X
تبلیغات
رایتل

ایران فایل دانلود

دانلود انواع فایل

دوشنبه 15 آذر 1395 ساعت 17:35

بررسی جایگاه انتخاب و تربیت معلم در ساختار تشکیلاتی وزارت آموزش و پرورش

بررسی جایگاه انتخاب و تربیت معلم در ساختار تشکیلاتی وزارت آموزش و پرورش

آموزش مبنای توسعه است و سرمایه های انسانی[1]در دنیای امروز ارزشی گرانبها تر از ثروتهای طبیعی و زیر زمینی پیدا کرده اند، این از آن روست که انسانهای دانا و توانا سرمایه های حقیقی و واقعی هر کشور را تشکیل می دهند، چرا که منبع پایدار هر جامعه، نیروی انسانی آن است که از لحاظ فکری، عاطفی و اجتماعی تربیت شده باشد( فروند 1973). از سوی دیگر بهبود کیفیت آموزش و پرورش در گرو تهیه و تدوین برنامه های مناسب تحصیلی و آموزشی به منظور پاسخگویی به نیازهای دانش آموزان و بهبود کیفیت آموزشی معلمان است(باندی و وایلز 1382( و همه این موارد به مدرسه برمی گردد. در میان ارکان مدرسه، نقش معلم( عامل نیروی انسانی) از همه مهمتر و چشم گیر تر است، اینکه بهکار گیری معلمان از چه فرآیندی پیروی می کند و چه مراحلی را می پیماید، یا چه بخش ها و واحدهایی در وزارت آموزش و پرورش در گیر این مساله می باشند، اغلب از نظرها دور مانده است. چگونگی استخدام معلمان و دستگاهای دست اندرکارآن، در نمودارهای مختلف تشکیلاتی نهاد تعلیم و تربیت ایران، به طور معمول وبارها دستخوش تغییر شده است. با توجه به اینکه حجم عظیمی از فعالیت های وزارت آموزش و پرورش درگیر تامین و تربیت منابع انسانی مورد نیاز جامعه و از جمله برای خود این سازمان است، لذا توجه به نیروهای انسانی آن، در کلیه زمینه ها می تواند این وزارت خانه را در تحقق هدف های آن یاری رساند.

فهرست مطالب:

مقدمه ........................................................................................... 1

فصل یکم ـ کلیات

- بیان مسأله .................................................................................. 3

- اهمیت پژوهش ............................................................................. 4

- هدف پژوهش................................................................................ 9

- پرسشهاى پژوهش........................................................................ 9

- کلید واژه ها.................................................................................. 10

فصل دوم ـ ادبیات و پیشینه پژوهش

- سیرتحولات نظام تربیت معلم در ایران................................................ 13

- چگونگی گرینش معلم..................................................................... 15

- شیوه های استخدام و جذب معلمان.................................................. 23

- جایگاه تربیت و به کار گیری معلمان در قوانین آموزش و پرورش................. 27

- تامین و تربیت نیروی انسانی........................................................... 27

- سیاست های اجرایی تامین نیرو در دوره های مختلف.......................... 28

- برنامه ریزی نیروی انسانی در آموزش و پرورش.................................... 31

- ماموریت های وزارت آموزش و پرورش................................................. 31

- ساختار آموزش و پرورش.................................................................. 32

- نمودارهای ستاد آموزش و پرورش..................................................... 40

- سطوح تصمیم گیری در سازمان های آموزش و پرورش........................... 41

- رویکردهای توسعه و بهبود کیفیت در آموزش و پرورش........................... 43

- پیشینه پژوهشی.......................................................................... 45

فصل سوم ـ روش تحقیق

- روش پژوهش................................................................................. 70

- روش گردآوری اطلاعات.................................................................... 70

- تجزیه و تحلیل یافته ها.................................................................... 70

- جامعه آماری‏و نمونه تحقیق.............................................................. 70

فصل چهارم - تجزیه و تحلیل

- تربیت و به کار گیری معلمان در قوانین آموزش و پرورش

- قوانین آموزش و پرورش در ایران......................................................... 72

- قانون تشکیل شوراهای منطقه ای..................................................... 74

- شورای عالی آموزش و پرورش و قوانین آن........................................... 80

- قانون تشکیل شوراهای آموزش و پرورش در استانها، شْهرستانها و مناطق81

- تربیت معلم و آموزش ضمن خدمت...................................................... 82

- قانون تاسیس دارالمعلمین مرکزی..................................................... 84

- قانون تربیت معلم و تاسیس دانشسراهای مقدماتی............................. 86

- دانشسرای کشاورزی و سایر مراکز تربیت معلم.................................... 87

- دانشگاه تربیت معلم....................................................................... 90

- قوانین و مقررات تربیت معلم پس از انقلاب اسلامی............................... 91

- مراکز تربیت معلم فتی و حرفه ای...................................................... 95

- تعهد خدمت در آموزش و پرورش......................................................... 95

- آموزش ضمن خدمت........................................................................ 98

- قانون تشویق معلمان باز نشسته به ادامه همکاری با آموزش و پرورش...... 108

- قانون اهداف و وظایف آموزش و پرورش................................................ 109

- آموزش متعهدین خدمت در آموزش و پرورش.......................................... 111

- لایحه نظام آموزش و پرورش جمهوری اسلامی ایران............................... 115

- جدول عوامل و ضوابط طرح طبقه بندی مشاغل معلمان........................ 128

- لایحه اصلاح سلختار نظام آموزش و پرورش جمهوری اسلامی ایران.......... 130

- اصلاحات در آموزش و پرورش............................................................. 133

- منشوراصلاحات در آموزش و پرورش..................................................... 135

- سند ملی توسعه آموزش و پرورش..................................................... 141

- دانشگاه تربیت معلم پیامبر اعظم...................................................... 144

ساختارها و تشکیلات وزارت آموزش و پرورش

- سازمان اداری و تحولات تشکیلاتی وزارت آموزش و پرورش تا سال 1358.... 146

- تفکیک و تقسیم وزارت فرهنگ به دو وزارتخانه آموزش و پرورش و فرهنگ و هنر 153

- تشکیل وزارتخانه های آموزش و پرورش و آموزش عالی.......................... 155

- تشکیلات ستادی آموزش و پرورش در سال 1350.................................. 157

- وزارت آموزش و پرورش در سال 1357.................................................. 158

- تشکیلات ستادی وزارت آموزش و پرورش از 1350 تا 1357....................... 158

- تحول ساختاری وزارت آموزش و پرورش بعد از انقلاب تا 1371................... 159

- معاونت های مرتبط با به کار گیری معلمان در نمودار تشکیلاتی سال 1358161

- تشکیلات ستادی آموزش و پرورش تا سال 1384................................... 164

- بررسی و تحلیل ساختار و تشکیلات آموزش و پرورش ایران..................... 165

- تشکیلات ستادی آموزش و پرورش در سال 1383.................................. 175

- تشکیلات ستادی آموزش و پرورش در سال 1385.................................. 178

- تشکیلات ستادی آموزش و پرورش در سال 1387.................................. 178

- تشکیلات ستادی آموزش و پرورش در سال 1388.................................. 180

فصل پنجم - یافته ها، نتیجه بررسی، محدودیت‏ها و پیشنهادها

- یافته ها- نتیجه بررسی................................................................... 184

- محدودیت ها.................................................................................. 188

- پیشنهادها.................................................................................... 188

- کتابنامه



خرید فایل



ادامه مطلب
دوشنبه 15 آذر 1395 ساعت 13:34

رابطه بین طلاق و تربیت نا صحیح فرزندان

رابطه بین طلاق و تربیت نا صحیح فرزندان

هر گاه بنیان عاطفی و اخلاقی خانواده سست گردد روی نظم خانواده (طلاق) تأثیر گذاشته، تربیت ناصحیح فرزندان نیز رخ می‌نماید. نظم و تعدل در خانواده رابطه معکوس با روند تربیت ناصحیح فرزندان داد. آنگاه که طلاق رو به فزونی می‌رود، کشمکشهای درونی خانواده اوج می‌‌یابد و فرزندان در سنین نوجوانی به دور از نظر والدین در ورطه آلامی چون اعتیاد، تربیت ناصحیح فرزندان و ... گرفتار می‌آیند.بهرحال روابط بین والدین و فرزند، از هم پاشیدگی خانواده و فقدان نظم و تعادل در خانواده، سست شدن عقاید مذهبی و اخلاقی در تربیت ناصحیح فرزندان نوجوانان نقش مهمی دارد.

اگر ارزشهای یک نفر و ارزشهای افرادی که بر اثر او تأثیر شدید دارند به جای حمایت از رفتار از رفتار غیر مجرمانه را رفتار تبهکارانه حمایت کنند، احتمالاً آن شخص مجرم خواهد شد.همبستگی و پیوستگی و ثبات ارکان خانواده کانون مناسبی را پدید می‌آورد تا افراد به صورت نسبتاً کاملی هنجارهای مقبول تعمیم یافته را ملکه‌سازی و درونی کرده و به سهولت در عرضه اجتماعی، نقشهای محول و محقق را به نحوی که از آن انتظار می‌رود به اجراء گذارند.خانواده، گروه کوچکی است که ویژگی اساسی و غیر قابل تفکیک آن صمیمت آن است. اجتماعی کردن نسل آینده جزء بدیهی‌ترین و اساسی‌ترین وظایف خانواده است. (روزن باوم، 149:1973) محبت موجب استواری کانون خانوادگی است، نفرت در جهت معکوس آن جریان دارد و متضمن نفاق و جدایی و مخاصمه و جدال است. هنگامی که نفرت و اختلاف عمیق و مخاصمه به کانونی راه یافت، بقای نظم خانوادگی بین افراد آن متزلزل و دشوار می‌شود.

