X
تبلیغات
رایتل

ایران فایل دانلود

دانلود انواع فایل

سه‌شنبه 16 آذر 1395 ساعت 05:26

عوامل مؤثر در کیفیت زندگی زناشویی

عوامل مؤثر در کیفیت زندگی زناشویی

یکی از حیطه های بزرگ کیفیت زندگی، کیفیت زندگی زناشویی است، از مفاهیم بسیاری از قبیل تعهد برای کیفیت زناشویی به کار رفته است (لویس و اسپانیز، 1979، به نقل از الیس 2004).

در مورد معنای هر یک از این مفاهیم توافق وجود ندارد. علت آن به نبود یک نظریه ی واحد در مورد چیستی کیفیت زناشویی باز می گردد (گلن، 1990؛ به نقل از الیس، 2004). کُل و اسپانیر (1976) کیفیت زناشویی را به عنوان موفقیت و عملکرد یک ازدواج توصیف کرده اند. (هارپر و همکاران، 2000). لارسون و هولمان (1994) بیان کردند کیفیت زناشویی یک مفهوم پویا است زیرا ماهیت و کیفیت روابط میان افراد در خلال زمان تغییر می یابد که این مطلب امکان شناسایی عوامل تأثیرگذار بر کیفیت یک رابطه را فراهم می نماید. هرچند ممکن است که این قبیل روابط پیچیده بوده و حاوی تعاملات میان متغیرهای بسیار باشند.

از عوامل مؤثر در کیفیت زندگی زناشویی می توان به عوامل فردی، عوامل ارتباطی و عوامل خارجی اشاره کرد. عوامل فردی عبارتند از:

1- جنسیت: بین دیدگاه مردان و زنان نسبت به کیفیت زناشویی چند تفاوت مشاهده شده است. مثلاً لاکسلی (1980) گزارش کرده است که خانمها نارضایتی و ناکامی بیشتری را در قبال رابطه گزارش می کنند، و معتقدند که بیش از همسرانشان مورد سوء تفاهم واقع

می شوند. (الیس، 2004) هیتون و بلیک (1999) معتقدند که از آنجایی که مردان و زنان از نقشهای متفاوتی برخوردارند و دید متفاوتی نسبت به ابعاد گوناگون رابطه (از قبیل تقسیم وظایف، فرزندپروری و جمعیت جنسی) دارند به شکل متفاوتی به ارزیابی رابطه می پردازند. آنها همچنین معتقدند که ارزیابی زنان از رابطه دقیق تر از مردان است چون آنها بر رابطه تأکید بیشتری می ورزند.

2- سلامتی: ممکن است نقصان در سلامتی با کاهش کیفیت زناشویی رابطه داشته باشد که تحت تأثیر عواملی همچون کاهش درآمد، تغییر در بازار کار، فعالیتهای مشترک اندک یا رفتار مشکل زا قرار می گیرد (بوث و جانسون، 1994؛ به نقل از الیس، 2004). همچنین ممکن است اثرات کیفیت زناشویی برای همسری که سالم است قوی تر باشد و کیفیت زناشویی زنان ممکن است نسبت به بیماری مزمن همسر حساس تر باشد (الیس، 2004). بررسی تحقیقات مختلف نشان می دهد که کیفیت پایین زندگی زناشوئی، آشفتگی زناشویی و طلاق، با افزایش آشفتگی روانشناختی و کاهش سلامتی کلی همبستگی دارد و تأثیرات بسیار مخربی بر بهزیستی کلی ایجاد می کند (هاوکینز و بوث، 2005)

3- نحوه فرزندپروری: فرزندپروری ضعیف می تواند از طریق میانجیگری عوامل دیگر نظیر تعارض زناشویی بر کارکرد رابطه تأثیر بنهد. اثرات فرزندپروری ضعیف ظاهراً به جنسیت، شدت سوء استفاده و بعد خاص کیفیت زناشویی بستگی پیدا می کند (بلت و آبیدین، 1996). به عنوان مثال کلی و کونلی (1987) گزارش کرده اند که ابعاد محیط اجتماعی اولیه همانند عدم ثبات روانی ـ اجتماعی و نزدیکی هیجانی پیش بینی های قوی تری برای کیفیت زناشویی زنان محسوب می شوند. (الیس، 2004)

نوع فایل:word

سایز :26.6 KB

تعداد صفحه : 25



خرید فایل



ادامه مطلب
سه‌شنبه 16 آذر 1395 ساعت 03:30

آموزش مهارت های زندگی (ویژه جوانان و نوجوانان)

آموزش مهارت های زندگی (ویژه جوانان و نوجوانان)

تصمیم گیری درست

آینده گری

تحولات شناختی دوران بلوغ

تعریف تحولات شناختی : تحولات شناختی عبارت است از توسعه توانمندیهای تفکر و استدلال کردن.

کودکان (6 تا 12 سال) یاد می گیرند که چگونه تفکر انتزاعی پیدا نمایند مثلاً چطور تلفیق و ترکیب نمایند (جمع کردن) و مجزا و جداسازی کنند (تفریق و تقسیم). مرتب کنند (تفکیک و مرتب نمودن حروف و اعداد) و یا تبدیل نمایند (تبدیل اسکناس به سکه) یا رفتارشان را تغییر دهند.

این جور اعمال شناختی را انتزاعی گویند چون اعمال فکری هستند که در حضور اشیاء و حوادث و وقایع ملموس و موردتفکر صورت می پذیرند.

بلوغ، آغاز توسعه فرایندهای پیچیده تر تفکر را رقم می زند (که اعمال منطقی رسمی نیز نامیده می شوند) که شامل افکار سمبولیک (تفکر در مورد امکانات)، توان استدلال کردن از بین اصول آموخته و شناخته شده و نظرات و پرسشهای جدیدخود و توان در نظر آوردن نقطه نظرات دیگران بر حسب ویژگیهای متفاوت آنها (از طریق مناظره ، گفتگوی ایده ها و نظرات متفاوت) و توان تفکر دربارة فرایند و مراحل تصمیم گیری می باشد.

در دوران بلوغ چه تغییراتی در سیر تحولات شناختی روی می دهد؟

در طول بلوغ (از 12 تا 18 سالگی) نوجوان در حال رشد یاد می گیرد تا بطور منظم دربارة ارتباط منطقی اجزاء یک مسئله تفکر نماید. انتقال از تفکر انتزاعی به تفکر منطقی و رسمی در طول زمان اتفاق می افتد.

هر نوجوانی با سرعت مختص خود می تواند به تحولات توانمندی تفکر پیچیده و منطقی دست یابد و هر نوبالغی بتدریج دارای جهان بینی خاص خود می شود. بعضی ازنوبالغین درطول بلوغ ممکن است بتوانند تفکر منطقی را در مورد کارهای تحصیلی خود بیشتر از کارهای شخصی بکار بندند.

چون وقتی موضوعات عاطفی پیش بیاید اغلب به توان نوبالغان در تفکر منطقی و پیچیده خدشه وارد می شود. در نتیجه توان در نظر گرفتن راه حلها و امکانات و حقایق ممکن است در قدرت تصمیمگیری نوبالغان نفوذ کرده مسیر تفکری آنها را به جهت مثبت یا منفی سوق دهد.

ویژگیهایی که نشان دهنده رشد و توسعه تحولات شناختی از حالت ساده به پیچیدگی و منطقی است عبارتند از:

آغاز بلوغ:

شخص نوبالغ در ابتدای دوران بلوغ از مهارت تفکر پیچیده بیشتر در جهت تصمیمگیری های خانه و مدرسه استفاده می کند مثلاً :در انجام تکالیف مدرسه از مهارت افکار منطقی و رسمی استفاده می کند.استانداردهای جامعه و مسئولین آنرا مورد تجزیه و تحلیل منطقی تر قرار میدهد.

- شروع می کند به اظهار نظر درمورد موضوعات متعدد که مربوط به زندگی شخصی اش درابعاد زیر می باشد:

v چه ورزشی بهتر است انجام بدهم

v عضو چه تیم یا گروهی شوم

v چه ظاهری برای من جذاب تر و دلپذیر تر است

v چه قوانینی در خانه من باید تغییر کند.

نوع فایل:word

سایز :16.4 KB

تعداد صفحه:16



خرید فایل



ادامه مطلب
دوشنبه 15 آذر 1395 ساعت 23:27

کتاب راهنمای زندگی خانوادگی

کتاب راهنمای زندگی خانوادگی

در جامعه بشری، خانه و خانواده بنیان اساسی زندگی انسان شمرده می‌شود. این بنیاد در جامعه نقش مهمی ایفا می‌نماید، بدین معنی که همین تشکیل کوچک که خانواده نامیده می‌شود، محتوای تشکیل بزرگ و وسیع جامعه را شکل می‌دهد.

خانواده مسئولیت و وظیفه به میان آوردن نسل‌ها و پروردن و تربیت آن را دارد. منظور از بوجود آوردن خانواده، توسعه و گسترش بشریت است و همچنان خانواده مسئولیت و وظایف بس عظیم تربیت سالم و مراقبت جدی نسل‌ها را بر دوش دارد. از این جهت، خانواده مسئولیت رهبری نسل‌ها به سوی اهداف معین و سنجیده حیات انسان‌ها را برعهده دارد.

زندگی چیزیست که می‌تواند خوب یا بد باشد و اینکه چرا پدیده خوب یا خدای ناکرده بد در متن یک جامعه تبارز می‌نماید، بحثی است که باید روی طرز تربیت خانواده‌ها فکر کرد. پس در اینجا ضرورت می‌افتد که قبل از هر چیز دیگر در مورد شناخت خانه و خانواده بحث خود را آغاز کنیم.

کتاب حاضر در ۷ فصل ارائه می‌شود؛

فصل اول: خانه و خانواده

– معرفت با خانه و خانواده

– عوامل تشکیل خانواده

– اعضای خانواده

فصل دوم: وظایف اعضای خانواده

– وظایف زنان در مقابل اعضای خانواده

– وظایف مردان در مقابل اعضای خانواده

– وظایف فرزندان و دیگر اعضای اعضای خانواده

فصل سوم: محیط خانواده

– هماهنگ ساختن نظر و عمل

– نگهداری

– امانت داری

و … .

نوع فایل:Pdf

سایز: 2.02 MB

تعداد صفحه:109



خرید فایل



ادامه مطلب
دوشنبه 15 آذر 1395 ساعت 23:22

کتاب آموزش و زندگی بهتر

کتاب آموزش و زندگی بهتر

در دنیای امروز، بیش از همیشه متوجه تربیت کودکان شده‌اند و مسئله تعلیم و تربیت صحیح موضوع روز است. این کتاب یقین دارم یکی از کتبی است که می‌تواند برای معلمین و والدین راهنمای بسیار صحیحی در ساختن روح و جسم و عقل و دانش کودکان باشد.

برتراند راسل نزد همه افرادی که با فلسفه تربیت و تعلیم سر و کار دارند مشهور می‌باشد. او همه چیز را در این کتاب به وضوح و روشنی دیده و مورد بحث قرار داده است. صفات لازمه انسان کامل را تشریح کرده و می‌تواند مانند چراغی راهنمای والدین قرار گیرد.

دیگر امروز با پیشرفت علم روانشناسی و مردم‌شناسی جای بحث نیست که باید به این نوع کتاب‌ها توجه داشت چون هر پدر و مادر سالم و عاقل، علاقه‌مند به‌بچه‌های خود هستند و آرزوی آنها اینست که بچه سالم و عاقل و با تقوا تحویل جامعه دهند تا بتواند در آتیه زندگی بهتر و سعادتمندتری داشته باشند، ولی خیلی کم هستند پدران و مادرانی که واقعاً بدانند با بچه از روز تولد باید چگونه رفتار کرد و چه نوع تعلیمات و راهنمایی‌ها در سال‌های بعد لازم است تا به آرزوی خودشان که سعادت کودک است برسند. همه ما کم و بیش می‌دانیم که بچه‌ها در ابتدای تولد مانند ماده خامی هستند و این ما هستیم که باید به آنها شکل و ترکیب صحیح و مفید بدهیم تا بتوانیم آنها را خوشبخت کنیم.

همانطور که از نام این کتاب، «آموزش و زندگی بهتر» و مفهوم آن برمی‌آید آموزش و پرورش کلید زندگی بهتر است. گاهی این مسئله به فکر اشخاص می‌رسد که چرا فلان پزشک یا دانشمند موفق نیست؟ جواب این سؤال بسیار روشن است و آن اینست که معلومات بدون شخصیت سالم نتیجه ندارد و یک انسان کامل باید علاوه بر معلومات کافی شخصیت و سجایای انسانی نیز داشته باشد تا در زندگی موفق شود.

