X
تبلیغات
رایتل

ایران فایل دانلود

دانلود انواع فایل

سه‌شنبه 16 آذر 1395 ساعت 03:29

متن انگلیسی با ترجمه فارسی با موضوع سرقفلی

متن انگلیسی با ترجمه فارسی با موضوع سرقفلی

توجه :

شما می توانید با خرید این محصول فایل " قلق های پایان نامه نویسی (از عنوان تا دفاع)" را به عنوان هدیه دریافت نمایید.

Accounting for Goodwill

Abstract

Goodwill is an intangible asset, probably the most intangible of all intangible assets, hard to measure and even more difficult to account for. Goodwill today constitutes a much larger part of acquisition prices than it did previously, resulting in a much greater impact on financial statements.

In this paper, a search of literature dealing with the various methods of measuring goodwill, its definition and methods of accounting for it has been carried out.

Key words and phrases: Accounting methods, Amortization, Business combination, Capitalization, Financial statement, Goodwill, Intangible assets.

Introduction

During the twentieth century the concept of goodwill has changed significantly. In the earlier days goodwill was thought of as the good and valuable relationships of a proprietor of a business with his customers. The present concept is broader in that it encompasses many more intangible economic factors of a business enterprise and accountants now consider that goodwill results from the evaluation of the earning power of a business by investors.

From an accountant's perspective, goodwill appears in accounts of a company only when the company has purchased some intangible and valuable economic source. Intangibles such as patents and copyrights are examples of identifiable intangible assets. On the otherhand, intangibles such as favourable government regulations, outstanding credit ratings, superior management and good labour relations are examples of unidentifiable intangible assets. Goodwill comprises the complete set of unidentifiable intangible assets held by the reporting entity.

Generally, goodwill has appeared to be an umbrella concept embracing many features of a company's activities that could lead to superior earning power, such as excellent management, an outstanding workforce, effective advertising and market penetration.

In the following sections, the definition and nature of goodwill, and the different methods of accounting for goodwill are discussed.

اطلاعات و توضیحاتی دقیق در مورد سرقفلی :

خلاصه :

سرقفلی یک دارای غیر قابل لمس است . سرقفلی احتمالاً غیرقابل لمس ترین دارایی از بین تمام داراییهای غیر قابل لمس است . اندازه گیری آن مشکل است و توضیح دادن آن مشکل تر . امروزه سرقفلی یک قسمت بزرگ تر از قیمت های تملک و مالکیت را نسبت به قبل تشکیل می دهد و در نتیجه این موضوع موجب شده است که تاثیر بسیار بیشتری بر گزارشات مالی داشته باشد . در این مقاله ، جستجوی در مورد روش های مختلف اندازه گیری کردن سر قفلی ، تعریف آن و روش های توضیح دادن آن مورد بررسی قرار گرفته است .

کلمات و عبارت های کلیدی : روش های حسابداری ، استهلاک ، ترکیب تجاری ، سرمایه گذاری ، گزارشات مالی ، سرقفلی ، دارایی های غیر قابل لمس .

مقدمه :

در طی قرن بیستم موضوع سرقفلی بطور قابل توجهی تغییر کرده است . در زمان های پیش از قرن بیستم به سرقفلی بعنوان یک کالا و روابط ارزشمند مالک یک کسب و کار با مشتریانش نگریسته می شد . مفهوم کنونی از این لحاظ گسترده تر است که سرقفلی در حال حاضر عوامل اقتصادی غیرقابل لمس بسیار بیشتری از شرکت های تجاری را در برمی گیرد و حساب داران اینگونه در نظر می گیرند که سرقفلی ، از ارزیابی قدرت درآمد یک کسب و کار توسط سرمایه گذارانش ناشی می شود . از دیدگاه یک حسابدار ، سرقفلی تنها زمانی در حساب های یک شرکت ظاهر می شود که این شرکت تعدادی منبع اقتصای ارزشمند و غیر قابل لمس ، خریداری کرده باشد . عوامل غیر قابل لمس مثل حق امتیاز و حق چاپ ، مثال هایی از دارایی های غیر قابل لمس و قابل شناسایی هستند . از طرف دیگر ، عوامل غیر قابل لمسی مثل قوانین مساعد دولتی ، نرخ های اعتبار برجسته ، مدیریت ارشد ، و روابط خوب کاری ،مثال هایی از دارایی های غیر قابل لمس و غیر قابل شناسایی هستند . سرقفلی شامل سری کامل دارایی های غیر قابل لمس و غیر قابل شناسایی است که توسط نهاد گزارش کننده نگهداری می شود . به طور کلی سرقفلی یک مفهومی شبیه یک چتر است که ویژگی های زیادی از فعالیت های شرکت را در بر می گیرد که می توانند منجر به کسب قدرت مافوق ، مثل مدیریت عالی نیروی کار برجسته ، تبلیغات موثر و نفوذ در بازار گردد . در این بخش ها ، تعریف و طبیعت سرقفلی و روش های مختلف توضیح دادن و حسابداری سرقفلی ، مورد بحث قرار می گیرند .



خرید فایل



ادامه مطلب
دوشنبه 15 آذر 1395 ساعت 19:33

میزان تاثیر شبکه های فارسی زبان ماهواره بر جوانان

میزان تاثیر شبکه های فارسی زبان ماهواره بر جوانان

امروزه ماهواره وسیله ایست که کم کم جای خود را در اکثر خانواده ها پیدا کرده و در بسیاری از خانواده ها از این وسیله استفاده می شود از جمله فعالترین و پربیننده ترین بخشهای ماهواره را میتوان شبکه های فارسی زبان ماهواره دانست که اغلب در خانواده های ایرانی جایگاه خود را پیدا کرده.وجود اختلاف نظر بین فرزندان و پدر مادر در دیدن و استفاده از انان در بین خانواده ها گاهی اوقات موجب تنش و تضاد می گردد

در این پزوهش سعی کردیم که نکات منفی و مثبت این شبکه ها را مورد بررسی قرار دهیم و با بررسی اجمالی فعالیتهای این نوع شبکه ها به برخی نکات مهم و اساسی در رابطه با فعالیتهای این شبکه هاو برخی از عوامل و عناصر گرایش به آنان به تحقبق بپردازیم.

فهرست مطالب

فصل اول ۱

۱ – ۲)اهمیت موضوع ۲

۱ – ۳) تحقیق اهداف ۲

۱-۴)فرضیات تحقیق ۳

فصل دوم ۴

۲ – ۱)مقدمه ۵

۲ – ۲) تاریخچه ۶

۲ – ۲ – ۱)تاریخچه پیدایش ماهواره در جهان ۹

۲ – ۲ – ۲)تاریخچه پیدایش ماهواره در ایران ۱۲

۲ – ۳)ماهواره یا بشقاب های خانگی ۱۵

۲ – ۴)فهرست منابع این بخش ۱۹

فصل سوم ۲۰

۳ – ۱ – ۱)ماهواره ها و تأثیر آنها در جهت اطلاع رسانی و ارتباطات ۲۱

۳ – ۲) ماهواره، دولت ها و قانون ۲۵

۳ – ۲ – ۱)زیان به منافع سیاسی ۲۶

۳ – ۲ – ۲)لطمه به منافع اقتصادی و تجاری ۲۹

۳ – ۲ -۳) زیان به منافع و ارزش های فرهنگی ۳۱

فصل چهارم ۴۶

۴ – ۱ – ۱)ماهواره ثابت ۴۸

۴ – ۱ – ۲)ماهواره های مداری ۴۸

۴ -۲)کاربردهای ماهواره های ارتباطی ۴۹

۴ – ۳)نقش ماهواره ها در ارتباطات محلی، منطقه ای و جهانی ۵۱

فصل پنجم ۵۵

۵ – ۱) آشنایی با سیستم های ماهواره ای ۵۶

۵ – ۲)امتیازات تلویزیون های ماهواره ای نسبت به زمینی ۵۸

۵ – ۳)فهرست منابع این فصل ۶۰

فصل ششم ۶۱

۶ – ۲) مسائل مربوط به ماهواره های ارتباطی ۶۴

۶ – ۳) فهرست منابع این فصل ۶۷

فصل هفتم ۶۸

۷ – ۱) اظهارنظر متخصصان، صاحب نظران و استادان دانشگاه ها درباره ماهواره ۶۹

۷ – ۱ – ۱)اختیارات دولت در به دست آوری ماهواره ها از دیدگاه ژان کازنو ۷۳

۷ – ۱ – ۲)تأثیر گذاری ماهواره روی عقاید و اندیشه ها از دیدگاه ژان کازنو ۷۴

۷ – ۱ – ۳) وسائل ارتباط جمعی، سمعی و بصری از دیدگاه دکتر ساروخانی و مک لوهان ۷۶

۷–۱– ۴)وسائل ارتباط جمعی در جوامع معاصر از دیدگاه دکترکاظم معتمد نژاد ۷۷

۷ – ۱ – ۵)تعریفی از وسائل ارتباط جمعی از دیدگاه دکتر ساروخانی و محسنی ۷۸

۷ – ۱ – ۶)دکتر عبادی مشاور رئیس جمهوری – رئیس سازمان ملی جوانان – چهارمین نشست شورای برنامه ریزی و توسعه استان یزد ۷۹

۷ – ۱ – ۷) شاپور مرحبا، نائب رئیس کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی و نظریه مجلس در مورد ماهواره ۸۰