فهرست مطالب

فصل اول کلیات.. 1

-مقدمه. 2

بیان مساله. 3

فرضیه‌ها:3

سوالات تحقیق. 3

1-1 اهمیت و ضرورت تحقیق. 3

2-1 اهداف تحقیق. 4

فصل دومادبیات تحقیق. 5

مقدمه. 6

تحقیقات انجام شده داخلی خارجی. 8

3-2-2 نظریات جامعه شناختی انحراف StructuralStrain. 9

3-3-2-2 نظریه انتقال فرهنگی. 10

4-3-2-2 ارزیابی نظریه انتقال فرهنگی:12

5-3-2-2 نظریه کنترل اجتماعی- علل هیرشی از تربیت ناصحیح فرزندان: Social Control13

نظریه دیوید ماتزا- تربیت ناصحیح فرزندان و دنباله روی Delinquency and Drift14

8-3-2-2 نظریه بوم شناسی انحراف- مکتب شیکاگو. 15

9-3-2-2 نظریه ویلیامزهال- عوامل خانواده موثر بر تربیت ناصحیح فرزندان. 16

10-3-2-2 نظریه امیل دورکیم. 18

11-3-2-2 نظریه ویلیام گود:21

فهرست منابع 26



خرید فایل



ادامه مطلب
دوشنبه 15 آذر 1395 ساعت 01:16

تربیت کودک

تربیت کودک

به طور خلاصه تربیت عبارت است از ایجاد تغییرات مطلوب در انسان و به عبارت دیگر و بهتر: ایجاد تحولات ثمربخش در محیط زندگی انسان به منظور ساختن و شکوفایی استعدادهای آدمی و یا تربیت عبارت است از پروردن قوای جسمی و روحی انسان برای وصول به کمال مطلوب و انتقال طرز تفکر و احساس و عمل یک جامعه به آیندگان.

تربیت چیست؟

تربیت از سویی علم است چون دارای موضوع و هدف و روش است.

از سویی فن است زیرا جریان نشو و مای قوای انسانی با فنونی باید تحت مراقبت آید. ممکن است فردی باسواد و عالم باشد ولی معلم نباشد.

تربیت از سویی هنر است چون در آن توجه به لطافت‌ها و ریزه‌کاریهایی است که برای دوباره ساختن و سازمان دادن ضروری است.

از سوی دیگر خدمت است به خود فرد و به جامعه انسانی است و به وسیله آن می‌توان فرد را موجودی مفید ساخت و به حقیقت آدمیت واصل کرد.

وظیفة تربیت:

وظیفه تربیت در عبارتی کوتاه عبارت است از: ‌سازندگی و آفرینندگی، ساختن و سازمان دادن. تلاش برای ایجاد تعادل بین نیازها و تعدیل تمایلات و غرایز.

با دیدی وسیع‌تر می‌توان گفت: تربیت وظیفه دارد سه جنبه آدمی را بسازد: تن، سر، روان و در جمع، ‌فرد را به ایجاد رابطه‌ای صحیح بین خود و خدا و جهان قادر سازد. او را فردی مفید و موثر برای جامعه بسازد. انسانی بیافریند که دارای میل وصول به ارزشهای عالی باشد. قدرت ابتکار و تصمیم‌گیری داشته باشد. آداب زندگی را بداند.در مسیر جریانات اجتماعی و برکنار از هر گونه پیش داوری باشد.

تربیت وظیفه دارد انسانی بسازد که زندگی‌اش بر اساس معیارها و ضوابط اندیشیده، مبتنی بر استقلال شخصیت عدالت اجتماعی . شناخت زیبا و انتخاب احسن، مبانی اخلاقی و انسانی باشد.

فهرست مطالب

تعریف و اهمیت تربیت 7

تربیت چیست 7

وظیفه تربیت 7

هدف از تربیت 8

روشهای اصلی تربیت 8

عاملان تربیت 9

حساس ترین دوران زندگی 10

ضرورت شناخت مراحل تربیت کودک 11

مهارتهای اساسی زندگی 13

اعتماد به نفس 14

انگیزه 15

تلاش 16

مسولیت پزیری 17

خلاقیت 17

پشتکار 18

توجه به دیگران 18

کار گروهی 19

عقل سلیم 20

حل مشکلات 21

تمرکز 21

خانواده سمبل آرامش و امنیت22

شیوه های تربیت صحیح کدامند 23

احساس وابستگی 24

کودکان واقعا چه چیزی را می طلبند 25

برای کودکان حرمت قائل شویم 26

نقش خانواده در سلامت روانی کودکان 26

بچه ها بهشتی هستند 27

11روش ساده و موثر برای تربیت و پرورش کودکی شاد 28

برسی تحلیلی تنبیه از منظر روایی روانشناسی 29

تعریف تنبیه 29

تنبیه با تشویق 30

آفرین کافی نیست روش جدید برای تمجید کردن 31

تشویق موثر 32

با عمل تربیت کنید نه با زبان 33

تقلید 34

آغاز برونگرایی 35

خانواده و نقش آن در ابراز محبت و مهرورزی 36

کلید تربیت صحیح یا .. 37

پندهای کوچک موفقیت های بزرگ 39

پنج پیام مثبت پدران و مادران 41

چند نکته لازم در تربیت کودکان 44

نتیجه گیری 46

منابع47



خرید فایل



ادامه مطلب
برچسب‌ها: تربیت، کودک
یکشنبه 14 آذر 1395 ساعت 23:41

بررسی و مقایسه سطح نیازهای اساسی مازلو بین دانشجویان شاهد و عادی دانشگاه تربیت معلم تهران(واحد حصارک)

بررسی و مقایسه سطح نیازهای اساسی مازلو بین دانشجویان شاهد و عادی دانشگاه تربیت معلم تهران(واحد حصارک)


تشکرو قدردانی

این مجموعه را که با عنایت خداوند متعال و راهنمائیهای ببیدریغ و خالصانه استاد گرانقدر جناب آقای دکتر رحال‌زاده گرد‌آوری شد تقدیم مینمایم به دوشمع همیشه روشن زندیگیم، پدر و مادر عزیزم و به استناد حدیث والای:

من لم یشکر المخلوق لو یشکرالخالق: هرکه از بندة خدا تشکر نکند شکر خدا را هم نحواهد گفت.

لازم می‌دانم از زحمات دلسوزانه استاد عزیزم که در تمام این مدت، با نهایت شور و خلوص ما را راهنمایی فرمودند، تشکر نمایم.

به امید توفیقات روزافزون ازدرگاه ایزدمنان.


فهرست مطالب

عنوان صفحه

تشکرو قدردانی الف

فهرست مطالب ب

فهرست جداول پ

پیشگفتار ت

چکیده تحقیق 0

فصل اول: طرح تحقیق د

مقدمه 1

بیان مسئله 3

تعریف موضوع تحقیق 4

هدفها و سؤالهای ویژه تحقیق 6

فرضیه‌های تحقیق 7

اهمیت موضوع تحقیق 8

روش انجام تحقیق 9

محدودیتهای تحقیق 9

پیشینه مختصری از تحقیقاتی که تاکنون در ایران در این زمینه انجام شده‌ است. 10

فصل دوم: سابقه موضوع تحقیق

پایه‌های علمی و نظریه‌های مربوط به مسئله مطرح شده 11

سلسله مراتب نیازهای پنجگانه روانی از دیدگاه مازلو 13

خلاصه‌ای از اهم تحقیقات انجام شده با ذکر جزیئات لازم 21

فصل سوم: روش تحقیق 24

نوع تحقیق 24

روش آماری 24

متغیرهای تحقیق 24

جامعه هدف و حجم نمونه 24

ابزار سنجش 24

شیوه نمره‌گذاری 25

اعتبار روایی پرسشنامه 25

روش نمونه‌گیری 25

ویژگیهای نمونه 25

روش جمع‌آوری اطلاعات 26

فصل چهارم: یافته‌های تحقیق و تجزیه و تحلیل یافته‌ها 26

فصل پنجم: نتبجه گیری

نتیجه‌گیری 37

محدودیتهای تحقیق 37

میزان تعمیم‌پذیری به جامعه هدف 38

پیشنهادات 38

فهرست منابع 39

پیوست 40


فهرست جداول


شماره جدول عنوان صفحه

1 محاسبه سطح ارضای نیازهای بین دوگروه دانشجویان شاد و عادی27

2 محاسبه سطح ارضای نیاز به امنیت بین دوگروه دانشجویان شاهد و عادی 29

3 محاسبه سطح نیاز به تعلق و محبت و وابستگی بین دو گروه دانشجویان شاهد و عادی 31

4 محاسبه سطح ارضای نیاز به احترام بین دو گروه دانشویان شاهد و عادی 33

5 محاسبه سطح نیاز به تحقق خویشتن بین دو گروه دانشجویان شاهد و عادی 35



پیشگفتار

اکثر نیازهای آدمی عمدتاَ از طریق روابط انسانی و تعامل با دیگران برآورده می‌شود اینکه در این روابط تا چه حد نیازهای ما برآورده می‌شود بستگی به نوع کیفیت روابط دارد. نحوه برآوردن نیازهامبنای طرز زندگی هرکسی را تشکیل می‌دهد شرایط محیط و وراثت فرصتهاو امکاناتی برای ارضاء نیازهای انسان فراهم می‌کند ولی چگونگی ارضای نیازها بسته به روابط انسانی است. روابط انسانی برای ارضای نیازهای اساسی ما ضروری‌اند داشتن روابط مثبت با دیگران کلید رشد و کمال آدمی است آنچه که امروزه هستیم و آنچه

خواهیم بود هردو معلول روابط ما با دیگران است. روابط رفتار ما را بصورت یک انسان اجتماعی شکل می‌دهد همچنین درمنحصر به فرد بودن شخصیت و هویت و مفهوم خویشتن ما نقش عمده دارند.

پژوهش حاضر به بررسی نیازهای پنجگانه انسان می‌پردازد که جز در سایه روابط ما با دیگران و تعامل با آنها امکان پذیر نیست و همین نیازها است که‌ اگر اثر بخوبی برآورده شود سبب می‌شود که فرد از پایین ترین نیاز به بالاترین مرتبه نیاز که همانا تحقق خویتن است دست یابد امام اگر به خوبی برآورده نشود هسته مرکزی اکثر مشکلات و اختلافات و ناراحتیهای روانی افراد را شکل می‌دهد.

در اینجا بر خود لازم می‌دانم از زحمات و راهنمائیهای استاد گرانقدر جناب آقای دکتر رحال‌زاده که در به ثمر رسیدن این تحقیق کمال همکاری را داشته‌اند تشکر و قدردانی کنم و راهنمائیها و ارشادات دلسوزانه و بیدریغ ایشان را در طول دوران چهارساله تحصیل ارج بگذارم.

توفیق جویندگان حقیقت را از خداوند متعال خواهانم.


چکیده تحقیق

پژوهش حاضر جهت بررسی و مقایسه سطح ارضای روانی پنج‌گانه مازلو بر روی 60 نفر از دانشجویان شاهد و 60 نفر از دانشجویان عادی انجام شده‌است. هردوگروه شاد و عادی از دانشجویان دانشگاه تربیت معلم تهران واحد حصارک هستند ابزار تحقیق در این پژوهش پرسشنامه شخصیتی مازلو می‌باشد که توسط دیوید لستر تهیه شده‌است دانشجویان شاهد و عادی بااستفاده از آزمون آماریt مستقل در نیازهای پنجگانه مازلو مورد مقایسه قرار گرفتند.