کتاب حاضر در ۳ بخش و ۱۹ فصل، ارائه می‌شود؛

فهرست مطالب

– بخش اول: آموزش و زندگی بهتر

اصول تعلیم و آموزش جدید

سرلوحه تعلیم و تربیت

– بخش دوم: تربیت اخلاق

اولین سال زندگی

ترس

بازی و تفریح

سازندگی

خودخواهی و مالکیت

صداقت

تنبیه

اهمیت بچه‌های دیگر

محبت و همدردی

آموزش در مسائل جنسی

شیرخوارگاه‌ها (کودکستان‌ها)

بخش سوم: آموزش فکری و عقلانی

اصول کلی

برنامه مدرسه قبل از ۱۴ سالگی

آخرین سال مدرسه

مدارس روزانه و خوابگاه‌ها (شبانه روزی)

دانشگاه‌ها

نتیجه

نوع فایل:Pdf

سایز: 1.15 MB

تعداد صفحه:154



خرید فایل



ادامه مطلب
برچسب‌ها: کتاب، آموزش، زندگی، بهتر
دوشنبه 15 آذر 1395 ساعت 17:12

بررسی زندگی واحوال رابعه عدویه (بانویی عارف در قرن دوم هجری)

بررسی زندگی واحوال رابعه عدویه (بانویی عارف در قرن دوم هجری)

چکیده

حاصل این پژوهش، گشت و گذاری در بوستان ادب عرفانی است.و رهاورد آن آشنایی با صاحبدلی وارسته که ولای دوست یافته و از سر خواجگی کون و مکان بر خاسته و از هرآنچه غیر اوست سر بر تافته است.

رابعه عدویه عارفة نامدار قرن دوم هجری است منابع نام پدرش را «اسمعیل» ذکر کرده اند.او یکی از سه عارفة نامدار بصره است.اوضاع سیاسی بصره در عهد وی مقارن با حکومت عباسیان بود.بصره در آن روزگار ،موقعیت تجاری ویژه ای داشت.رابعه در این شهر می زیست.وی به جهت مزیتی که در کسب کمالات انسانی و فضایل نفسانی داشته و عموم سالکان طریقت نیز برآن اذعان دارند،نسبت به بسیاری از مردان عارف در عصر خویش برتری یافته است.

وی همواره به تهجّد و شب زنده داری می پرداخت. او مقامات عرفانی را از اولین مقام، مقام توبه تا تا آخرین مقام، مقام رضا طی کرد. اندیشة عرفانی وی در موضوع «محبت الهی» مشهور است.و اشعاری در این زمینه از او نقل شده است.«ابن عربی» حال و مقام وی را از مردان بالاتر می داند.

«وحدت وجود » از دیگر اندیشه های عرفانی اوست. چراکه اصطلاح«فنا» از عرفای قرن دوم آغاز گردید.که در حقیقت بنیان این اندیشه بود.

«حج» در نظر او با معنای حج در دیدگاه دیگران متفاوت است.او فقط به قصد دیدار روی دوست به حج می رود.زیرا به مرحله ای از سلوک معنوی رسیده است که وجودش جوهر الهی را متجلی می کند.

او حالات عرفانی،چون خوف الهی،ذکر الهی و مشاهده را درک کرده است. رابعه در موضوع ازدواج، تجرد را بر تأهل برگزید. تا با به دست آوردن آزادی و استقلال،فرصت انجام اعمال طریقت را داشته باشد.

در تاریخ تصوف افرادی هم نام و هم مسلک رابعه وجود دارند که در متون عرفانی ومنابع مختلف از آنان سخن رفته است.

آشنایی با بسیاری از عرفای همعصر وی، کمک بسزایی در شناخت این بانوی عارف خواهد ،نمود.به طوری که در این تحقیق به شرح احوال گروه کثیری از ایشان پرداخته شده است.

سخنان،اشعار، حکایات و کرامات بسیاری از رابعه نقل شده است. او فردی فاضل و خردمند بود.اغلب صاحب نظران در این مورد اتفاق نظر دارند و این نکته را در کتب خویش آورده اند.

تاریخ درگذشت رابعه عدویه را به سال(۱۳۵ یا ۱۸۵ ه.ق) دانسته اند. آرامگاه وی در بصره بوده ،اما در تحولات این شهر به کلی ویران شده است.

آشنایی با زندگانی و اندیشه های این بانوی پارسا ،می تواند سرمشق سالکان طریق عشق و معرفت الهی قرار گیرد وزنان عصر مارا از غفلت و بی خبری به کسب فضایل و کمالات معنوی رهنمون گردد.

این پایان نامه ابتدا به بحث عرفان و تصوف و رابطۀ آن با اسلام میپردازد.سپس زندگی یکی از زنان عارف بصره،به نام«رابعه عدویّه»(متوفی ۱۸۵یا۱۳۵ه.ق)را مورد بررسی قرار می دهد.که با عبادات خویش و ورود به طریقت الهی به مقامات عارفان دست یافت. گویند،او اولین کسی است که معنی و مفهوم حقیقی «حبّ الهی»را در تصوف اسلامی وارد کرده است.«حج»در دیدگاه وی فقط به قصد دیدار روی دوست انجام می شود.او «حال مشاهده» را درک کرده است واز جمله زنانی است که تجرّد را بر تأهل برگزید تا با آزادی و استقلال خویش در طریق تصوف به بالاترین درجات نائل شود.وی با صوفیان نامدار همعصر خویش چون:معاذةعدویه،حسن بصری،سفیان ثوری و…معاشرت داشت. رابعه را صاحب کراماتی دانسته اندکه برخی در تذکرةالاولیا عطار آمده است. او زنی فاضل و خردمند بود،اشعار استواری به وی نسبت می دهند.مناجات وسخنان حکمت آمیز وی در کتب عرفانی نقل شده است.در برخی اشعار پارسی نیز از وی سخن رفته است.

هدف این پایان نامه،تبیین افکار و ابعاد شخصیّتی«رابعه عدویّه»عارفۀ نامدار قرن دوم هجری می باشد که در طریق سیر و سلوک حق، معادن وجود خویش را کشف نموده و با نیروی عشق و ایمان وبا سلاح معرفت،به سیمرغ حقیقت دست یافته است.

از آنجا که از شرح زندگانی وی ،اطلاع چندانی در دسترس نیست،ومسأله با وجود افرادی به همین نام در عصر وی وهمچنین به دلیل قلّت منابع و مآخذ،کاررا دشوار و تحقیق را محدود می گرداند.با این وجود، به قدر وسع و توان علمی سعی شده تا گامی در جهت معرفی این بانوی پارسا برداشته شود. روش پژوهش،به صورت تحقیق کتابخانه ای و فیش برداری از متون عرفانی است که در کتب متعدد، شرح حال و آراء و نکات برجستة زندگی وی مورد بررسی قرار گرفته است.

واژه های کلیدی: عرفان،تصوف، رابعه عدویّه، اسلام،

فهرست مطالب

چکیده ۱

پیشگفتار: ۳

مقدمه: ۵

فصل اول ۹

کلیات طرح ۹

۱-۱ بیان مسئله ۱۰

۱-۲ اهمیت تحقیق ۱۰

۱-۳ سؤال مورد تحقیق ۱۱

۱-۴ زمینه تحقیق ۱۱

۱-۵ تعریف واژگان ۱۱

۱-۶- محدودیت ها و مشکلات تحقیق ۱۲

۱-۷ پیشینة تحقیق ۱۲

۱-۸ روش کار ۱۲

فصل دوم ۱۳

عرفان و تصوف ۱۳

۲-۲ تصوف و منشأ آن ۱۶

۲-۳ رابطه تصوف و اسلام ۱۸

۲-۴ سیر تصوف در قرون و ادوار ۱۹

۲-۵ تصوف عاشقانه و تصوف زاهدانه ۲۳

۲-۶ تصوف و زنان صوفی ۲۵

فصل سوم ۲۶

رابعه عدویه ۲۶

۳-۱ نام و کنیه ۲۸

۳-۲ اوان زندگی رابعه ۳۰

۳-۳ اوضاع سیاسی عصر رابعه ۳۳

۳-۴ بصره در عهد رابعه ۳۵

۳-۵ ورود رابعه به طریقت الهی ۳۹

۳-۶ عبادات رابعه عدویه ۴۲

فصل چهارم ۴۸

مقامات عارفان ۴۸

۴-۱ مقام اول: توبه ۵۱

۴-۲ مقام ورع ۵۷

۴-۳ مقام زهد ۵۸

۴-۴ مقام فقر ۶۱

۴-۵ مقام صبر ۶۴

۴-۶ مقام توکل ۶۷

۴-۷ مقام رضا ۷۲

فصل پنجم ۷۷

اندیشه های عرفانی رابعه عدویه ۷۷

۵-۱ محبت الهی ۷۸

۵-۲ رابعه و مقام محبت ۸۴

۵-۳ وحدت وجود ۹۱

۵-۴ ابن عربی ۹۴

۵-۵ ابن عربی و وحدت وجود ۹۵

۵-۶ رابعه عدویه و وحدت وجود ۹۶

۵-۷ حج از دیدگاه عرفا ۹۸

۵-۸ حج از دیدگاه رابعه ۱۰۰

فصل ششم ۱۰۶

حالات رابعه ۱۰۶

۶-۱ رابعه وخوف الهی ۱۰۷

۶-۲ رابعه و ذکرالهی ۱۰۹

۶-۳ رابعه و حال مشاهده ۱۱۱

فصل هفتم ۱۱۵

ازدواج از دیدگاه رابعه ۱۱۵

فصل هشتم ۱۲۲

رابعه های تاریخ ۱۲۲

۸-۱ رابعه شامیّه ۱۲۳

۸-۲ رابعه بنت کعب ۱۲۵

۸-۳ رابعه دختر شیخ ابوبکر بخاری ۱۳۰

فصل نهم ۱۳۱

معاشران رابعه ۱۳۱

۹-۱ مردان صوفی ۱۳۲

۹-۱-۱- حسن بصری ۱۳۲

۹-۱-۲ مالک دینار ۱۳۴

۹-۱-۳ سفیان ثوری ۱۳۵

۹-۱-۴ ابراهیم ادهم ۱۳۷

۹-۱-۵ شقیق بلخی ۱۳۹

۹-۱-۶ ریاح عمرو قیسی ۱۴۱

۹-۲ زنان صوفی ۱۴۲

۹-۱-۱ مریم بصری ۱۴۲

۹-۲-۲ عفیره عابده ۱۴۳

۹-۲-۳ معاذه عدویه ۱۴۴

۹-۲-۴ حیونه ۱۴۶

۹-۲-۵ عبده بنت ابی شوال ۱۴۸

فصل دهم ۱۵۰

کرامات و خرق عادات ۱۵۰

۱۰-۱ کرامات اولیا ۱۵۱

۱۰-۲ کرامات رابعه ۱۵۴

فصل یازدهم ۱۶۱

فضایل رابعه عدویه ۱۶۱

۱۱-۱ خردمندی رابعه ۱۶۲

۱۱-۲ اشعار رابعه ۱۶۳

۱۱-۳ مناجات رابعه ۱۶۹

۱۱-۴ حکایت و سخنان رابعه ۱۷۱

فصل دوازدهم ۱۸۳

در گذشت رابعه عدویه ۱۸۳

۱۲-۱ مرگ از دیدگاه عرفا ۱۸۴

۱۲-۲ رحلت رابعه ۱۸۵

۱۲-۳ تاریخ درگذشت رابعه ۱۸۶

۱۲-۴ آرامگاه رابعه ۱۸۷

۱۲-۵ خواب دیدن عرفا ۱۸۹

فصل سیزدهم ۱۹۴

رابعه د ر شعر پارسی ۱۹۴

۱۳-۱ رابعه در اشعار فرید الدین عطار ۱۹۵

۱۳-۲ رابعه در شعر خاقانی ۲۰۵

۱۳-۳ رابعه در سخن مولانا ۲۰۷

فصل چهاردهم ۲۰۸

نتیجه گیری ۲۰۸

فهرست مآخذ و منابع ۲۱۱

فرهنگ ها و لغت نامه ها ۲۱۴

فهرست منابع

۱٫ ابن افلاکی ابن خلکان،ا. ش ،وفیات الاعیان،۱۳۶۴،چاپ دوم،قم،شذرات شریف الرضی.

۲٫ جوزی،ج. ،صفة الصفوة،۱۹۹۲م،چاپ اول ، لبنان ،بیروت،دارالفکرلبنان.

۳٫ ابن تغردی بردی،ج. یوسف،النجوم الزاهرة،۱۹۲۹م،ج اول،چاپ دارالمکتب المصریه.

۴٫ ابن سینا،اشارات و تنبیهات،نگارش حسن ملکشاهی،۱۳۶۸،انتشارات سروش.

۵٫ ابن عربی،م ،فتوحات المکیه،۱۳۲۹هق،چاپ بولاق مصر.

۶٫ ابن عربی،م ،فتوحات مکیه،ترجمه محمد خواجوی،۱۳۸۱،چاپ اول،تهران،نشر مولی.

۷٫ اصفهانی،ا. ن.حلیه الاولیاء،۱۹۶۷م،چاپ بیروت، دارالصادر.

۸٫ . افلاک ،ش، مناقب العارفین،.تصحیح یازیجی،۱۳۶۳، چاپ دوم،تهران ،انتشارات دنیای کتاب.

۹٫ الفاخوری،ح ،تاریخ فلسفه در جهان اسلامی،۱۳۷۷،چاپ دوم،انتشارات آموزش و پرورش.

۱۰٫ انصاری، ع. منازل السایرین،شرح عبدالرزاق کاشانی،۱۳۷۱،تهران،انتشارات الزهراء.

۱۱٫ بدوی،ع. شهیده عشق الهی،۱۳۶۷ ، چاپ اول،تهران ، انتشارات مولی.

