۹
۲ ـ ۶ ـ ۲ ـ وضعیت مالکیت اراضی ۱۲۹
۲ ـ ۶ ـ ۲ ـ ۱ـ نحوه حقوقی مالکیت اراضی ۱۲۹
منابع طبیعی ۱۲۹
مالکیت عرفی اراضی روستا ۱۳۰
حرایم و اراضی طرح دار : ۱۳۰
۸-۲ ـ تحلیل نیروهای موثر بر حوزه ۱۳۲
۲ ـ ۸ ـ ۱ ـ شبکه حمل و نقل ۱۳۲
۲ ـ ۹ ـ ۱ ـ کلیات طرح تفصیلی ۱۳۴
۲ ـ ۹ ـ ۲ ـ طرح جامع قدیم تهران ۱۳۴
۲ ـ ۹ ـ ۳ ـ طرح اجرایی تهران ( ۱۳۵۰ ) ۱۳۵
۲ ـ ۹ ـ ۴ ـ طرح جامع توسعه جهانگردی در ایران ( ۱۳۵۱ ) ۱۳۵
۲ ـ ۹ ـ ۵ ـ طرح جامع جدید ساماندهی تهران ( ۱۳۷۰ ) ۱۳۶
۲ ـ ۹ ـ ۶ ـ طرح مطالعات ساماندهی گردشگاههای تهران ( ۱۳۷۴ ) ۱۳۶
۲ ـ ۹ ـ ۷ ـ طرح بهسازی منطقه فرحزاد ( ۱۳۷۲ ـ شهرداری تهران ) ۱۳۷
نتیجه گیری ۱۳۸
فصل سوم ۱۳۹
امکانات و محدودیتها ۱۳۹
۳ ـ ۱ ـ امکانات و محدودیتهای طبیعی ۱۴۰
امکانات ۱۴۰
محدودیتها ۱۴۰
۳ ـ ۲ ـ امکانات و محدودیتهای کالبدی ۱۴۱
امکانات ۱۴۱
محدویتها ۱۴۱
۳ ـ ۳ ـ امکانات و محدودیتهای اجتماعی ۱۴۲
امکانات ۱۴۲
محدودیتها ۱۴۲
فصل چهارم ۱۴۳
اهداف کلی و اهداف عملیاتی ۱۴۳
۴ ـ ۱ـ اهداف کلی ۱۴۴
۴ ـ ۲ ـ اهداف عملیاتی ۱۴۴
فصل پنجم ۱۴۵
برنامه های پیشنهادی ۱۴۵
۵ ـ ۱ ـ برنامه کاربری اراضی ۱۴۶
اهداف ۱۴۶
۵ ـ ۲ ـ برنامه حمل و نقل و زیر ساختها ۱۴۶
۵ ـ ۲ ـ ۱ ـ برنامه حمل و نقل ۱۴۶
اهداف ۱۴۶
۵ ـ ۲ ـ ۲ ـ برنامه زیر ساختها ۱۴۶
اهداف ۱۴۶
۵ ـ ۳ ـ برنامه مدیریت آب ۱۴۷
اهداف ۱۴۷
۵ ـ ۴ ـ برنامه نظام فضای باز و سبز ۱۴۷
اهداف ۱۴۷
۵ ـ ۵ ـ برنامه طراحی شهری ۱۴۸
اهداف۱۵۰



خرید فایل



ادامه مطلب
برچسب‌ها: بررسی، حاشیه، نشینی، تهران(، اسلام، )
دوشنبه 15 آذر 1395 ساعت 19:29

بررسی جایگاه و نقش حقوق بشر دوستانه در اسلام و اسناد بین المللی

بررسی جایگاه و نقش حقوق بشر دوستانه در اسلام و اسناد بین المللی

حقوق بشردوستانه یکى از مباحث مهم حقوق بین‌الملل است که به حمایت از قربانیان جنگ و کاهش خشونت پرداخته و بدون توجه به علت جنگ و قانونی یا غیرقانونی بودن و صرف نظر از اینکه قربانیان متعلق به کدام یک از دو طرف درگیری هستند ،‌از آنها حمایت می کند. مقررات حقوق بشردوستانه ، از خشونت بی اندازه در جنگها جلوگیری کرده و حق دولتها را در انتخاب سلاح ها و روشهای جنگی محدود می نماید ، به همین دلیل آنرا حقوق در جنگ یا حقوق جنگ هم می نامند.

حقوق بشر دوستانه مورد تأکید ادیان آسمانى بخصوص دین مبین اسلام می باشد. اسلام در زمان بروز جنگ قانون گسترده ای را بر پایه عدل، رحمت و رعایت حقوق انسانی تدوین نموده است و از غیر نظامیان و افراد خاص همچون ، زنان ، کودکان وسالخوردگان حمایت می نماید و کشتار آنان را نهى می فرماید. برای بیماران، مجروحان، نابینایان و افراد افلیج نیز مصونیت قائل شده و درباره حقوق اسیران، توصیه‌هاى فراوانی را ایراد نموده است.

در عرصه بین الملل هم طی سالیان متمادی معاهدات و اسناد بسیاری در خصوص افراد در گیر جنگ و غیر نظامیان و سایر افرادی که به نوعی با مخاصمات مسلحانه در ارتباط هستند در نظر گرفته شده است. جامعه جهانی با تصویب کنوانسیون های بین المللی مانند کنوانسیون ،ژنو و لاهه و سایر کنوانسیون ها سعی در ایجاد یک اصول اساسی بشر دوستانه در زمان رخداد های جنگی دارد . این کنوانسیون ها، قوانینی هستند که رعایت آنها، اگر چهاز وقوع جنگ جلوگیری نمیکند،اما دردها و آسیبهای انسانی را تا حدودی از طرفین مخاصمه میکاهد. مقایسه بین حقوق بشر دوستانه در اسلام و مقررات امروزی،نشان میدهد که حقوق اسلامی در این زمینه هم به لحاظ تاریخی و هم به جهت داشتن احکام بشر دوستانه بسیار غنی تر از حقوق بشر دوستانه کنونی است .

واژگان کلیدی: حقوق بشر دوستانه، اسلام، حقوق بین الملل، مخاصمات مسلحانه، غیرنظامیان، اسناد بین المللی.

فهرست مطالب

چکیده1

مقدمه2

الف- اهمیت موضوع2

ب- اهداف تحقیق4

ج- پرسش های تحقیق4

د- فرضیه های تحقیق5

ه- روش تحقیق5

و- سازماندهی تحقیق5

بخش اول- کلیات6

فصل اول – واژه شناسی و بررسی مصادیق حقوق بشر دوستانه8

مبحث اول- واژه شناسی و تعاریف8

گفتار اول- مفهوم حقوق بشر دوستانه8

بند اول –معنا8

بند دوم – تعریف8

بند سوم- رابطه حقوق بشر دوستانه و حقوق بشر9

گفتار دوم - پیشینه تاریخی 10

مبحث دوم- شناسایی اصول و اهداف12

گفتار اول – اصول و قواعد حقوق بشر دوستانه12

بند اول -اصول حقوق بین الملل بشر دوستانه12

بند دوم- قواعد اساسی حقوق بین المللی بشردوستانه13

بند سوم- اصول حاکم بر درگیری­های مسلحانه14

گفتار دوم- اهداف وانگیزه14

فصل دوم- شناسایی انواع و منابع مخاصمات مسلحانه 14

مبحث اول- انواع در گیری های مسلحانه 15

گفتار اول-چگونگی اجرای حقوق بشر دوستانه15

بند اول – درگیری های مسلحانه بین المللی 15

بند دوم- درگیری های مسلحانه غیر بین المللی ..16

بند سوم-تفاوت مخاصمات مسلحانه بین المللی و غیر بین المللی17

گفتار دوم- منابع حقوق بشردوستانه در مخاصمات مسلحانه بین المللی18

بند اول- عرف18

بند دوم- اصول کلی حقوقی18

بند سوم- معاهدات بین المللی18

گفتار سوم -قلمرو حقوق بشردوستانه در مخاصمات مسلحانه19

مبحث دوم- جنایات جنگی ومداخله بشر دوستانه 21

گفتار اول-شناسایی مخاصمات مسلحانه (جنگ21

بند اول-محدودیت‌ها ی عملیات جنگی21

بند دوم-تعریف جنایات جنگی22

بند سوم- تقسیمات جنایات جنگی از حیث صلاحیت جهانی24
بند چهارم-انواع دادگاه های جنایات جنگی25