۷ – ۱ – ۸) نظریات مقام معظم رهبری در مورد هجوم فرهنگی ماهواره ها ۸۰

۷ – ۱ – ۹) حسین افخمی، استاد علوم ارتباطات دانشگاه علامه ۸۱

۷ – ۱ – ۱۰) دکتر مهدی منتظر قائم استاد علوم ارتباطات ۸۱

۷ – ۱ – ۱۱)عبدالناصر همتی، معاون سیاسی اسبق سازمان صدا و سیما ۸۲

۷ – ۲)اندیشه ممنوعیت ماهواره ۸۳

۷ – ۳)فهرست منابع این فصل ۸۴

۸ – ۱) گروه موافقان ماهواره در ایران ۸۷

۸ – ۲) گروه مخالفان ماهواره در ایران ۹۰

۸ – ۲ – ۱)حجت الاسلام محمدی عراقی ۹۰

۸ – ۲ – ۲)یکی از نویسندگان نشریه کیهان هوایی ۹۰

۸ – ۲ – ۳) یونس شکرخواه ۹۰

۸ – ۳) فهرست منابع این فصل ۹۱

فصل نهم ۹۲

۹ – ۱)تأثیر برنامه های ماهواره در زمان کوتاه مدت و دراز مدت ۹۳

اثرات وسائل ارتباطی ۹۳

۹ – ۲) رهنمودهای یونسکو ۹۴

۹ – ۳)مشارکت ایران در پخش مستقیم برنامه های ماهواره ای ۹۶

۹ – ۴) فهرست منابع این فصل ۹۸

فصل دهم ۹۹

فصل یازدهم ۱۰۹

نتیجه گیری ۱۱۰

پیشنهادات ۱۱۲

فهرست منابع

. ماهواره دانش است، باید آن را به کار گیریم. روزنامه ابرار. ۲۵ فروردین ماه ۱۳۷۴٫

وزیر دادگستری: ماهواره جرم نیست. روزنامه ابرار. ۳۱ فرودین ماه ۱۳۷۳٫

قانون ممنوعیت استفاده از ماهواره کارائی ندارد. روزنامه همشهری. ۲۲ خرداد ماه ۱۳۸۱٫

آزاد سازی ماهواره در حال بررسی است. روزنامه حیات نو. ۱۹ خردادماه ۱۳۸۰٫

پیگرد قانونی کارساز نیست. روزنامه ایران. ۱۴ تیرماه ۱۳۷۹٫

روزنامه کیهان. ۲۵ بهمن ماه ۱۳۷۲٫

ماهواره ها از راه رسیده اند، چه کرده ایم؟. کیهان هوائی. ۲۳ دیماه ۱۳۷۰٫

شکرخواه، یونس. آسیا در چنگ یک ماهواره. گاه نامه ویدئو. فروردین ماه ۱۳۷۳٫

۲ – ۱)مقدمه

و خداوند انسان را آفرید و از روح خود در کالبد او دمید و در تمام اعصار و قرون او را راهنمایی کرد و از دانائیهای خود او را بهره مند ساخت . به او اختراع و اکتشاف را اآموخت تا هماره راهگشای او در فراز و نشیب زندگی اش باشد و بدینگونه انسان پویا برای تکامل هر چه بیشتر خود از عصر حجر تا امروز، روز بروز پلکان ترقی را پیمود و اعصار تاریخ را به نام فتح و راه گشایی های خود نام گذاری کرد. از عصر حجر شروع نمود. سنگ و چوب و طبیعت و حیوانات و سپس آتش را مسخر خویش نمود .زندگی را هر روز با دانایی های خود راحت و راحتتر کرد و تا بدانجا رسید که عصر اتم و عصر فضا را در نوردید و پارا فراتر نهاده عصر کامپیوتر را بنا نهاد . رویاهای دیرین خود را تکامل بخشید و با گامی بلند و فکری برتر از همیشه قدم به عصر ارتباطات نهاد.

و اینک عصر ارتباطات …. تاریخ این روز را به خواب هم ندیده بود. تکنولوژی چون رودخانه ای سهمگین ، تند و پرخروش به پیش می رود. گاهی در مسیری آرام می افتد و گاهی با شدت و خروش هر چه تمامتر سنگهای بزرگ را خرد می کند و برای خود راهی می یابد. در اوج زیبائی و شکوه و روح نوازی ، سهمگین و نابودگر است . زندگی ها را خود دارد. مایه حیات است وآسودگی و در عین حال نابودگر و ویران کننده . انسان در تمام طول تاریخ با اختراعات و اکتشافات خود ، راه را به سوی زیباتر کردن زندگی پیموده است و اینک در عصر ارتباطات ، در اوج قله ی بلند فناوری و دانش ، حیران مانده است که این راه پیموده به کجا می انجامد و چه سرنوشتی در انتظار نسل بشر است .

۲ – ۲) تاریخچه

حیات اجتماع به انتقال و ارتباط بستگی دارد، بلکه منصفانه است بگوییم اجتماع با انتقال و ارتباط زنده است. ” جان دیویی”در حقیقت ، کار با پرتاب اولین ( اسپیوتنیک ) شوروی سابق در اکتبر ۱۹۵۷ شروع شد و به دنبال آن ، فرستادن اولین کپسول حامل انسان به مدار زمین در آوریل ۱۹۶۱ ، و اولین راهپیمایی انسان بر سطح کره ماه در ژوئیه ۱۹۶۹ . در تحقیقات و تجربیات وسیعی که در بیست سال اخیر در زمینه ایجاد شبکه های ارتباطی بین قاره ای به عمل آمده است ، راه را جهت استفاده بیشتر از فضا برای انسان فراهم آورد. (تلویزیون – ماهواره : مجموعه مقالات درباره تکنولوژی آموزشی)

برای اولین بار در سال۱۹۶۰ میلادی بود که ( گاستون برژه ) محقق فرانسوی ، در کنفرانس عمومی یونسکو پیشنهاد کرد ، برای پخش برنامه های آموزشی در مناطق گسترده از امکانات ماهواره های فضایی استفاده شود . از آن زمان ، متخصصان تعلیم و تربیت ، برنامه ریزان ، اقتصاد دانان و مهندسان علوم ارتباطی ، برای طرح برنامه های نوینی که بتواند از ماهواره ها استفاده نماید ، به فعالیت پرداخته اند.

نوع فایل: word

سایز 96.3 KB

تعداد صفحه:110



خرید فایل



ادامه مطلب
دوشنبه 15 آذر 1395 ساعت 05:45

تجلی اوصاف امام علی در ادب فارسی

تجلی اوصاف امام علی در ادب فارسی

فهرست مطالب

پیش درآمد

در ثنای علی نامه

علی 7

«آ»

آرامش دلها

آیینه‌ی جمال یزدان

آسمان آفتاب

آینه‌ی خدانما

آسمان لافتی

آینه‌ی ذات کردگار

آسمان عدل پرور

آینه‌ی سکندر

آسمان آفتاب

آینه‌ی سرّ خدا

آفتاب کبریا

آینه‌ی عبرت

آفتاب شرع

آینه‌ی غیب نما

آفتاب عالم آسمان

آیه اکبر

آفتاب فروزان

«الف»

آگاه اسرار

اب‌الائمه المؤمنین

آمر به معروف

ابوالحسن

آیت پروردگار

اختر برج امامت

آیت اجلال خدا

استاد طریقت

آیت ایمان

اسدالله

آیت اَسماء خدا

اسم اعظم

آیت فضیلت

اصل شجاعت

آیت محکم

افتخار عالم و آدم

آیت رازگوی قرآن

اکسیر اعظم

آیت وحدت

امام بر حق

آینه‌ی جمال توحید

امام شعبان

امام انام

امام انس و جان

امام بردباران

امام هدی

امام المتقین

امام العارفین

امیرالمؤمنین

امیر عاشقان

امیر عرب

امیر قائد و قائم

امیر شوکت

امیر دو سرا

امیر لوکشف

امیر عشق

امیر ملک ولایت

امیر یثرب

امیر عدو بند

امیر نحل

امیر دریادل

امیر عرش

امیر مردان

انسان کامل

اهل بیت

«ب»

باب علم و دانش

بابت شبیر و شبر

باب نجات

باب مجتبی

باعث ایجاد خلق

باب رسالت

بت شکن

بحر کرامت

بحر بی پایان

بحر علوم

بحر حلم

بحر امان

بحر حیا

بدر الدجی

برگزیده خدا

برج مه هل اتی

برادر پیامبر

بسم الله مطلق

بلبل گویای اسرار

بنده‌ی بی نظیر

بوتراب

بهرین دلور

«پ»

پادشاه اتقیا

پادشاه لوکشف

پادشاه ذوالکرم

پادشاه آسمان

پادشاه باوقار

پادشاه لامکان

پادشاه ذوالنعم

پادشاه دین

پادشه ارض و سما

پادشه دادگر

پادشه بنده نواز

پدر امت

پدر عترت

پدر عرفان

پدر عالم هستی

پرده گشا

پرورده‌ی نور خدا

پسر عم پیمبر

پیشگام مؤمنان

پیش رو انبیاء

پیشوای دین

پیر استاد

پیر مردان

پیر مغان

پیشوای خلق دو عالم

پهوان عرشه‌ی ؟

«ت»

تاج‌دار خیل اعطا

تاج بخش شهریاران

تکیه‌گاه انبیا

تأویل وحی

تکرار آفرینش خدا

ترازوی عدل

«ج»

جام مصفا

جامع قرآن

جام جهان

جان یزدان

جان جاودان

جان بخش

جان پیغمبر

جانشین محمد

جمال بی نشان

جلوه ذات خدا

«ح»

حافظ قرآن

حافظ احکام دین

حاکم بر حق

حاکم یوم‌الحساب

حامی یتیمان

حامی قرآن

حامی ستمدیدگان

حامی دین

حبل المتین

حجت عصر

حجت کردگار

حشمت‌ال...