نتیجه‌گیری سؤال شماره1

با توجه به یافته‌های تحقیق که در فصل چهارم ذکر شده‌است سؤال شماره یک که تفاوت ارضاء نیازهای فیزیولوژیک را مطرح می‌کرد.تفاوت معنی‌دار را نشان نمی‌دهد. بنابراین بین دو گروه شاهد و عادی از نظر تأمین نیازهای فیزیولوژیک تفاوت وجو ندارد.

نتیجه‌گیری سؤال شماره 2: سؤال شماره 2 که تفاوت ارضاء نیاز به امنیت را مطرح کرده تفاوت معنی‌دار را نشان نمی‌دهد بنابراین بین دو گروه شاهد و عادی از نظر تأمین نیاز به امنیت تفاوت وجود ندارد.

نتیجه ‌گیری سؤال شماره 3: سؤال شماره 3 که تفاوت ارضاء نیازهای تعلق وابستگی را مطرح کرده تفاوت معنی‌دار را نشان نمی‌دهد. بنابراین بین دوگروه شاهد و عادی از نظر نیاز به تعلق تفاوت وجود ندارد.

نتیجه‌گیری شماره 4: این سؤال که تفاوت ارضاء نیاز به احترام را مطرح کرده تفاوت معنی‌داررا نشان نمی‌دهد.

نتیجه‌گیری سؤال شماره 5: این سؤال که تفاوت ارضاء نیاز به تحقق خویشتن را مطرح می‌کرد تفاوت معنی‌دار را نشان می‌دهد بنابراین بن دو گروه شاهد و عادی از نطر ارضاء نیاز به تحقق خویشتن تفاوت وجود دارد. گروه عادی از نظر تأمین خویشتن در سطح بالاتری قرار دارد.

فرضیه‌های تحقیق: همه فرض‌های تحقیق بجز فرض شماره 5 اثبات نشد.

محدودیتهای تحقیق

1- در جهت اعتبار و روایی پرسشنامه مطالعه مستقلی انجام نگرفته‌ است.

2- فهم برخی سؤالات برای دانشجویان مشکل بود مثل سؤال 7و3 .

میزان هماهنگی بین یافته‌های تحقیق حاضر با تحقیقات قبلی:

تحقیق فوق با تحقیقات و پژوهشهای جانبالبی (1980) و بارتلت و هاروکس، هادفیلد(1364) هرتسک(1980)، منو، گلدفارب، تورانس، اوبری، محمدرضامهران(1371).

احمد علیپور و اسماعیل بیابانگرد(1376)و عبادالله مرادی (1370) مطابقت و همخوانی دارد.

میزان تعمیم پذیری نتایج به جامعه هدف نتایج پژوهش حاضر قابل تعمیم به داشجویان شاهد و عادی دانشگاههای تهران می‌باشند.

پیشنهادات برای تحقیق بعدی

1- تحقیقی مشابه برروی گروه پسردانشگاهها انجام شود و با تحقیق حاضر مقایسه گردد.

2- تحقیقی مشابه در دیگر دانشگاههای شهرستانهای ایران انجام شود.

3- بین دانش‌اموزان شاهد و عادی چنین تحقیقی انجام شود.

4- بین کودکان و نوجوانان و جوانان شاهد و عادی دیگر جنبه‌های شخصیتی آنها از جمله اضطراب و وسواس سنجیده شده و مورد مقایسه قرار گیرد.

5- از دانشگاههای مختلف نمونه‌گیری شود تا امکان تعمیم نتایج وجود داشته‌ باشد.




خرید فایل



ادامه مطلب
یکشنبه 14 آذر 1395 ساعت 23:34

بررسی افسردگی دانشجویان پسر بومی و غیر بومی دانشگاه تربیت معلم تهران واحد حصارک کرج

بررسی افسردگی دانشجویان پسر بومی و غیر بومی دانشگاه تربیت معلم تهران واحد حصارک کرج

چکیده :

همانطور که می دانیم افسردگی و مانیا یکی از اختلالت خلقی شایع می باشند که بیشتر اختلالات عاطفی نامیده می شوند . اختلالات خلقی گروهی از بیماریهای روانپزشکی می باشند که به شکل خلق پایین و تصورات ذهنی ناهنجار بروز می نمایند .

نمای بالینی افسردگی می تواند بصورت خلق افسرده ، احساس ناامیدی ، احساس غم ، بی ارزشی ، آشفتگی خواب و اشتها و یا فقدان انرژی و میل جنسی بروز کند . این اختلالات می توانند منجر به مشکلاتی در عملکرد شغلی ـ تحصیلی ـ اجتماعی و روابط بین فردی گردند . بدین منظور و جهت شناخت بیشتر وضعیت و شیوع افسردگی تحقیقی را بر روی دانشجویان پسر بومی و غیر بومی دانشگاه تربیت معلم تهران واحد حصارک کرج انجام دادیم . مطالعه با استفاده از تست بک (BDI) بر روی 280 نفر از دانشجویان پسر انجام گردیده است .

روش تحقیقی که از آن استفاده شد ، روش تحقیق یا علّی ـ مقایسه ای با روش آماری مقایسة بین میانگین دردو گروه مستقل و بااستفاده از فرمول t بوده است . روش نمونه گیری نیز بطور تصادفی ساده و با مراجعه به جدول اعداد تصادفی و به تعداد 140 نفر از هر گروه بوده است . روش جمع آوری اطلاعات نیز با بهره گیری از تست افسردگی بک صورت گرفته است . با قرار دادن نمرات خام درفرمولt وبا سطح اطمینان 90% و در سطح به علت کوچک تر بودن عدد بدست آمده از عدد جدول فرض تحقیق معنی دار نیامد و می توان گفت که « تفاوت معنی داری بین میانگین شیوع افسردگی در دو گروه دانشجویان بومی و غیر بومی وجود ندارد .»


فصل 1

مقدمه

خلق یا Mood مایة هیجانی یک وضعیت عاطفی پایدار است که در طول طیفی بهنجار از غم وشادی تجربه می شود . اختلالات خلقی با احساسهای نابهنجار افسردگی یا سرخوشی مشخص می شوند که در برخی موارد شدید با خصوصیات پسیکوتیک همراهند . اختلالات خلقی به انواع اختلالات دو قطبی و اختلالات افسردگی تقسیم می شوند . این علائم در برخی گروههای خاص از نظر جنس و سن و وضعیت روانی اجتماعی افراد متفاوت می باشد .

در این پژوهش افسردگی نه بعنوان یک بیماری ، بلکه بعنوان واکنشی روانی در مقابل مسائل و مشکلاتی که دانشجویان با آنها گریبانگیر هستند ، مطرح است .

بیشتر دانشجویان بخاطر تحصیل دردانشگاه از خانواده و شهر یا روستای خود جدا شده ، در محیط جدیدی قرار گرفته اند که احیاناً ازنظر عاطفی مشکلاتی برایشان بوجود می آید . این مشکلات روانی و عاطفی موقعی تشدید پیدا می کند که آنان نتوانند خود را با محیط جدید دانشگاه تطبیق دهند .

عدم سازگاری با محیط آموزشی دانشگاه ، محیط سکونت در خوابگاه و قرار گرفتن در شبکة جدید روابط ، برخی عکس العملهای عاطفی از جمله افسردگی را بدنبال دارد .


1ـ1ـ بیان مسئله:

شاید کمتر کسی باشد که در طول زندگی خود لحظاتی از نگرانی و افسردگی را احساس نکرده باشد . افسردگی یک اختلال شایع عاطفی است . اگر شدت اینحالت از حد معمول بگذرد ، عرصة زندگی را بر فرد تنگ کرده او را از همه چیز حتی از خودش بیزار می کند . بنظر می رسد ادعای اینکه اصولاً افسردگی جزئی از زندگی بشر است زیاد مشکل نباشد .

تورو می گوید :« اکثر مردم عمرشان در افسردگی خاموش می گذرد » و شوپنهاور چنین نوشت :« زندگی انسان بین ملال و اندوه نوسان دارد ».

دراین تحقیق افسردگی عبارت از واکنشی است در برابر عوامل اجتماعی و محیط .

بعبارت دیگر حالتی است عاطفی به نحوی که فرد قدرت و توانایی لازم و کافی برای انجام امور و تکالیف عادی روزمرةخود را ندارد و کاهش چشمگیر در فعالیتهای سازندة وی دیده می شود .

افراد افسرده گرایش دارند به اینکه به تشریح درونی شکستها و تشریح بیرونی موفقیت هایشان بپردازند ، بعبارت دیگر به بروز و بیان شکست هایشان و عدم بروز موفقیت هایشان می پردازند . امروزه دانشمندان رشتة روانشناسی و روانپزشکی انسان را بعنوان مجموعه ای متشکل از واحدهای زیستی ، روانی ـ اجتماعی می شناسند .

( نور بالا ، احمد ، رابطة بین مذهب و بهداشت روانی از دیدگاه اسلامی ـ دارو و درمان ، 1371 ، تهران ).

توضیح علائم موجود در تست بک :

تست بک شامل 21 علامت است وسؤالات آن با عناوین A,B,C,D, تا U درجه بندی شده است و ارزش از 0 تا 3 می باشد ، که نمرة صفرنشان دهندة عدم علائم افسردگی و نمرة 3 نشان دهندة شدت عارضه می باشد .

هر سؤال 4 قسمت دارد و هر کدام از جوابها را که بیشتر با حالات فرد تناسب داشته باشد ، انتخاب نموده و آنرا علامت می زند . چنانچه مراجع را در یک یا چند مقوله بیش از یک سؤال را با دایره مشخص کرده باشد ، فقط یک سوال از آن مقوله و آن هم سؤالی را که بالاترین نمره را دارد به حساب می آورند . از آنجا که در هر مقوله بالاترین نمره 3 است . لذا جمع نمرات درکل بین 63ـ0 می باشد . میزان افسردگی دراین آزمون برمبنای 100 است . پس فردی که مثلاً نمرة 5 بیاورد 1/24% افسردگی دارد و این درصد بدست آمده درکلید تست موجود است و راهنمای عمل قرار می گیرد .

یک نمرة 71/11 را مرز اعتبار می داند و دیگران حتی نمرات بین 13ـ 10 را نرمال می دانند و عده ای نمرة 15 و درصد 1/24 را مرز اعتبار قرار داده اند و تا این حد نمرة افسردگی نرمال و طبیعی است .