گفتار دوم- اهمیت مداخله بشر دوستانه در حقوق بین الملل27

بند اول-تعدیل اصل عدم مداخله در امور داخلی دولت ها29

بند دوم- رابطه حاکمیت و مداخله بشر دوستانه در رویه سازمان ملل31

بند سوم- رابطه حاکمیت و مداخله بشر دوستانه در رویه قضایی بین المللی37

بند چهارم- توجیه مداخله در قلمرو حاکمیت دولت ها38

گفتار سوم- حقوق بشر دوستانه و مبارزه با تروریسم40

بند اول – اصول عمومی حقوق بشردوستانه در مبارزه با تروریسم40

بند دوم - تروریسم در مخاصمه مسلحانه بین المللی44

بند سوم - تروریسم در مخاصمه مسلحانه غیر بین المللی46

بند چهارم – حقوق بشر دوستانه از حادثه 11 سپتامبر تا کنون48

بخش دوم –حقوق بشر دوستانه در اسلام و عرصه بین الملل 49

فصل اول- حقوق بشر دوستانه در اسلام50

مبحث اول - اصول اولیه حقوق بشر دوستانه در اسلام50

گفتار اول- رعایت حقوق بشر دوستانه در مخاصمات51

بند اول-تاریخچه جنگ در اسلام53

بند دوم-اصول بنیادین بشر دوستانه اسلامی54

گفتار دوم ـ ویژگى هاى جنگ در اسلام55

بند اول ـ در راه خدا بودن55

بند دوم ـ عادلانه بودن56

بند سوم ـ دفاعى بودن57

بند چهارم ـ انسانى بودن60

مبحث دوم- قواعد حقوق بشر دوستانه در اسلام62

گفتار اول- تفکیک بین نظامیان و غیر نظامیان62

بنداول- حقوق غیر نظامیان در جنگ از دیدگاه قرآن63

بند دوم- حقوق غیر نظامیان از دیدگاه روایات و سیره ائمه معصومین (ع64

بند سوم- حقوق غیر نظامیان از دیدگاه فقه68

گفتار دوم - حمایت از غیر نظامیان در اسلام70

بند اول- اطفال تبعه دشمن70

بند دوم- حقوق زنان70

بند سوم- حمایت از افراد سالمند72

بند چهارم- حمایت از بیماران، مجروحان و سایر افراد خاص73

بند پنجم- حمایت از افراد مذهبی74

بند ششم- حمایت از نمایندگان و فرستادگان74

گفتار سوم- حقوق اسیران جنگی75

بند اول- رفتار انسانی با اسرا75

بند دوم- حفظ وحدت خانوادگی اسرا78

بند سوم- آزادی اسیران79

فصل دوم- حقوق بشر دوستانه در عرصه بین الملل81

مبحث اول- قواعد و مقررات حقوق بشر دوستانه در عرصه بین الملل81

گفتار اول- تمایز غیر نظامی از نظامی81

گفتار دوم –حمایت عام از افراد غیرنظامی84

بند اول- احترام به گروه های انسانی84

بند دوم- حمایت خاص از برخی طبقات افراد غیرنظامی 84

بند سوم - رنج و عذاب غیرنظامیان86

مبحث دوم- اسناد بین المللی حقوق بشر دوستانه87

گفتار اول - بررسی کنوانسیون های ژنو88

بند اول- کنوانسیون اول ژنو در مورد وضعیت مجروحین و بیماران در میادین جنگی89

بند دوم- کنوانسیون دوم ژنو راجع به بهبود سرنوشت زخم داران، بیماران و غریقان نیروهای مسلح در دریا89

بند سوم - کنوانسیون سوم مربوط به رفتار با اسیران جنگی91

بند چهارم- کنوانسیون چهارم مربوط به حمایت از افراد غیرنظامی در دوران جنگ92

بند پنجم – پروتکل های الحاقی به کنوانسیون های ژنو92

گفتار دوم- اسناد مربوط به حمایت ازحقوق کودک93

بند اول - نقش سازمان های دولتی94

بند دوم- نقش سازمانهای غیردولتی ومجامع عمومی94

گفتار سوم - اسناد مربوط به منع کاربرد سلاح های شیمیایی95

گفتار چهارم- کنوانسیون 1954 لاهه در مورد حفاظت از میراث‏ فرهنگی در زمان جنگ95

بند اول – زمان رسمیت کنوانسیون96

بند دوم- منابع کنوانسیون و ارتباط آن با سایر اسناد بین المللی96

بند سوم - دامنه شمول کنوانسیون به لحاظ اعضای متعاهد96

بند چهارم- روشهای اجرائی97

بند پنجم- ضمانت اجرای کنوانسیون97

گفتار پنجم- اساسنامه دیوان بین المللی کیفری98

بند اول- نسل کشی یا ژنوسید99

بند دوم- جنایت علیه بشریت99

بند سوم- جنایت جنگی99

بند چهارم- جنایت علیه صلح100

نتیجه گیری101

ضمائم103

منابع و ماخذ106



خرید فایل



ادامه مطلب
دوشنبه 15 آذر 1395 ساعت 17:44

بررسی جهانی بودن تربیت با استفاده از آموزه های اسلام

بررسی جهانی بودن تربیت با استفاده از آموزه های اسلام

- تربیت عملی است عمدی و آگاهانه و دارای هدف از سوی فردی بالغ به منظور ساختن، پروردن و دگرگون کردن فرد.

- تربیت پروردن قوای ذهنی، ادراک، حافظه، تداعی معانی، دقت و اراده است.

- تربیت کوششی است برای ایجاد تغییرات و رشد و نمو، آشکار کردن، فعلیت دادن استعدادها و قوای پنهانی.