۱۲٫ جاحظ،ع. البیان والتبیین،۱۳۳۲ق، قاهره.

۱۳٫ جامی، ع .اشعة اللمعات، به اهتمام حامد ربانی،۱۳۵۲،چاپ سوم،تهران، کتابخانه علمیه حامد.

۱۴٫ جامی، ع. نفحات الانس فی حضرات القدس، تصحیح محمود عابدی،۱۳۵۷،چاپ سوم،تهران، انتشارات اطلاعات.

۱۵٫ حلبی،ع. ا. مبانی عرفان و احوال عارفان،۱۳۸۵،چاپ سوم، انتشارات اساطیر.

۱۶٫ رازی،ن. مرصاد العباد،به اهتمام امین ریاحی،۱۳۵۲،چاپ دوم،انتشارات امیر کبیر.

۱۷٫ رومی،ش. ا. دقایق الحقایق، به اهتمام سید محمد رضا جلالی،شیروانی،۱۳۵۴،چاپ اول ،نشر زوّار.

۱۸٫ زبیدی،م. اتحاف السادة المتقین،۱۴۱۲ق،بیروت، انوارالیمینه.

۱۹٫ زرین کوب،ع. ارزش میراث صوفیه،۱۳۷۳،چاپ هفتم،تهران،انتشارات امیرکبیر.

۲۰٫ زرین کوب،ع، پله پله تا ملاقات خدا،۱۳۷۳،چاپ ششم،تهران،انتشارات علمی.

۲۱٫ زمخشری ..م.ع. ربیع الابرار،۱۴۱۰ق،چاپ اول،قم، انتشارات الشریف الرضی.

۲۲٫ زیدان، ج. تاریخ تمدن اسلام،ترجمه علی جواهر کلام،۱۳۵۲،تهران،نشر امیر کبیر.

۲۳٫ ستاری،ج. عشق صوفیانه،۱۳۸۵،چاپ چهارم ، تهران، نشرمرکز.

۲۴٫ سجادی، ض. دیوان خاقانی،۱۳۷۸،چاپ سوم، تهران، انتشارات زوّار.

۲۵٫ سجادی،س.ج. ،شرح رسایل فارسی سهروردی،۱۳۷۶،چاپ اول،تهران،حوزه تبلیغات اسلامی.

۲۶٫ سراج طوسی،ا.ن. اللّمع فی التصوف، ترجمه خیاطیان،۱۳۸۰،تهران، نشر فیض.

۲۷٫ سراج قاری،ا.ح. مصارع العشاق،۱۸۸۳م،چاپ جوائب قسطنطنیه.

مقدمه:

منزلت و پایگاهی که اسلام و پیامبر گرامی آن محمد(ص) برای زنان قائل شدند، سبب شد که در همان دوران حیات رسول اکرم(ص) و حتی سالها پس از ایشان، زنان همچون مردان در عرصه های مختلف، حضوری شایسته داشته باشند. همسران و دختران نبی اکرم(ص) و صحابه گرانقدر ایشان در زمره پارساترین زنان بودند. گروهی از ایشان در عرصه های نبرد حضوری درخشان داشتند و عده ای در کلاسهای درس مشغول وعظ و تذکر بودند و شماری از آنان نیز از راویان حدیث بودند به گونه ای که از فصاحت و بلاغت آنان در اغلب کتب عرفانی سخن رفته است و نام ایشان در صدر این آثار متجلی است. از آن جمله: عبدالرحمن سلمی در «ذکر النسوة المتعبدات الصوفیات» و ابن جوزی در «صفه الصفوه» و عبدالرحمن جامی در «نفحات الانس» و بسیاری دیگر.

زنان عارف و صوفی در میان مسلمانان از نخستین سالهای هجرت تاکنون، نقش بسزایی در پیشبرد نهضت تصوف و عرفان اسلامی داشته اند. آنان همچون مردان عصر خویش، به آموختن علم و معرفت پرداختند. عده ای در خدمت مشایخ صوفیه بودند و نزد ایشان تلمذ می کردند، گروهی در زمره عارفان شاعر بودند و گروهی به تدریس معارف دینی و وعظ اشتغال داشتند.

نوع فایل: word

سایز:265 KB KB

تعداد صفحه:222



خرید فایل



ادامه مطلب
دوشنبه 15 آذر 1395 ساعت 07:48

کتاب لذت بخش کردن زندگی زناشویی تان

کتاب لذت بخش کردن زندگی زناشویی تان


مطالب رواشناسی بسیار آموزنده و با ارزش برای خانواده ها و زوج ها وعموم علاقمندان که در زندگی روزمره تاثیر شگفت آوری دارد.

همراه با نکات کلیدی

در این محصول به موارد زیر پرداخته می شود

1-لذت بخش کردن زندگی زناشویی تان

2-روزهای اول ازدواج

3-ایا مرد‌ها، ساد‌ه،‌ بی‌توجه و خود‌خواه هستند‌

4-رابطه‌ها مثل شیشه می‌مانند

5-در این ازدواج هیچ گونه تضمینی برای ادامه رابطه و پایداری آن وجود

6- خسته شده بود.

7-آدم‌ها دوست دارند همیشه و در هر شرایطی

8-چطور می‌توان رابطه‌ای متعادل را شروع کرد؟

9-؛ دامادی با نارنجک مادرزنش را منفجر کرده بود!

نوع فایل:word

سایز :737 KB

تعداد صفحه:27



خرید فایل



ادامه مطلب
برچسب‌ها: کتاب، کردن، زندگی، زناشویی، تان
دوشنبه 15 آذر 1395 ساعت 01:37

بررسی تبلیغات تجاری در رشد فروش بیمه های زندگی در ایران

بررسی تبلیغات تجاری در رشد فروش بیمه های زندگی در ایران

توجه :

شما می توانید با خرید این محصول فایل " قلق های پایان نامه نویسی (از عنوان تا دفاع)" را به عنوان هدیه دریافت نمایید.

مقدمه:

خطر یا ریسک به عنوان یک پدیده زیانبار از ابتدای خلقت انسان همواره و همیشه با او بوده است به طوری که انسان را به تفکر و تعمق برای پیدا کردن راه حلهای مناسب برای پیشگیری از این خطرها و یا در صورت واقع شدن این خطرات کاهش دامنه خسارت ناشی از آنها وادار نموده است البته تمام راه حلهایی را که آن زمان بشر پیدا کرده بوداز طریق آزمایش و خطا بود ولی از همان ابتدا انسان نیاز به تامین را در خود ارضاء می نمود که نمونه های آن بسیار زیاد است.مثلآ برای محافظت خود از سرما از پوست حیوانات شکار شده استفاده می نمود و نسل به نسل این یا فته ها را تکمیل نموده و انتقال داده است.ولی مقتضیات زمانی بشر امروز با آن زمان تفاوت دارد .پیشرفت جوامع به خودی خود خطراتی را به همراه می آورد که انسان را ناچار به محافظت از خود در مقابل آنها می نماید.

نمونه آن پدیده انقلاب صنعتی و پیامدهای بسیار آن می باشد. پیامدهای آن نظیر ماشینی شدن تولید, افزایش جمعیت , شهرنشینی, تغییر الگوی مصرف و تولید ودر نتیجه افزایش خطرها نیاز به تامین را تشدید نمود به طوری که مردم به ماهیت آن پی برده و بدون نیاز به تبلیغات بدنبال آن می روند. بیمه در اینگونه کشورها به عنوان یک ابزار مالی شناخته شده و موجب سرمایه- گذاری در بخش های مهم اقتصادی شده است.

عامل اصلی چنین آرامش وامنیتی ارائه تامین از طریق عرضه انواع بیمه های زندگی دراین

گونه کشورها که هم از بعد اقتصادی و هم بعد اجتماعی بسیار حائز اهمیت است ولی متأ سفانه

بر خلاف این گونه کشورها ,کشور ما به هرعلت هنوز هم با اینکه حدود شصت سال است که در این صنعت فعالیت می کند جایگاه واقعی خود را پیدا نکرده است.

جالب است بدانیم عده ای از مردم ما بیمه را نوعی عوارض دولتی می دانند و از آن گریزانند. در بازاریابی سعی بر آن است که از طریق تحقیقات بازار یابی در جامعه نیازهای افراد را تشخیص داده و با استفاده از روشهای مناسب این نیاز را به مردم اطلاع داده و متناسب آن محصولی ایجاد و این نیاز را بر آورده کند . متأسفانه در کشور ما نیز برای این نیاز تقاضای پنهان وجود دارد به طوری که مردم می دانند چه نیازی دارند ولی روش ارضاء این نیاز و رفع این تقاضا را نمی دانند که وظیفه متخصصان و کارشناسان شرکت های بیمه می باشد که با علم به انواع پوشش های بیمه ای و مزیت آن در این راستا گام برداشته و موجبات تأمین این نیاز را در بین مردم کشورمان بوجود آورند.

برای دستیابی به این اهداف شش فرضیه مطرح کرده ایم که نتایج حاصل از این فرضیات با استفاده از روش های آماری تجزیه وتحلیل اطلاعات بدست آمده در فصل های مربوطه مورد بحث و بررسی قرار خواهد گرفت.

فهرست مطالب

فصل اول : کلیات تحقیق

عنوان صفحه

مقدمه (1)

بیان اصلی تحقیق (2)

تبیین موضوع و مساله (3)

اهداف تحقیق (4)

فرضیه ها (5)

متغیرهای تحقیق (6)

نوع,روش وقلمرو تحقیق (6)

روش جمع آوری وتجزیه وتحلیل اطلاعات (7)

ضرورت انجام تحقیق (7)

تعریف واژه های تحقیق (9)

فصل دوم : مبانی نظری تحقیق

گفتار اول:خدمات (11)

طبقه بندی انواع خدمات (12)

ویژگیهای امور خدماتی (13)

گفتار دوم:

تاریخچه وسوابق مساله تحقیق (14)

اصول حاکم بر بیمه های بازرگانی (15)

تقسیم بندی انواع بیمه (18)

گفتار سوم:

تبلیغات و آگهی ها (19)

تبلیغات بازرگانی (21)

اهداف تبلیغات بازرگانی (22)

اصول تبلیغات (24)

شرایط اثربخشی تبلیغات (26)

اثرات اجتماعی و اقتصادی تبلیغات (26)

مراحل بوجود آمدن ارتباطات موثر (27)

مزایای تبلیغات (27)

بازاریابی بیمه های زندگی (29)

مکعب بازار (32)

عوامل تشکیل دهنده بازار (34)

بازار آگاه و ناآگاه (34)

قابلیت جذب بازار (35)

اهداف بازاریابی (37)

تحقیق و بررسی در بازار بیمه زندگی (39)

بررسی و اندازه گیری اولویت مصرف کنندگان (41 )

شیوه های تماس (41)

پوشه های تبلیغاتی و اطلاعاتی (42)

فرم پیشنهادی (43)

فصل سوم:

روش جمع آوری اطلاعات

مقدمه (44)

بررسی اسناد و مدارک (44)

تحولات بیمه های زندگی در سال 1372 (44)

تحولات بیمه های زندگی در سال 1373 (47)

تحولات بیمه های زندگی در سال 1374 (48)

تحولات بیمه های زندگی در سال 1375 (51)

تحولات بیمه های زندگی در سال 1376 (51)

روش بررسی میدانی (52)

اطلاعات جمع آوری شده از طریق پرسش نامه (53)

بررسی فرضیه ها با اطلاعات پرسش نامه ها

فرضیه 1) (55)

فرضیه 2,3,4,5 ) (56)

فرضیه 6) (57)

فصل چهارم:

روش های آماری و تجزیه و تحلیل اطلاعات

روش تجزیه و تحلیل اطلاعات پرسش نامه (58)

بررسی فرضیه های تحقیق بر اساس روش های آماری

استدلال فرضیه 1) (61)

استدلال فرضیه 2) (63)

استدلال فرضیه 3) (65)

استدلال فرضیه 4) (66)

استدلال فرضیه 5) (67)

استدلال فرضیه 6) (68)

خلاصه نتایج آزمون فرضیه های تحقیق (71)

فصل پنجم:

خلاصه تحقیق,نتیجه گیری,پیشنهادات

گفتار اول:

خلاصه تحقیق (73)

نتیجه گیری (74)

پیشنهادات (74)

پیوست شماره1)

پرسش نامه (76)

پیوست شماره2)

واژه نامه (79)

منابع و ماخذ (81)



خرید فایل



ادامه مطلب
یکشنبه 14 آذر 1395 ساعت 23:34

بررسی نقش قرآن و تأثیر آن در زندگی فردی و اجتماعی

بررسی نقش قرآن و تأثیر آن در زندگی فردی و اجتماعی

بیان مسئله

بحث پیام ها و الگوهای قرآن از جمله مباحثی است که اگر به درستی تبیین شود تأثیرات قابل توجهی بر زندگی فردی و اجتماعی مسلمانان بلکه جوامع انسانی و بشریت خواهد گذاشت.

چون الگوپذیری و پندگرفتن از فراز و نشیب های زندگی انسان ها و تاریخ گذشتگان راه را برای یک زندگی معنوی، بانشاط، امیدزا و کم هزینه ، هموار خواهد کرد، چه آن که استفاده از پیام های قرآن و موارد عبرت آموز آن که به امت های گذشته، پیامبران و رهبران الهی باز می گردد، دانش دینی و متعاقب آن احساس مسئولیت و وظیفه شناس انسان ها چه در زندگی فردی و چه در زندگی اجتماعی را افزایش داده و کارایی بیشتری را نتیجه خواهد داد.