درجات افسردگی سطح نمرات

نرمال 15ـ0

افسردگی خفیف 31ـ15

افسردگی متوسط 47ـ32

افسردگی عمیق 63ـ48

A ـ علامت خلق :

دراین فاکتور درجات خلقی مختلف از عدم غمگین تا بسیار شدید مورد نظر بوده و فرد درحالت کنونی خویش را با پاسخ دادن به یک سؤال معلوم می دارد . تغییر خلق وخوی و خلق پایین از علائم مهم افسردگی است .

B ـ علامت بدبینی :

امید به آینده و ناامیدی و دلسردی به تدریج برحسب سؤالات مطرح شده در نظر گرفته شده است که فرد با پاسخ به آنها خوش بینی نسبت به آینده را بیان می کند .

C ـ علامت احساس شکست :

درجات مختلف احساس شکست ومورد اجحاف واقع شدن از 3ـ0 دراین سؤال مور نظر بوده که فرد وضعیت خود را با پاسخ به یکی از سؤالات معلوم می دارد .

D ـ علامت نارضایتی :

این قسمت به ارزیابی حالاتی چون نارضایتی و دلسردی و بی توجهی به اطراف و لذت بردن از وقایع اختصاص دارد که شخص حالات فوق را در سؤالات مطرح تشخیص داده و علامت می زند .

E ـ علامت احساس گناه:

یکی از علائم مهم و درجة اول افسردگی احساس گناه و تقصیر است که فرد خود را به علت گناهی که مرتکب شده بدو بی ارزش تصور می کند . احساس گناه از 3ـ0 به ترتیب از فقدان احساس گناه تا احساس گناه شدید درجه بندی شده است .

F ـ علامت تنبیه خود :

از علائم دیگر افسردگی تنبیه و استحقاق تنبیه است که دراین قسمت مورد سنجش واقع شده است .

G ـ علامت نفرت از خود :

فرد افسرده از خود نفرت دارد زیرا خودش را فردی بی کفایت و نالایق می داند به همین دلیل اعتماد به نفس کافی ندارد و کم کم از خود متنفر می شود .

H ـ علامت اتهام به خود :

از ویژگی این افراد این است که در هر حادثه ای مقدار زیادی تقصیر برای خود قائل هستند ، لذا خود را مقصر و مجرم دانسته و فکر می کنند که به دلیل داشتن عیوب زیادی است که آنها دارند .

I ـ علامت گوشه گیری از اجتماع :

وجود چنین تمایلاتی در فرد بیشتر به شکل افکار خودکشی و در مراحل شدید اقدام عملی به آن معلوم می گردد و فرد افسرده راه چاره و نجات خود را در مرگ جستجو می کند و این از علامت احساس درجات شدید افسردگی است .

J ـ علامت گریستن :

اشک بعنوان سمبل هیجانی رنج و اندوه شناخته شده و تمایل بر گریستن زیاد و مداوم و غالباً بدون دلیل شخص ، از علائم اندوه و رنج و افسردگی است که باعث شدت میزانی از افسردگی را می رساند . احساس رنجش دائمی ، حساسیت زیاد و زود رنجی در تحریک پذیری از افراد و اطرافیان از حالات افراد افسرده است .

L ـ علامت گوشه گیری از اجتماع :

افراد افسرده معمولاً تمایل به گوشه گیری دارند و نسبت به اطرافیان بی توجه هستند و آنها از اجتماع گریزان بوده و تنهایی را ترجیح می دهند که از علائم مهم افسردگی است .

M ـ علامت بی تصمیمی :

به تعویق انداختن و یا ناتوانی کامل در تصمیم گیری نشانة اختلال درتصمیم گیری از خفیف تا شدید می باشد که فرد احساس بی ارادگی کرده و قادر به گرفتن تصمیم نیست .

N ـ علامت اختلال درتصویر بدنی :

ویژگی افراد افسرده یکی این است که از لحاظ ظاهری خود را زشت و بد منظره می دانند لذا همواره احساس حقارت کرده و خود را سرزنش می کنند .

فهرست مطالب

عنوان

تشکر و قدردانی :

چکیده :

فصل اول : مقدمه

1ـ1ـ بیان مسئله

1ـ2ـ اهمیت مسئله

1ـ3ـ اهداف تحقیق

بیان فرضیه

1ـ4ـ فرضیه تحقیق

1ـ5ـ اصطلاحات مهم و تعاریف عملیاتی متغیرها

1ـ افسردگی

2ـ شیوع

3ـ دانشجوی بومی و غیر بومی

فصل دوم : مرور بر ادبیات تحقیق

2ـ1ـ افسردگی

2ـ2ـ نشانه های افسردگی

2ـ3ـ طبقه بندی

2ـ4ـ نظریه های افسردگی

2ـ5ـ درمان اختلالات خلقی

2ـ6ـ تحقیقات انجام شده درمورد افسردگی دانشجویان

فصل سوم: طرح تحقیق

3ـ1ـ توصیف روش تحقیق

3-2ـ جامعه تحقیق

3-3- روش نمونه گیری

3ـ4ـ متغیرها و کنترلهایی که اعمال شده است

3ـ5ـ روش جمع آوری داده ها

3ـ6ـ ابزار اندازه گیری

3ـ7ـ روش آماری

فصل پنجم : خلاصه و نتیجه گیری

5ـ1ـ توصیف روش های مورد استفاده در تحقیق

5ـ2ـ نتیجه گیری

5ـ3ـ توجیه و تفسیر نتایج

5ـ4ـ توصیه برای پژوهشهای بعدی

5ـ5ـ محدودیتها

منابع فارسی

منابع انگلیسی

پیوستها



خرید فایل



ادامه مطلب
یکشنبه 14 آذر 1395 ساعت 17:28

کلیدهای طلایی تربیت فرزندان

کلیدهای طلایی تربیت فرزندان

مقدمه

از اهداف عالی تمام پیامبران الهی، تعلیم و تربیت بشر است که در قرآن کریم به تزکیه بشر تعبیر شده است، انسان به واسطه تزکیه و تربیت صحیح می تواند پله های موفقیت و انسانیت و عبودیت و بندگی را براحتی بپیماید، افراد موفق که خدمات ارزنده ای به بشریت ارائه کرده اند از تربیت صحیح برخوردار بوده اند و افراد شرور که در جامعه دچار انواع و اقسام جنایت و خیانت، قتل، دزدی، تجاوز و... شده بر اثر عدم تربیت صحیح بوده است اگر نگرش کوتاه بر زندگی افراد شرور داشته باشیم به خوبی به این نکته خواهیم رسید که آن ها از دوران کودکی و نوجوانی و جوانی تحت تربیت صحیح قرار نگرفته اند، جوانانی که به اعتیاد آورده اند، جوانانی که دچار بزهکاری شده اند، سرقت کرده اند مرتکب جنایت قتل و تجاوز شده اند.

عامل اصلی جرمشان خانواده و عدم توجه پدر و مادر به تربیت آن ها بوده است گاهی اعتیاد خانواده، گاهی طلاق و جدایی پدر و مادر، گاهی جهل والدین و گاهی محیط زندگی از عوامل اصلی شرارت و جنایت آن ها بوده است والدینی که از الفبای چگونگی تربیت فرزندان اطلاعی نداشته اند والدینی که از تربیت فرزندان خود غافل بوده اند، عامل اصلی بدبختی آنها بوده اند و هیچ کس را نباید جز خود به خاطر تصورشان مذمت نمایند.

کتاب حاضر حاصل تلاش مولف در جهت بازگویی کلیدها و تکنیک های طلائی تربیت برتر با استناد از منابع معتبر در جهت پرداختن به مسائل تربیتی نوجوانان و جوانان می باشد امید است که مورد رضای حضرت دوست و قابل استفاده برای والدین محترم در جهت پرورش و تربیت صحیح و اصولی فرزندان عزیزشان که میوه باغ زندگی آنهاست قرار گیرد.

هرگز در حضور فرزندان دروغ نگوییم

همان گونه که دروغ گفتن به فرزندان زشت و ناپسند است دروغ گفتن در حضور فرزندان نیز زشت و ناپسند است سعی کنید در هر شرایطی راست گویان را از دست ندهید. عامل موفقیت انسان هایی که به مقامات عالی و کمالات رسیده اند، صداقتی بوده که در زندگی شان موج می زده است وقتی پدر یا مادری در حضور فرزندان لب به سخن دروغ می گشاید و فرزند شاهد این دروغ گویی است از پدر و مادر متنفر می شود.

در حضور فرزندان بدگویی نکنید

بدگویی پشت سر دیگران از اخلاق مذموم و ناپسند است. بدگویی، غیبت است یا تهمت و در هر صورت گناه می باشد و سبب مواخذه الهی خواهد شد. بخصوص اگر آن کس سر او بدگویی می کنید از نزدیکان و دوستان باشد. پشت سر دیگران حرف زدن تأثیر سوئی بر فرزندان خواهد گذاشت آن ها زود تأثیر پذیرفته و حرف های پدر و مادر را تکرار خواهند کرد.