فهرست مطالب

فصل اول ۱

کلیات طرح ۱

۱-۱مقدمه ۲

۱-۲بیان مسأله ۴

۱-۳ اهداف تحقیق ۹

۱-۴ ضرورت و اهمیت تحقیق ۱۰

۱-۵ سؤالات پژوهش ۱۱

فصل دوم ۱۲

مطالعات نظری ۱۲

۲-۱ مبانی نظری تحقیق ۱۳

بررسی مفهومی ۱۳

الف- تربیت ۱۳

تربیت از دیدگاه فلاسفه و علمای اخلاق ۱۳

تربیت از نظر روانشناسان ۱۴

تربیت ازنظرجامعه شناسان ۱۴

تربیت از نظر دیگر دانشمندان (رشته های دیگر علوم) ۱۴

تربیت از دیدگاه اسلام ۱۵

ب-تربیت اسلامی ۱۶

ج- اسلام ۱۹

معنا و مفهوم اسلام با توجه به آیات قران ۲۰

مشخصات اسلام ۲۳

د- انسان ۳۱

ارزش های انسان ۳۳

ضد ارزش ها ۳۷

میدان آزادی و ارادة انسان ۳۸

طغیان انسان علیه محدودیت ها ۳۹

ه- تربیت جهانی ۴۰

۲-۲ پیشینه تحقیق ۴۰

۲-۲-۱ کتاب های تربیتی: ۴۱

۲-۲-۱-۱ تعلیم و تربیت اسلامی، علی شریعتمداری، سال ۴۱

۲-۲-۱-۲ نگاهی دوباره به تربیت اسلامی، خسرو باقری، ۱۳۸۲ ۴۲

۲-۲-۱-۳ روش تربیتی اسلامی، محمد قطب، ۱۳۵۲ ۴۳

۲-۲-۱-۴ تعلیم وتربیت دراسلام ،مرتضی مطهری،۱۳۷۴ ۴۴

۲-۲-۲-۱ اسلام و تربیت جهانگرا، زهرا سائوبه،۱۳۸۱ ۴۷

۲-۲-۲-۲ ثمره تعلیم و تربیت در قران کریم، ۴۹

فصل سوم ۵۲

روش شناسی تحقیق ۵۲

۳-۱ طرح تحقیق ۵۳

۳-۲ روش تحقیق ۵۳

۳-۳ جامعه و نمونه آماری ۵۳

۳-۴ ابزار اندازه گیری ۵۴

۳-۵ روش انجام تحقیق ۵۴

فصل چهارم ۵۶

تجزیه وتحلیل یافته های تحقیق ۵۶

مقدمه ۵۷

۴-۱ فردی ۵۷

۴-۱-۱ جسم ۵۷

یک دستور مهم بهداشتی ۵۹

غذای حرام و فلسفة آن ۶۰

ضرر به خویشتن ۶۳

پاکیزگی ۶۳

مسواک زدن ۶۴

عطر ۶۵

ورزش ۶۵

۴-۱-۲ روان ۶۶

ویژگیهای روح در قرآن مجید ۶۶

اراده ۶۷

تغییرات هنگام سختی‌ها ۶۸

الهامات ووحی ۶۸

۴-۱-۳ ذهن ۷۰

افعال عقل ۷۰

ارزش خرد در میزان قران ۷۲

مقام عقل در روایات اسلامی ۷۶

۴-۱-۴ بعد عاطفی ۷۷

محبت ۷۷

ملاک ها و ضوابط محبت ۷۸

دین و محبت ۷۹

سفارش به محبت در روایات اسلامی ۷۹

۴-۱-۵ جنبه های عالی رشد ۸۰

۴-۱-۵-۱ زیبا دوستی ۸۰

۴-۱-۵-۲ حقیقت جویی ۸۲

۴-۲ اجتماعی ۸۳

۴-۲-۱ خانواده ۸۳

تأکید بر ازدواج در اسلام ۸۳

۴-۲-۲ نیکی به پدر و مادر ۸۵

روایات ۸۹

۴-۲-۳ احسان و تفقد و رسیدگی به همه مردم ۹۱

۴-۲-۴ حسن خلق ۹۶

خوش رویی، خوش خویی ۹۷

خوشرویی در مواجهه با افراد ۱۰۰

خوشگویی ۱۰۳

۴-۲-۵ صبر ۱۰۵

۴-۲-۶ فرو بردن خشم ۱۱۰

۴-۲-۷ آداب عمومی یا آداب معاشرت ۱۱۳

۴-۲-۷-۱- آداب ورود به خانه ها؛ ۱۱۳

۴-۲-۷-۲- سلام ؛ ۱۱۷

سلام و تحیت در روایات ۱۱۹

۴-۲-۷-۳- آداب مجالس ۱۲۰

۴-۲-۷-۴- راه رفتن با تواضع ۱۲۱

۴-۲-۸ حیات اجتماعی وروابط انسانهاذیل عدالت ۱۲۳

عدالت یک رکن مهم اسلام ۱۳۳

۴-۲-۹ ادای حقوق دیگران ۱۳۴

۴-۲-۹-۱ امانتداری ۱۳۴

۴-۲-۹-۲ وفای به عهد ۱۳۷

وفای به عهد در روایات اسلامی ۱۳۸

۴-۲-۱۰- نظارت اجتماعی ۱۳۹

آیا امر به معروف موجب سلب آزادی است؟ ۱۴۷

امر به معروف و نهی از منکر از خشونت جداست. ۱۴۸

۴-۲-۱۱ احترام به حقوق بشر ۱۴۹

۴-۲-۱۲ امنیت کامل و همه جانبه اجتماعی ۱۵۸

جمع بندی نکات با توجه به روایات ۱۶۱

۴-۳ فرهنگی ۱۶۴

۴-۳-۱ علوم و اهمیت آن ۱۶۴

اهمیت علم، منحصر به علوم دینی نیست ۱۶۹

فراگیری علوم مفید در روایات اسلامی ۱۷۲

مقام علماء و جایگاه معلم ۱۷۶

۴-۳-۲ افکار ۱۷۹

عدم تکیه بر اخبار غیر موثق یا اخبار فاسقان ۱۸۲

مذمت تقلید کورکورانه در تربیت اسلام ۱۸۲

۴-۳-۳ منطق آزاداندیشی اسلام ۱۸۴

۴-۳-۴ برخورد منطقی با همه مخالفان ۱۸۶

۴-۳-۵ هنر و ادبیات ۱۸۸

شعر و شاعری در اسلام ۱۸۹

موسیقی ۱۸۹

فلسفه تحریم غنا ۱۹۰

۴-۳-۶ داستان ۱۹۱

نقش داستان در زندگی انسانها ۱۹۱

۴-۳-۷ سنن و مناسک ۱۹۴

فلسفه و اسرار عمیق حج ۱۹۵

۱- بعد اخلاقی حج ۱۹۵

۲- بعد سیاسی حج ۱۹۶

۳- بعد فرهنگی حج ۱۹۷

۴- بعد اقتصادی حج ۱۹۸

۴-۳-۸ کار ۱۹۹

کار از دیدگاه بزرگان ۱۹۹

اسباب و سرچشمه های روزی ۲۰۰

اگر روزی هر فرد مقسوم است آیا به کار و تلاش نیازی هست؟ ۲۰۱

۴-۴ اقتصادی ۲۰۲

۴-۴-۱ معامله و مبادله وشرایط آن ۲۰۲

تنظیم اسناد تجاری ۲۰۲

۴-۴-۲ مالکیت در اسلام ۲۰۸

۴-۴-۳ اسراف ۲۰۹

۴-۴-۴ اقتار ۲۱۱

۴-۴-۶ انفاق ۲۱۳

انفاق یکی از طرق حل مشکل فاصلة طبقاتی ۲۱۳

موارد مصرف انفاق ۲۱۷

ذکریک نمونه متعالی انفاق درقرآن ۲۱۸

۴-۴-۷ پرهیز از ربا، رشوه، کم‌فروشی ۲۱۹

انواع ربا ۲۱۹

ربا یکی از علل فاصله طبقاتی کشورهای ثروتمند و فقیر ۲۲۱

رشوه ۲۲۲

کم فروشی ۲۲۵

۴-۴-۸جمع آوری مال ۲۲۸

نخست اینکه: «وسیله» باشد و نه «هدف» ۲۲۸

۴-۴-۹ مال یتیم ۲۲۹

سفارش دیگر قرآن در مورد اموال ایتام ۲۳۱

۴-۵ سیاسی ۲۳۲

۴-۵-۱ حکومت ۲۳۲

ضرورت حکومت برای مردم ۲۳۲

اهداف حکومت اسلامی ۲۳۶

۴-۵-۲ صلح ۲۳۸

۴-۵-۳ روابط بین المللی ۲۴۶

رفتار مسلمین با غیر مسلمانان ۲۵۳

۴-۵-۴ آداب جهاد ۲۵۴

انواع جهاد ۲۵۷

۱- جهادابتدائی ؛ ۲۵۷

۲- جهاد برای خاموش کردن آتش فتنه؛ ۲۵۸

۳- جهاد برای حمایت از مظلومان؛ ۲۵۹

نیروهای دفاعی ۲۶۰

۴-۵-۵ اسیران جنگی ۲۶۵

روایات اسلامی دربارة اسیران ۲۶۶

۴-۵-۶ انتظار ۲۶۸

نخستین فلسفه- تربیت و خودسازی فردی ۲۶۹

فلسفه دوم- خودیاری های اجتماعی ۲۷۰

فلسفه سوم- منتظران راستین در فساد محیط حل نمی شوند ۲۷۱

۴-۵-۷ آزادی ۲۷۲

آزادی عقیده ۲۷۶

۴-۵-۸ وحدت سیاسی ۲۷۹

اعتراف مورخان و دانشمندان ۲۸۱

۴-۵-۹ مشورت ۲۸۳

شرایط مشاورین ۲۸۷

وظیفه مشاور ۲۸۸

۴-۶ معنوی ۲۸۹

۴-۶-۱ اثباب وجود خدا ۲۸۹

۱- برهان نظم ۲۸۹

۲- برهان حرکت ۲۹۰

۳- برهان وجوب و امکان ۲۹۱

۴- برهان علت و معلول ۲۹۲

۵- برهان صدیقین ۲۹۳

شواهد زنده فطری بودن خداشناسی ۲۹۳

دلایل توحید ۲۹۷

۴-۶-۲ رابطه خداباانسان ۲۹۸

۴-۶-۲-۱ رازقیت ۲۹۸

شگفتی در جهان ارزاق ۳۰۲

اگر روزی همه تضمین شده پس چرا گروهی گرسنه اند؟ ۳۰۴

روزی و عوامل تنگی و وسعت در روایات اسلامی ۳۰۵

۴-۶-۲-۲ خالقیت ۳۰۶

عالم اسرارآمیز جنین جلوه ای از خالقیت ۳۰۷

۴-۶-۲-۳ احیاء و اماته ۳۱۰

سایر آیات ۳۱۳

۴-۶-۲-۴ کرامت به انسان ۳۱۳

۴-۶-۳ رابطه انسان با خدا ۳۱۵

۴-۶-۳-۱ تسلیم ۳۱۵

۴-۶-۳-۲ عبادت ۳۱۵

۴-۶-۳-۳ اطاعت ۳۱۶

۴-۶-۳-۴ توکل ۳۱۷

۴-۶-۳-۵ اخلاص ۳۱۷

۴-۶-۳-۶ استعانت ۳۱۸

۴-۶-۳-۷ تشکر ۳۱۸

فصل پنجم ۳۲۰

نتیجه گیری و پیشنهادها ۳۲۰

۵-۱ خلاصه رساله ۳۲۱

۵-۲ پاسخ به پرسشهای تحقیق ۳۲۵

۵-۳ نتیجه گیری ۳۲۵

۵-۴ پیشنهادها ۳۲۶

فهرست منابع وماخذ ۳۲۸

الف- تربیت

۱- تربیت از ۲ ریشة رً بَوَ یا رُبُو به معنای زیادتی یا افزایش و فزونی و رشد و رَ بَبَ (رَبَّ ) به معنای پرورش کاری به منظور افزودن، اضافه کردن این گونه نتیجه می شود:

«اداره و هدایت جریان ارتقایی و رشد بشر به منظور جهت دادنش به سوی کمال بینهایت»

در این تعریف اداره به معنای سرپرستی کردن و کفالت، هدایت در معنای راهنمایی و جهت را نشان دادن و جریان به معنی حرکت از یک نقطه به نقطه دیگر آمده است و کمال بینهایت مقصود خداوند است. (قائمی امیری،۱۳۸۵)

۲- تربیت از نظر لغوی به معنای نشو ونموو نما دادن و زیاد کردن، برکشیدن و مرغوب یا قیمتی ساختن است .[۱]

۳- تربیت همانا کشاندن آدمی است به سوی ارزش های والای انسانی، چنان که آن ارزش ها را بفهمد، بپذیرد، دوست بدارد و به کار آورد.

تربیت از دیدگاه دانشمندان مختلف:

صاحب نظران در عرصه های مختلف نیز تعاریف خاصی از تربیت بیان داشته اند که به تعدادی از آنها اشاره می شود:

تربیت از دیدگاه فلاسفه و علمای اخلاق

- تربیت هنر رهبری و هدایت انسان در سازندگی و آموزش اوست.

- تربیت عبارت است از پروردن قوای جسمی و روحی انسان برای وصول به کمال مطلوب.

- تربیت عملی است که گرایش به رهبری، آسان کردن رشد انسانی، روانی، فکری، معنوی و مسئولیت اجتماعی کردن انسان را بر عهده دارد.