3-1 اهداف تحقیق

«و هذا کتب أنزلنه مبارک فاتبعوه و اتقوالعلکم ترحمون» «و این کتابی است پربرکت که ما(برتو) نازل کردیم، از آن پیروی نمائید و پرهیزگاری پیشه کنید تا مورد رحمت قرار گیرید»(سوره انعام- آیه 155)

این آیه اشاره به نزول قرآن و تعلیمات آن کرده و می گوید:«این کتابی است که ما نازل کرده ایم، کتابی است با عظمت و پربرکت و سرچشمه ی انواع خیرات و نیکی ها»(وهذا الکتاب انزلناه مبارک)

و«چون چنین است به طور کامل از آن پیروی کنید و پرهیزگاری پیشه نمائید و از مخالفت با آن بپرهیزید شاید مشمول رحمت خدا گردید»(فاتبعوه واتقوالعلکم ترحمون)(مکارم شیرازی- 1376: ص 42)در دنیایی که ظلم و ستم غوغا می کندو ظالمان و زورگویان سعی دارند به جهانیان ثابت کنند که قرآن سخن خدا نیست و سخن بنده ی خدا است و ما هم به پا خواستیم تا به جهانیان حقانیت قرآن را به اثبات برسانیم و به همه گان بگوییم: قرآن مشعل هدایت و جوهر درایت و گنجینه ی معرفت و پناهگاه موحدان و ضامن سعادت بشر در دنیا و آخرت است.

قرآن خورشیدی است که متحیّران وادی ضلالت را به نور خود هدایت می کند و دردمندان وادی جهالت را از داروی معرفت خویش بهره مند می سازد.

4-1 اهمیت تحقیق

در این پژوهش سعی شده است نقش قرآن در ابعاد گوناگون در زندگی فردی و اجتماعی مورد بررسی قرار گیرد و چون در این رابطه کتاب مستقلی نوشته نشده لازم است با استفاده از منابع دیگر مورد بحث و بررسی قرار گیرد.

غربی ها به سرکردگی آمریکای جهان خوار، اسلام را به عنوان دشمن اصلی نشانه رفته است. آن ها با بهره برداری همه جانبه از وسایل ارتباطی و با برخورداری از پیشرفت صنعتی خویش قصد دارند تا جوامع اسلامی و به خصوص جوانان را از فرهنگ و ارزش های اسلامی نهی سازند. شکی نیست که قرآن به عنوان کتابی جامع و کامل از ذخایری بسیار ارزشمند و عمیق برخوردار است و ما باید با تفکر در آیات آن پرده از اسرار جهان کنار بزنیم و به علوم گسترده دست یابیم و بتوانیم بدین وسیله در راستای حفظ کیان مملکت اسلامی گامی برداریم.

5-1 ضرورت تحقیق

در هیچ نهادی از نهادی های اجتماعی و فرهنگی بشر نیست که قرآن در آن تأثیر نداشته باشد. تفاوت جوامع اسلامی با دیگر جوامع این است که در مکتب اسلامی از قرآن به عنوان یک الگوی کامل برای سعات انسان در دنیا و آخرت استفاده می شود. ضرورت دارد تأثیر قرآن در زندگی فردی و اجتماعی انسان را بشناسیم.

6-1 سئوالات پژوهش

سئوال 1: چرا فقط قرآن می تواند بهترین کتاب هدایت برای انسان باشد؟

سئوال 2: جایگاه نماز دردین اسلام و قرآن و زندگی انسان چیست ؟

سئوال3: آیا قرآن مثال هایی برای عبرت گرفتن و اسوه قرار دادن در زندگی دارد؟

سئوال 4: آیا آن چه به نام نظام اجتماعی قرآن و اسلام بر سر زبان هاست، همه ی لوازم و بایسته های یک نظام زندگی ساز را داراست؟

سئوال 5: به چه میزان قرآن در زندگی فردی و اجتماعی و حقوق بین الملل نقش دارد؟

سئوال 6: نقش قرآن در واقعه ی عاشورا چگونه بود؟

سئوال 7: آیا می توان قرآن را یک کتاب پزشکی دانست؟

سئوال8:آیا استفاده از قرآن در زندگی ما تحقق پیدا کرده است؟

- فرضیات پژوهش

فرضیه 1: قرآن بهترین کتاب برای هدایت انسان ها است.

فرضیه 2: نماز در قرآن و دین اسلام و زندگی انسان ها نقس مهمی ایفا می کند.

فرضیه 3: قرآن اسوه هایی برای عبرت گرفتن و هدایت انسان ها دارد.

فرضیه 4: آن چه به نام اجتماعی در قرآن و اسلام بر سر زبان هاست همه ی لوازم و بایسته های یک نظام زندگی ساز را داراست.

فرضیه 5: قرآن در زندگی فردی و اجتماعی و حقوق بین الملل نقش فراوانی دارد.

فرضیه 6: قرآن نقش مهمی در واقعه ی عاشورا ایفا کرده است.

فرضیه 7: قرآن یک کتاب پزشکی کامل است.

فرضیه8:استفاده از فرامین قرآن در زندگی ما تا حدودی تحقق پیدا کرده است.

7-1 تعریف واژگان اساسی تحقیق:

الف- قرآن: کتاب آسمانی مسلمانان که شامل صد و چهارده سوره است هشتاد و دو سوره ی آن در مکه نازل شده و به سوره های مکی معروف می باشد، سی و دو سوره آن هم در مدینه نازل شده و آن ها را سوره های مدنی می گویند.(عمید- 1361: 79)

ب- اجتماع: 1- گردآمدن- تجمع- انجمن شدن- فراهم آوردن 2- اتفاق کردن به چیزی 3- گروه فراهم آمده، دسته ای که برای هدفی مشترک گردهم آمده باشند. (معین- 1375 : 146)

ج- اخلاق: ج خلق – خوی ها- طبیعت باطنی – سرشت درونی- یا تهذیب اخلاقی یا تهذیب نفس- یکی از شعب حکمت عملی است و آن دانش بد و نیک خوی ها و تدبیر انسان است برای نفس خود یا یک تن خاص(معین- 1375: 174)

د- جامعه: مؤنث جامع- توده ی مردم و علاقه (عمید- 1361 : 365)

هـ - فرد: تک – تنها – یگانه – بی مانند – بی همتا- افراد و فرادی جمع- در اصطلاح ادب عبارت است از یک بیت شعر خواه هر دو مصراع آن قافیه داشته باشد یا مصراخ آخر (عمید – 1361: 763)

دلسوزی بسیار رهبران الهی

از آیات قرآن و تواریخ به خوبی استفاده می شود که رهبران الهی بیش از آنچه تصور شود از گمراهی مردم رنج می بردند؛ به ایمان آنها عشق می ورزیدند؛ از اینکه می دیدند تشنه کامانی در کنار چشمه آب زلال نشسته اند و از تشنگی فریاد می کشند، ناراحت بودند؛ اشک می ریختند؛ دعا می کردند؛ شب و روز تلاش و کوشش داشتند؛ در نهان و آشکار تبیلغ می کردند ؛ در خلوت و اجتماع فریاد می زدند؛ و از این که مردم راه روشن و راست را گذارده، به بیراهه می رفتند، غصه می خوردند؛ غصه ای جانکاه که گاهی آن ها را تاسرحد مرگ پیش می برد!

براستی تا چنین نباشد «رهبری» در مفهوم عمیقش ادا نخواهد شد.

گاه این حالت اندوه به قدری شدید می شد که جان پیامبر به خطر می افتاد و خدا او را دلداری می داد. در سوره شعراء آیات 3 و 4 می خوانیم؛

گوهی می خواهی خود را هلاک کنی که چرا اینان ایمان نمی آورند! غم مخور ما آنان را آزاد قرار داده ایم و اگر بخواهیم آیه ای از آسمان فرو می فرستیم که گردن هایشان بی اختیار در برابر آن خاضع شود.

فروتنی با مؤمنان:

خدای متعال فرمود:

و در برابر مؤمنانی که از تو پیروی می کنند مهربان و فروتن باش

این تعبیر زیبا کنایه از تواضع توأم با محبت و ملاطفت است. همان گونه که پرندگان هنگامی که می خواهند به جوجه های خود اظهار محبت کنند، بالهای خود را گسترده، پایین می آورند و آنان را زیر بال و پر می گیرند تا هم در برابر حوادث احتمالی مصون بمانند و هم از تشتت و پراکندگی حفظ شوند، پیامبر نیز مأمور است مؤمنان راستین را زیر بال و پر خود بگیرد.( برجی- 1386: 224-231)

فرضیه 4:آن چه به نام نظام اجتماعی در قرآن واسلام بر سر زبانهاست همه ی لوازم و بایسته های یک نظام اجتماعی را داراست.

نظام وتفسیر اجتماعی :

همه میدانیم که توصیه ،از برنامه و دستگاه است .البته برخی از از توصیه ها به گونه ای است که انگشت انتخاب را بر یکی از نظام ها می نشاند ؛یعنی در عین آن که توصیه و رهنمود است ،اما یکی از راهکار های مناسب وموجود را بر می گزیند و به چشم می آورد .بنابراین بسیار ضروری است که قرآن شناسان ما ومفسران بزرگ حاضر ،یکی ازسه گزینه زیرراگزینش اعلان می کنند :

الف)حضور قرآن در زندگی اجتماعی و دنیایی انسان ،از رهگذر توصیه ها و رهنمود هایی است که در هر زمان ومکان، نظامی متناسب باآن زمان ومکان را تاب می آورد وخود نظام استانداردی را بخشنامه وترسیم نکرده است.به سخن دیگر ،نظام اجتماعی در اسلام ،امضایی است نه تأسیسی.

ب)جاودانگی وکامل بودن قرآن ،ابای از آن دارد که نظام اجتماعی روشن وهمخوانی را تدوین نکرده باشد و مردم را در این مهم به خود وانهاده باشد.ازاین جهت ، نظام اجتماعی وبرنامه زندگی قرآن ،همانند دستگاه اعتقادی آن است؛ یعنی همه اجزای رئیسی و اساسی زنگی مطلوب و اسلامی، در قرآن به صراحت و یا حداقل به اشارت بیان شده است .به سخن دیگر ، قرآن انسانها را با چند توصیه ورهنمود،تنها نگذاشته ودر جزئیات او را دستگیری وراهنمایی کرده است .پس نظام اجتماعی در اسلام،تأسیسی است نه امضائی.

ج)قرآن نظام خاصی را پیش ننهاده و به توصیه های پراکنده نیز بسنده نکرده است ؛بلکه توصیه های قرآن به گونه ای است که تا یک شکل ونظام اجتماعی- که در هر عصرو نسلی ، با تغییرات جزیی همراه است- راه چندانی ندارد؛ یعنی قرآن بااعلان وابلاغ خطوط کلی و برجسته یک برنامه منسجم و نظام وار اجتماعی ،برای هر جامعه ای شیوه ای خاص و قانونی جزیی نگر دارد .

تفاوت گزینه الف وب،روشن وبی نیاز از توضیح بیشتر است .اما گزینه ج،با دو فرد پیش از خود،تفاوت های ظریفی دارد که با اندکی توضیح ،آشکارتر خواهد شد .نظریه الف،رأساً منکر آن است که اسلام و قرآن ،شیوه و نظام خاصی را برای اداره زندگی به همه انسان ها در همه اعصار پیشنهاد کرده باشد .

سخن ب،درست مقابل دعوی الف است و قرآن را همان گونه که دستگاه اعتقادی لا یتغیر و ثابتی دارد ،دارای نظامی نسبتا ثابت و فراگیر و جاودانه می داند .ج،راهی میان آن دو پیشه گرفته و قرآن راحاوی توصیه هایی میداند که در هر عصری و میان هر اجتماعی ،تنها نوعی خاص از نظام جمعی و زندگی روزانه را می پسندد.به خلاف ب،که معتقد است قرآن از این جهت حساسیتی ندارد و همه گاه با هر نظامی که بتواند به توصیه های او عمل کند ،سر آشتی دارد و دست دوستی می دهد ،و میتواند در یک زمان با چندین برنامه متفاوت و مختلف الشکل کنار بیاید .

نگارنده به خود اجازه دواری و انتخاب یکی از سه گزینه پیش گفته را نمی دهد ،اما از آن جا که این مشکل ویا شبیه آن در دیگر اجزای حیات بشری نیز رخنه گر شده است ،ضروری میداند که هر چه زودتر صاحب نظران و اسلام شناسان بزرگ و معتبر جهان اسلام ، در این باره اظهار نظر و یا دست کم بحث وبررسی کنند .زیرا این تردید که هر اندیشمندی را بر سر سه راهی قرار می دهد ،در غیر برنامه زندگی و حیات اجتماعی بشرنیز چنگ و دندان نشان میدهد و صاحبان اندیشه وقلم را به چالش و مصاف با خود می خواند .این سه راهی ،در مسیر اقتصاد ،سیاست،فلسفه،عرفان وحتی علم تفسیر نیز قرار دارد . به حتم مشکلی با این ابعاد و گستردگی ، اگر پاسخی در خور نیابد ،ویرانگر و تشتت زا خواهد بود .بسا آشفتگی در فکر وعمل ،که فرآورده این گونه تردید ها است،وچه بسیار منازعات که از محل خود-یعنی گرهگشایی از عقده بالا- آغاز نشده است واز همین روی پایانی نخواهد داشت.