حقیقت حق

حص حصن

حضرت مهر

حلال مشکلات

حیدر

حیدر صفدر

حیدر ؟؟ سوار

حیدر خیبرگشا

حیدر لشرشکن

حیدر کرار

«خ»

خادم دین

خاصف انعل

خاضع مهربان

خازن سبحان

خانه‌زاد خدا

خانقاه عشق

خازن سبحان

خدیو ملک هستی

خدیو عدل و داد

خداوند نعمت

خسرو دنیا و دین

خسرو ملک هدی

خسرو دلول سوار

خسرو هشت و چهار

خسرو یوم‌‌الغدیر

خضر خسته پی

خط ایسان

خواجه صبر

خورشید حیات

خواجه‌ی برجیس

خورشید صفا

خیر البرکه

«چ»

چراغ وحدت

چراغ جان

چشمه نور ازلی

چشم حق

«د»

دافع‌البلایا

دائم‌الذکر

در مدینه علم

دُر دریای حقیقی

دُر دریای فتوت

دُر دریای سرمد

دُر بحر لافتی

دُر شهامت

دستگیر درماندگان

دست خدا

دریای بی ساحل

دریای وفا

دریای کرم

دلیر مردان

دیباچه‌ی مروت

«ر»

راز خدا

راز خلقت

رایت دین

رایح آل محمّد

رحمت مطلق

رمز هستی

رکن ایمان

روح ایمان

روح قرآن

روح ولایت

روح سخاوت

روشنایی بخش

رهبر راه حق

راهنمای آوارگان

رهنمای عالم

«ز»

زاده کعبه

زاهد زاهد

زبده‌ی عالم

زبده‌ی حق

زوج زهرای بتول

«س»

ساقی کوثر

ساقی شیرگیر

سالار اهل ملت

سالار دین

سحاب رحمت

سرّ بی همتا

سرالله اعظم

سر حلقه عارفان

سر حلقه اهل یقین

سرلوحه‌ی حقایق

سرمایه‌ی ایمان

سرور آزادگان

سرور روحانیون

سریر آرای بزم دل

سرو بستان ولایت

سرّ خدا

سردار اتقیا

سرّ انبیا

سرّ غیب‌الغیب

سیدالوصین

سید عابدین

سفینه الساکین

سلطان دین

سلطان سریر

«ش»

شافع محشر

شاه عادل

شاه شیراوژن

شاه ولایت

شاه نجف

شاه مردان

شاه غدیریه

شاه لوکشف

شاه جهان

شاه سرافراز

شاه مکه

شاه اولیاء

شاه دین

شاه انس و جان

شاهکار آفرینش

شاهباز فلک

شاه عرب

شاهد کل

شفابخش دل ایمان

شمع ولایت

شمشیر خدا

شمس حکمت

شمع هدایت

شجر طور ولایت

شمع جمع

شهسوار عرصه‌ی امکان

شه مشکل گشا

شه اتقیا

شاه ملک لافتی

شیر خدا

شهید محراب

«ص»

صاحب تقوی

صاحب منبر

صاحب تیغ دوسر

صاحب جود و سخا

صاحب امر

صدف اسرار

صراط‌المستقیم

صفدر غترفکن

صفدر مرحب شکن

صورستگر امکان

صهر نبی

«ط»

طبیب حاذق

طوطی نطق بلاغت

«ظ»

ظل خدا

«ع»

عارف سجاد

عاشق پیمبر

عالم ربانی

عالم آرای دین

عالم علم لدنی

عارف مطلق

عروه الوثقای دین

عقل دوم

علم الله

«غ»

غایت مقصود

غواص بحر دل

غایب اسرار

«ف»

فاتح جنگ جمل

فاتح خیبر

فارس بدور نهروان

فخر آل مصطفی

فخر انبیاء

فصاحت گوی

فخر زمین

فخر جهان

فیض بخش عالم جهان

«ق»

قائل قول سلوفی

قاسم الارزاق

قاسم فردوس

قائل عنتر

قاری قرآن

قاضی دین

قاسم جحیم و جهان

قبله‌ی روح

قبله اهل والا

قبله اهل ادب

قبله‌ی دلها

قبله گاه رحمت

قبله گاه قدسیان

قبله گاه زمین خروشان

قدرت الله

قدوی خاندان

قرآن ناطق

قطب دین

قلزم بحر کرم

قهرمان خیبر

قهرمان خندق

«ک»

کاشف قرآن

کاشف اسرار حق

کان جود

کان علم

کتاب ناطق

کدخدای دوسرا

کشتی بحر نجات

کهف الانام

کعبه‌ی آمال

کعبه‌ی جان

کلام الله ناطق

کلید گنج سعادت

کوه حلم

«گ»

گل توحید محمد

گل بی خار

گل گلزار

گل کرامت

گنج عشق

گوهر بحر فضل

گوهر مخزن ولایت

لوح محفوظ

«م»

ماه یثرب

مالک الرقاب

ماه تابان

مبدأ خلقت

مالک الملک

محرم پروردگار

محبوب خدا

محرم اسرار

محور هفت آسمان

محبوب رب‌العالمین

محبوب پیامبر

مجود ملایک

مجری عدل

مخزن علوم

مخصوص نص هل اتی

مدار ایمان

مرد دین

مرد اخلاص

مرزبان فلک

مرآت قرآن

مرشد جبرئیل

مرآت خدا

مرد عابد

مرد زاهد

مشرق انوار قدسی

مفخر کان کرامت

مفخر زمان

مظهر کل عجایب

مظهر قدرت حق

مظهر اسرار

مظهر عدل

مظهر مظلومیت

مصلح دین

مظهر فضیلت

معیار حکومت اسلامی

مظهر اوصاف خدا

منادی حق

مه هدایت

مه سپهر امامت

مهبط روح‌الامین

مولای درویشان

مولی الموحدین

«ن»

ناطق قرآن

ناشر احکام نبی

نایب مناب

ناظم یوم الودود

نسخه‌ی اسرار وحدت

نقطه‌ی عاشق

نقطه‌ی بسم الله

نقطه ام‌الکتاب

نقطه اولی

نفس نبی

نفس اول

نفس مصطفی

نور ولایت

نور امامت

نور حقیقت

نشانه‌ی حق

نور خدا

نور چشم پیامبر

«و»

وارث پیامبر

واقف اسرار

وجه الله

وحی پیمبر

وَلد کعبه

ولی مطلق

«هـ»

هادی گمگشتگان

هادی دین

همسر زهرا

همراز پیامبر

همای رحمت

همدم چاه

«ی»

یاور غریبان

یاور یتیمان

یار پیامبر

یار ایمان

یعسوب دین

یدالله


پیش درآمد طرح: مثنوی علی‌نامه[1]