- تربیت رساندن جسم و روح است به بالاترین پایه جمال و کمال.

تربیت از نظر روانشناسان

- تربیت عملی است عمدی و آگاهانه و دارای هدف از سوی فردی بالغ به منظور ساختن، پروردن و دگرگون کردن فرد.

- تربیت پروردن قوای ذهنی، ادراک، حافظه، تداعی معانی، دقت و اراده است.

- تربیت کوششی است برای ایجاد تغییرات و رشد و نمو، آشکار کردن، فعلیت دادن استعدادها و قوای پنهانی.

تربیت ازنظرجامعه شناسان

- تربیت عبارت است از عملی که از طریق نسل بالغ درباره آنها که هنوز رشد کافی نیافته اند صورت می گیرد و غرض آن پرورش جسمی، فکری و اخلاقی آنهاست برای عضویت در جامعه و زندگی آینده.

- تربیت عبارت است از انتقال سنن، آداب و رسوم، مهارت ها و فرهنگ یک جامعه به اعضای جوان‌تر و یا انتقال میراث اجتماعی.

- تربیت عبارت است از پرورش عضوی مفید برای جامعه.

تربیت از نظر دیگر دانشمندان (رشته های دیگر علوم)

- تربیت عبارتست از ایجاد تغییراتی برای سیر تکاملی، و سیر تکاملی عبارتست از فعل و انفعال پرورش مستمر

- تربیت، هنر ساختن و پروردن انسان است.

- تربیت پروردش دادن حیات انسانی از طریق عملی است.

تربیت از دیدگاه اسلام

- تربیت وسیله ای است برای ساختن مستمر و به عمل آوردن آدمی که حاصل آن داشتن انسانی است متفکر، مؤمن، متعهد و مسئول که در برابر محیط ارزیاب، منتقد و در جنبه رفتار عامل به یافته های مکتب باشد.

- تربیت، هدایت و اراده جریان ارتقایی و تکاملی بشر است به گونه ای که او را به سوی الله(جل جلاله) جهت دهد.

- تربیت، ایجاد هیأتی تازه است در فرد از طریق فرا هم آورن زمینه جهت رشد و تکامل همه جانبه.

- تربیت عبارت است از احیای فطرت خدا آشنای انسان و پرورش ابعاد وجود او در جهت حرکت به سوی کمال بینهایت.

یکی از مشهورترین نظرهای معاصر درباره تربیت از آن جان دیویی است. او تربیت را عبارت از نوسازی تجربه می داند که این به نوبه خود به هستی ما مفهوم و معنا می بخشد و نیز در کسب تجربه‌های بعدی به ما یاری می دهد اما خود دیویی هم به نقص تعریف خود معترف است، زیرا معنای تجربه چندان وسیع است که در شمول مفهوم، با واژه زندگی برابری می کند، تجربه همان اندازه که ممکن است در راه های خردمندانه به کار رود، احتمال دارد در مسیر القای عقاید و تبلیغات زهرآگین افتد (مانند تجربه های هیتلر و موسولینی). در تربیت باید مفهوم کیفی تجربه مورد نظر باشد؛ بنابراین تربیت را باید فرایندی دانست که به روشنی افکار نوع بشر رهنمون می شود.

این تعریف نه تنها رشد عقلی، بلکه بلوغ عاطفی و بهبود اخلاقی را نیز از ملاک های تربیت می شمارد، بنابراین تربیت بدون تهذیب عادت های عمده کامل نیست.

همچنین در تعریف مذکور این مفهوم نیز نهفته است که در روش های تربیتی و هدف های تعلیم و تربیت باید همواره تجدید نظر شود.

ب-تربیت اسلامی

تربیت اسلامی عنوانی است که استعمال فراوان یافته و برای نشان دادن طرح اسلام در ساختن و پرداختن انسان به کار می رود.

واژه تربیت از ریشه «ربو» مصدر متعدی باب تفعیل است. در این ریشه معنای زیادت و فزونی اخذ گردیده است و در مشتقات مختلف آن، می توان این معنی را به نوعی بازیافت. مثلاً به تپه «ربوه» گفته می شود … «إِلَى رَبْوَةٍ ذَاتِ قَرَارٍ وَمَعِینٍ، (مؤمنون/۵۰)» زیرا نسبت به سطح زمین برآمده است، نفس زدن را «رَبو» می گویند به سبب این که موجب برآمدن سینه است.

«ربا» نیز از آن رو که زیادتی بر اصل مال است بدین نام خوانده می شود. البته در لسان شرع تنها به نوع خاصی از زیادت بر اصل مال، ربا اطلاق شده، نه به هر گونه زیادتی، فی المثل، برکت که نوعی زیادت بر اصل است، ربا (به معنای شرعی) محسوب نمی گردد. «یَمْحَقُ اللّهُ الْرِّبَا وَیُرْبِی الصَّدَقَاتِ (بقره/۲۷۶)».

بنابراین واژه تربیت،با توجه به ریشه آن، به معنی فراهم آوردن موجبات فزونی و پرورش است و از این رو به معنی تغذیه طفل به کار می رود.

اما علاوه بر این، تربیت به معنی تهذیب نیز استعمال شده که به معنی زدودن خصوصیات ناپسند اخلاقی است. گویا در این استعمال، نظر بر آن بوده که تهذیب اخلاقی، مایه فزونی مقام و منزلت معنوی است و از این حیث می توان تهذیب را تربیت دانست.

در قران مفهوم تربیت (از ریشه ر ب و) چندان مورد توجه قرار نگرفته است و اگر جستجوگری بخواهد با پی جویی این واژه و موارد استعمال آن در قران، اصطلاحاً تربیت اسلامی را تببین کند توفیقی نخواهد یافت. در مواردی که این کلمه در رابطه با انسان به کار رفته عمدتاً مفهوم رشد و نمو جسمی مراد بوده است. چنان که در آیات زیر مشهود است، «وَقُل رَّبِّ ارْحَمْهُمَا کَمَا رَبَّیَانِی صَغِیرًا(اسرا/۲۴)، و بگو خدایا بر والدین من که مرا در کودکی تربیت کردند رحم نما»

کلمه صغیر (کوچک) در برابر کبیر (بزرگ) است و این قرینه ای است بر آن که «تربیت» در این آیه به معنی رشد و نمو جسمی (از ر ب و) است و معادل دقیق آن در زبان فارسی «بزرگ کردن» است. اگر گفته شود که بزرگ کردن، بدون آن که شامل جنبه های معنوی و اخلاقی شود چه اهمیتی دارد که باید به سبب آن برای والدین طلب رحمت نمود، پاسخ واضح است؟ در قران، حتی صرف زحمات عادی والدین، مایه خضوع و احسان در برابر آنان محسوب شده است. «وَوَصَّیْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَیْهِ إِحْسَانًا حَمَلَتْهُ أُمُّهُ کُرْهًا وَوَضَعَتْهُ کُرْهًا وَحَمْلُهُ وَفِصَالُهُ ثَلَاثُونَ شَهْرًا (احقاف/۱۵) هر چند آنان مشرک بوده باشند یا حتی فرزند را نیز به شرک ورزی واداشته باشند.

نظیر معنای فوق را در خطاب موسی (ع) نیز می یابیم. هنگامی که موسی (ع) به پیامبری رسید و در برابر فرعون ایستاد، فرعون را باز شناخت و گفت: «آیا ما ترا در کودکی تربیت نکردیم … أَلَمْ نُرَبِّکَ فِینَا وَلِیدًا وَلَبِثْتَ فِینَا مِنْ عُمُرِکَ سِنِینَ (شعرا/۱۸)»

مراد فرعون آن است که تو طفلی در معرض هلاکت بودی و ما ترا از آب برگرفتیم و بزرگت کردیم نه این که مقصود او تهذیب اخلاقی موسی باشد.

بنابراین طراح اسلام در ساختن و پرداختن انسان، در مفهوم تربیت نمی گنجد زیرا این مفهوم و استدلال قران به معنی بزرگ کردن و رشد و نمو جسمی است.

نوع فایل: word

سایز:445 KB

تعداد صفحه:340



خرید فایل



ادامه مطلب
دوشنبه 15 آذر 1395 ساعت 17:34

بررسی جایگاه تربیتی دختران در دین اسلام

بررسی جایگاه تربیتی دختران در دین اسلام

چکیده

مساله در پژوهش حاضر عبارت است از بررسی جایگاه تربیتی دختران دردین اسلام ،که در این رابطه باید گفت تربیت دختران دارای نکات لطیفی می باشد . روش استفاده شده در این تحقیق بصورت کتابخانه ای ،توصیفی،تحلیلی می باشد که برقرآن کریم وسنت نبوی (ص) مبتنی است . سوالات عنوان شده در این تحقیق عبارت است از :1- جایگاه دختران در دین اسلام چگونه است ؟ که نتیجه می گیریم جایگاه دختران به صورت عام و خاص و اخص تعریف شده است. 2- بین منظری که اسلام برای دختران ترسیم نموده و شرایط کنونی چه تفاوتهایی احساس

می گردد؟ آزادی در تصمیم گیری ، اعطای حقوق دختران ، مقام و مرتبت درصحنه سیاسی و حکومت ، تمایز تربیت دختران با پسران ،آزادی شکوفایی استعدادهای دختران نتایجی است که از این سوال بدست می آید . 3- چه راه کارهایی در جهت وصول دختران به شرایط ایده آلی که اسلام ترسیم نموده وجوددارد ؟ پرورش عاطفی ،فرهنگی ،اجتماعی ، سیاسی ، اقتصادی ،دینی و اخلاقی دختران راه کارهای موثر می باشد . 4-ادله تفاوت قوانین حقوقی و فقهی بین دختران و پسران چه می باشد؟ تفاوت ازنظر جسمی و عقلی و روانی و فزونی جنبه ی عاطفی زن برمردو همچنین عدم تشابه حقوق دختران با پسران دلایل این تمایز می باشد . 5- والدین از دختران خود چه توقعاتی باید داشته باشند ؟ معاشرت درست و پسندیده ، حس مسئولیت پذیری ایمان به خدا و احترام به والدین وتلاش و کوشش برای تحصیل علم رامی توان از توقعات والدین برشمرد .