شمار بالایی از نزاع هایی که میان دانشمندان اسلامی در مباحث اجتماعی و سیاسی روز است از آن روست که پیش تر تکلیف خود و پیروان خود را درباره پرسش روشن نکرده اند ؛یعنی بدون آن که نخست معلوم کنند که اسلام و قرآن را مشتمل بر چه نظام و یا توصیه هایی میدانند ،به بحث و نظر می پر دازند وپیش ازآن که عقیده خود را در باره نظام مند بودن یا نبودن رویه اجتماعی اسلام،روشن کنند ،درباره توصیه های قرآن به اجتماع وانسان ها سخن می گویند .این نقیصه آنچنان اساسی است که راه را بر هر گونه نتیجه سودمندی میبندد ،و بلکه هر نتیجه ای را در دامی از تردیدهای بی حاصل وپرسش های بی پاسخ می اندازد.

مثلا در جهان فلسفه ،هر سه مدرسه عمده فلسفی ،یعنی فلسفه مشاء فلسفه اشراق ،و حکمت متعالیه،به قرآن استشهاد و گاه از آن استظهار می کنند؛البته با تفاوتی که در کمیت و کیفیت آنهاست .مرحوم علامه حلی آیه شریفه اَوَلَمْ یَکْفِ بِرَبّکَ أنَّهُ عَلا کلِّ شَیءٍشهیدٌ(سوره فضلت- آیه ی53)را اشاره به برهان ‹‹وجوب وامکان››میشمارد ومرحوم علامه طباطبایی آیه هفدهم سوره رعد را دلیل روشن بر اصالت وجود میداند .این در حالی است که برخی گنجاندن قرآن رادر قالب بحثهای نظری و اصطلاحات فنی ،ناروا وناسزا میشمارند.حلقه ای از مباحث عرفا ن نظری و سلسله ای از سالکان رسمی وفرقه ای نیست که برای مبانی و آداب خود به آیه ای از قرآن دست نیازند ،و این دست یازیدن ها ترجیع بند همه علوم و فنون جاری در میان مسلمان هاست .حتی کسانی گفته اند:این که حافظ در غزل های خود یک موضوع را اساس قرار نداده و هر بیت را به پیشگاه مضمونی برده است ،اقتفا واثر پذیری از قرآن است.زیرادرآیات قرآن نیز چنین پراکندگی دیده میشود .

حال که از براهین فلسفی تا ساختمان ذوقی ترین غزلیات فارسی را می توان به قرآن نسبت داد ،آیا این ضرورت احساس نمی شود که باید راجع به خود قرآن و صراحت ها و اشارت های آن ،به گونه ای شفاف وخالی از اجمال وابهام نظریه پر دازی کرد و ازجمله معلوم داشت که قرآن گرامی در باره نوع زندگی و اجتماعات بشری ،تا کجا وچگونه سخن گفته است ؟آیا قرآن به توصیه های ارشادی و یا مولوی بسنده فرموده یا این که اساس و بدنه یک نظام نیرومند و جاودانه را در اداره جامعه اندیشیده است ؟از طرفی ،آشفتگی وتشتتی که در بالا ازآن سخن رفت،به نظر ناگزیر و حتی گاه مطلوب میرسد .یعنی قرآن خود بدین رضایت میدهد که ابشخور همه نحله ها و اندیشه ها باشد و اگر شاه خوبان است ،منظور گدایان نیز باشد به قول حافظ:

زلف در دست صبا ،گوش به فرمان رقیب این چنین با همه در ساخته ای یعنی چه

شاه خوبانی منظور گدایان شده ای قدر این مرتبه نشناخته ای یعنی چه

هر کس از مهره مِهرتو به نقشی مشغول عاقبت با همه کج باخته ای یعنی چه

آنچه که نمی توان در آن تردید کرد ،تحصیص بخش مهمی از آیات قرآن کریم به موضوعات اجتماعی ومربوط به زندگی است.این اهمیت ویژه را می توان دریافت ،و ازهمه مهمتر و جاندارتر بخش قابل توجهی از خطبه های نهج البلاغه در باره اسلام و قرآن است .حضرت امیر مؤمنان،آنگاه که آثار بعثت پیامبر را بر میشمارد، بیشتر پیامدهای اجتماعی و زندگی ساز اسلام را گوشزد می فرمایند .ایشان در مقایسه میان زندگی انسانها پیش از بعثت و پس ازآن ،بیشتر به تفاوتهای مربوط به زندگی انسانها ،در این دوره توجه می کنند .حتی گاه بلافاصله پس ازآن که خاطر نشان میکنند قرآن واسلام برای انسانها توحید را به ارمغان آورد ،بی درنگ از مواهب و داده های اجتماعی اسلام سخن به میان می آورند .از بابت نمونه ،یک فراز از خطبه صد و نود و هشت نهج البلاغه را شاهد می آوریم.بااین توضیح که ازاین دست مطالب درنهج البلاغه به فراوانی یافت میشود و برخی آنها چنان شهرت دارند که نگارنده خود را از یادآوری آنها بی نیاز می بیند:

ثُمَّ انَّ االلهَ بَعَثَ محمداً(ص)بالْحقِّ حینَ دَنا مِنَ الذنیا الانْقِطاعُ واقْبل منَ الاخرةِالاطِّلاعُ.واَظْلَمَتْ بَهْجَتُها بعدَ اشراقٍ وقامَتْ بِاَهْلِها علی ساقٍ .وخَشُنَ مِنها مِعاد و اَزِفَ منها قیاد .انقطاعٍ من مُدِّتها،و اقترابٍ من اَشراطها وتصرُّمٍ مِِنْ اهلها وانْفِضامٍ من حلقَتِها ،وانتشارٍ مِنْ سببها و عفاءٍ من اعلامِها وتکشُّفٍ مِنْ عوراتِها وَ قِصَرٍ طُولِها. جَعَلَهُ الله بلاغاً لرسالته ،وکرامةً لاُمّتِهِ و ربیعاً لاهلِ زمانه ،و رفعةً لاعوانِهِ وَ شَرفاً لِاَنصارِةِ.‹نهج البلاغه-خطبه ی198›.

پس خدا محمد را- که درود وی بر او و خاندان اوباد- به حق بر انگیخت ،آنگاه که پایان دنیا نزدیک بود و آخرت روی آور و جهان پس از روشنی و زیبایی ،تاریک،زندگی مردمش،دشوار،و آرام جای آنان ناهموار .جهان به نیستی و فروریختن نزدیک گردیده مدت آن به سر رسیده ،و نشانه های آن پدید و پیوند مردمش با آن بریده و حلقه های پیوندشان ازهم گسیختگی شان بسیار،ونشانه های رستگاری ناپدیدار ،و زشتی های دنیا آشکار ،رشته عمرش کوتاه و به سر رسیدنش نمودار .این هنگام خدا اورا مأمور رساندن شریعت ‍‍]به مردمان]کرد و موجب ارجمندی امت،و بهار مردم زمانش ،و مایه سربلندی یارانش ،و موجب شرف یارانش .



خرید فایل



ادامه مطلب
یکشنبه 14 آذر 1395 ساعت 21:35

زندگی نامه و شرح حال مولوی

زندگی نامه و شرح حال مولوی

شرگذشت و احوال مولوی

جلال الدین محمد فرزند بهاء الدین محمد معروف به «بهاء الدین ولد» و ملقب به «سلطان العلما» فرزند حسین بلخی، این خانواده پدر بر پدر ازمردم خراسان قدیم ساکن ناحیه ی بلخ بوده اند و به نسبت بلخی و خراسانی شهرت داشته اند؛ اما شهرت مولوی به «مولانای رومی» و «مولای روم» بعد از آنست که از بلخ مهاجرت کرده و در شهر «قونیه» موطن برگزیده اند که از بلاد معروف آناتولی و آسیای صغیر و ترکیه ی فعلی است و آن را در قدیم کشور «روم» می گفتند؛ به طوری که نگارنده تبع کرده ام این شهرت از اوایل قرن ششم هجری به بعد است. برای اینکه من درمؤلفات نیمه‌ی اول این قرن دیده ام که ازمولوی به عنوان «مولانای روم» اسم برده و اشعاری نقل کرده اند؛ برای کسانی که سرگذشت مولوی را از روی کتاب ها خوانده اند هم این نکته تازگی دارد، زیرا تاکنون دیده نشده کسی متعرض باشد از این که چه تاریخ مولوی را به عنوان «مولانای روم» یا «ملای رومی ها» خوانده اند.

ولادت مولوی در بلخ روز یکشنبه ششم ربیع الاول سنه 604 و وفاتش در قونیه هم در روز یکشنبه پنجم جمادی الاخر سال 672 هجری قمری است. همان سال که نابغه‌ی فلسفه‌ی ریاضی خواجه نصیر الدین طوسی و برخی بزرگ مردان دیگر فوت شده اند. مدت عمر مولانا جلال الدین به حساب شمسی 66سال و به حساب قمری 68 سال و 89 روز یعنی سه ماه و یک روز کم بود.

پدرش بهاء الدین ولد با خانواده به قصد زیارت کعبه‌ی معظمه و انجام عمل حج درحدود سال 616 که گیراگیر حمله ی مغول به ایران است ازبلخ مسافرت کرد. درحقیقت سبب عمده‌ی این مسافرت یا مهاجرت رنجشی بودکه در باطن از سلطان محمد خوارزمشاه داشت، خواه باعث مسافرتش، گزاردن مناسک حج و خواه و رنجش از سلطان محمد باشد، این ها همه علل و اسباب ظاهری بود و حقیقت امراراده ی حج بود که می خواست آن نهال الهی یعنی وجود مولوی را که درآن وقت حدود سیزده ساله بود از آن آفت خانمانسوز هجوم شوم مغول محفوظ نگاه بدارد و او را در سرزمینی دو از فتتنه پرورش دهد تا همچون درختی بارآور، سایه بر سر مشرق و مغرب عالم افکند.

این سبب ها برنظر ها پرده هاست

که نه هر دیدار صنعش را سزاست

از مسبب می رسد هر خیر و شر

نیست اسباب و وسایط را اثر

از این ادبیات مولوی بر می آید که همه چیز در دید و قدرت آفریدگار بی همتاست و دلیلش برهیچ کس آشکار نیست. آری! حق نمی خواست که این چراغ فیض رحمانی درآن تندباد شیطانی خاموش شود و چشم جهان بشریت از انوار تابناک او بی نصیب بماند. خلاصه مولوی درآن وقت که حدود 13 سال داشت همراه پدرو مادرش از بلخ سفر کرد. گفته اند که پدرش درعبور از نیشابور شیخ فریدالدین عطار نیشابوری معروف را که صاحب تذکره الاولیا و منظومه های منطق الطیر و اسرارنامه و مصیبت نامه است ملاقات کرد و شیخ عطار نسختی از «اسرارنامه»‌ی خود را بدو هدیه نمود و برای مولوی به فراست ایمانی، آتیه‌ی درخشانی را پیش بینی کرده و به پدر او گفت که این پسر راگرامی بدار، باشدکه نفس گرم او آتش، در سوختگان عالم زند.

«مقدمه»

ادبیات در هر شکل و قالبی که باشد، نمایشگر زندگی وبیان کننده‌ی ارزش ها و معیارها وویژگی هایی است که زندگی فردی و جمعی برمحور آنها می چرخد. نقد وبررسی و ارزیابی آثار ادبی نیز چنین است و نمی تواند بدور از آن ارزش ها و معیارها باشد و بی توجه از کنار آنها بگذرد. به عبارت دیگر نقد و بررسی آثار ادبی از دیدگاهی می توان درس زندگی نامید، باهمه‌ی گستردگی و تنوع و خصوصیات و مظاهر آن.