در حضور فرزندان هرگز از قانون تجاوز ننمائید

نوع فایل:word

سایز :4106 kb

تعداد صفحه:32



خرید فایل



ادامه مطلب
یکشنبه 14 آذر 1395 ساعت 09:46

مرتبه آموزش و پرورش در تولید علم (تعلیم و تربیت )

مرتبه آموزش و پرورش در تولید علم (تعلیم و تربیت )

تربیت در ایران باستان به سه منظور بوده است:
۱- خدمت به اجتماع.
۲- خدمت به خانواده و رفع مسئولیت از پدر و مادر.
۳- بهبودی حال و برتری بر دیگران.
بنابراین میتوان گفت که هدف اساسی همان تربیت دینی و اخلاقی است که به صورت انجام دادن وظایف خانوادگی و اجتماعی و پیشرفت شخصی تحقق می یابد. سازمان آموزش و پرورش در طی چندین هزار سال به یک حال نبوده است پس نمیتوان گفت که سازمان واحدی در این دوره وجود داشته است اما خانواده و آتشکده و آموزشگاههای دربار مراکز مهم تعلیم و تربیت در این دوره به شمار می آمده اند. در دورهی ساسانی دانشگاههایی نظیر جندی شاپور نیز بر این مراکز افزوده می شود. در دانشگاه جندی شاپور که در قرن سوم میلادی به دستور اردشیر بابکان تاسیس شد کتب علمی و ادبی را که از هند و یونان آورده بودند به پهلوی ترجمه کردند و پزشکانی را از یونان برای تدریس در این دانشگاه به کار گماشتند. این دانشگاه تا اواخر قرن سوم هجری وجود داشت و یکی از مراکز بزرگ علمی و فرهنگی آن روزگار بود. کودک تا پنج سالگی در خانواده و در میان زنان تربیت میشد و آموزش دینی و علوم و فنون در سن هفت تا پانزده سالگی که آن سن را تمیز عقلی می نامیدند انجام میگرفت. روش عمده آموزش و پرورش، شفاهی و حفظی و تلقینی بود و گاه نیز مطلوب نادرستی را به کودکان تلقین میکردند. به طور مثال به اطفال تلقین میشد که شاه به خواست خدا و موهبتی الهی بر تخت سلطنت نشسته و نمایندهی او بر روی زمین است و برحسب اراده ی او امور کشوری را سامان میدهد. بنابراین همگی باید چشم بر حکم و گوش بر فرمان او نهند و او را تا حد پرستش دوست بدارند. آموزش و پرورش که شمه ای از آن را بیان کردیم بیشک دارای محاسنی بود که از مهمترین آنها می توان ایجاد روحیه گذشت و سعه صدر و علاقه به علوم و فنون را نام برد و این دو جنبه سبب شد که مردم این سرزمین در دوره هایی از تاریخ، امپراطوری بزرگی را ایجاد و ارائه کنند و در پیشبرد دانش و هنر سهیم باشند. اما از سوی دیگر نظام تربیتی ایران باستان به ویژه در سالهای پیش از ظهور دین اسلام دارای عیب هایی بود که مهم تر از همه طبقاتی بودن آموزش و پرورش و ایجاد روح فرمانبرداری از قدرتمندان و پیروی کورکورانه از حاکمان را میتوان ذکر کرد. این نوع تعلیم و تربیت همراه با ستمگریها و تندرویهای حاکمان دورهی ساسانی، به سقوط این سلسله منجر شد و ایرانیان را برای پذیرش دین جدید آماده ساخت. (۸)
تعلیم وتربیت در اسلام:
تعلیم و تربیت اسلامی با نزول قرآن تولد یافت و پیامبر اسلام (ص) که پروردگار او را به نیکی تربیت کرده بود، معلم و مربی آن شد. توالی این دو رویداد میمون و مبارک پرده از یک راز برمیدارد و آن اهمیت بسیار بالا یا کلیدی بودن دو عنصر برنامه و معلم در مجموعه نظام تربیتی اسلامی است. این سخن هرگز به معنی سبک انگاشتن دیگر عناصر نیست بلکه دقیقا تأکید بر این نکته است که این دو یعنی برنامه و معلم در حکم عود استوار این خیمه ی بلندند. معلم، نقش برگشت ناپذیر و غیر قابل انکاری در چرخه ی آموزش ایفا می کند، معلم کانونی است که چرخه ی آموزشی بر محور آن می چرخد و قوام و دوام این چرخه به موقعیت و جایگاه معلم بستگی دارد. به همین دلیل معلم مقام رفیع وارزشمندی را به خود اختصاص داده است. از این رو در روایات و مستندات دینی ما، بر نقش معلم و جایگاه وی به طور جدی تأکید شده و کار او را همانند نقش پیامبران و مصلحان الهی شمرده اند. مسلمانان بحثهای جستجوگرایانه ی خود را از قرآن که اولین و مهمترین سند مدون تعلیم و تربیت است آغاز کرده اند و همین منبع بود که دروازه های علوم و دانش را در معنی عام کلمه، که اعم از علوم شرعی و مذهبی و نیزدستاوردهای مادی و تجربی است به روی آنان گشود. مقصود آن است که مسلمانان با الهام از قرآن و به ویژه اولین آیات وحی، در زمینه ی علوم و معارف بشری به یک بینش یا دیدگاه کاملاً تازه و بی سابقه رسیدند و آن مسأله اتحاد یا وحدت در علوم بود. در این بینش، علوم ودانش های مختلف همه از یک منبع، که همان فیض بخشی خواست الهی است سرچشمه می گیرند؛ بنابراین نه تنها با یکدیگر در تضاد نیستند بلکه همانند هم هستند بدین سان برنامه و محتوای آموزش اسلامی متاثر از این دو عنصر یا دو مقوله از شناخت بوده و شواهد تاریخی، حداقل در قرون اولیه به خوبی موید آن است. اما برخی از ضرورتهای زمانی و مکانی و همچنین زیربنایی بودن مسائل دینی موجب شد تا این دانش در اولویت قرار گیرد و توجه بیشتری به آن مبذول شود. و بعد از آن علم حدیث و تفسیر و فقه اضافه شد و آن گاه نوبت به علوم ادبی رسید و آموزش و تدریس علوم اکتسابی اعم از نظری و تجربی به تاخیر وارد برنامه ی درسی و نظامی تربیتی اسلام شدند. و از جمله این علوم که در اوایل ظهور اسلام به برنامه ی درسی افزوده شده است تاریخ، روانشناسی، جامعه شناسی، اخلاق، زبان شناسی، جغرافی، منطق و جز آنها را باید نام برد. همچنین تعلیم و تربیت که نخست درسهایی همچون فلسفه، اخلاق، روانشناسی و شاید منطق مورد بحث و دقت نظر قرار می گرفت وبه تدریج در راه دستیابی به هویت مستقل خود گام برداشت. در بحث علوم طبیعی و تجربی به عنوان جزیی از مواد درسی، ما برآنیم که به احتمال قوی دانش شیمی زودتر از دیگر دروس وارد برنامه ی آموزشی شده و آن هم در ارتباط با حوزه ی درسی امام صادق(ع) در مدینه بوده است. پس از شیمی به تدریج دانشهای دیگری همچون ریاضیات، نجوم، فیزیک، و پزشکی در عرصه ی برنامه های آموزشی درخشیدند و نوابغ و اندیشمندان بزرگی را به سوی خود فرا خواندند. محمدبن موسی خوارزمی، محمدبن زکریای رازی، ابوعلی سینا، حسن بن هیثم، ابوریحان بیرونی، عمر خیام، بهاء الدین عاملی و دهها نام دیگر که نه تنها تاریخ علم، که جامعه ی انسانی وامدار آنهاست. از آن جمله اند. پیشرفت سریع مسلمانان در زمینه ی این علوم به یک معجزه شباهت داشت. «تأثیر فرهنگ اسلامی در پیشرفت علوم ریاضی طب و شیمی شواهد بسیار دارد حتی در قرون سیزدهم ترجمه متون اسلامی و مشروح آنها در مدارس عامی آکسفورد،با شوق و علاقه دنبال می شد».(۹)