مست تو و جام توام یا علی عاشق درگاه توام یا ولی

دست به درگاه تو برون رو است درگه تو درگه عشق و وفاست

ای مه من! مست و خرابم! علی مست شدم مست شرابت علی

یا علی ای مصدر عشق و وفا یا علی ای شافع روز جزا

یا علی ای پنجه‌ی قدرت نما فخر نبی، سایه و نور خدا

دست بگیرم چو که درمانده‌ام از همه در از همگان مانده‌ام

من چو شنیدم تو علّی دلی سر به سما بردم گفتم علی

جام وجودت به حقیقت دواست نور وجودت به حقیقت شفاست

وقت سحر ناله همی کرد صبا نیست سخاتر زعلی در فضا

مرد جوانمرد به حقیقت علیست نور وجودش به همه منجلیست

ای گل باغ نبوی یا علی ای که به هر فن ز همه مهتری

ای مه میخانه شراری فروز نور مه و عاریت من سبوز

روز فرو رفته به شب آمده نونت عشق بازی عشاق به لب آمده

لعل بده تا بنوازم لبت عشوه کنم تا برسم بر دلت

جان جهان جام مصفا تویی هدیه به مستان منقا تویی

صبح که شد عشق تو آمد علی ای ولی صاحب هر بیدلی

صبح چرا چنگ زدی دامنم مست شد آن نقش روی خاتمم

آیت حق، آیت رحمت تویی شیر جهان، مظهر قدرت تویی

میرعجم، میر ولایت تویی سمبل گلهای شهادت تویی

حافظ آیین محمّد (ص) علیت خواجه‌ی قنبر به حقیقت ولیت

وقت سحر مجلیسی ساز کر چنگ گرفت باب علی باز کرد

گفت علی ای مه عاشق نشان جرعه‌ای از عشق به ما برفشان

عشق علی عشق خدایی بود راه علی راه سماوی بود

مست علی مست هوایی بود عاشق وی هر دوسرایی بود

شک نکنم بحر معانی تویی مظهر گلهای جوانی تویی

بحر چه گویم! که نجاتم تویی گل به چه گویم که حیاتم تویی

داور دین ساقی کوثر سلام فخر نبی فاتح خیبر سلام

سایه‌ی تو سایه‌ی پیغمبر است نور وجودت به همه گوهر است

جام نبوشان که تو نوشنده‌ای راه نما چو تو نماینده‌ای

زیور ماه زیوری از اوی توست چشم جهان روز شبان سوی توست

پس تو بتاب ای مه عالم فروز خار سیاه دل عالم بسوز

دست بگیرم چو که درمانده‌ام خسته شده از همه در رانده‌ام

عاشقی و صادقی یک پیشه است در دل آنکس زعلی ریشه است

جان علی! نوکر تو عاشق است هر چه تو گویی همه را صادق است

جان علی! عبد تو درمانده شد جز ره تو از همگان رانده شد

لطف و کرم راز پیش سازکن قفل در میکده را باز کن

میرعجم، قطب امامت سلام پیرمغان، مرد شهامت سلام

در طلبم تا کنم خلوتی از تو بخواهم به دلم مهلتی

با علی هر کس که کند خلوتی عشق الهی بکند رحمتی

گفتِ علی گفته پیغمبر است چونکه علی زاده‌ی آن پیکر است

یا علی ای سبز سرای یقین کن نظری این همه عاشق ببین

ما همگی بنده راه توئیم مفتخر منزل و جاه توئیم

آمده ایم تا که کنیم خلوتی کاسه دل پرشود از شربتی

بر همگان سفره دل باز کن قصه‌ای از عرش به ما ساز کن

نوبتیان! طبل به صحر از نید نای زنان، نفس به کرنا دهید

مژده دهید هدهد هادی رسید آب روان از همه صحرا رسید

گمشدگان! مژده که آمد علی تشنه لبان! مژده که آمد ولی

نوبت عشاقی و عشق بازی است هرچه در این پرده بود راضی است

مست و غزلخوان به درت آمدم دست زنان تا به برت آمدم

آمده‌ام تا که ببوسم تو را سر بنهم تا که بپوشم تُرا

سهل و ایثار و کرامت علیت رهبر دینی و امامت علیت

کنتُ نبیاً ز پیش مرتضاست چونکه غدیریه بر این مدعاست

شاه غدیر به نامت مستم بی تو حقیقت من کس بی‌کسم

نام عزیزت که شفا می دهد مرده دلم را که صفا می دهد

عاشق آن نام عزیزت منم هر شب و هر روز به آن می زنم

جان به فدای سر زیبای تو آن تن زیبایی و رعنای تو

ای شجر طور ولایت علی! گنج بقا، اصل سعادت علی

پادشه معنی و صورت تویی معنی قرآن به حقیقت تویی

زُهد علی چون به زبانم رسید یک دو سه بیتی زروانم رسید

چونکه به محراب وفا می رسید همهمه‌ای از همه جا می رسید

مُهر و سجاده‌ی محرابگاه منتظر روی علی از پگاه

سجده گهش منتظر آب بود چون نم چشمش دُر رناب بود

یا علی! از زهد تو مجنون شدم تا آخر عمرم به تو مدیون شدم

ای گل فرخنده‌ی باغ خدا ای علی! ای سرور هر دو سرا

ای که چو آیینه درخشنده‌ای همچو همان آیینه بخشنده‌ای

فخر دو عالم به علی بوده است مایه غیرت به درش سودن است

چونکه علی هدیه‌ی باغ خداست دائم از آن چهره گلی درنماست

ای گل من ای گل بی‌ادعا ای که شدی منبع جود سخا

شب که رسید این دل ما غم گرفت بی تو علی پرده‌ی ماتم گرفت

پرده ز ما دور کن ای سرورم ای که تویی در همه ره رهبرم

یا علی ای عطر بهشت برین شاه نجف، گوهر و دُر ثمین

برگزری راه به میخانه بود قصه در آن جمع زپیمانه بود

عاشقی در گوشه‌ی میخانه بود سبز گلی غنچه گلی تازه بود

گفت که ساقی: زشرابم بگو گفت برو جام شرابت ببو

آنچه مرا سبز و دیوانه کرد غنچه گل تازه و مستانه کرد

آن اثر عِطر علی ولیست که همه جا بر همگان منجلیت

حیدر کرار تو کرار کن مشکل دل را به سردار کن

ای که در آن کوه به هنگام وحی غیر تو را مرد عمل کرده نهی

جامع قرآن به حقیقت تویی مبدأ ایمان به حقیقت تویی

جلوه حق در دل هر بیدلی کعبه‌ی مقصود به هر منزلی

یا علی ای سید و سالار دین ساقی حق، مهبط روح الامین

مست و خراب رانده‌ی هر درگهیم پرده دریم پرده زهر پرده‌ایم

می تو بنوشان که تو نوشنده ای پرده بکش چونکه پوشنده‌ای

بر تو امید است که تو حیدری بر همه شاهان جهان برتری

با سند عشق نجاتم بده غرق غمم آب حیاتم بده

ای پدر و یار غریبان علی ای مه در پرده‌ی پنهان علی

اصل غریبی به جهان برین جز تو کسی نیست به ناف زمین

چون گل باغ نبوی پر گرفت آتش ماتم به جهان درگرفت

گفت علی: وای که تنها شدم بی کس و بی سرور و مولا شدم

وه بنوازم به تو و غربتت کاش بُدم شانه زدم بر سرت

ای شه دین یا علی ای صف شکن این همه غم‌های مرا درشکن

ما چو گدایان که سرافکنده‌ایم چشم عنایت به درت بسته‌ایم

بسته نگه دار که ما لایقیم گر تو بخواهی همگی عاشقیم

نیم شبی این دل ما پرگرفت شاد بشد عشق علی سر گرفت

در تب عشقش چوبی سوخته شد هوش برفت از همه ره گنده شد

ناله و افغان زهمه سرگرفت یا علی گویان زهمه درگرفت

یا علی گویان چو هم آوا شدند دست زنان دست به مولا شدند

از نجف آمد رخ رخشنده‌ای رخ که نگو یک مه تابنده‌ای

ای مه رخشنده‌ی کوی نجف ای دُر یکدانه به کوی شرف

کوی نجف از تو سرافراز شد محفل مردانگی و راز شد

ای که تو سرلوحه‌ی یزدان شدی در همه ره حامی مردان شدی

ای که کدامت همه بی مدعاست وصف تو الحق که همان هل اتی است


[1] - این مثنوی سروده مؤلف طرح است که اتباتی از آن گلچین شده است.



خرید فایل



ادامه مطلب
برچسب‌ها: تجلی، اوصاف، امام، فارسی
دوشنبه 15 آذر 1395 ساعت 05:35

کتاب ترمودینامیک سنجل فارسی

کتاب ترمودینامیک سنجل فارسی

این کتاب در 6 فصل و فایل جداگانه تنظیم شده است.

مفاهیم اصلی و تعاریف :

مفهوم ترمودینامیک: از دو کلمه یونانی thermo به معنای حرارت و dynamic به معنای قدرت گرفته

شده است.

ترمودینامیک در مورد انرژی (حرارت و کار) و تبدیل آن به انواع انرژیهای دیگر بحث میکند که

کاربردهای آن در سیستمهای تبرید از جمله یخچالها وکولر گازی و سیستم های تهویه مطبوع ، نیروگاههای

بخار و گازی ، موتورهای دیزل و اتو و... است.

ترمودینامیک علم انرژی و آنتروپی است. و فقط حالتهای تعادل و نهایی فرآیندها را بررسی می

کند.ترمودینامیک سرعت انتقال حرارت و سرعت انتقال اجزاء مختلف شیمیایی بین فازها را به ما نمی

دهد.ترمودینامیک هیچ اطلاعاتی در مورد مقدار کل انرژی به ما نمیدهد بلکه تغییرات انرژی که برای ما مهم

میباشد را در اختیارمان میگذارد.

1 ترمودینامیک کلاسیک

به صورت کلاسیک بحث میکند (حرکت ذرات) که به آن ترمودینامیک کلاسیک نیز میگویند.

2 ترمودینامیک آماری:

به شکل ریز و آماری بحث میکند که به آن ترمودینامیک آماری ( ) نیز میگویند.

1

. Classical Thermo

2

. Statistical Thermo3 انرژی

انرژی را میتوان توانایی انجام تغییرات در نظر گرفت یا به عنوان قابلیت انجام کار به شمار آورد.

4 اصل بقای انرژی

این اصل به طور ساده بیان میدارد که در طی

یک واکنش انرژی از یک شکل به شکل دیگر

بدیل میشود، اما مقدار کل انرژی همواره ثابت

باقی میماند. این بدان مفهوم است که انرژی

قابل تولید شدن یا از بین رفتن نمیباشد.

قانون اول ترمودینامیک:

بیانی از اصل بقای انرژی است. این قانون بیان میدارد که انرژی نه ازبین میرود و نه بوجود میآید بلکه از

نوعی به نوع دیگر تبدیل میشود.(انرژی یک خاصیت ترمودینامیکی است).

قانون دوم ترمودینامیک:

بیان میدارد که انرژی هم دارای کیفیت و هم دارای کمیت

میباشد و فرایند های واقعی در جهت کاهش کیفیت انرژی

خود به وقوع میپیوندند. به عنوان مثال فنجانی از قهوه داغ که

روی میز قرار گرفته باشد عاقبت خنک میشود اما فنجانی که

حاوی قهوه سرد روی همان میز باشد هیچ گاه داغ نمیشود.

قانون سوم ترمودینامیک:

هیچ وقت نمیتوانیم به صفر مطلق برسیم بلکه میتوانیم به آن نزدیک شویم.

خواص ماده خالص:

2-1) مادهی خالص

1

مادهای که دارای ترکیب شیمیایی یکسان باشد را مادهی خالص گویند(Co2 . He . N - آب)

یک مادهی خالص یک عنصر و یا یک ترکیب شیمیایی منفرد نیست. مخلوطی از عناصر و یا ترکیبات

شیمیایی نیز تا زمانی که همگن باقی بمانند یک ماده خالص را تشکیل میدهند.(هوا یک ماده خالص است).

مخلوطی از دو یا چند فاز از یک مادهی خالص تا زمانی که ترکیب شیمیایی آن در تمام فازها یکسان باقی

بماند مادهای خالص خواهد بود. (مثلاً مخلوطی از یخ و آب یک مادهی خالص را تشکیل میدهند).

اما مخلوطی از هوای گازی شکل و هوای مایع یک مادهی خالص را تشکیل نمیدهند. زیرا ترکیب شیمیایی

این دو با هم متفاوت میباشد. و این به دلیل وجود عناصر مختلفی است که در هوا وجود دارند و در فشارهای

خاصی دارای دماهای میعان متفاوتی هستند.

نوع فایل:Pdf

سایز: 3.16 MB

تعداد صفحه:128



خرید فایل



ادامه مطلب
دوشنبه 15 آذر 1395 ساعت 01:15

ادبیات عرب - ضرب المثل های مشترک میان سه زبان عربی، فارسی و انگلیسی

ادبیات عرب - ضرب المثل های مشترک میان سه زبان عربی، فارسی و انگلیسی

المقدمة

» ویضرِبُ اللهُ الأمثالَ للناس و الله علی کل شیء قدیرٌ«[1]

لا یختلف اثنان فی أن اللغة تحظی بدور وافر لایجاد العلـاقات و الأواصر الودیة فی العصر الذی یسمی بعصر العولمة، فإن اللغه تلعب دورا کبیرا فی هذا العصر، کما تعتبر الترجمة بین اللغات المختلفة من الأمور التی لغت انتباه کافة الناس.

یکوِّن المثل جزءً من هیکلیة اللغة و الذی یصعب ترجمته علی جمیع المترجمین فی لغاتهم المتنوعة هذا الان الترجمة الحرفیة لا تحل مشکلة ترجمة الأمثال بل یتوجب علی المترجم أن یعثر علی مقابل الأمثال فی کله لغة ، الأمر الذی یحتاج إلی دراسات و مقارنات علمیة بین الأمثال و الذی یجعل هذه الرسالة آن تدخل فی اطار فن الترجمة.

إنّ الرسالة هذه تحمل عنوان »الأمثال دراسة و مقارنة بین اللغات الثلاث: العربیة، الفارسیة، و الإنکلیزیة« فقد سرّنی کثیرا أن اشتغلت بدراسه الأمثال کدراسة جامعیة إذ یرجع اتصالی بالأمثال و مباحثها إلی عهد دراستی فی دور اللیسانس، فهذا الاتصال ترک فیّ أثرا عمیقا لما أحسستُ فی نفسی میلـا و رغبة إلی جمع الأمثال و مقارنتها.