6- ارزش شخصیت و کمال رشد دختران در چه چیزی است ؟ اعتقاد به حقایق و تعالیم الهی و معرفت به حق و عادت دادن دختران به پایبندی فضائل و مقاومت در مقابل خواسته های نا مشروع از جمله مواردی است که موجب کمال و رشد دختران می شود .

فهرست مطالب

عنوان صفحه

چکیده

فصل اول:کلیات پژوهش

مقدمه 2

بیان مسئله 4

ضرورت و اهمیت تحقیق 6

اهداف تحقیق 6

سوالات تحقیق 7

تعریف واژه ها و اصطلاحات 7

تعریف جایگاه 7

مفهوم تربیت 7

تعریف دین اسلام 8

تعریف قانون 9

مفهوم فقهی 9

مفهوم حقوقی 9

تعریف دختران 9

فصل دوم: پیشینه پژوهش

مقدمه 11

منزلت دختران در اسلام 13

سیمای دختران در قرآن 13

فضیلت دختران در آینه ی روایات 17

وجود دختر برکت می آورد 17

دختر نشانه ی سعادت خانواده 17

ثواب تربیت دختر 17

ثواب سرپرستی دختران 18

ثواب شاد کردن دختر 18

پاداش تربیت دختر 18

دختران حسنات اند 18

خداوند به دختران مهربان تر است 19

1- برای زدودن جهل ذاتی 19

2- برای تداوم حیات 19

3- برای رعایت بینش اسلام 19

4- برای ادای حقوق 19

5- برای حیات اجتماعی 19

6- برای زندگی خانوادگی 19

7- برای تربیت نسل 19

8- برای حیات سیاسی 20

دختران بهترین فرزندان 20

دختر سپر آتش جهنم 21

بهترین دختران 21

تقدم دختران در هدیه دادن 21

مقام دختر در نگاه امام خمینی (ره) 21

ارزش دختر از دیدگاه اسلام 22

اسلام و فرزند دختر 22

طرز تفکر اسلام درباره ی دختران 23

عدم نقص 23

عدم ضعف 23

عدم مذمت 24

وجود خیر واحسان 24

عنایات اسلام درباره ی دختران 24

نجات او از قهر پدران 24

احترام به دختر 24

توجه به تربیت دختر 25

اعطای امنیت اقتصادی 25

استقلال دختران 25

تشویق به حمایت از دختران 26

اهمیت دختران 26

توصیه های اسلامی درباره دختران 26

کفه عنایت 27

درتربیت دختران 27

دو جنسی بودن تربیت 27

دلایل دو جنسی بودن تربیت 27

اسلام و دو گونگی تربیت 29

دختر و حق تربیت 30

ضرورت و اهمیت تربیت دختران 31

1- از لحاظ ادای حق 31

2- از لحاظ خود فرد 31

3- از لحاظ عضویت جامعه 32

4- از جهت پرورش نسل 32

5- در جنبه اصلاح جامعه 32

6- از لحاظ فرهنگی 33

زیان عدم توجه به تربیت دختران 33

اصولی در تربیت دختران 34

در جنبه پذیرش 34

در جنبه پرورش 35

رعایت شوون 35

توجه به اخلاق و عاطفه 36

اعطای اطلاعات لازم 36

در جنبه شرعی 37

در سازندگی و هدایت 37

مساله روابط و ارتباطات دختران 37

حد و مرز آن 38

ضرورت آگاهی برای دختران 39

به گفته«لومبروزو» 40

ضوابطی برای روابط 40

1- مراقبت در محیط اجتماعی 41

2- مراقبت در آمد و شد و خلوتها 41

3- در معاشرتها 41

معاشرتها در سنین بلوغ 42

عوارض بی قیدی در روابط و مراقبت 43

تربیت و سازندگی دختران 44

غرض ما در سازندگی 44

1- در آموزش وظایف خاص زن 45

2- وظیفه در برابر جنس او 46

3- در رشد و عزت نفس او 47

4- در آموزش موضعگیری ها 47

5- در مطالعات و سرگرمی ها 48

تربیت و بازسازی دختران 48

امکان باز سازی 49

شناخت علل 49

طریق درمان و اصلاح دختران 50

1- آگاهی 50

2- ایمان و عقیده 50

3- استفاده از پند و اندرز 50

4- استفاده از ملاحظات 51

5- قهر و ملامت 51

6-تهدید و اخطار 52

7- تنبیه 52

8- طرق دیگر 52

تداوم بازسازی 53

هشدارها 53

اهمیت روابط در تربیت دختران 54

رابطه با پدر 55

تربیت و مصالح فرزندان 55

کار پدر در تربیت 56

حرمت گذاری پدر 56

رعایت عدالت 57

جنبه الگوئی پدر 57

در رابطه با همسر 58

در ابراز عاطفه 59

در اجرای انضباط 59

پدران مستعفی 60

لغزش های پدر 60

نکته ها 61

رابطه مادر با دختر 62

نقش و نفوذ مادر 62

نقش اخلاقی او 63

نقش معنوی مادر 63

رفتار و اخلاق مادر 64

روابطش با همسر 64

مادر و موضع گیری ها 65

در آموزش ها 66

در محبت و نوازش 66

مادر و اسرار دختر 67

چند نکته 67

فصل سوم: روش پژوهش

روش شناسی تحقیق 70

مقدمه 70

جامعه و نمونه پژوهش 70

روش اجرای پژوهش 71

ابزار اندازه گیری و نحوه اجرای آن 71

طرح پژوهش 72

فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده ها

مقدمه 74

الف) تحلیل توصیفی 74

ب) تحلیل استنباطی 82

فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری

مسأله، روش و یافته ها به صورت خلاصه 88

پیشنهادات محقق 90

الف) برای پژوهش گران آتی 90

ب) برای دست اندرکاران امر تربیت 90

محدودیت ها در تحقیق 92

الف) محدودیت های در اختیار پژوهش گر 92

ب) محدودیت های خارج از اختیار پژوهش گر 92

مقدمه

در برهه ای از زمان به سر می بریم که از سوی دین ستیزان و کسانی که دین و دینداری را بزرگترین مانع در برابر امیال شیطانی و منافع مادی خویش می دانند، با طرح پروژه ی تقدس زدایی مانند: جدایی دین از سیاست، مشروعیت بخشیدن به پلورالیزم دینی، با شبه آفرینی و سکولار نمودن مفاهیم ارزشی و حیاتی، همچون ایجاد تردید و خدشه وارد نمودن به مسأله بسیار مهم و مقدس ولایت فقیه که متضمن استمرار خط انبیاء و سعادت جوامع انسانی است، قصاص که به صراحت قرآن، مایه ی حیات و امنیت فردی و اجتماعی انسان ها است، به عنوان حکم خشونت آمیز مطرح نمودن، و یا شهادت سالار شهیدان را نتیجه ی خشونت جداد بر شمردن و همه ی اینها بیانگر وجود یک توطئه ی خزنده ی فرهنگی برای خارج کردن پایانه های احکام نظری و عملی اسلام از صحنه ی زندگی جامعه ی بشری است.

بیان مسئله :

در تربیت دختران نکات و لطایفی است که هر ولی و مربی مسئولی باید بدان توجه کند به ویژه در تربیت اسلامی آنان که اصل تفاوت بر تربیت بر مبنای جنسیت است، و روزی باید راهی طریقی شود که در آن دو گونه تربیت را با دو گروه از ویژگی های زیستی، فطری و عاطفی عرضه کند نظامی برای تربیت پسران و نظامی دیگر برای دختران ما در این بحث توجه جدید و بیشتری به تربیت دختران و ساختن آینده ی آنان عرضه خواهیم داشت (قائمی، علی.1362).

ضرورت و اهمیت تحقیق:

اگر دختران در جامعه اصلاح شوند می توان امید داشت که نقش فوق العاده در بنیاد های یک جامعه ی متحرک داشته باشند و هدیه ای به بشریت عرضه کنند.تربیت درست زمینه ساز وقار و آرامش زن است و این در شرایط سیاسی جامعه فوق العاده مؤثراست. به گفته آقای ایرانشهر:(اگر ازمن بپرسند که راهی برای تاسیس صلح بین المللی هست یا نه، می گویم هست و آن راه، تربیت زنان عالم است، به شرطی که همه زنان عالم به یک نحو صحیح تربیت شوند).