خرید فایل



ادامه مطلب
یکشنبه 14 آذر 1395 ساعت 09:31

فلسفه تعلیم و تربیت در جهان امروز

فلسفه تعلیم و تربیت در جهان امروز

چکیده
فلسفة تعلیم و تربیت درجایگاه یکی از فلسفه‌های مضاف، از دو زاویه قابل بررسی و مطالعه است: 1. دیدگاه‌های فیلسوفان دربارة تعلیم و تربیت؛ 2. رشتة دانشگاهی. فلسفة تعلیم و تربیت از نگاه اول، تاریخی به قدمت اندیشه‌ورزی و نظریه پردازی فیلسوفان شرق و غرب عالم در باب تربیت دارد؛ اما از نگاه دوم حدود یک قرن از عمرش سپری می‌شود. از فلسفة تعلیم و تربیت، بسته به نوع دید و مبانی فلسفی متناسب با آن، مفاهیم و تعاریف گوناگونی ارائه شده است: استنتاج آرای تربیتی از مبانی فلسفی، کاربرد فلسفه در تعلیم و تربیت، نظریة عمومی تعلیم و تربیت، تحلیل و پردازش مفاهیم و گزاره‌های تربیتی و مانند آن. نگارندة این مقاله، فلسفة تعلیم و تربیت را تبیین و اثبات مبادی تصوری و تصدیقی تعلیم و تربیت تلقی می‌کند و در سه سطح پیش استنتاجی یا باز یافت، استنتاجی یا کشف، و فرا استنتاجی یا خلق به بررسی فلسفة تعلیم و تربیت می‌پردازد. طراحی و اجرای تدابیر و راهکارهایی در سه سطح بازیافت، کشف و خلق، از شرایط اساسی پی‌ریزی فلسفة تعلیم و تربیت اسلامی است.
رشتة فلسفة تعلیم و تربیت، تحولات و تطوراتی را پشت سر نهاده که در دو مرحله قابل تشخیص و بررسی است؛ مرحله رویکرد ایسم‌ها و مرحله رویکرد تحلیلی. فلسفة تعلیم و تربیت در حال حاضر در مرحلة پساتحلیلی و مشتمل بر رویکرد‌ها و دیدگاه‌های متنوعی در جهان غرب است. واژگان کلیدی: فلسفة تعلیم و تربیت، مفهوم فلسفة تعلیم وتربیت، تحولات فلسفة تعلیم و تربیت. مقدمه فلسفة تعلیم و تربیت (philosophy of education) به منزلة یکی از حوزه‌های معرفت بشری، از دو دیدگاه قابل مطالعه و بررسی است: 1. دیدگاه‌های فیلسوفان دربارة تعلیم وتربیت؛ 2. رشته دانشگاهی. فلسفة تعلیم و تربیت از دیدگاه اول، یک حوزة معرفتی دیرپا و کلاسیک است که تاریخی به قدمت تاریخ تأملات فیلسوفان در باب تعلیم و تربیت دارد. میان فیلسوفان غربی، افلاطون، نخستین فیلسوفی است که در کتاب معروف خویش، جمهوری (Republic) به این گونه تأملات پرداخته، دیدگاه تربیتی به نسبت جامعی را عرضه داشته‌ است. پس از افلاطون می‌توان از فیلسوفان دیگری همچون ارسطو، ابن‌سینا، خواجه نصیر طوسی، آگوستین، آکوئیناس، بیکن، دکارت، لاک، روسو و کانت نام برد که در این حوزه کار کرده‌اند. در باره فلسفة تعلیم و تربیت، به معنای تأملات و تفکرات فیلسوفان دربارة تعلیم و تربیت، سه نکته مهم قابل ذکر است: اولاً همة فیلسوفان، به معنای دقیق کلمه، تأملات تربیتی نداشته‌اند. به بیان روشن‌تر، برخی از آنان، آرا و اندیشه‌های تربیتی خود را آشکارا بیان کرده و برخی چنین نکرده‌اند. افلاطون، کانت و ابن سینا از فیلسوفانی هستند که در گروه اول جای می‌گیرند، و بکین و دکارت و صدرالدین شیرازی از فیلسوفانی که در گروه دوم قرار دارند. ثانیاً فلسفة تعلیم و تربیت، در گروه دوم، به صورت استنتاج مدلول‌های تربیتی از اندیشه‌های فلسفی در می‌آید. این صورت دوم از دیدگاه اول فلسفة تعلیم و تربیت را برخی از فیلسوفان تربیتی، با عناوینی چون "فلسفه و تعلیم و تربیت" (Smith , 1965 , P. 52)، "رویکرد مواضع فلسفی" (Chambliss , 1996 , P. 471) یا "رویکرد دلالت‌ها" (Ibid) معرفی کرده‌اند. فیلیپ اسمیت در فصل سوم از کتاب فلسفة آموزش و پرورش می‌نویسد: این نظریه که فلسفه و تعلیم و تربیت با یک‌دیگر ارتباط عمیقی دارند، به‌‌یقین‌ نظریة جدیدی نیست. ... از آن‌جا که فلسفه، به‌طور سنتی، چیستی واقعیت، معرفت و ارزش را بررسی کرده است، روابط آشکاری با تعلیم و تربیت دارد ... (Smith , Idib , P. 53). آنگاه به مسأله "استنتاج" (derivation) اشاره می‌کند: هنگامی که روابط بین فلسفه و تعلیم و تربیت مورد تأکید قرار می‌گیرد، برخی تصور می‌کنند که یک فلسفة تربیتی معین از یک فلسفة معین استنتاج می‌شود (Ibid). کامبلیس هم در این زمینه چنین اظهار نظر می‌کند: از دهة 1930 و در ادامه تا سال‌های 1940 و 1950، یک راه برای مرتبط ساختن فلسفه و تعلیم و تربیت این اندیشه بود که فلسفه، یک مبنا یا مطالعة اساسی است که فلسفة تعلیم و تربیت از آن استنتاج می‌شود ((Chambliss ,Ibid ,P. 471 ثالثاً فیلسوفانی که در گروه اول قرار دارند نیز به دو دسته تقسیم می‌شوند: دستة اول، فیلسوفانی هستند که تأملات تربیتی فلسفی داشته‌اند، و دستة دوم، فیلسوفانی که تأملات تربیتی غیرفلسفی داشته‌اند. افلاطون، آکوئیناس و کانت در دستة اول، ولاک، هگل و راسل دردستة دوم قرار دارند. رابین بارو (Barrow , 1994) در این زمینه سخن جالبی دارد: [برخی‌] فیلسوفان نیز به شیوه‌ای غیرفلسفی دربارة تعلیم و تربیت چیزهایی نوشته‌اند. "لاک، هگل و راسل از جمله فیلسوفان معروفی هستند که این‌گونه عمل کرده‌اند. کتاب لاک به نام اندیشه‌هایی در باب تعلیم و تربیت" (1963) صرفاً به مقداری اندک به آثار فلسفی‌اش مبتنی است. استنتاج‌های وی دربارة اولویت‌های تربیتی یک اشراف‌زادة زمین‌دار نمی‌تواند نتیجة منطقی نظریات معرفت‌شناختی و وجودشناختی‌اش باشد (P. 4451). فلسفة تعلیم و تربیت از دیدگاه دوم، یعنی رشتة دانشگاهی، حوزة معرفتی نوپایی است که حدود یک قرن از عمر آن سپری می‌شود. بسیاری از متخصصان و کارشناسان، سرآغاز ظهور و پیدایی این رشته را قرن بیستم و به‌طور مشخص، سال 1935، یعنی سال تأسیس انجمن جان دیویی (JDA) در امریکا می‌دانند. کامینسکی (1988) در این باره می‌نویسد: فلسفة تعلیم و تربیت، کاری مربوط به قرن بیستم است. انضمام فلسفه به پرسش‌های ناشی از عمل آموزش و پرورش مدرسه‌ای، موضوع جدیدی است. تاریخچة این رشته، فقط به اندازة سازمان‌های معاصرش قدمت دارد؛ حتی اگر برای این رشته، مقدور باشد که سودمندانه به آثار افلاطون و ارسطو استناد ورزد. مطالعة منظم فلسفة تعلیم و تربیت در ایلات متحده از سال 1935 آغاز شد (P.14). به هر روی، قرن بیستم، چه به لحاظ تأسیس و راه‌انداز‌ی رشتة فلسفة تعلیم و تربیت در سطوح کارشناسی ارشد و دکترا و در نتیجه، پرورش نیرو‌های متخصص در این قلمرو مستقل معرفتی، و چه به لحاظ انجام تحقیقات و مطالعات منظم و سازمان یافته در ارتباط با موضوعات و مسائل خاص این رشته، و چه به لحاظ تشکیل انجمن‌های حرفه‌ای فلسفة تعلیم و تریبت، از قبیل انجمن فلسفة تعلیم و تربیت امریکا (1941)، انجمن فلسفة تعلیم و تربیت بریتانیای کبیر (1965)، انجمن فلسفة تعلیم و تربیت استرالازیا (1970) و مانند آن، قرن پیدایی و ظهور رشتة فلسفة تعلیم و تربیت است. 1.مفهوم فلسفة تعلیم و تریبت پیش از تجزیه و تحلیل مفهوم فلسفة تعلیم و تربیت باید به این نکته توجه داشت مجموعة بحث‌هایی که در این مقاله مطرح می‌شوند، به قلمرو معرفتی دیگری مربوطند که به لحاظ طولی، فراتر از فلسفة تعلیم و تربیت است و بر آن احاطه و اشراف علمی دارد. "پرسش دربارة [مسائلی چون] ماهیت، محتوا و فایدة فلسفة تعلیم و تربیت، پرسشی نیست که درون فلسفة تعلیم و تربیت پدید آید، بلکه پرسشی است که دربارة فلسفة تعلیم و تربیت مطرح می‌شود؛ در نتیجه، این پرسش، مستلزم تفکر فلسفی دربارة فلسفة تعلیم و تربیت است، نه دربارة تعلیم و تربیت؛ به همین جهت، به متافلسفة تعلیم و تربیت، یعنی به فلسفة فلسفة تعلیم و تربیت مربوط می‌شود" (Ducasse , 1956 ,P 169). در باره مفهوم فلسفة تعلیم و تربیت، دیدگاه‌های گوناگونی وجود دارد که پرداختن به همة آن‌ها از حوصله این مقام خارج است . این‌جا برخی از مهم‌ترین آن‌ها را ارائه و در سرانجام دیدگاه خود را مطرح می‌کنیم. نیوسام (1956 , P. 162) دیدگاه‌های رایج در تعریف فلسفة تعلیم و تربیت را در سه طبقه به شرح ذیل طبقه بندی کرده است: 1. فلسفة تعلیم و تربیت به ‌صورت دیدگاه دربارة تعلیم و تربیت؛ 2. فلسفة تعلیم و تربیت به صورت کاربرد فلسفه در تعلیم و تربیت؛ 3. فلسفه به صورت نظریة عمومی تعلیم و تربیت. وی دیدگاه دوم را عمومی‌ترین دیدگاه می‌خواند و رویکرد استنتاج نکته‌های تربیتی از فلسفه‌های نظامدار را هم در همین دیدگاه تلقی می‌کند (Ibid). ویلیام فرانکنا (1956 ,P. 287) بعد از تقسیم بندی فعالیت‌های فلسفی در سه بخش فلسفة نظری (speculative philosophy)، فلسفة هنجاری (normative philosophy) و فلسفة تحلیلی ((analytical philosophy از سه نوع فلسفة تعلیم و تربیت نظری، هنجاری و تحلیلی سخن به میان می‌آورد. به اعتقاد وی: فلسفة تعلیم و تربیت نظری در جست‌وجوی فرضیه‌هایی دربارة انسان و جهان است که با فرایند تعلیم و تربیت ارتباط دارد. فلسفة تعلیم و تربیت هنجاری، اهداف لازم التحقق و اصول لازم الاتباع را در فرایند تربیت انسان‌ها مشخص و توصیه‌هایی را در باب وسایل دستیابی به این اهداف عرضه می‌کند. و فلسفة تعلیم و تربیت تحلیلی در پی ایضاح مفاهیم بسیار مهم است. از این سه، فلسفه‌های تربیتی نظری و هنجاری به فلسفة فرایند تعلیم و تربیت، و فلسفة تربیتی تحلیلی به فلسفة رشته تعلیم و تربیت تعلق دارد (Ibid , P.291). کینگسلی پرایس (1956 , PP . 