ارتأینا تقسیم هذه الرسالة إلی تمهید و قسمین.

إن التمهید یشمل تعریف المثل و تاریخه کما یقدّم بصورة موجزة مصنفات الأمثال و خصائصها فی اللغة العربیة.

یشغلُ الباب الأول حیّزا کبیرا من هذه الرسالة حیث ورد فیه المشترک من الأمثال بین اللغات الثلـاث.

یتناول الباب الثانی، الأمثال الواردة فی الکتب المقدسة و الدینیة و التی تتّبع منهج الخیر و الصواب.

فلـا أدّعی هنا أننی جئتُ بماهوبریء من العثرات و الزلات، لأن الکمال لیس إلالله وحده، ولکننی أقول قدبذلتُ فی هذا الطریق جهد نفسی و بحثت عن الأمثال و مباحثها بکل إخلـاص.

و ها أنا أقدِّم ما تیسّرلی، و من الله التوفیق و علیه التکلـان.

الفهرس

الإهداء............................................................................ ب

الشکر و العرفان.................................................................. ج

المقدمة............................................................................ د

التمهید............................................................................ 1

تعریف المثل...................................................................... 1

أنواع المثل العربی .............................................................. 2

مصنفات الأمثال العربیة......................................................... 3

الأطوار تاریخیة للـأمثال العربیة................................................ 6

ارشادات عامة ................................................................... 8

الباب الأول

الأمثال المشترکة بین اللغات الثلـاث: العربیة، و الفارسیة، و الإنکلیزیة.... 9

الباب الثانی

الأمثال الدینیة.................................................................... 323

الخاتمة............................................................................ 337

ملخص باللغة الفارسیة.......................................................... 338


[1] النور، الآیة 35



خرید فایل



ادامه مطلب
یکشنبه 14 آذر 1395 ساعت 21:34

تاریخ ادبیات فارسی معاصر

تاریخ ادبیات فارسی معاصر


ادبیات فارسی یا پارسی معاصر به ادبیاتی گفته می‌شود که به زبان فارسی نوشته شده باشد. ادبیات فارسی تاریخی هزار و صد ساله دارد. شعر فارسی و نثر فارسی دو گونه اصلی در ادب فارسی هستند. برخی کتابهای قدیمی در موضوعات غیرادبی مانند تاریخ، مناجات و علوم گوناگون نیز دارای ارزش ادبی هستند و با گذشت زمان در زمره آثار کلاسیک ادبیات فارسی قرار گرفته اند.

آوازه برخی شاعران و نویسندگان ایرانی از مرزهای ایران فراتر رفته است. شاعران و نویسندگانی نظیر فردوسی، سعدی، حافظ شیرازی، عمر خیام و نظامی شهرتی جهانی دارند. در میان چهره‌های شناخته شده ادبیات معاصر فارسی در جهان می توان به صادق هدایت در داستان و احمد شاملو در شعر اشاره کرد.

ادبیات ایران پیش از اسلام

پارسی باستان

زبان پارسی باستان نیای زبان فارسی امروزی‌است و در تقسیم‌بندی زبان‌شناختی یکی از زبان‌های شاخهٔ غربی زبان‌های ایرانی باستان محسوب می‌شود. پارسی باستان چنان که از نامش بر می‌آید زبان قدیم پارسیان بودی و بسیاری از کتیبه‌های شاهان هخامنشی به این زبان نوشته شده‌است. پارسی باستان با زبان اوستایی و به تبع آن زبان سنسکریت خویشاوندی نزدیکی می‌دارد.

آثار به این زبان

آثار به‌جا مانده از این زبان به خط میخی هخامنشی‌است که از قرن ششم تا قرن چهارم پیش از میلاد تحریر شده‌اند. البته یک نمونه کتیبه هم در نقش رستم یافت شده‌است که به نظر می‌آید به زبان پارسی باستان است ولیکن به خط آرامی نوشته شده‌است و احتمال می‌رود که بعد از دورهٔ هخامنشی تحریر شده باشد. تنها چند واژه از آن تا کنون خوانده شده‌است.[۱]
نمایی از دستور زبان

در این زبان سه جنس مذکر و مؤنث و خنثی و سه شمار، مفرد و مثنی و جمع هست و کلمه با توجه به نقش نحوی آن صرف می‌شود.

پارسی میانه

زبان پارسی میانه یکی از زبان‌های ایرانی میانهٔ غربی‌است که بنا به تعریف از اوایل دوران اشکانی تا صدر اسلام رواج می‌داشته‌است. خاستگاه این زبان که فرزند پارسی باستان به حساب می‌آید پارس بود. در دوران اشکانیان پارسی میانه زبانی محلی بود و از پهلوی اشکانی تأثیر زیادی پذیرفت تا اینکه در زمان ساسانیان زبان رسمی شاهنشاهی شد. کتیبه‌ها و اسناد ساسانیان و بسیاری از کتاب‌ها به این زبان نوشته می‌شد. با بر افتادن ساسانیان و تا چند سده پس از اسلام همچنان تولید اثر به این زبان ادامه داشت. گرچه عملاً زبانی نیم‌مرده محسوب می‌شد.

این زبان یا یکی از گویش‌ها یا زبان‌های بسیار نزدیک به آن، پس از تحول و آمیختگی با لهجه‌ها، گویش‌ها و زبان‌های خویشاوند نزدیک و همچنین واردشدن وام‌واژه‌ها، فارسی نو را به وجود آورده‌است. بنا بر این جای تعجب نیست که شباهت‌های فراوان چه از نظر واژگانی و چه از نظر دستوری میان این دو زبان وجود دارد. در واقع تحولی که از پارسی باستان تا پارسی میانه اتفاق افتاده‌است بسیار عظیم‌تر از تحولی‌است که از پارسی میانه تا پارسی نو رخ داده‌است.
پهلوی در مقابل پارسی میانه

زبان پارسی میانه را در متون کهن پارسی نو پهلوی خوانده‌اند. این نام‌گذاری چندان دقیق نیست. کلمهٔ پهلوی به معنی منتسب به پهلو است که خود صورتی از واژهٔ پارت است. از میان زبان‌های ایرانی میانه که در ایران رواجی کمابیش می‌داشته‌اند پس از پارسی میانه (که نزد خود گویشوران آن زبان پارسی خوانده می‌شد) زبان پهلوانی که آن را گاه پهلوی اشکانی می‌خوانند شهرت بیشتری می‌داشته‌است. یعنی در زمان ساسانیان زبان پارسیگ (=پارسی میانه) در تقابل با پهلوانیگ/پهلویگ (=زبان پارتی) مطرح بود. با رواج پارسی نو (پارسی دری) پارسی برای اشاره به پارسی دری به کار می‌رفت، بنابراین برای تمییز دادن پارسی میانه از پارسی نو پهلوی را بر زبان پارسی میانه اطلاق کردند. از آنجا که پهلوی اشکانی در آن زمان زبانی مرده محسوب می‌شد این نام‌گذاری مشکلی ایجاد نمی‌کرد.[۱]

امروزه هم همچنان کمابیش پهلوی برای اشاره به پارسی میانه استفاده می‌شود و گاه منظور از آن نوع خاصی از پارسی میانه‌است که در کتاب‌های زرتشتی به کار رفته‌است (در تقابل با زبان پارسی میانه‌ای که بعضی آثار مانوی به آن نوشته شده‌است). اصطلاح‌هایی چون پهلوی ساسانی نیز گاه به کار می‌رود. برای اشاره به زبان اشکانیان معمولاً از اصطلاح پهلوی اشکانی یا پارتی استفاده می‌شود.



حمله اعراب

پس از حمله عرب سیر ادبی ایران تا پیدایش نخستین سلسله‌های ایرانی متوقف ماند. در زمان طاهریان (۲۰۵ - ۲۵۹ ه. ق.) شاعری به نام حنظله بادغیسی (ف.۲۲۰) ظهور کرد. در عهد صفاریان محمد بن وصیف و فیروز مشرقی و ابوسلیک گرگانی به سرودن شعر پرداختند.

سامانی

در دوره سامانی شعر و نثر پارسی هر دو راه کمال سپرد. در شعر شهید بلخی، رودکی سمرقندی، ابو شکور بلخی، ابو الموید بلخی، منجیک ترمذی، دقیقی طوسی، کسائی مروزی، عماره مروزی. در نثر رساله در احکام فقه حنفی تصنیف ابوالقاسم بن محمد سمرقندی، شاهنامه ابو منصوری، کتاب گرشاسب و عجائب البلدان هر دو تالیف ابو الموید بلخی، ترجمه تاریخ طبری توسط ابو علی بلعمی، ترجمه تفسیر طبری توسط گروهی از دانشمندان، حدود العالم (در جغرافیا)، رساله استخراج تالیف محمد بن ایوب حاسب طبری پرداخته شد.



آل بویه

در دوره آل بویه منطقی رازی و غضایری در شعر نامبردارند و در نثر دانشنامه رازی علائی و رگ‌شناسی به قلم ابن سینا پرداخته شد و ابوعبید جوزانی بخش ریاضی دانشنامه را به رشته تحریر درآورد و قصه حی بن یقظان به فارسی ترجمه و شرح شد.

غزنویان

در دوره غزنوی فردوسی، عنصری، عسجدی، فرخی سیستانی و منوچهری شعر پارسی سبک خراسانی را به کمال رسانیدند و ابو نصر مشکان نویسنده مکتوبات درباری سبکی بدیع در نثر پدید آورد.

سلجوقیان و خوارزمشاهیان

در زمان سلجوقیان و خوارزمشاهیان شاعران بزرگ چون اسدی، ناصر خسرو، قطران، مسعود سعد، عمر خیام، معزی، انوری، خاقانی، نظامی، ازرقی، ادیب صابر، رشید وطواط، ظهیر فاریابی، جمال الدین اصفهانی، مجیر بیلقانی، ابو الفرج رونی، سید حسن غزنوی، عبدالواسع جبلی، سنایی، عطار، مختاری غزنوی، عمعق بخاری و جز آنان ظهور کردند.