ادبیات از دو دیدگاه ما را با زندگی پیوند می‌دهد: از گذرگاه عاطفی، وقتی که آنرا می خوانیم، از گذرگاه خرد ورزی، وقتی که آنرا بررسی و نقد می کنیم؛ وقتی ما قطعه شعری را می خوانیم، عواطف و احساسات ما با عواطف و احساسات شاعر جنبه‌‌های مشترک پیدا می کند و با او هم سوئی روانی پیدا می کنیم، و یا وقتی سر‌گشتکی را در مطالعه می آوریم، به قول «آندره موروا» در حادثه‌ی کشاکش بزرگی قرارمی گیریم و لحظات زندگیمان با آن حادثه آمیختگی پیدا می کند؛ دراین موارد نفس و جان ما می تواند از اثر پذیری برکنار بماند. از جهت خردورزی نیز، اگر به درستی به تحلیل و نقد آثار ادبی بنشینیم و جنبه های مثبت و مفنی آنها را دریابیم، زندگی را مطرح ساخته ایم؛ مطالعه وبررسی آثار ادبی باید با بررسی جنبه های زبانی، هنری ومحتوایی همراه باشید، به این معنی که پس از حل دشواری های واژه ای و تعبیرها و اصطلاحات متن و اشاراتی که به تارخ و قصص و اساطیر ممکن است وجود داشته باشد، باید به بررسی ارزش هنری و سپس به تجزیه و تحلیل محتوای آن بپردازیم. اندیشه های والا و ارزشمند را باز نماییم و پندارهای سخیف و کج اندیشی های نابخردانه را نقد کنیم. عبارات وابیات و تعبیرهای زیبا و استوار را با دلیل وحجت نشان دهیم و ابیات و جملات و عبارات نازیبا و نااستوار را باز نماییم. و اگر اثر شکل داستانی دارد، آنرا از جهت شناخت داستان بررسی کنیم: مثلاً اگر در داستان رستم و سهراب، فقط واژه دشوار را معنی کنیم و چند ویژگی زبانی را که درسخن فردوسی هست باز گوییم که مثلاً برای یک متمم دو حرف اضافه آورده است، یا «کجا» را در معنی «که» به کاربرده، داستان را به عنوان یک پدیده ی لسانی مطرح کرده ایم. برای آنکه داستان به عنوان یک اثر ادبی مطرح شود، پس از طرح و توضیح نکته های زبانی و ارزش های هنری یا ارزش های مربوط به فنون بلاغی، درمرحله‌ی سوم باید محتوای داستان را از جهت داستان شناسی، و دراین مورد به خصوص از جهت تراژدی شناسی، گره خوردگی، اوج و فرود داستان، جنبه های روان شناختی قهرمانان و سرانجام ظرایفی که داستان را به عنوان تراژدی برتر معرفی می کند، مطرح سازیم.

بنده از تهیه و تحقیق درباره‌ی شعر و ادب فارسی، اهدافی داشتم که یکی از آنها بیان کردن و روشن شدن مطالب دراین باره بود؛ و دراین تحقیق از استاد بزرگوار ادب و شعر فارسی، جناب آقای دکتر ده پنا که دانشجویان را به شناخت و درک ارزش های شعر و متون فارسی تشویق می کنند، تشکر می‌کنم؛

دراین تحقیق از منابع مختلفی استفاده کردم که از آن جمله می توان کتاب مقالات ادبی، اثر دکتر جلال الدین همایی، مکتب حافظ یا مقدمه برحافظ شناسی، تألیف دکتر منوچهر مرتضوی و گزیده‌ی غزلیات مولوی، اثر دکتر سیروس شمیسا است؛ امیدوارم این تحقیق بتواند برای علاقه مندان به شعر و متون فارسی مفید واقع شود و تفکر و توجه آنان را به این موضوع بیشتر کند.

بهاء الدین ولد بعد از اتمام عمل حج دیگر به خراسان برنگشت، برای این که اخبار هجوم وحشیانه‌ی مغولان را می شنید و بازگشتن او به وطن درآن حال، مصلحت نبود. این بود که سفر به آسیای صغیر کرده و در بلده‌ی لارنده که از توابع قونیه است اقامت جست سلطان علاءالدین، پادشاه آن سرزمین، کم کم به وی ارادت خاص به هم رسانید و مقامش را عزیز وگرامی شمرد. بهاءالدین حدود هفت سال در «لارنده» بود و همان جا مولوی در 18 سالگی با دخترخواجه لالای سرقندی که گوهر خاتون نام داشت ازدواج کرد و سلطان ولا فرزند مشهور وی از بطن همان زمان درسال 622 در لارنده به دنیا آمد.

بهاء الدین دراواخر عمر خود از لارنده به قونیه نقل مکان کردو پس از سه سال در روز جمعه 18 ربیع الآخر 628 درگذشت و درهمان جا مدفون شد. درآن هنگام مولوی 25 ساله بود و تا آن زمان تحت تربیت پدرو سایر اساتید آن عصر از ادبیات فقه و کلام و حدیث و امثال آن اشتغال داشت و در نتیجه‌ی 20 سال تحصیل، عالمی از کاردرآمده و سرگرم تدریس و وعظ و تبلیغ معارف مذهبی شده بود.

درسال 629 که یکسال بعد از وفات پدرش بود، سید برهان الدین محقق ترمذی که از مشایخ طریقت و از دوستان و ارادتمندان پدر مولوی بود به «قونیه» رفت؛ مولوی درخدمت وی وارد سیر و سلوک عرفانی و طریقه‌ی تصوف گردید و مدت 9 سال تحت تربیت او مشغول ریاضت و از کار طریقت بود. پس ازفوت استادش به مدت 5 سال خود به تنهایی همان آداب و رسوم و خلوت نشینی را که از شیخ خود آموخته بود ادامه داد و به مدت 13 سال ریاضت و جهد وی به طول انجامید. در سنه 642 هجری که مولوی 29 سال داشت که به تفصیلی، ملاقات وی با شمس الدین تبریزی دست داد که موجب تحولی عظیم در روح مولوی گردید و به کلی او را منقلب ساخت.

فهرست مطالب

عنوان صفحه

فصل اول: «سرگذشت و احوال مولوی»..........................................................

1-1سرگذشت و احوال مولوی .......................................................................

1-2افکار و عقاید عرفانی ................................................................................

فصل دوم «مولوی چه می گوید؟»....................................................................

2-1مسلک عرفانی و افکار و عقاید مولوی ......................................................

2-2علم الیقین-عین الیقین-حق الیقین...............................................................

2-3تعلق –تخلق –تحقق....................................................................................

2-4پایه اصلی مسلک و طریقه عرفانی مولوی ................................................

2-5 رسالت عرفانی و ادبی مولوی .................................................................

2-6فروغ خورشید روح بخش عرفان مشرق...................................................

2-7طریق اصلاح نفوس و درمان دردهای اجتماعی و روحانی بشر...............

2-8داروی دردهای روحانی پنهانی بشر ........................................................

2-9پراکندگی و جمعیت حواس و اوقات .........................................................

فصل سوم : «مولوی و حافظ».........................................................................

3-1-عشق از دیدگاه مولوی ...........................................................................

3-2-پیر از دیدگاه مولانا ...............................................................................

3-3جام جم ا زدیدگاه مولانا............................................................................

3-4مولوی و حافظ .........................................................................................

فصل چهارم: «مرغ باغ ملکوتم، نیم از عالم خاک ............................................

4-1 درمراحل سیرو سلوک علمی و عرفانی ...................................................

4-2 دوره ی اول زندگانی با شخصیت اول مولوی ........................................

4-3 دوره ی دوم و شخصیت دوم مولوی .....................................................

4-4 شخصیت سوم و فعلیت نهایی مولوی .....................................................

4-5 تقسیم بندی ..............................................................................................

1-4-5افکار و عقاید مولوی.............................................................................

2-4-5مارمیت اذرمیت ....................................................................................

1-2-4-5شعار مسلک علمی و عرفانی و کلید رمز افکار و عقاید مولوی........

3-4-5جبر واختیار و قضا و قدر ...................................................................

1-3-4-5قضا و قدر .......................................................................................

2-3-4-5تجلی و ظهور حق درمظاهر بشری و صدور معجزات و کرامات از انبیا واولیای خدا

4-4-5 اتصال پنهانی روح انسان کامل به مبدأ غیب مجرد الهی .....................

فصل پنجم : «آشنایی بیشتر با اشعار مولانا»

5-1شرح برخی از ادبیات مثنوی شریف

5-2شرح سه غزل شیوا از مولانا

5-3چند نمونه از کنایات اشعار مولوی

5-4القاب شعر اودبا و علما و هنرمندان ایران



خرید فایل



ادامه مطلب
برچسب‌ها: زندگی، نامه، مولوی
یکشنبه 14 آذر 1395 ساعت 21:35

زندگی نامه عبدالرزاق کاشانی

زندگی نامه عبدالرزاق کاشانی

نام ونسب کاشانی:

اهل کاشان است، نامش عبدالرزاق، کنیه‌اش ابوالفضل و ملقب به کمال‌الدین می‌باشد، پدرش نیزبا لقب جمال‌الدین و کنیه ابوالغنائم مشهور است.

تاریخ زندگی جناب عبدالرزاق بخاطر همزمانی و شباهتهای اسمی با سه عالم برجسته دیگر- دونفر هم نام ودیگری همشهری – دچار ابهامات و تناقضات زیادی گردیده است تا جائیکه از کنیه او گرفته تا محل زندگانی، نام پدر و آثار او را تحت الشعاع خود قرار می دهد. این سه که به ترتیب عبارتند از:

1- کمال الدین عبدالرزاق مشهور به (ابن فوطی) (م723 هـ ق) تراجم نگار هم عصر کاشانی و صاحب <مجمع الآداب="" فی="" معجم="" الالقاب=""> و تلخیصی ازآن بوده، پدرش احمد و شانزده سال پیشتر از کاشانی دار فانی را وداع گفته است.

2- کمال الدین عبدالرزاق سمرقندی (ت 816هـ ق م 887 هـ ق) مؤلف «مطلع سعدین و مجمع بحرین»، پدرش اسحاق،ملقب به جلال الدین می‌باشد.( همچنانکه می بینیم نزدیک به یک قرن بعد از کاشانی می زیسته است).

3- عزالدین محمود کاشانی (م735هـ ق) صاحب دو اثر مشهور «مصباح الهدایه و مفتاح الکفایه»- که در اصل ترجمه وتلخیص از عوارف المعارف سهروردی است – و شرح عالمانه وادیبانه تائیه ابن فارض مشهور به «کشف الوجوه الغر لمعانی نظم الدّر» می‌باشد.

این همعصر وهمشهری ملا عبدالرزاق – همچون او – در عرفان عملی و نظری تبحر داشته و دو اثر ماندگارش نشان از تضلع او در این دو حوزه دارند.گروهی چون علامه امین عاملی[1] و حاجی خلیفه[2]،علامه مدرس تبریزی[3]، مرحوم آقا بزرگ تهرانی[4] - به اشتباه- ابوالغنائم را کنیه ملا عبدالرزاق بر شمرده اند در حالیکه

می دانیم- براساس آنچه تلمیذ نامدارش قیصری در مقدمه شرح مخصوص خود ضبط کرده ابوالغنائم کنیه پدرش می باشد.

علامه طهرانی نام پدر او احمد[5] و مدرس تبریزی اسحاق[6] می دانند و این در حالیست که این دو بترتیب – نام پدر ابن فوطی[7] و عبدالرزاق سمرقندی[8] می‌باشند.

در مورد زادگاه ایشان نیز با اینکه همه جا، نام «قاسی»[9]«قاسانی»[10]و«کاشی»[11] «کاشانی»[12] «قاشانی»[13]آمده است.اما حاجی خلیفه در کشف الظنون[14] هنگام معرفی «تأویلات القرآن الکریم» لفظ «سمرقندی» را بعد از «الکاشی» بکار می‌برد، تا جائیکه جناب آقای بیدار فر در مقدمه وزین خود برشرح منازل السائرین – با توسل به کاربرد «القاسانی»توسط قیصری و قول یاقوت حموی در معجم البلدان_ تمایل خود را به سمرقندی بودن ملا عبدالرزاق ابزار می‌دارد.[15]و این در حالیست که ابوالفداء در تقویم البلدان قاشان را به صورت قاسان را نیز مجاز دانسته[16] و بغدادی نیز در مراصد الاصلاع، قاسان و قاشان –هر دو – را شهری در نزدیکی اصفهان معرفی می‌کند[17] پس باید گفت که حاجی خلیفه بین صاحب مطلع سعدین و ملا عبدالرزاق دچار خلط شده است. از طرفی می دانیم کاشی مخفف کاشانی و قاشی نیز تلفظ

دیگری از قاشانی در زبان عامه است[18]پس نام کاملش – همچنانکه قیصری(ره) در مقدمه شرح فصوص الحکم آورده – عبارتست از: <کمال الدین="" ابوالفضل="" عبدالرزاق="" بن="" جمال="" الدین="" ابی="" الغنائم="" الکاشانی[19]="">

آغاز ، حیات وانجام کاشانی:

در هیچیک از تراجم مشهور نظری نسبت به تاریخ تولد ایشان به چشم نمی خورده لذا ما برای مشخص شدن دوران حیات و سال تولد تقریبی او به تحقیقی درباره تاریخ وفات ورویکردش به عرفان دست می زنیم باید گفت که در مورد تاریخ وفات ایشان چهار نفر ارائه شده است.

1) حاجی خلیفه در کشف الظنون تاریخ وفات کاشانی را سال (730 هـ ق) می‌دانند[20]که همین نظر به اعیان الشیعه[21] نیز راه یافته است.

2) صاحب روضات الجنات سال وفات را سال( 735هـ ق) ضبط نموده است[22] و مدفنش را خانقاه زین الدین ماستری داخل شهر نطنز و در جوار مسجد جامع می دانند.

3) سومین تاریخ ازآن صاحب مجمل التواریخ می ‌باشد ایشان سال وفات را سوم محرم سال 736 هـ.ق) می‌دانند که از دقت بیشتری نسبت به بقیه برخوردار است.