1-3 اهداف تحقیق :

بیان جایگاه تربیتی دختران در دین اسلام از مهمترین اهدافی است که در تحقیق دنبال

می شود و این جایگاه ویژه را می توان با استفاده از روایات کلام ائمه استنباط نمود.

در این تحقیق هدف جلب توجه والدین و مربیان به امر تربیت دختران و جایگاه آنان

می باشد که همانا این دختران هستند که سازندگان واقعی جامعه و نسل آینده می باشند و سعادت یا انحطاط جامعه ای به نحوه تربیت و رشد امروزشان وابسته است. اهداف این پ‍‍ژوهش عبارتند از:

1- بررسی جایگاه دختران در دین اسلام.

2- راه گشائی برای بررسی جنبه های مختلف تربیتی در دین اسلام.

3- ارائه راه کارهای مناسب برای تربیت بهینه ی دختران بر اساس دیدگاه اسلامی.

1-4 سؤالات تحقیق :

1-جایگاه دختران در دین اسلام چگونه است؟

2- ارزش شخصیت و تمام و کمال رشد دختران در چه چیزی است ؟

3- والدین از دختران خود چه توقعاتی باید داشته باشند و حدود روابطشان یا آنها چگونه باشد؟

4-ادله تفاوت قوانین حقوقی و فقهی بین دختران و پسران چه می باشد ؟

5- بین منظری که اسلام برای دختران ترسیم نموده و شرایط کنونی چه تفاوت هایی احساس می گردد ؟

6- چه راه کارهایی در جهت وصول دختران به شرایط ایده آلی که اسلام ترسیم نموده وجود دارد ؟

نوع فایل: word

سایز:237 KB

تعداد صفحه:190



خرید فایل



ادامه مطلب
دوشنبه 15 آذر 1395 ساعت 01:17

مقاله سیر تدوین معاجم و واژه‌نامه‌های عربی به عربی از قبل از اسلام تاکنون

مقاله سیر تدوین معاجم و واژه‌نامه‌های عربی به عربی از قبل از اسلام تاکنون

چکیده:

این مقاله، نگاهی اجمالی دارد به سیر تدوین معاجم و واژه‌نامه‌های عربی به عربی از قبل از اسلام تاکنون. قبل از اسلام در بین اعراب، فرهنگ‌های شفاهی رایج بود ولی کم‌کم با ظهور و گسترش اسلام، لزوم تدوین فرهنگها و معاجم لغوی به صورت مکتوب احساس گردید. لذا پایه‌های تدوین واژه‌نامه‌ها با اتخاذ یکی از چهار شیوة معجم‌نویسی بنا نهاده شد. معاجم و کتب لغت فراوانی در این رابطه تالیف شدند وبا گذشت زمان بر غنای مجموعه افزوده شد.

از جمله این کتب لغات، کتاب‌های «العین»، «التهذیب اللغه»، «المحیط»، «البارع فی اللغه»، «المحکم»، «الجمهره اللغه»، «المقاییس»، «مجمل‌اللغه»، «الصحاح»، «العباب»، «لسان‌العرب»، «قاموس‌المحیط»، «تاج‌العروس»، «اساس البلاغه»، «محیط‌المحیط»، «اقرب الموارد»، «المنجد فی‌اللغه»، «معجم‌الوسیط» می‌باشند.

کلید واژه‌ها:

لغت، معجم، واژه‌نامه‌های عربی، حروف الفباء، نظام الفبائی، تبویب.

مقدمه:

قبل از اسلام، اعراب توجه چندانی به تحصیل علم از جمله علم صرف و نحو نداشته و تحصیل آن را جزو صنایع و حرف می‌دانستند و سرودن اشعارشان صرفاً براساس شرایط آب و هوائی و نژاد و فطرتشان بود. ولی به دلیل رفت و آمد عربها با بیگانگان و انحراف تدریجی در لغت زبان عربی و از طرفی گسترش اسلام در بین مردم غیرعرب، فراگیری زبان عربی به عنوان زبان دین لازم شناخته شد تا مردم تازه مسلمان در فهم معانی قرآن و احادیث دچار اشتباه نشوند و یا قرآن دستخوش تحریف نگردد. در نتیجه کم‌کم لغت‌شناسی و فرهنگ‌نویسی و تدوین لغت‌نامه‌ها مورد توجه قرار گرفت.(1)

روش‌های تدوین معاجم:

تنظیم کلمات و مفردات برحسب معانی و موضوعات وتدوین رساله‌های کوچک فراوان در این رابطه، به تدریج راه را برای ظهور معاجم هموار کرد و بعدها برای تدوین معاجم نیز طرق مختلفی بکار گرفته شد. از جمله:

1) روش اول:

نخستین روش معجم‌نویسی، از آن خلیل بن احمد فراهیدی پیشگام در علم نحو و واضع علم عروض می‌باشد. وی صاحب کتاب «العین» اولین کتاب لغت در زبان عربی می‌باشد.(2)

در این روش، لغات بر مبنای مخارج حروف (مواضع تلفظ حروف در حلق و دهان) مرتب می‌شوند. این حروف عبارتند از: «ع ح هـ غ خ، ق ک، ج ش ض، ص س ز، ط د ت، ظ ذ ث، ر ل ن، ف ب م، و ی ا» و خلیل معجم خود را با حروف عین یعنی «کتاب العین» آغاز کرد.(3)

معجم وی از «کتب» مختلفی تشکیل می‌شود و هر کتاب براساس ساختمان کلمه تبویت می‌گردد.

او هر حرف را یک کتاب نامید که در برگیرنده لغات زیادی بود و واژگان عربی اعم از مستعمل و مهمل را دارای چهار حالت ثنائی (دو حرفی) و ثلاثی (سه حرفی) و رباعی (چهار حرفی) و خماسی (پنج حرفی)دانست.

خلیل در تألیف معجمش دو نکته را لحاظ کرد: اول تنظیم کتاب براساس مخارج حروف و دوم، مسئله تقالیب.

احتمالاً ابتکار خلیل بن احمد در تنظیم معجم براساس مخارج حروف که برگرفته از هنر موسیقی و آشنائی او با دستگاه صوتی می‌باشد، به خاطر آن است که حروف از طریق صوت راحتتر از کتابت و نوشته، تشخیص داده می‌شوند. وی در تألیف کتاب «العین»، موضوع «تقالیب» را مد نظر قرار داد. به این معنی که تمامی کلمات قابل تصور بعد از جابجا کردن حروف یک کلمه، در یک جایگاه واحدی قرار می‌گیرند. مثلاً وی با قلب ودگرگونی کلمه «ضرم» که در کتاب ضاد قرار گرفته، کلمات دیگری چون ضمر، مرض، مضر، رضم، رمض را به دست آورد. و آنها را هم در همان کتاب قرار داد. و از تکرار این کلمات در سایر کتب معجم‌العین از جمله کتاب م، ر، ... هم خودداری کرد. چرا که در کتاب «ضاد» از آنها یاد کرده‌ بود. (4)

از جمله کتب دیگری که مشابه روش خلیل تألیف شده، کتاب «التهذیب اللغه» تألیف ابومنصور محمدبن احمدبن از هر بن طلحه معروف به ازهری هروی می‌باشد.



خرید فایل



ادامه مطلب
یکشنبه 14 آذر 1395 ساعت 23:27

بررسی مبانی شهادت زنان در شریعت اسلام

بررسی مبانی شهادت زنان در شریعت اسلام

چکیده

یکی از قواعد فقهی که در بعضی از احکام شرعی کاربرد دارد ، قاعده طهارت است . این قاعده از قواعد مشهور فقهى است که حکم به طهارت همه اشیا مى کند تا زمانى که ناپاکى و نجاست آن ها ثابت نگردد. بنابراین ، هرگاه در طهارت و نجاست چیزى شک شود ، به کمک این قاعده ، به طهارت آن حکم مى شود.

در این رساله به دنبال بیان مفاد این قاعده و مستندات و حدود دلالت آن هستیم . ضمن اینکه قاعده مزبور را با صول عملیه مقایسه نموده و ارجحیت آن را در موقع تعارض اثبات می نماییم و نیز رابطه آن را با دیگر قواعد فقهی که مناسب بحث هستند بیان می نماییم . در پایان نیز مصادیقی از این قاعده را مورد ملاحظه و کنکاش قرار می دهیم .

طرح تحقیق

1 ـ طرح مساله

با ظهور اسلام در شبه جزیره عربستان ، تحولی عظیم در تمامی زمینه های زندگی عرب جاهلی بوجود آمد و احکام مربوط به طهارت و نجاست نیز از این دگرگونی بی بهره نبود و اسلام در این زمینه هم شیوه های نو به جهان عرضه داشت .

هر چند تا کنون در کتب فقهی نسبت به قاعده طهارت بحثهای زیادی شده است ولی ابعاد این بحث مهم فقهی بطور جداگانه هیچگاه مد نظر نبوده است .