در نثر نمایندگانی مانند نظام‌الملک نویسنده سیاست نامه، امیر کی‌کاووس مولف قابوس ‌نامه، محمد بن منور نویسنده اسرارالتوحید، عطار نویسنده تذکره‌الاولیاء، گردیزی مولف زین‌الاخبار، ابوالفضل بیهقی نویسنده تاریخ بیهقی، راوندی نویسنده راحه الصدور، غزالی مولف کیمیای سعادت، نصرالله بن عبدالحمید مترجم کلیله و دمنه، نظامی عروضی مولف چهار مقاله، رشید و طواط نویسنده حدائق السحر، حمیدالدین نویسنده مقامات حمیدی، زین‌الدین اسماعیل مولف ذخیره خوارزمشاهی (در طب) ظهور کردند.

حمله مغول

حمله مغول با همه قوت و صلابت خود نتوانست از ادامه علوم و ادبیات بکاهد. در این دوره سعدی نویسنده بوستان, گلستان و غزلیات، مولوی صاحب مثنوی معنوی و غزلیات شمس، محمود شبستری صاحب مثنوی گلشن راز ، کمال اسماعیل، همام تبریزی، اوحدی مراغه‌ای گوینده جام جم، امیر خسرو دهلوی، خواجوی کرمانی، ابن یمین، سلمان ساوجی، و حافظ شیرازی، در شعر پدید آمدند.

تیموریان

دوره تیموریان دنباله دوره مغول محسوب می‌شود. در عهد تیموری جامی شاعر ظهور کرد. در عهد مغول و تیموری نویسندگانی ارجمند برخاستند, مانند عطا ملک جوینی مولف تاریخ جهانگشا، منهاج سراج مولف طبقات ناصری، ابوالشرف ناصح گلپایگانی مترجم تاریخ یمینی، رشید الدین فضل‌الله مدون و جامع جامع التواریخ، شهاب الدین عبدالله نویسنده تاریخ وصاف، حمدالله مستوفی نویسنده تاریخ گزیده، حافظ ابرو مولف زبده التواریخ، نظامی شامی نویسنده ظفر نامه، میر خواند مولف روضه الصفاء (همه در تاریخ)، عوفی نویسنده لباب الالباب و جوامع الحکایات، دولتشاه مولف تذکره الشعراء، محمد بن قیس نویسنده المعجم (در ادب و انواع آن)، نصیرالدین طوسی نویسنده اخلاق ناصری و اساس الاقتباس، جلال الدین دوانی نویسنده اخلاق جلالی، حسین واعظ نویسنده اخلاق محسنی و انوار سهیلی (در اخلاق و فنون و حکمت).

صفویان

در دوره صفویان نثرنویسانی مانند خواند میر نویسنده حبیب السیر، ابن بزاز نویسنده صفوه الصفاء، حسن بیک روملو مولف احسن التواریخ، اسکندر منشی مولف عالم آرای عباسی، احمد بن نصرالله نویسنده تاریخ الفی، محمد یوسف بن شیخ مولف منتخب التواریخ، ابوالفضل ابن مبارک مولف اکبر نامه (در تاریخ)، ظهور کردند و در شعر محتشم کاشی، عرفی، صائب، بابا فغانی، هاتفی، هلالی، اهلی، وحشی، کلیم، نامبردارند.

افشاریان و زندیان

در دوره افشاریان و زندیان گویندگانی مثل هاتف و پسر او سحاب، مشتاق، عاشق، لطفعلی بیک و آذر بیگدلی معروف شدند.

قاجار

برخی شاعران و نویسندگان در دوره قاجار بازگشت به سبک قدیم (سبک خراسانی) کردند و شاعرانی مانند مجمر، صبا، وصال، قاآنی، فروغی بسطامی، سروش، محمود خان ملک الشعراء شیبانی و جز آنان نماینده این سبک‌اند. در نثر رضاقلی هدایت مولف مجمع الفصحاء متمم روضه الصفا و ریاض العارفین، لسان‌الملک سپهر مولف ناسخ التواریخ، نویسندگان نامه دانشوران، اعتماد السلطنه مولف مرآت البلدان و غیره شهرتی یافته‌اند.





ادبیات مشروطه

در دوره مشروطیت تحولی در روش فکر شاعران و نویسندگان پیدا شد. ادیب‌الممالک فراهانی، ادیب پیشاوری، پروین اعتصامی، محمد تقی بهار، افسر، ایرج، دهخدا، شوریده، عارف، عشقی، وحید دستگردی، یاسمی، یغما، و گروهی از معاصران نمایندگان شعر این دوره هستند و علی اکبر دهخدا، جمال زاده، صادق هدایت، محمد قزوینی، عباس اقبال،زین العابدین مراغه ای، محمد مسعود، رشید یاسمی، عبدالحسین زرین کوب، صادق چوبک و گروهی از معاصران نماینده شعب مختلف نثر این دوره به شمار می‌‌روند.'

شعر نو

زمینه‌های فکری سرایش شعر نو، سالها پیش از نیما آغاز شده بود که برای پیگیری این نکته باید به شاعران و سرایندگان دوره مشروطه مراجعه کرد. ابوالقاسم لاهوتی، میرزا حبیب مترجم حاجی بابای اصفهانی و میرزاده عشقی از این زمره‌اند.

شعر نو جنبش شعری بود که با نظریات نیما یوشیج آغاز شد. از جمله شاعران متعلق به این جنبش شعری می‌توان به احمد شاملو، مهدی اخوان ثالث، فروغ فرخزاد، سهراب سپهری، منوچهر آتشی، طاهره صفارزاده، و محمود مشرف تهرانی (م. آزاد) اشاره کرد.

وزن در شعرهای نیما و اخوان با نوع شعری که احمد شاملو سراینده آن بود تفاوت دارد. شعر نیمایی دارای وزن عروضی بوده و تنها هجاهای شعر تساوی خود را از دست داده اند و کوتاه یا بلند می‌شوند ولی در شعر سپید که احمد شاملو آن را پایه‌گذاری کرد از وزن خبری نیست و به جای آن از تصویر سازی واژگانی و موسیقی درونی استفاده می‌شود.

فرهنگ‌نویسان ایرانی

· علی اکبر دهخدا
· محمد معین
· امیر حسین آریان‌پور
· احمد شاملو

شاعران زن ایرانی

· طاهره قره‌العین
· فروغ فرخزاد
· طاهره صفارزاده
· سیمین بهبهانی
· پروین اعتصامی

باید یادآوری کرد که در سده‌های گذشته از جمله در سده ششم هجزی قمری، در دربار سلطان سنجر سلجوقی، مهستی شعر می‌سرود که اشعار اروتیک او شهره است، جز او از رابعه باید یاد کرد و برای دیگران باید به منابع مراجعه کرد. در دوره قاجار نیز بسیاری از بانوان شاعر را می‌توان سراغ گرفت، به ویژه از زنان دربار.

طنزپردازان

· عبید زاکانی
· ایرج میرزا
· دهخدا
· هادی خرسندی
· کیومرث صابری فومنی
· سید ابراهیم نبوی



نویسندگان و شاعران انقلاب اسلامی

· مهرداد اوستا
· محمد علی معلم دامغانی
· قیصر امین پور
· فاطمه راکعی
· سیمین‌دخت وحیدی
· حمید سبزواری
· سید مهدی شجاعی
· رضا امیرخانی
· علی موذنی
· زین‌العابدین رهنما





منتقدان ادبی

نخستین کسانی که نقد ادبی به معنای مدرن آن را در ایران شناساندند روشنفکران دوران مشروطه نظیر فتحعلی آخوندزاده،‌ میرزا ملکم خان، طالبوف و زین‌العابدین مراغه‌ای بودند.

· دهخدا
· بدیع‌الزمان فروزانفر
· محمد تقی بهار
· رضا براهنی
· جلال همایی
· سعید نفیسی
· نیما یوشیج
· محمدعلی سپانلو
· مهدی یزدانی خرم
· پرویز ناتل خانلری
· صادق هدایت
· عبدالحسین زرین‌کوب
· محمد رضا شفیعی کدکنی
· شاهرخ مسکوب



زبان و ادبیات فارسی



خرید فایل



ادامه مطلب
برچسب‌ها: تاریخ، ادبیات، فارسی، معاصر
یکشنبه 14 آذر 1395 ساعت 21:33

تاثیر قرآن و حدیث در ادب فارسی

تاثیر قرآن و حدیث در ادب فارسی

پیشگفتار

قرآن مجید کتاب دینی ماست و معانی و مفاهیم آن در طول چهارده قرن از جهات مختلف در حیات فردی و اجتماعی ما تأثیر پنهان و آشکار نهاده است. چنان که امروزه نمی توان جنبه ای از جنبه های گوناگون زندگی مسلمانان را یاد کرد که قرآن مجید و معانی والای آن به نحوی مستقیم یا غیرمستقیم در آن تأثیری نگذاشته باشد و هر کس در این باره تأملی به سزا کرده باشد و عناد نورزد ، به صحت این اعتقاد اقرار می کنند. حدیث نیز که همان«قول و فعل و تقریر» پیامبر اکرم است ، همین حکم را دارد و الفاظ و معانی آن به صورت های گوناگون در زندگی مسلمانان و در رفتار و گفتار و کردار آنان تأثیر نیرومند و دراز آهنگی داشته است.