126 - 127) بعد از تقیسم‌بندی فلسفة تعلیم و تربیت به چهار شاخة فرعی: تحلیل تعلیم و تربیت، متافیزیک تعلیم و تربیت، اخلاق تعلیم و تربیت، و معرفت شناسی تعلیم و تربیت، این تعریف را از فلسفة تعلیم و تربیت عرضه می‌دارد: بررسی تحلیلی تعلیم و تربیت، همراه با کوشش برای ارتباط دادن آن به شیوه‌ای خاص با متافیزیک، اخلاق و معرفت شناسی (P. 125). به اعتقاد وی، تحلیل تعلیم و تربیت یعنی "روشنگری واژه‌های مورد نیاز در تعلیم و تربیت" (Ibid). متافیزیک تعلیم و تربیت، یعنی "تبیین واقعیت‌هایی که به وسیلة تعلیم و تربیت بیان می‌شود" (P.126)، اخلاق تعلیم و تربیت، یعنی "توجیه و تصحیح توصیه‌های اخلاقی تعلیم و تربیت" (P.129)، و معرفت شناسی تعلیم و تربیت، یعنی "معرفی و تبیین معیارهای لازم برای کسب معرفت" (P.130). فیلیپ اسمیت (1965) در تبیین و تشریح مفهوم فلسفة تعلیم و تربیت از چهار گونه ترکیب سخن به میان می‌آورد: فلسفه و تعلیم و تربیت، فلسفه در تعلیم و تربیت، فلسفه برای تعلیم و تربیت، و فلسفة تعلیم و تربیت (P.52). فلسفه و تعلیم و تربیت، دربردارنده این مفهوم است که فلسفه به صورت دانشی که از ماهیت واقعیت، معرفت و ارزش سخن می‌گوید، با تعلیم و تربیت روابط آشکاری دارد. به دیگر سخن، می‌توان از مکاتب و نظام‌های فلسفی گوناگون، دیدگاه و طرح‌های تربیتی مختلفی را استنتاج کرد (P.53). فلسفه در تعلیم و تربیت یعنی کاربرد تفکر فلسفی یا فلسفیدن در تعلیم و تربیت (P.59). فلسفه برای تعلیم و تربیت، یعنی تلاش‌ برای تهیه طرح‌های ویژه‌ای جهت عمل و سیاست تربیتی و نیز تحلیل مسائل تربیتی (PP.61-62)؛ و سرانجام، فلسفه‌ تعلیم و تربیت عبارت است از تجزیة تعلیم و تربیت به مهم‌ترین ابعاد آن به صورت شالوده‌ای برای تدوین نظریة تربیتی (P.69). به اعتقاد ما می‌توان در یک نتیجه‌گیری کلی در سه سطح از مفهوم یا ماهیت فلسفة تعلیم و تربیت سخن گفت: "سطح پیش استنتاجی"، "سطح استنتاجی"، و "سطح پسااستنتاجی". این سه سطح در عرض یک‌دیگر نیستند؛ بلکه در طول یک‌دیگرند و به اصطلاح، به یک‌دیگر ترتب دارند. فلسفة تعلیم و تربیت در سطح پیش استنتاجی، چیزی جز بازیافت، گردآوری، تنظیم و تدوین دیدگاه‌هایی که فیلسوفان (اعم از متقدم و متأخر) در باب تعلیم و تربیت مطرح کرده‌اند نیست. فلسفة تعلیم و تربیت در این سطح، ملازمه‌ای با خلق و ابداع ندارد؛ جز در حدّ باز نمودی تازه و هنرمندانه از آنچه پیش‌تر آفریده شده است. فلسفة تعلیم و تربیت در این مرتبه، جوهره و هویتی تاریخی دارد و به ارائه مجدد و تنسیق و تألیف دوبارة دیدگاه‌های فیلسوفان محض ناظر است. فلسفة تعلیم و تربیت در سطح استنتاجی، کوشش فکری منظم، منطقی و قاعده‌مند فیلسوف تعلیم و تربیت برای کشف و استنتاج دیدگاه‌های تربیتی فیلسوفان محض درسه حوزة اهداف، برنامه‌ها و روش‌های تربیتی، از اندیشه‌های فلسفی آن‌ها در سه قلمرو معرفت شناسی، وجود شناسی و ارزش شناسی است، و سرانجام، فلسفة تعلیم و تربیت در سطح پسااستنتاجی، یعنی خلق و ابداع مبانی فلسفی نو و اندیشه‌ها و دیدگاه‌های تربیتی متناسب با آن. چنان‌که ملاحظه می‌‌شود، مفاهیم سه‌گانة پیش‌گفته از فلسفة تعلیم و تربیت، در سه سطح یا مرتبة فکری متفاوت، یعنی "بازیافت"، "کشف" و "خلق" قرار دارند. ناگفته پیدا است که برای دستیابی به فلسفة تربیتی اسلامی-ایرانی، بایسته است مطالعات و تحقیقات بنیادی و کاربردی دامنه‌داری در هر سه عرصة مذکور انجام شود. به‌طور خلاصه، فلسفة تعلیم وتربیت، به لحاظ معرفت‌شناختی، یکی از علوم فلسفی یا فلسفه‌های مضاف است که با روش عقلانی به تبیین و اثبات مبادی تصوری و تصدیقی تعلیم و تربیت می‌پردازد. مقصود ما از مبادی تصوری و تصدیقی تعلیم و تربیت، مفاهیم گزاره‌ها، استدلال‌ها و نظریه‌های تربیتی است. این‌جا ما مبادی تصوری و تصدیقی را از علم منطق اخذ کرده‌ایم؛ چنان‌که حاج ملاهادی سبزواری در منظومة منطق (1369: ص 9) می‌گوید: ثم‌المبادی خصةٌ شرکیة تصوریة و تصدیقیة. ضمناً در این تعریف، موضوع و روش پژوهش در فلسفة تعلیم و تربیت نیز مشخص شد. موضوع فلسفة تعلیم و تربیت، مبادی تصوری و تصدیقی تعلیم و تربیت، و روش تحقیق در این رشته، روش تعقلی است. 2. مروری بر تحولات رشتة فلسفة تعلیم و تربیت در قرن بیستم همان‌گونه که در صدر مقاله گفته شد، فلسفة تعلیم و تربیت به‌صورت رشتة علمی و دانشگاهی از اوایل قرن بیستم در دنیای غرب پایه‌گذاری شد. این رشته حدود صد سالی که از عمرش می‌گذرد، دو مرحلة مهم را پشت‌سر نهاده است و اکنون در مرحلة سوم قرار دارد. این مراحل عبارتند از: 1-2. مرحلة رویکرد ایسم‌ها استنتاج دیدگا‌های تربیتی از مکاتب فلسفی، سرآغاز فعالیت‌های علمی سازمان‌یافته در جهان غرب به منظور پایه‌گذاری رشتة فلسفة تعلیم وتربیت است. این مرحله با عناوینی چون "رویکرد ایسم‌ها" (Barrow , 1994, P. 4459)، "رویکرد مواضع فلسفی" (Chambliss , Ibid, P. 475)، "رویکرد دلالت‌ها (Ibid)، "رویکرد سنّتی" (Ibid) و مانند آن شناخته می‌شود. پیش فرض اساسی طرفداران این رویکرد آن بود که میان دیدگاه‌های بنیادین وجود‌شناختی،معرفت‌شناختی و ارزش‌شناختی هر مکتب با مواضع و دیدگاه‌های تربیتی مأخوذ و مستنتج از آن، رابطه‌ای منطقی و ضرور وجود دارد. این رویکرد از اوایل دهة 1930 آغاز شد و تا اواسط قرن بیستم به اوج خود رسید و هنوز هم در ادبیات این رشته مطرح است؛ اما به تدریج در مسیر پیشرفت این رویکرد، موانع و اشکالاتی پدید آمد. اگر به حقیقت چنین رابطه‌ای میان بنیان‌های فلسفی مکتب‌ها و اندیشه‌های تربیتی مأخوذ از آن‌ها وجود داشته باشد، باید اولاً دیدگاه‌های تربیتی یکدست و منسجمی از هر مکتب فلسفی استخراج شود، و ثانیاً با توجه به تفاوت‌های جدّی و انکارناپذیر میان مکتب‌های فلسفی ‌باید دیدگاه‌های تربیتی متفاوتی نیز از آن‌ها به‌دست ‌آید؛ درحالی که در هر دو مورد نقض‌هایی آشکار شد. در مورد اول، عدم همگرایی میان آرای تربیتی پیروان مکتب فلسفی و در مورد دوم، وجود همگرایی میان آرای تربیتی پیروان دو یا چند یک مکتب فلسفی، اتقان و استحکام اولیة رویکرد ایسم‌ها را متزلزل ساخت. 2-2. مرحلة رویکرد تحلیلی دهة 1960 شاهد ظهور انقلاب در رشتة فلسفة تعلیم و تربیت بود که به "رویکرد تحلیلی" شهرت دارد. این رویکرد، طی این دهه، فلسفة تعلیم وتربیت در دنیای انگلیسی زبان به ویژه، بریتانیای کبیر را تحت نفوذ خود درآورد. رویکرد تحلیلی، انقلاب ضد رویکرد ایسم‌ها و از چهار جهت با آن متفاوت است. اولاً فلسفة تعلیم و تربیت را به پیروی از ویتگنشتاین متقدم، روش یا یک فعالیت می‌داند، نه رشته؛ ثانیاً از نظریه پردازی‌های فلسفی در دو عرصة نظری (speculative) و هنجاری (normantive) گریزان است و در عوض، تحلیل مفهوم‌ها، گزاره‌ها، استدلال‌ها و نظریه‌های تربیتی و نیز تحلیل و نقادی پیش‌فرض‌های فلسفی زیرساختی آن‌ها را وجة همت خود قرار می‌دهد؛ ثالثاً فلسفة تعلیم و تربیت را فعالیت درجه ‌دوم می‌داند، نه درجة اول؛ و رابعاً نقطة آغاز کار خود را اعمال و فرایند‌های واقعی تربیتی قرار می‌دهد، نه نظریه پردازی تربیتی
یکی از نکات قابل ذکر در باره رویکرد تحلیلی آن است که رویکرد مذکور، طیف واحد و یکپارچه‌ای نیست؛ بلکه دیدگاه‌های گوناگونی را دربر می‌گیرد. این وضعیت در رشتة فلسفه تعلیم و تربیت، حالت بالتبع و بالعرض دارد، نه بالاصاله و بالذات؛ به این معنا که اصل وجود تنوع و تفرّق مربوط به رشتة مادر یعنی فلسفه است و این فلسفه تحلیلی غرب است که شاخه‌ها و شعبه‌‌هایی دارد. به‌طور مشخص، در فلسفة تحلیلی، سه شاخه مطرح است: اتمیسم منطقی، به نمایندگی راسل، وایتهد و ویتگنشتاین متقدم؛ پوزیتیویسم منطقی، به نمایندگی شلیک، کارناپ و آیر؛ و فلسفة زبان عادی، به نمایندگی ویتگنشتاین متأخر و رایل (ر. ک: پاپکین و استرول، مجتبوی، 1380: ص 396- 419)؛ اما در فلسفة تعلیم و تربیت تا آن‌جا که نگارنده تحقیق کرده، به‌طور عمده همان دو رویکرد پوزیتیویسم منطقی و فلسفة زبانی رواج دارد. گاه در منابع درسی این رشته، از دو رویکرد نامبرده با عناوین صورت گرایی (formalism) و زبان‌گرایی (linguism) (Park, 1970, P. 337) نام برده شده است.