2 ـ مسائل تحقیق

الف ـ آیا قاعده طهارت جزء اصول عملیه است یا یک قاعده فقهی است ؟

ب ـ آیا قاعده طهارت در همه ابواب فقه جاری می شود یا فقط به ابواب خاصی تعلق دارد؟

ج ـ آیا قاعده طهارت بر 4 اصل عملی ( استصحاب ، برائت ، احتیاط و تخییر تقدم دارد یا خیر ؟

3 ـ فرضیه ها

الف ـ قاعده طهارت یک قاعده فقهی است نه یک اصل عملی ، این قاعده گر چه شباهت زیادی به اصول عملیه دارد ولی وجه افتراق آن با اصول عملیه این است که مجرای اصول عملیه همه ابواب فقه و اصول است ، در حالیکه مجرای قاعده طهارت فقط عبادات می باشد

ب ـ قاعده طهارت فقط به ابواب عبادات اختصاص دارد و در بقیه ابواب فقه همچون معاملات و جزائیات جاری نمی شود .

ج ـ بنظر می رسد قاعده طهارت بر اصل استصحاب رجحان دارد ، تقدم آن بر اصل احتیاط در بعضی موارد محل تردید است ، و قاعده تخییر نیز با این اصل اصطکاک پیدا نمی کند و اصل برائت نیز با این اصل مترادف و هم مبنا است .

4 ـ اهداف تحقیق

ـ تبیین جایگاه قاعده طهارت در میان دیگر قواعد فقهی

ـ مطالعه تطبیقی قاعده طهارت بعنوان اصلی مهم در فقه عبادات

- استفاده دانش پژوهان دانشگاه ، حوزه های علمیه و دیگر طالبان علم

5 ـ سابقه تحقیق

در مورد قاعده طهارت تاکنون تحقیقات زیادی صورت نگرفته و ما حصل آنچه انجام شده وجیزه هایی بوده است که به نگارش در آمده است و از جمله آنها می توان به کتاب قواعد الفقهیه آیت الله مصطفوی اشاره نمود که در ایران به چاپ رسیده است .

اما مزیتی که که رساله حاضر نسبت به نظائرش دارد این است که به جزئی ترین مسائل مربوط به مبانی قاعده طهارت و ریشه های آن پرداخته است ، در عین حال اکثر رساله ها و پایان نامه ها و کتب مختلف وقتی به بحث طهارت وارد شدند خصوصا فقهای امامیه به اصل بحث طهارت پرداخته و از کنه قاعده طهارت غافل شده اند ، در این رساله به اصل قاعده طهارت ، اهمیت آن و اهداف آن پرداخته و کالبد شکافی کرده و سعی شده از حاشیه و به درازا کشانیده شدن بحث با عنایت به گستردگی آن اجتناب گردیده است .

6 ـ ضرورت تحقیق

اهمیت و ضرورت آشنایی با قاعده و اصل طهارت با توجه به نقش و کارکرد اساسی و مهم آن در زندگی روزمره و جامعه مشخص می شود ، تا بتوان در پرتو این تحقیقات و مناظرات و مباحث مبتنی بر موازین فقهی به الگوی کارآمدی دست یابیم .

7 ـ شیوه تحقیق

در این پایان نامه ، شیوه تحقیق و جمع آوری اطلاعات مبتنی بر روش کتاب ورزی و کتابخانه ای می باشد که پس از جمع آوری معلومات و اطلاعات لازم به تحلیل و بررسی داده ها و اطلاعات پرداخته ایم . در جمع آوری اطلاعات فقهی در وهله اول به منابع موجود فارسی مراجعه شد و با ملاحظه کمبود اطلاعات لازم از منابع عربی به نحوی گسترده جهت غنی شدن مباحث بعمل آمد .

8 ـ روش نگارش تحقیق

با استفاده از روش توصیفی ، ابتدا در فصل اول رساله ، به بیان کلی مفاهیم طهارت و قاعده طهارت پرداختیم و در فصل دوم به بیان رابطه قاعده طهارت با اصول عملیه پرداختیم ، در فصل سوم آن را با دیگر قواعد فقهی مقایسه نموده و در فصل پایانی نیز مصادیقی از اجرای این قاعده را بیان نمودیم .

فهرست مطالب

چکیده........................................................................................................................1

طرح تحقیق..................................................................................................................2

فهرست مطالب.............................................................................................................6

فصل اول : کلیات

مبحث اول : مفهوم قاعده ..........................................................................................11

گفتار اول : معنای لغوی قاعده...................................................................................11

گفتار دوم : تعریف و معنای اصطلاحی قاعده ...........................................................13

مبحث دوم : معنای طهارت‏و بررسی نشاپیدایش.......................................................14

مبحث سوم : تفاوتها و جایگاهها................................................................................18

گفتار اول : تفاوت میان قاعده و اصل........................................................................18

گفتار دوم : جایگاه قواعد فقهی بین فقه و اصول.......................................................22

فصل دوم : قاعده طهارت

مبحث اول : مدارک قاعده .........................................................................................25

گفتار اول : آیات شریفه رآن......................................................................................25

گفتار دوم : روایات و سیره معصومین.........................................................................28

گفتار سوم : خصوصیات قاعده طهارت......................................................................32

مبحث دوم : جریان قاعده طهارت در شبهات موضوعیه و حکمیه...............................33

گفتار اول : شبهه موضوعیه و حکمیه و تفاوت آنها.....................................................33

گفتار دوم : جریان یا عدم جریان این قاعده در شبهات ذکوره..................................35

مبحث سوم : اصل احتیاط و قاعده طهارت.................................................................37

گفتار اول : جایگاه اصل احتیاط..................................................................................37

گفتار دوم : عدم تعارض اصل احتیاط با قاعده طهارت...............................................42

گفتار سوم : سیره پیامبر اعظم ( ص ) و معصومین ( ع ).............................................45

مبحث چهارم : ارتباط اصول عملی دیگر با قاعده طهارت..........................................46

گفتار اول : استصحاب و قاعده طهارت......................................................................46

گفتار دوم : برائت و قاعده طهارت.............................................................................46

گفتار سوم : اجزاء و قاعده طهارت.............................................................................50

فصل سوم : واقعی بودن طهارت و نجاست

مبحث اول : اعتباری بودن طهارت و نجاست.............................................................54

مبحث دوم : عرفی بودن طهارت و نجاست.................................................................55

مبحث سوم : واقعی بودن طهارت و نجاست ..............................................................55

فصل چهارم : رابطه قاعده طهارت با دیگر قواعد فقهی

مبحث اول : قاعده طهارت و قاعده حرمت نجاست....................................................65

مبحث دوم : قاعده طهارت و قاعده غلبه.....................................................................67

مبحث سوم : قاعده طهارت و قاعده جب ..................................................................71

فصل پنجم : مصادیق اجرای قاعده طهارت

مبحث اول : جواز بهره برداری از پوست مردار...........................................................75

مبحث دوم : طهارت و پاک بودن اهل کتاب...............................................................84

مبحث سوم : نجس بودن نیم خورده کافران................................................................92

مبحث چهارم : حرام بودن هم غذایی با کافران در یک ظرف......................................99

مبحث پنجم : حرمت غذا خوردن در ظرفهای کافران................................................105

مبحث ششم : شستشوی بدن در گندابها....................................................................122

مبحث هفتم : پیوند اعضای انسان ............................................................................130

نتیجه گیری..............................................................................................................143

منابع و مآخذ............................................................................................................145

فصل اول : کلیات

مبحث اول : مفهوم قاعده

گفتار اول : معنای لغوی قاعده

احمد بن خلیل فرهودی (175هـ.ق)، از یاران امام باقر(ع) و نویسنده العین ، اوّلین کتاب لغت نوشته شده در عرب ، درباره لفظ (قاعده) که از (قعود) به معنای نشستن برگرفته شده ، می نویسد: (قعد ، یقعد ، قعوداً ، خلاف قام… والمقعد والمقعده اللذان لایطیقان المشی… وقعده الرجل مقدار ما اُخذ من الأرض… و ذوالقعده اسم شهر کانت العرب تقعد فیه ثم تحجّ فی ذی الحجه.)[1]

بنابراین ، (قعود) به معنای نشستن است و مرد و زن زمینگیر را (مُقعَد) و مقدار زمینی را که هرکس جا می گیرد ، (قِعدَه الرجل) گویند و چون عرب در ماه ذوالقعده می نشست (از حرکت باز می ایستاد) و در ذوالحجه به حج می رفت ، این ماه را (ذوالقعده) نامیدند.

بدین سان (قعود) توقف و رکون را نیز برمی تابد.کتاب لغت معجم الوسیط (از آخرین نوشتارها در باب لغت )[2] (قعود) را چنین معنی کرده است:

(قعد ـُـ قعوداً جلس من قیام… القاعد عن الأمر من لایهتمّ به أو یتراخی فی إنجازه وفی التنزیل العزیز: (لایستوی القاعدون من المؤمنین غیر اولی الضرر والمجاهدون فی سبیل الله) والمرئه التی انقطعت عن الولد أو عن الحیض او عن الزواج ، ج قواعد و فی التنزیل العزیز: (والقواعد من النساء) و القاعده من البناء أساسه.)[3]

از این گفته نیز آشکار می شود که مفهوم (قعود) همان نشستن است و درباره کسی که از جنگ باز می ماند و سستی می کند ، یا زنی که از ازدواج و فرزنددار شدن فرو می ماند، به گونه مجاز به کار می رود. همچنین (قاعده) پایه ساختمان است که ساختمان را بر آن پی می ریزند.