یکی از بارزترین موارد این تأثیر، سروده های شاعران و نوشته های نویسندگان است. هر ملتی به سرمایه هایی اعم از مادّی و معنوی، می تازد. یکی از سرمایه های جاودانی و افتخار آمیز ما ایرانیان نیز سروده های شاعران و سخنوران و نوشته های دبیران و نویسندگان و تأمّلات عارفان و اندیشه های حکیمان و فیلسوفان و متکّلمان ایرانی مسلمان است و همه می دانند که بسیاری از ابیات و عبارات این بزرگان را " اشاره"، "تلمیح" ، "اقتباس" ، "تضمین" ،"تحلیل آیات " ، "قصص" و "تمثیل"های گوناگون این کتاب مبین و سخنان پیامبر بزرگوار خدا تشکیل می دهد و همه ی آن بزرگان در عبارت پردازی، استدلال و بیان آن چه در ضمیر خود از این موارد بهره مند شده اند. لذا اگر کسی ادعا کند که مثلاً می تواند اشعار رودکی، فردوسی بزرگ، ناصر- خسرو،خاقانی، سنایی، عطار، مولوی، سعدی، حافظ، جامی و صدها تن شاعر دیگر و نیز آثار مردانی چون غّزالی، عنصر المعالی زیادی، نصرالله منشی و بسیاری دیگر را بدون فهم قرآن مجید و تفسیر آن و تأمّل در احادیث نبوی به درستی دریابد، باید در صحّت ادعای او تردید کرد زیرا به قول حافظ:« هر چه دارم همه از دولت قرآن است»؛ به دلیل انواع تأثیراتی که این دو منبع گران مایه ی عظیم در ادب فارسی بر جای گذ اشته اند.

ما در فصل اول این تحقیق به بیان ضرورت و اهمیت گردآوری این پژوهش پرداخته ایم و در فصل دوم درباره ی تاریخچه ی موضوع و پیشینه ی آن سخن گفتیم و در فصل سوم به بیان روش های مورد استفاده اشاره کرده ایم و در فصل چهارم به تأثیر و اقتباس هر یک از شاعران و کاتبان به صورت اجمالی موردی پرداخته ایم؛ زیرا اگر هر پژوهنده ای بخواهد تمام موارد تأثّر شاعران را مطرح کند باید درباره ی هر کدام از آن ها کتابی کلان بنویسد که برای ما این کاری ناممکن است. هم چنین در این فصل به بررسی پاسخ نامه ها و نتایج حاصل از آن نیز پرداخته ایم و فصل پنج هم شامل بحث و نتیجه گیری، پیشنهادات، مطرح کردن مشکلات، منابع و مآخذ می- باشد.

ناگفته نماند که موارد ارائه شده در این فصول تنها مشتی از خروار است و از شما خواننده و صاحب نظر ارجمند خواهشمندیم ما را در رفع کاستی های موجود یاری و راهنمایی فرمایید تا ان شاء الله در گردآوری های آتی درصدد رفع این معایب برآییم و از راهنمایی های علمی شما بهره- مند گردیم.

مقدمه

قرآن بزرگترین یاور و استوارترین پناهگاه برای همه ی نویسندگان و شاعران اسلامی بوده است حتی کسانی هم که اندیشه ای ناهمسو با اسلام داشته اند به این ریسمان خدایی چنگ زده- اند و در پس این دژ استوار، پناه گرفته اند، اگر چه اینان از این تمسک طرفی برنبسته بلکه در تیرگی ها فرو رفته اند که:«من یهدالله فهو المهتدی و من یضلل فأولئک هم الخاسرون» (آیه ی 178/اعراف) و کلام مولانا هم به معنی این آیه اشاره دارد:

در بنی فرمود کاین قرآن ز دل

هادی بعضی و بعضی را مضل

قرآن برای مسلمانان نیز هم زبان دل است و هم ترجمان اعتقاد و پشتیبان آن تقدیسی را متداعی می کند که هم آرام بخش است و هم شکوهمند، شکوهی معنوی که همه را به سکوت وا- می دارد، «اذا قرﺉ القرآن فاستمعوا له و انصتوا» (آیه ی204 / اعراف) و آرامشی که نتیجه هدایت و ایمان است، «هدی للناس و بنیات من الهدی و الفرقان» (آیه ی 185/بقره ) به علاوه مضامین قرآنی بخش عمده ای از عاطفه ی جمعی همه ی مسلمانان را به خود اختصاص داده است.

رشته استواری است که میان آنان پیوند برادری ایجاد کرده، هم ضامن بقا و دوام خود است و هم جاودانگی اعتقادات اسلامی را تضمین می کند. این ویژگی همان عنایت الهی است که مانع هر گونه تحریف و تغییر احکام و قرآن نیز هست.

زبان فارسی از زبان های عمده ی بهره دهنده به فرهنگ اسلامی و بهره برنده از معارف انسان ساز قرآنی است از این رو دانستن قرآن و حدیث و درک معانی و مضامین والای آن لازم می نموده و پیوسته مورد نظر مردم به ویژه ادب دوستان و منتقدان بوده است.

بدین ترتیب ما بر آن شدیم تا پژوهشی درباره ی نقش قرآن و حدیث در ادب فارسی، داشته باشیم.

چکیده

خداوند برای هدایت انسان ها، پیامبران الهی را به سوی بشر مبعوث کرده است تا اندیشه و تفکر آنان را تحول و در رفتار و کردار افراد بشر و جوامع آنان تغییر ایجاد کند.

هدف از این گردآوری اشاره به تاثیر قرآن و حدیث، که هر دو در هدایت بشر نقش به سزایی دارند، است.

برای این منظور ما در این تحقیق به ترتیب زندگانی و تاثرات هشت تن از شاعران بزرگ را دنبال کردیم و برای این که تاثر هر نویسنده و سخنور را بهتر ردیابی کنیم از زندگانی آن شاعر و نویسنده به اجمال سخن گفتیم و میزان اشتغال وی به علوم قرآنی از جمله تفسیر کتاب مجید و احادیث رسول اکرم و اخبار معصومین را تا حد ممکن یادآوری کردیم.

در این تحقیق با توجه به پرسشنامه ای که تهیه گردید و در اختیار چهل نفر از دانش آموزان سال سوم و پیش دانشگاهی مدرسه آرمینه مصلی نژاد قرار گرفت، ما به بررسی میزان آشنایی آن ها با مفهوم قرآن و حدیث و نقش آن ها در ادبیات فارسی پرداختیم و پس از مشاهده- ی پاسخ نامه ها نتایج حاصل را به صورت جداول و نمودار هایی برای هر سوال به صورت مجزا نشان دادیم و پی بردیم که هر دو گروه آماری نتایج یکسانی داشتند.

فهرست مطالب

پیشگفتار...............................................................................................................................................ا-ب

مقدمه..................................................................................................................................................ب-ج

چکیده...................................................................................................................................................ج-د

فصل اول: کلیات تحقیق

1-1 مقدمه ........................................................................................................................1

1-2 بیان مسئله..................................................................................................................2

1-3 اهداف تحقیق..............................................................................................................2

1-4 اهمیت تحقیق.............................................................................................................2

1-5 سئوالات تحقیق......................................................................................................3-2

1-6 فرضیه ها...................................................................................................................3

1-7 کلید واژه ها...........................................................................................................4-3

فصل دوم: پیشینه تحقیق

2-1 مقدمه..................................................................................................................5

2-2 تاریخچه موضوع.............................................................................................. 7-6

2-3 پیشینه نظری...............................................................................................8-7

2-4 پیشینه عملی(نقد کتاب)............................................................................................................9

2-5 ضرورت تحقیق...............................................................................................................................9

فصل سوم: روش تحقیق

3-1 مقدمه..........................................................................................................................................10

3-2 روش های مورد استفاده در تحقیق......................................................................................11

3-3 فنون گردآوری اطلاعات و توضیح آن ها.............................................................................12

3-4 جمع آوری داده ها...................................................................................................................12

3-5 تجزیه و تحلیل داده ها...........................................................................................................13

فصل چهارم: یافته های تحقیق

4-1 مقدمه...........................................................................................................................................14

4-2 قرآن کتاب آسمانی ما.............................................................................................................15

4-3 تعریف ادبیات............................................................................................................................ 15

فرضیه 1: ادبیات فارسی از کلام قرآن بهره های فراوانی گرفته است..................................17-16

4-4 تاثیرات دین اسلام در عرصه ی ادبیات........................................................................19-17

5-4 صبر و شکیبایی قرآن در نظم شاعران..........................................................................20-19

6-4 حدیث چیست.....................................................................................................................21-10

4- 6-1-حدیث محبت در ادب فارسی...................................................................................25-21

فرضیه 2: برخی از شعرای متقدم در آیات و احادیث در شعر خود بهره گرفته اند............. 35-27

فرضیه 3: میزان استفاده حافظ از احادیث و قرآن در اشعارش زیاد بوده است..............42-36

فرضیه 4: مولوی داستان یوسف را در اشعار خود بررسی کرده است.............................59-43

فرضیه 5: سنایی در اشعار خود به تصویر پردازی قرآنی پرداخته است.........................66-60

فرضیه 6: شهریار دراشعار خود از نهچ البلاغه بهره برده است........................................98-67

فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری

5- 1مقدمه........................................................................................................................................128

5-2 بحث و نتیجه گیری.................................................................................................... 130-129

5-3 مشکلات تحقیق.....................................................................................................................130

5-4- پیشنهادات تحقیق...............................................................................................................131

فهرست منابع و مآخذ.......................................................................................133-132

پیوست

فهرست جداول......................................................................................127-99

جدول 1-4- توزیع فراوانی افراد شرکت کننده در تحقیق بر حسب سن

جدول 2-4- شاخص های تمایل مرکزی و شاخص های پراکندگی سن افراد شرکت کننده در تحقیق

جدول 3-4- توزیع فراوانی سن افراد شرکت کننده در تحقیق به تفکیک پایه تحصیلی

جدول 4-4- توزیع فراوانی افراد شرکت کننده در تحقیق بر حسب پایه تحصیلی

جدول 5-4- توزیع فراوانی شغل پدر افراد شرکت کننده در تحقیق

جدول 6-4- توزیع فراوانی شغل پدر افراد شرکت کننده در تحقیق به تفکیک پایه تحصیلی

جدول 7-4- توزیع فراوانی تحصیلات پدر افراد شرکت کننده در تحقیق

جدول 8-4- توزیع فراوانی تحصیلات پدر افراد شرکت کننده در تحقیق به تفکیک پایه تحصیلی

جدول 9-4- توزیع فراوانی آشنایی افراد شرکت کننده در تحقیق با تاثیر قرآن در ادب پارسی