خرید فایل



ادامه مطلب
برچسب‌ها: فلسفه، تعلیم، تربیت، جهان، امروز
یکشنبه 14 آذر 1395 ساعت 01:33

بررسی تعلیم و تربیت اسلامی از دیدگاه معصومین علیه السلام

بررسی تعلیم و تربیت اسلامی از دیدگاه معصومین علیه السلام


تحقیق بررسی تعلیم و تربیت اسلامی از دیدگاه معصومین علیه السلام

مقدمه

موضوع تعلیم و تربیت و روشهای آن ، مطلبی است که از دیر باز و زمانهای بسیار دور توجه بشر را به خود معطوف ساخته و در تمام عصرهای گوناگون زندگانی انسان ما از اهمیت والائی برخوردار بوده است.

علاوه بر پیامبران الهی که رسالت و مسئولیت تعلیم و تربیت جوامع بشری را بعهده گرفته بودند دانشمندان و اندیشمندان هرجامعه و ملتی همگام با آنان در این رهگذر می کوشیدند دانشمندان آن کتابها و رساله های فراوانی در این زمینه ساخته و پرداخته اند، و پیوسته کوششهای آنان هنوز در این زمینه به وضوح چشمگیری ادامه دارد. این ادعا گزافه گوئی نیست زیرا دانش و بینش بنیاد و اساس هرگونه اصلاح و زمینه برای پیشرفت هر جامعه ترقی خواه می باشد. تعلیم و تربیت است که می تواند این بینش و دانش را برای جامعه تضمین نموده و رسالت نشر علم و تقویت عقل و تهذیب نفوس مردم را بخوبی اداء نماید.

هدفهای کلی و آرمانی تحقیق

اهداف کلی و آرمانی این تحقیق به دو قسمت تقسیم می شود، خود موضوع تحقیق و پیشنهادها. از آنجا که اهداف تعلیم و تربیت یک کشور باید با توجه به فلسفه اجتماعی مردم و ارزشهای مورد توافق یک جامعه تدوین شود، لذا در این تحقیق روشهای تعلیم و تربیت از دیدگاه معصومین مورد بررسی قرار گرفته که بینش اسلام و قرآن و بینش انبیاء الهی است. با توجه به اینکه روشهای تعلیم و تربیت برگرفته از قرآن و احادیث معصومین علیهم السلام می باشد. این روشها در جوامع اسلامی مخصوصاً ایران مورد استفادة نهادهای آموزشی پرورشی قرار می گیرد. و از سویی الگوهای

ضرورت و اهمیت تعلیم و تربیت

نقش شگفت انگیز تعلیم و تربیت در زنذگی انسان و حتی حیوان، بر هیچ خردمندی پوشیده نیست و تاکنون هم ضرورت آن مورد تردید قرار نگرفته است چرا که تعلیم و تربیت صحیح می تواند فرد را به اوج ارزش ها برساند و اگر غلط افتد وی را به سقوط کشاند، زیرا آدمی در آغاز ولادتش فاقد علم و ادراک و تربیت و کمال است و به تدریج با تعلیم و تربیت مستقیم و غیر مستقیم استعدادهای بالقوة او به فعلیت می رسد و رشد و تکامل می یابد چنانکه قرآن مجید می فرماید : « والله اخرجکم من بطون امهاتکم لاتعلمون شیئاَ و جعل لکم السمع و الابصار و الافیده لعلکم تشکرون».[1]


2- قران مجید، سورة نحل آیه 78

فهرست مطالب

عنوان صفحه

فصل اول : 6

مقدمه 7 تعریف موضوع تحقیق 8

سؤالهای ویژه تحقیق 9

روش تحقیق 9

اهمیت و ارزش تحقیق 10

معنی لغوی تربیت 10

تربیت از نظر اصطلاحی 11

معنی تعلیم 11

معنی لغوی الگو 11

معنی اصطلاحی 11

فصل دوم 12

سابقة موضوع تحقیق 13

ضرورت و اهمیت تعلیم و تربیت 14

تعلیم و تربیت در اسلام 15

مهمترین مراکز تعلیم و تربیت 16

دین چیست؟ 17

ویژگیهای روش اسلامی 19

تعریف تربیت 20

ویژگیهای تعلیم و تربیت اسلامی 21

تفاوتهای فردی از نظر قرآن کریم 25

انواع وراثت 27

ویژگیهای رفاقت جوانان 31

مراحل تربیت 32

اهمیت تربیت کودک در خردسالی 33

پرورش ایمان و اخلاق 33

اهمیت رورش و تربیت اسلامی 34 احترام به شخصیت کودکان 35

نتایج کرامت و یا حقارت شخصیت 37

تحولات فرهنگ و تعلیم و تربیت 38

احتیاجات جامعه و تعلیم و تربیت 40

فلسفه اجتماعی و تعلیم و تربیت 41

تنبیه غیر بدنی 42

تشویق 46

نیاز کودکان به تحسین 49

آیا تربیت امکان پذیر نیست 50

روش الگویی 52

تربیت در گذشته 53

تعلیم و تربیت نوین 54

بازیابی فکری 55

اجتماعی ساختن محیط تربیتی 55

تحول تربیتی چگونه به وجود آمد؟ 56

پرورش اخلاقی 58

تربیت اجتماعی 59

نقش بازی در تربیت 60

مسؤولان تربیت و مسؤولیت سنگین آنها 61

عوامل مؤثر در تربیت و ضرورت هماهنگی بین آنها 62

فصل سوم 64

روش تحقیق 65

روش جمع آوری اطلاعات 65

فصل چهارم 66

یافته های تحقیق 67

فصل پنجم 68

پیشنهادها 69

فهرست منابع 70



خرید فایل



ادامه مطلب
شنبه 13 آذر 1395 ساعت 13:19

بررسی ارتباط ویژگیهای شخصی باتعهد سازمانی کارکنان دانشگاه تربیت معلم سبزوار+پروپوزال

پژوهش بررسی ارتباط ویژگیهای شخصی باتعهد سازمانی کارکنان دانشگاه تربیت معلم سبزوار

تعداد صفحات :106 فرمت ورد با قابلیت ویرایش متن

چکیده:

این تحقیق با هدف بررسی ارتباط تعهد سازمانی با ویژگیهای شخصی کارکنان دانشگاه تربیت معلم سبزواردر سال87-88 به انجام رسید.نوع تحقیق با توجه به هدف، کاربردی و از نظر ماهیت وروش توصیفی می باشدکه با استفاده از مطالعات میدانی به بررسی وضعیت موجود پرداخته است.جامعه آماری مورد نظر کلیه کارمندان دانشگاه تربیت معلم سبزوار شامل 140نفر بوده، که از این تعداد براساس فرمول محاسبه حجم نمونه کرجسی و مورگان (1970) تعداد 103 نفر به عنوان جامعه نمونه انتخاب شده اند. ابزار اندازه گیری، پرسشنامه 15 سوالی (OCQ) مودای،پورتر و استیرز به همراه سوالات ویژگیهای فردی و شخصی بوده است که با ضریب آلفای کرونباخ 0.764 پایایی آن اثبات و روایی آن نیز طبق نظر اساتید فن مورد تایید واقع شده است. در تجزیه و تحلیل یافته های تحقیق از شیوه های توصیف آماری از قبیل: جداول توزیع فراوانی،شاخصهای مرکزی و شاخصهای پراکندگی و در بخش استنباطهای آماری از روش آزمون t برای نمونه های مستقل و روش ANOVA ورگرسیون خطی ساده یک متغیره برای بررسی فرضیات تحقیق استفاده شده است. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل یافته ها نشان می دهد که رابطه معناداری بین تعهد سازمانی با سن ، جنسیت، سطح تحصیلات ، وضعیت تأهل و میزان حقوق و دستمزد وجود نداشته و تنها بین سابقه خدمت تعهد سازمانی و رابطه معنی دار دیده می شود..

این تصور که تکامل بعد از مرحله نوجوانی متوقف می شود مبنای علمی ندارد زیراهر مرحله ای از زندگی از نوزادی تا پایان عمر، با ویژگی ها و مهارت های تکاملی خاصی همراه می باشد.

تکامل موفقیت آمیز، فرد را برای زندگی و ورود به مراحل بعدی آماده می سازد . مشکلات موجود در کسب این مهارت ها خطر اختلالات روانی، اجتماعی و حتی مشکلا ت پزشکی را می تواند افزایش دهد . ممکن است تصور

شود که تکامل، مراحل مختلف پیشرفت خطی است اما بعضی از محققین معتقدند که تکامل، پیشرفت خطی دارد

اما تأثیر آن از نوع مارپیچی است و به این جهت باید به خانواده به عنوان یک واحد مراقبت توجه شود

واژه های کلیدی:

تعهد سازمانی – ویژگیهای شخصی - کارکنان

فهرست مطالب

عنوان صفحه

فصل اول:کلیات تحقیق .......................................................... 1

1-1 مقدمه ..........................................................................2

1-2 بیان مساله تحقیق .............................................................3

1-3 اهمیت وضرورت موضوع تحقیق ............................................4

1-4 اهداف تحقیق .....................................................................6

1-5 چارچوب نظری تحقیق ......................................................... 7

1-6 فرضیه های تحقیق ................................................................11

1-7 قلمرو تحقیق .................................................................. 12

1-8 تعاریف و مفاهیم واژه ها ....................................................... 13

1-9 متغیرهای تحقیق: .............................................................. 14

فصل دوم:ادبیات تحقیق ......................................................... 15

2-1 مقدمه ............................................................................ 16

2-2 تعاریف و مفاهیم تعهد سازمانی ...............................................18

2-3 مراحل توسعه تعهد سازمانی .................................................. 21

2-4 اجزاء تعهد سازمانی ........................................................... 23

2-5 اهمیت تعهد سازمانی ........................................................ 27

(یک)

2-6عوامل مؤثر بر تعهد سازمانی ............................................... 28

2-7 ابعاد تعهد سازمانی .......................................................... 30

2-8 دیدگاه‌های تعهد سازمانی .................................................. 32

2-9 مدل‌ها و الگوهای تعهد سازمانی ............................................ 34

2-10 برخی تحقیقات انجام شده در خصوص تعهد سازمانی ................. 40

فصل سوم:روش شناسی تحقیق ............................................... 42

3-1 مقدمه ............................................................................. 43

3-2 نوع تحقیق ............................................................... 44

3-3 جامعه آماری .............................................................. 45

3-4 حجم نمونه ................................................................ 46

3-5 روش نمونه گیری ....................................................... 47

3-6 شرح پرسشنامه .......................................................... 48

3-7 روایی پرسشنامه ........................................................ 49

3-8 اعتبار( پایایی )پرسشنامه ............................................. 50

فصل چهارم: روشهای آماری و تجزیه و تحلیل مشاهدات (داده‌ها) ....... 53

4-1 مقدمه ...................................................................... 54

4-2 آمار توصیفی ........................................................... 55

4-3 فرضیه 1 ................................................................. 59

4-4 فرضیه2 .................................................................... 60

4-5 فرضیه3 ................................................................... 61

(دو)

4-6 فرضیه 4 .................................................................. 63

4-7 فرضیه 5 .................................................................. 64

4-8 فرضیه6 .................................................................. 67

فصل پنجم: نتیجه گیری و پیشنهادات ............................. 68

5-1 نتیجه گیری .............................................................. 69

5-2 پیشنهادات ............................................................... 70

منابع و مآخذ ...................................................................... 72

ضمائم ............................................................................. 71



خرید فایل



ادامه مطلب
<< 1 2 3 4 5 ... 9 >>