4)حاجی خلیفه در کشف الظنون ذیل معرفی تأویلات القرآن الکریم سال وفات ایشان را 887 (هـ ق) می‌دانند چرا که اولاً اگر تاریخ نوشتن شرح منازل السائرین- همچنانکه در آخر یکی از نسخ آن آمده – سال(731 هـ ق)باشد[23] بدون تردید سال وفات ایشان سال (730 هـ ق) نمی‌باشد. ثانیاً حاجی خلیفه- همچنانکه فراوان از او دیده شده – بین ملاعبدالرزاق و

سمرقندی، صاحب مطلع سعدین،خلط نموده و سال وفات ایشان را برای کاشانی آورده است.

نظر برجای مانده قابل جمعند، چرا که اگر تاریخ وفات ایشان را سوم محرم سال (736هـ ق) بدانیم، می‌توان گفت که صاحب روضات الجنات این سه روز را به حساب نیاورده است پس صحیح‌ترین تاریخ همان سوم محرم سال (736 هـ.ق)‌می‌باشد.

حال اگر- براساس نامه کاشانی به علاءالدوله سمنانی، رویکرد کاشانی به متصوفه در اوایل جوانی او- بعد از بحث فضلیات وشرعیات- و با مصاحبت مولانا نورالدین عبدالله نطنزی (م 699 هـ ق) و بعد- و همزمان با او –شمس‌الدین کیشی و اصیل‌الدین عبدالله (م 685 هـ ق) صورت گرفته باشد. در این حالت جناب کاشانی سال بعد ازوفات شیخ اصیل‌الدین زیسته‌اند. واگر شروع مصاحبتش با متصوفه را بین 25 تا 35 سالگی ایشان بدانیم، مدت حیات این عارف وارسته بین 75 تا 85 سال و سال تولد ایشان ، بین سالهای (650هـ ق تا 660 هـ ق) بوده است. وصدق این استدلال زمانی آشکار می‌گردد که در هیچیک از کتاب تراجم عمر طولانی و غیرطبیعی برای این بزرگمرد عرفان ثبت نشده است سوگمندانه باید گفت که حتی نسبت به مدت عمر کاشانی نیز اشتباهات فاحشی صورت گرفته است تا جائیکه برخی با دیدن نامی از <محمد بن="" مصلح="" المشتهر="" بالتبریزی[24]=""> در مقدمه شرح فصوص کاشانی به اشتباه آنرا شمس تبریزی ( م 645هـ ق)دانسته و شرح فصوص کاشانی را به سفارش ایشان می‌دانند. غافل از اینکه در این صورت اگر هنگام نوشتن به شرح خصوص کاشانی 40 ساله باشد.

با توجه به اینکه فصوص در سال(632 هـ ق) نوشته شده ومحی الدین متوفی 638 (هـ ق) است- باید عمری 130 تا 140 ساله برای او در نظر گرفت که اشاره کردیم در کتب تراجم به چنین عمری اشاره نشده است. از طرفی می دانیم که کاشانی شرح خود را بعد از شرح

جندی[25] و جندی نیز شرحش را بعد از وفات شیخ کبیرصدرالدین قونوی[26] (م 673 هـ ق) نگاشته است. پس این سخن که کاشانی شرح خود را به سفارش شمس تبریزی نوشته،سخی ‌بی‌پایه است و اگر به این نکته نیز توجه کنیم که شمس تبریزی نگاهی منتقدانه به عرفان محی الدین دارد این بی پایگی روشنتر خواهد بود.

کاشانی و آموخته ها :

کاشانی نه تنها یک تاز عرفان و مجمع البحرین عرفان نظری وعملی است که پیشتر جستجوگری پرتلاش در عرصه علوم ظاهری بوده است و آنگونه که از مقدمه <اصطلاحات الصوفیه=""> و تنها مرجع ما -نامد کاشانی به شیخ علاء الدوله سمنانی - بر می آید او قبل از ورود به عرفان از فضلیات ( علم ادبی)

2- شرعیات (فقه و حدیث و تفسیر وعلوم مرتبط) گرفته تا 3- اصول فقه و 4- کلام و 5- معقولات ( منطق وعلوم طبیعی) و درآخر علوم الهی (فلسفه) را به گونه ای کاویده که< استحضارآن="" به="" جائی="" رسید="" که="" بهتر="" از="" این="" صورت="" نبندد»[27]="" و="" این="" خود="" نشانگر="" تضلع="" این="" «عالم="" عامل»[28]="" و=""><جامع میان="" علوم="" ظاهری="" و="" باطنی=""> در جمع وباطن میان ظاهر دارد.در اینجا باید نکته ای را خاطر نشان شویم و آن اینکه افرادی همچون کاشانی که ابتدا میدان دار عرصه علوم ظاهری، مناسب دنیوی بوده اند، پس از ورود به فراخنانی عرفان همچون طایری رهیده از نفس آنچنان در بلندای عرفان بال گسترانده که کمترکسی می‌تواند به افق آنان نزدیک گردد دراین زمینه می‌توان از بزرگانی چون ابراهیم ادهم، سنائی غزنوی، ابن عربی، سید حیدر املی وغیره نام برد.

مشایخ و همعصران او:

باید گفت یگانه منبع شناخت مشایخ کاشانی- همچون دیگر ابعاد زندگی ایشان- نامه مختصر وبا ارزش ایشان به علاء الدوله سمانی است ملا عبدالرزاق در آن نامه مشایخ خود را اینگونه برشمرده است.

1-‌نورالدین عبدالصمد نطنزی (م 699 هـ ق) مرشد اصلی ملاعبدالرزاق که اگر ورود کاشانی به محضراورا بین سالهای( 685-675 هـ ق) بدانیم، تقریباً به مدت 15 تا 25 سال از محضر ایشان بهره برده است و حتی بعد ازوفاتش < مرشدی="" که="" دل="" بر="" او="" قرار="" گیرد="" نمی‌یافت.="">[29]

ایشان از مریدان نجیب الدین علی بن بزغنش شیرازی(م 678 هـ ق) و همدوره سعید الدین فرغانی است و به گفته کاشانی پدرش نیز از صوفیان بوده و نزد شیخ شهاب الدین سهروردی، صاحب عوارف المعارف آمد و شد می کرده است.[30]

باید این نکته را افزود که ملا عبدالرزاق به دستور نورالدین نطنزی- و همزمان با مصاحبت او – در محضربزرگان دیگری که در ذیل به آنها می‌پردازیم – نیز حاضر می شده و ازآنها بهره می‌برده است.

2- شمس‌الدین کیشی: از مریدان ضیاءالدین ابوالحسن مسعود شیرازی (م 655 هـ ق) است که او خود از شاگردان فخر رازی و ملازم شیخ نجم الدین کبری (م 618 هـ ق) است. در مقام کیشی همین بس که کاشانی از قول شیخ نورالدین نطنزی می‌آورد: < دراین="" عصر="" مثل="" او="" در="" طریقت="" کسی="">

3- شیخ اصیل الدین عبدالله (م 685 هـ ق) او را «امامی فاضل بارع متورع[32]» نامیده اند و نسب او به واسطه محمد بن حنفیه به حضرت علی(ع) می‌پیوندند.

4- صدرالدین روزبهان: مشهور به «روزبهان ثانی» است. پدرش فخرالدین احمد کوچکترین فرزند شیخ روزبهان بقلی- صاحب شرح شطحیات و عبهر العاشقین می‌باشد.

5- ظهیرالدین عبدالرحمن ابن شیخ نجیب الدین بزغش (م 716 هـ ق) : او نخستین شخصی است که ترجمه‌ای از عوارف المعارف بدست داد.

6- ناصرالدین ابوحامد محمد ( م 705 هـ ق): او فرزند ضیاء الدین ابوالحسن مسعود شیرازی است.

7- قطب الدین: فرزند دیگر ضیاء الدین ابوالحسن مسعود شیرازی است.

8- نورالدین عبدالرحمن اسفراینی: یگانه شیخ کاشانی است که به دقائق وحدت وجود راه نبرده و می‌فرماید «مرا حق تعالی علم تعبیر وقایع و تأویل بوده اند بخشیده است و به مقامی برتر از آن نرسیده ام[33]»

9- مولانا نورالدین ابرقوهی

همچنانکه مشاهده می‌شود اکثر مشایخ کاشانی – بجز نورالدین اسفراینی – که با او در بغداد دیدار داشته[34] - غالباً ساکن در شیراز و اطراف آن بود پس نتیجه می گیریم که اکثر عمر کاشانی در شیراز و اطراف آن سپری شده است.

از همعصران کاشانی به سه شخصیت مرتبط با او بسنده می‌کنیم که عبارتند از :

1- عزالدین محمود کاشانی (م 735 هـ ق) همشهری عارف کاشانی که همچون ملاعبدالرزاق در هر دوحوزه عرفان نظری و عملی تبحر داشته است هر چند که ازلحاظ عمق مطالب به پای ملاعبدالرزاق نمرسد- ایشان صاحب دو اثر برجسته <مصباح الهدایه="" و="" مفتاح="" الکفایه=""> و شرح تائید کبری ابن فارض مشهور به «کشف الوجوه الغر لمعانی نظم الدّر» که این دومین اثر اشتباهاً به ملاعبدالرزاق نیز نسبت داده شده است.[35]

2- علاء الدوله سمنانی (726-659 هـ ق): این شیخ قدرتمند با اینکه درتمام ایران واطراف آن معروف بوده با این حال از ظرافتها ولطائف جمالی تصوف بی بهره بوده است تا جائیکه هماره به نقد سخنان ابن عربی می‌پرداخت می تواند تغییر موضع او نیست به ابن عربی به سبب مکاتبات – واحتمالاً همنشینی – با کاشانی صورت گرفته باشد. چرا که در اواخر عمر از اعتراضات خود دست کشیده و ابن عربی را «مصاب» می‌داند.[36]ازآثار ایشان می‌توان به

«العروه لأهل الخلوة و الجلوة»، «مطلع النقط و مجمع اللفظ» ، «چهل مجلس» و «ما لا بدمنه فی الدین»

3- «محمد بن مصطلح المشتهر با تبریزی» از این همعصر کاشانی که شرح فصوص کاشانی به سفارش اوست ، متأسفانه در کتب تراجم اثری بدست نیامد اما مسلماً ایشان فردی غیر از شمس تبریزی (م645 هـ ق) مشهور است.

طریقه آشنایی کاشانی با مکتب ابن عربی

اینکه کاشانی چگونه واز طریق کدامیک از اساتیدش با مکتب ابن عربی آشنا شده است به درستی مشخص نیست اما می توان گفت که- همچنانکه مرحوم علامه سید جلال الدین آشتیانی (ره) اشاره فرموده اند - « اساتید او از اتباع ابن عربی نبوده اند.» [37]

زیرا استفاده کاشانی از صدرالدین قونوی (م673 هـ ق) نه در آثار ونه در هیچیک از کتاب تراجم نیامده و از طرفی درک محضر فرغانی (م 700 یا 699 هـ ق) – نیز با اینکه غیرممکن نیست- اما بعید به نظر می رسد چرا که فرغانی – همچنانکه و در مقدمه مشارق الدراری اشاره کرده – ابتدا شاگرد نجیب الدین علی بن بزغش (م 678 هـ ق) بوده و به خدمت قونوی (م 637 هـ ق) درآمده [38] و با مکتب ابن عربی آشنا شده است. و با توجه به اینکه بعد از وفات قونوی در شیراز نبوده ، لذا کسب فیض کاشانی از او منتفی می‌گردد. واز طرفی خود کاشانی نیز او را در شمار اساتیدش نیاورده است.

از طرفی اگر نیک بنگریم استاد کاشانی، جندی (م691 هـ ق) نیز نخواهد بود چرا که جندی پس از درگذشت قونوی سالها در بغداد و سینوپبه سر می‌برده است[39] و این در حالیست که کاشانی تا زمان وفات نورالدین عبدالصمد – یعنی سال 699 هـ ق - در شیراز به سر می‌برده است.

به نظر می رسد که کاشانی همچنانکه در نامه‌اش به علاءالدوله سمنانی به آن اشاره کرد « .. ومن از آن در حیرت بودم تا فصوص اینجا رسید چون من مطالعه کردم این معنی را باز یافتم»[40]

خود با مطالعه فصوص به نکات و ظرائف آن دست یافته و سپس به واسطة ریاضت آنرا شهود کرده است «تا آنکه چون خود به این مقام نرسیده بودم هنوز دل قرار نمی گرفت تا بعد از وفات شیخ الاسلام مولانا و شیخنا نورالمله والدین عبدالصمد نظنزی مرشدی که بر او دل قرار گیرد نمی یافت هفت ماه در صحرائی که آبادانی نبود در خلوت نشست و تقلیل طعام بغایت کرد تا این معنی بگشود و برآن قرار گرفت و مطمئن شد «الحمد الله علی ذلک»[41]

جایگاه کاشانی در تصرف :

اگر به پیشنیه تصوف قبل از کاشانی نگاه کنیم، می بینیم که قبل از او عرفان عملی و نظری با آثار بزرگانی چون خواجه عبدالله انصاری سهروردی، و محی الدین عربی وفارص و دیگران به اوج خود رسیده و توسط شاگردان آنان نیز به خوبی بسط یافته است. اما در این میان کمتر کسی چون کاشانی توفیق یافته، حلقه اتصال و مجمع البحرین این دو حوزه گردد. کاشانی با شرح منازل السائرین از طرفی و شرح فصوص الحکم از طرف دیگر این امر خطیر را به انجام رساند و به راستی که به چه خوبی از عهده برون آمد.