لغویان و دایره المعارف نویسان ، بی توجه به کاربرد اصطلاح (قاعده) در علمی ویژه، آن را چنین معنی کرده اند: (القاعده = الضابط أو الأمر الکلّی ینطبق علی جزئیات ، مثل کلّ أذون ولود وکلّ صموخ بیوض) [4]؛ (قاعده)، همان ضابطه یا امر کلی است که بر جزئیات بار می شود [و با توجه به اصل لغت آن]، مانند: ظرفی ثابت که جزئیات و فروع در آن ریخته می شوند و قالب می پذیرند.

پس قاعده، قالب است و برای همین، از تهانوی آورده اند: (انها أمر کلی منطبق علی جمیع جزئیاته عند تعرف أحکامها منه)[5]

مبحث دوم : طهارت و پاک بودن اهل کتاب

قاعده طهارت، از دلیلهایی است که در این جا هم جاری است . اصل و قاعده اولی در مورد هر چیز، و از جمله انسان، پاکی است، یعنی تا زمانی که دلیلی بر ناپاکی چیزی یا انسانی پیدا نکنیم، اصل و قاعده این است که آن چیز، یا انسان پاک است.

علاوه بر اینکه قاعده طهارت در جای خود ثابت شده است و درخورِ خدشه نیست، ذکر آن در این جا برای این است که اگر ما در مورد انسان، یا بعضی از انسانها، دلیلی بر طهارت و یا نجاست نداشتیم، به این قاعده تمسک کنیم و طهارت آن انسان یا انسانها را ثابت کنیم؛ امّا در مورد انسان آیه ای وجود دارد که اطلاق آن، طهارت انسان را به طور مطلق می رساند؛ یعنی می رساند که مطلق بنی آدم پاک و طاهرند. حال هر جا که دلیلی بر نجاست وجود داشت، از این اطلاق رفع ید می شود، ولی در موارد مشکوک، این اطلاق کارساز و مفید خواهد بود:

(ولقد کرّمنا بنی آدم وحملناهم فی البرّ والبحر ورزقناهم من الطیّبات وفضّلناهم علی کثیر ممن خلقنا تفضیلا )

به یقین ما فرزندان آدمی را گرامی داشتیم و در خشکی و دریا برای آنان وسیله سواری قرار دادیم و از خوراکهای خوب روزی دادیم و به صورتی شایسته بر جمع بسیاری ازآفریده های خود، برتری و فزونی بخشیدیم.

روایاتی که احتمال دارد بر ناپاکی بعضی از گروههای انسانی دلالت کنند، در بابهای گوناگون مطرح شده است، ما روایات هر باب را، جدا جدا به بوته بحث می گذاریم، تا ضعف سندی بعضی از آنها را بعضی دیگر جبران کند و بعضی از آنها دلالت بعضی دیگر را روشن کند.

سلام کردن بر غیر مسلمان

1 . (حمیدبن زیاد، عن الحسن بن محمد، عن وهیب بن حفص، عن ابی بصیر، عن احدهما(ع) فی مصافحه المسلم الیهودی و النصرانیّ، قال: من وراء الثوب فان صافحک بیده فاغسل یدک [6].)

امام(ع) درباره مصافحه مسلمان با یهودی و نصرانی فرمود: از روی لباس [اشکالی ندارد] اگر او با دستش با تو مصافحه کرد، دست خود را بشوی.

2 . (ابوعلی الاشعریّ، عن الحسن بن علی الکوفی، عن عباس بن عامر عن علی بن معمر، عن خالد القلانسی قال: قلت لابی عبدالله علیه السلام: القی الذمّی فیصافحنی قال: امسحها بالتراب وبالحائط قلت: فالناصب؟ قال: اغسلها [7].)

خالد قلانسی می گوید: از حضرت صاق(ع) پرسیدم که با ذمی ملاقات می کنم او با من مصافحه می کند. فرمود: دست خود را به خاک و به دیوار بکش.

گفتم: ناصب چطور؟

فرمود: دستت را بشوی.

3 . (ابوعلی الاشعری، عن محمدبن عبدالجبار، عن صفوان، عن العلاء بن رزین، عن محمدبن مسلم، عن ابی جعفر(ع) فی رجل صافح رجلا مجوسیا قال: یغسل یده ولایتوضّا [8].)

حضرت باقر(ع) درباره مردی که با مجوسی مصافحه کرد فرمود: دستش را بشوید و وضو نگیرد.

4 . (عن محمدبن علی بن محبوب، عن ابی عبدالله الرازی، عن الحسن بن علیّ بن ابی حمزه، عن سیف بن عمیره، عن عیسی بن عمر مولی الانصار، انه سأل ابا عبدالله علیه السلام عن الرجل یحل له ان یصافح المجوسی؟ فقال: لا. فسأله یتوضأ اذا صافحهم؟ قال: نعم انّ مصافحتهم ینقض الوضوء [9].)

عیسی بن عمر از حضرت صادق(ع) پرسید آیا جایز است که انسان با مجوسی مصافحه کند؟

امام فرمود: نه. پرسید اگر مصافحه کرد وضو بگیرد؟

فرمود: بله مصافحه آنان وضو را باطل می کند.

الف . سند این روایات، نیازی به بررسی ندارد؛ سه سند جدا دارند. افزون بر این، سند خبر اول و سوم صحیح است و سند خبر دوم هم، همه افرادش موثق هستند، مگر علی بن معمّر که نجاشی و شیخ نوشته اند: کتابی داشته است. ولی او را مدح و یا ذم نکرده اند5. اما چون ابن ابی عمیر کتاب وی را نقل کرده است، خود، به گونه ای توثیق و اعتباری برای این شخص به شمار می رود.

ب . دلالت این روایات بر نجس بودن مشرکان و کافران، روشن نیست، زیرا: نخست این که:

در تأثیر نجس بودن، سریان از جسم نجس به جسم پاک شرط است. پس باید یکی از آن دو جسمِ ملاقات کننده، یا هر دوی آنها، به گونه ای تر باشند که سریان یابند. در حالی که، در این روایات هیچ نشانه ای وجود ندارد که دست یکی از آنان تر بوده است.

دو این که: کلینی که از لحاظ باب بندی، بسیار دقیق عمل کرده است، این روایات را تنها در باب سلام کردن بر غیر مسلمانان آورده و در باب دیگری، به عنوان پاکی و ناپاکی انسان یادآور نشده است.




خرید فایل



ادامه مطلب
یکشنبه 14 آذر 1395 ساعت 19:37

محرمیت در بناهای معماری اسلام فضاهی درونی بیرونی

محرمیت در بناهای معماری اسلام فضاهی درونی بیرونی

آداب و رسوم و ضوابط معماری چگونه تعیین می‌شود؟ شارع مقدس اگر قالب معماری می‌داد، جلوی تکامل را می‌گرفت. محتوای آثار معماری کشور های اسلامی با معماری اسلامی یا آنچه که قبلاً در مورد معماری قدیم آمده است، فرق دارد. اگر معماری اثری را ارائه دهد که در آن ایده های غیر اسلامی خود یا دیگران را به کار گرفته باشد؛ دیگر آن اثر معماری، معماری اسلامی نیست؛ بلکه معماری‌ای است با ایده های متفاوت یا حتی معماری من درآوردی.

پس چگونه می‌توان اثری را با معماری اسلامی به وجود آورد یا چگونه می‌توان آن را که کمتر اسلامی است، بیشتر اسلامی نمود؟ فراموش نشود وقتی که صحبت از کلمه اسلامی به میان می‌آید، در مقابل آن، کلمه غیر اسلامی هم وجود دارد. لذا این سؤال مطرح می‌شود: معماری اسلامی چیست؟ چه چیزی باعث اسلامی شدن یک اثر معماری می‌شود؟

فهرست مطالب

معنای آزادی در معماری اسلامی - ایرانی.. 16

سطح نخست: معنای آزادی.. 17

یکم: آزادی مثبت در معماری اسلامی و مدرن. 18

دوم؛ ‌آزادی منفی:19

سطح دوم: آزادی و ارتباط بنا در معماری اسلامی - ایرانی با فضای اجتماعی.. 19

یکم- نمای بیرونی.. 19

دوم- درگاه، ورودی و حریم خصوصی.. 20

معرفی بناها20

حرم علی بن ابی‌طالب... 22

تاریخچه. 22

موقعیت آرامگاه22

ساخت و بنای حرم. 23

صفویان. 27

نادرشاه افشار. 27

قاجاریان. 28

حرم علوی در عصر حاضر. 28

ضریح و صندوق.. 28

گنبد. 30

در و دیوار و کف... 32

ایوان طلا و گلدسته‌ها32

صحن.. 33

دیگر بخش‌های حرم. 34

طرح‌های گسترش... 34

نقشه. 35

بنای حرم. 35

حرم در شهر نجف... 36

سرشناسان مدفون در حرم. 37

فضیلت حرم و زیارت علی در باور شیعیان. 37

حرم مزارشریف منسوب به علی.. 38

نتیجه گیری:41

منابع 43



خرید فایل



ادامه مطلب
1 2 3 4 5 ... 8 >>