قبل از کاشانی بزرگانی چون قونوی،جندی، تلمسانی وغیره بر فصوص الحکم شروحی چند نوشته بودند.اما این شروح با وجود مزایای فراوانشان در یک مشخصه مشترک بودند و آن اینکه هیچکدام توجهی به شرح غموض این کتاب پررمز و راز برای مخاطبان تازه آشنای آن نداشته اند. اما کاشانی با احساس این نقیصه به این مهم دست زد و به پیرو او شاگرد نامدارش قیصری و جامی شرح رموز فصوص را به مهمترین صورت بیان نمودند [می‌دانیم که قیصری در شرح خود به کرات مطالب کاشانی را بیان کرده و یا آنرا بسط داده است] از طرف دیگر با اینکه بر منازل السائرین شروح متعددی همچون شرح سدید الدین عبدالمعطی، تلمسانی وغیره نوشته اند اما شرح ملاعبدالرزاق –

با اینکه ازشرح تلمسانی بهره ها برده – جایگاهی است نایافتنی در میان شروح منازل یافته است چنانکه عارف بزرگوار شیعی در وصف آن از عباراتی چون «أعظمهم»، «أجودهم تقریراً» و «أحسنهم تحقیقاً»[42] استفاده می‌نماید. از طرفی بجز گردهم آوردن دو حوزه عرفان علمی و نظری، کاشانی از نظر جامعیت آثار نیز حتی در میان بزرگانی چون قونوی، جندی، تلمسانی، فرغانی و غیره بی نظیر است چرا که <اصطلاحات الصوفیة=""> ایشان که بالغ بر 760 اصطلاح می باشد- واگر لطائف الاغلام را از او بدانیم که دارای بالغ بر 1560 اصطلاح می‌باشد- درحالیکه تمامی اصطلاحات گرد آمده در کتبی چون <رساله قشیریه=""> (47 اصطلاح) ،< کشف="" المحجوب=""> (85 اصطلاح)، اصطلاحات الصوفیه آمده در فتوحات مکیه (164) اصطلاح و کتاب اصطلاحات الصوفیه شیخ اکبر (251 اصطلاح) می‌باشد.[43] که مجموع آنها حتی برابر با اصطلاحات الصوفیه کاشانی نیست. پس اودر این میدان حتی گوی سبقت را از شیخ اکبر نیز ربوده است.

از طرفی ایشان دارای تأویل عرفانی «تأویلات القرآن الکریم» باشد که بصورت مزجی از اول تا آخر قرآن را در برگرفته است. در حالیکه در میان اتباع ابن عربی فقط قونوی است که با تأویل اعجاز البیان خود سوره حمد را به تأویل درآورده‌اند پس دراین زمینه نیز جناب ملاعبدالرزاق یکه تاز عرصه تأویل عرفانی است.

اما این سخن،به معنی برتری کاشانی برقونوی و جندی وغیره می‌باشد چرا که جناب شیخ کبیر، از نظر تحقیقات و تدقیقات و عمق مطالب جایگاهی به مراتب فراتر از کاشانی دارا می باشد.

خلاصه کلام اینکه کاشانی از نظر جامعیت آثار و شرح رموز عرفانی – نه عمق مطالب – از جایگاهی منحصر به فرد در میان اتباع ابن عربی برخوردار است.

کاشانی از منظردیگران

تلمیذ نامدارش قیصری او را «الامام العلامه الکامل المکمل وحید دهره و فرید عصره فخرالعارفین قرة عین ذات الموحدین ونور بصرالمحقیق>[44]معرفی کرده و جناب سید حیدر آملی نیز هماره او را به بزرگی ستوده و ازاو با عباراتی همانند «المولی الأعظم و البحر الخضم[45]» ،«المولی الأعظم الأکمل، قطب الموحدین، سلطان العارفین ، کمال الملة و الحق والدین عبدالرزاق الکاشی»[46] نام می‌برند وا ین ستایش در جامی نیز- همچنانکه در نفحات الانس آورده اند- دنبال می‌شود: «جامع میان علوم ظاهری و باطنی»[47] که اگر بخواهیم به آراء دیگران دربارة کاشانی بپردازیم، نمونه‌های فراوان از اینگونه گفتارها در آثار عرفا و تراجم نویسان متأخر به چشم می‌خورد که جملگی نشان از جایگاه والای این عارف علامه دارد.

عقیده و مذهب کاشانی

تاکنون درباره مذهب کاشانی تحقیق مبسوطی صورت نگرفته تا جائیکه برخی ایشان را در شمار عرفای شیعی ذکر کرده ،[48] و برخی دیگر نیز به واسطه دیدن مدح وتعظیم خلفاء در آثار ایشان در تشیع ایشان تردید روا داشته‌اند.[49] ما در این تحقیق سعی کرده با توجه به مطالب تأویلات به این مهم دست زده و تشیع کاشانی را به صورت آشکار بیان داریم. قبل از هر چیز باید خواننده محترم را به این نکته توجه دهیم که کاشانی در تأویلات درصدد ادله کلامی اثبات ولایت وتشیع خود نبوده است . چرا که هدف از نگاشتن تأویلات فقط «ارائه الگویی به اهل ذوق»[50]می‌باشد. وظیفه ما نیز در این تحقیق کنار هم نهادن مطالب و ارائه طرحی منسجم از این موضوع است. هرچند که براین باورم که سخنان کاشانی در تأویلات- با وجود گزیده گوئی- به قدری روشن بیان شده که ما را از هر گونه استدلالی در این زمینه بی نیاز می‌نماید.

نکته دیگری که باید به آن توجه کنیم اینکه در این تحقیق تمام جوانب موضوع در نظر گرفته شده و به طرف دیدن چند نقل قول و یا حدیث در مدح ائمه اطهار(علیهم السلام) – همچنانکه در آثار بقیه عرفا نیز مشاهده می‌شود – قائل تشیع این عارف گرانقدر نگشته‌ایم.

و سه دیگر اینکه فقط به گفتارها اکتفاء نکرده بلکه به مقایسه آراء ایشان در تأویلات- با وجود اینکه بصورت مجمل می باشند- با مختصات شیعه از قبیل نفی جبر وتفویض، رجعت، شفاعت با نگاه خاص شیعی آن، عصمت وغیره دست زده‌ایم.


[1] -عاملی، امین/ اعیان الشیعه/ تحقیق:حسن امین/ دارالتعارف للمطبوعات/ بیروت ، 1403/ ج 7، ص 470

[2] - حاجی خلیفه، مصطفی بن عبدالله / کشف الظنون/ تحقیق :یالتقیاالکیسی/ وکالة المعارف/استانبول،1360 /جستون336

[3] - مدرس تبریزی،محمد/ریحانة الادب / خیام/ تهران، 1374 /ج 5،ص 34

[4] - تهرانی، آقا بزرگ / الحائق الراهنه/ اسماعیلیان/ قم،بی تا/ ص 112

[5] - همان منبع /ص 112

[6] - مدرس تبریزی ، محمد علی / ریحانة الادب/ همان منبع/ ج 5،ص 34

[7] - زرکلی، خیرالدین/ الاعلام/دارالعلم للملائین/بیروت، 1986/جص 349

[8] -سمرقندی،عبدالرزاق/ مطلع سعدین و مجمع بحرین/مقدمه و تصحیح: عبدالحسین نوائی/طهوری/ تهران،1353/ مقدمه، ص 9

[9] - ابن فوطی، عبدالرزاق/ تخلیص مجمع الآداب فی معجم الألقاب/ تحقیق:محمد الکاظم/ ارشاد اسلامی / تهران ،1416/ج 4،ص 180

[10] -قیصری، محمد داود/ شرح فصوص الحکم/ همان منبع /ص 4

[11] -تهرانی،آقا بزرگ / الحائق الراهنه/ همان منبع /ص 112

[12] -مدرس تبریزی،محمد علی/ ریحانة الادب/ همان منبع/ ج5،ص 34

[13] -

[14] - حاجی خلیفه،مصطفی بن عبدالله / کشف الظنون/ همان منبع/ ج1،ستون336

[15] -کاشانی،عبدالرزاق/ شرح منازل السائرین/ تصحیح وتعلیق: محسن بیدار فر/ قم،1372/مقدمه،ص 18

[16] - ابی الفداء/ تقویم البلدان/ مکتبة المثنی/ بغداد،بی تا /ص 420و 421

[17] -بغدادی، علی محمد / مراصد الاطلاع/ دارالاحیاء الکتب العربیة/ قاهره، 1373/ ج 3،ص 1056و1057

[18] - حموی،یاقوت / معجم البلدان / دارصادر/بیروت، 1388/ج4،ص 296

[19] - قیصری، محمد داود /شرح فصوص الحکم/ تصحیح و تعلیق: جلال الدین آشتیانی/ علمی و فرهنگی/ تهران،1375/ص 4

[20] - حاجی خلیفه، مصطفی بن عبدالله / کشف الظنون/ همان منبع/ ج 1، ستونهای107تا226

[21] - عاملی، امین/ اعیان الشیعه/ همان منبع/ ج 7،ص 480

[22] - خوانساری، محمد باقر/ روضات الجنات/ اسماعیلیان/قم، 1339/ ج4،ص 198

[23] - کاشانی،عبدالرزاق/شرح منازل السائرین/ همان منبع/ مقدمه، ص 35

[24] - لوری، پییر/ تأویلات القرآن از دیدگاه عبدالرزاق کاشانی/ ترجمه :زینب پودینه آقائی/ حکمت/ تهران،1383/ص 133

[25] - کاشانی، عبد الرزاق/شرح فصوص الحکم /قم،1370 /مقدمه،ص21

[26] - جندی ،مؤیدالدین / شرح فصوص الحکم / تحقیق و تعلیق : سید جلال الدین آشتیانی / دانشگاه مشهد/ مشهد،1361/ ص 10

[27] - لوری ، پییر /تأویلات القرآن از دیدگاه عبد ارزاق کاشانی /همان منبع/ص233

[28] - ابن فوطی ، ،عبدالرزاق/ تلخیص مجمع الآداب/ همان منبع/ ج 4، ص 181

5-جامی،عبدالرحمن/ نفحات الانس من حضرات القدس / تحقیق: محمودعابدی/اطلاعات/تهران،1375/ص483

[29] - لوری، پییر/ تأویلات القرآن از دیدگاه عبدالرزاق کاشانی / همان منبع/ ص 234

[30] - کاشانی، عبدالرزاق / تأویلات القرآن الکریم انتشار یافته با نام تفسیر ابن عربی/ تحقیق : سمیر ارباب مصطفی / دارالاحیاء التراث العربی/ بیروت ، 1422/ ج 5،ص 122

[31] - لوری، پییر/ تاویلات القرآن از دیدگاه عبدالرزاق کاشانی / همان منبع/ ص 233

[32] - شیرازی، عیسی بن جندی / تذکره هزار مزار/ تصحیح : تحشیه نورانی وصال / احمدی/ شیراز، 1364 / ص 375

[33] - لوری، پییر/ تأویلات القرآن از دیدگاه عبدالرزاق کاشانی / همان منبع/ ص 234

[34] - همان منبع/ص234

[35] - حاجی خلیفه، مصطفی بن عبدالله / کشف الظنون/ همان منبع/ ج 1، ستون 266

[36] -

[37] - قیصری، محمد داود / شرح فصوص الحکم / همان منبع/ مقدمه،ص 6

[38] - فرغانی،سعید الدین سعید/ مشارق الدراری/ مقدمه و تعلیغیات: سید جلال الدین آشتیانی / دانشگاه مشهد / مشهد ، 1357/ مقدمه،ص 5

[39] - بغدادی/ اسماعیل/ هدایتة العارفین/ استانبول، 1951/ ج 2،ص 484

[40] - لوری ، پییر/ تأویلات القرآن از دیدگاه عبدالرزاق کاشانی / همان منبع / ص 234

[41] - همان منبع/ص 234

[42] - آملی ، سید حیدر / جامع الاسرار و منبع الانوار/ علمی وفرهنگی / تهران ، 1368/ ص 326

[43] - کاشانی ،عبدالرزاق / مجموعه رسائل و مصفات/ تصحیح : مجید هادی زاده / میراث مکتوب/ تهران ،1380/ص 233

[44] -قیصری، محمد داود / شرح فصوص الحکم / همان منبع/ مقدمه، ص 4

[45] - آملی ، سید حیدر/ جامع الاسرار و منبع الأنوار / همان منبع/ ص 326

[46] - آملی، سید حیدر/ المقدمات من نص النصوص / تصحیح وتعلیق : هانری کربن و عثمان اسماعیل یحیی / توس / تهران ،1362/ ص 456

[47] - جامی ، نورالدین عبدالرحمان/ نفحات الانس فی حضرات القدس / همان منبع/ ص 483

[48] - شوشتری ، قاضی نورالله/ مجالس المومنین /دارالکتب اسلامیه / تهران،1375 /ج 2،ص 69

[49] - خوانساری، محمد باقر / روضات الجنات/ ج 4،ص 198

[50] - لوری ،پییر/ تأویلات القرآن از دیدگاه عبدالرزاق کاشانی / همان منبع/ص 71



خرید فایل



ادامه مطلب
1 2 3 4 5 ... 12 >>