جدول 10-4- توزیع فراوانی آشنایی افراد شرکت کننده در تحقیق با تاثیر قرآن در ادب پارسی به تفکیک پایه تحصیلی

جدول 11-4- توزیع فراوانی آشنایی افراد شرکت کننده در تحقیق با تاثیر حدیث در ادب پارسی

جدول 12-4- توزیع فراوانی آشنایی افراد شرکت کننده در تحقیق با تاثیر حدیث در ادب پارسی به تفکیک پایه تحصیلی

جدول 13-4- توزیع فراوانی علاقه افراد شرکت کننده در تحقیق نسبت به شعرهای استفاده کننده از قران و احادیث

جدول 14-4- توزیع فراوانی علاقه افراد شرکت کننده در تحقیق نسبت به شعرهای استفاده کننده از قران و احادیث به تفکیک پایه تحصیلی

جدول 15-4- توزیع فراوانی نظر افراد شرکت کننده در تحقیق در مورد ماندگاری اشعار شعرای پارسی استفاده کننده از قرآن و حدیث

جدول 16-4- توزیع فراوانی نظر افراد شرکت کننده در تحقیق در مورد ماندگاری اشعار شعرای پارسی استفاده کننده از قرآن و حدیث به تفکیک پایه تحصیلی

جدول 17-4- توزیع فراوانی نظر افراد شرکت کننده در تحقیق در مورد تاثیر قرآن و حدیث در ادبیات پارسی

جدول 18-4- توزیع فراوانی نظر افراد شرکت کننده در تحقیق در مورد تاثیر قرآن و حدیث در ادبیات پارسی به تفکیک پایه تحصیلی

جدول 19-4- توزیع فراوانی دیدگاه افراد شرکت کننده در تحقیق در مورد تاثیر قرآن و حدیث در فراگیر شدن ادبیات پارسی در سطح جهان

جدول 20-4- توزیع فراوانی دیدگاه افراد شرکت کننده در تحقیق در مورد تاثیر قرآن و حدیث در فراگیر شدن ادبیات پارسی در سطح جهان به تفکیک پایه تحصیلی

جدول 21-4- توزیع فراوانی آشنایی افراد شرکت کننده با شعرای استفاده کننده از قرآن و حدیث در اشعار خود

جدول22-4- توزیع فراوانی آشنایی افراد شرکت کننده با شعرای استفاده کننده از قرآن و حدیث در اشعار خود به تفکیک پایه تحصیلی

جدول23-4- توزیع فراوانی موافق بودن افراد شرکت کننده در مورد تاثیر استفاده از قرآن و حدیث در کسب عبرت برای سایرین

جدول 24-4- توزیع فراوانی موافق بودن افراد شرکت کننده در مورد تاثیر استفاده از قرآن و حدیث در کسب عبرت برای سایرین به تفکیک پایه تحصیلی

جدول 25-4- توزیع فراوانی نظر افراد شرکت کننده در تحقیق در مورد نقش قرآن و حدیث استفاده شده در ادبیات پارسی در زندگی بشری

جدول 26-4- توزیع فراوانی نظر افراد شرکت کننده در تحقیق در مورد نقش قرآن و حدیث استفاده شده در ادبیات پارسی در زندگی بشری به تفکیک پایه تحصیلی

جدول 27-4- توزیع فراوانی آشنایی افراد شرکت کننده در تحقیق در مورد اشعار استفاده کننده از قرآن و حدیث استفاده شده از طریق رسانه ها

جدول 28-4- توزیع فراوانی آشنایی افراد شرکت کننده در تحقیق در مورد اشعار استفاده کننده از قرآن و حدیث استفاده شده از طریق رسانه ها به تفکیک پایه تحصیلی

جدول 29-4- تجزیه و تحلیل آماری بین پاسخ های داده شده توسط دو گروه شرکت کننده در تحقیق ( پایه تحصیلی پیش دانشگاهی ، پایه تحصیلی سوم دبیرستان )

فهرست منحنی ها..........................................................................126-100

منحنی 1-4- درصد فراوانی سن افراد شرکت کننده در تحقیق

منحنی 2-4- توزیع فراوانی سن افراد شرکت کننده در تحقیق بر حسب پایه تحصیلی

منحنی 3-4- درصد فراوانی پایه تحصیلی افراد شرکت کننده در تحقیق

منحنی 4-4- درصد فراوانی شغل پدر افراد شرکت کننده در تحقیق

منحنی 5-4- توزیع فراوانی شغل پدر افراد شرکت کننده در تحقیق به تفکیک پایه تحصیلی

منحنی 6-4- درصد فراوانی تحصیلات پدر افراد شرکت کننده در تحقیق

منحنی 7-4- توزیع فراوانی تحصیلات پدر افراد شرکت کننده در تحقیق به تفکیک پایه تحصیلی

منحنی 8-4- درصد فراوانی آشنایی افراد شرکت کننده در تحقیق با تاثیر قرآن در ادب پارسی

منحنی 9-4- توزیع فراوانی آشنایی افراد شرکت کننده در تحقیق با تاثیر قرآن در ادب پارسی به تفکیک پایه تحصیلی

منحنی 10-4- درصد فراوانی آشنایی افراد شرکت کننده در تحقیق با تاثیر حدیث در ادب پارسی

منحنی 11-4- توزیع فراوانی آشنایی افراد شرکت کننده در تحقیق با تاثیر حدیث در ادب پارسی به تفکیک پایه تحصیلی

منحنی 12-4- درصد فراوانی علاقه افراد شرکت کننده در تحقیق نسبت به شعرهای استفاده کننده از قران و احادیث

منحنی13-4- توزیع فراوانی علاقه افراد شرکت کننده در تحقیق نسبت به شعرهای استفاده کننده از قران و احادیث به تفکیک پایه تحصیلی

منحنی 14-4- درصد فراوانی نظر افراد شرکت کننده در تحقیق در مورد ماندگاری اشعار شعرای پارسی استفاده کننده از قرآن و حدیث

منحنی 15-4- توزیع فراوانی نظر افراد شرکت کننده در تحقیق در مورد ماندگاری اشعار شعرای پارسی استفاده کننده از قرآن و حدیث به تفکیک پایه تحصیلی

منحنی 16-4- درصد فراوانی نظر افراد شرکت کننده در تحقیق در مورد تاثیر قرآن و حدیث در ادبیات پارسی

منحنی 17-4- توزیع فراوانی نظر افراد شرکت کننده در تحقیق در مورد تاثیر قرآن و حدیث در ادبیات پارسی به تفکیک پایه تحصیلی

منحنی 18-4- درصد فراوانی دیدگاه افراد شرکت کننده در تحقیق در مورد تاثیر قرآن و حدیث در فراگیر شدن ادبیات پارسی در سطح جهان

منحنی 19-4- توزیع فراوانی دیدگاه افراد شرکت کننده در تحقیق در مورد تاثیر قرآن و حدیث در فراگیر شدن ادبیات پارسی در سطح جهان به تفکیک پایه تحصیلی

منحنی 20-4- درصد فراوانی آشنایی افراد شرکت کننده با شعرای استفاده کننده از قرآن و حدیث در اشعار خود

منحنی21-4- توزیع فراوانی آشنایی افراد شرکت کننده با شعرای استفاده کننده از قرآن و حدیث در اشعار خود به تفکیک پایه تحصیلی

منحنی22-4- درصد فراوانی موافق بودن افراد شرکت کننده در مورد تاثیر استفاده از قرآن و حدیث در کسب عبرت برای سایرین

منحنی 23-4- توزیع فراوانی موافق بودن افراد شرکت کننده در مورد تاثیر استفاده از قرآن و حدیث در کسب عبرت برای سایرین به تفکیک پایه تحصیلی

منحنی 24-4- درصد فراوانی نظر افراد شرکت کننده در تحقیق در مورد نقش قرآن و حدیث استفاده شده در ادبیات پارسی در زندگی بشری

منحنی 25-4- توزیع فراوانی نظر افراد شرکت کننده در تحقیق در مورد نقش قرآن و حدیث استفاده شده در ادبیات پارسی در زندگی بشری به تفکیک پایه تحصیلی

منحنی 26-4- درصد فراوانی آشنایی افراد شرکت کننده در تحقیق در مورد اشعار استفاده کننده از قرآن و حدیث استفاده شده از طریق رسانه ها

منحنی 27-4- توزیع فراوانی آشنایی افراد شرکت کننده در تحقیق در مورد اشعار استفاده کننده از قرآن و حدیث استفاده شده از طریق رسانه ها به تفکیک پایه تحصیلی



خرید فایل



ادامه مطلب
برچسب‌ها: تاثیر، قرآن، حدیث، فارسی
شنبه 13 آذر 1395 ساعت 17:19

کتاب مجموعه زبان و ادبیات فارسی نثر عربی

کتاب مجموعه زبان و ادبیات فارسی نثر عربی


کتاب مجموعه زبان و ادبیات فارسی نثر عربی

توضیحات محصول:

متون نثر عربی :
برگزیدهای از خطبه ها، نامه ها و حکمتهای نهج البلاغه
الف) خطبه ها
گزیده ی خطبه ی 1
اَلْحمد للّه اَلَّذى لا یبلُغُ مدحتَه الْقائلُونَ، و لا یحصى نَعماءه الْعادونَ. سپاس خداوندى را که سخنوران از ستودن او عاجزند
و حسابگران از شمارش نعمتهای او ناتوان و تلاشگران از ادای حق او درمانده اند .
و لا یؤدى حقَّه الْمجتَهَدونَ، اَلَّذى لا یدرِکُه بعد الْهِممِ، و لا ینالُه غَوص الْفَطنِ. خداوندى که افکار ژرف اندیش، ذات او را
درک نمی کنند و دست غواصانِ علوم به او نخواهد رسید

سوالات آزمون دکترا و پاسخهای آن
آزمون دکتری دانشگاه آزاد اسلامی سال 1382
متن زیر را به دفترچه منتقل نموده، اعراب گذاری کنید و به فارسی روان ترجمه و عبارات داخل پرانتز را تجزیه و ترکیب
کنید.
-1 ألا فَاعملوا فی الرَّغبۀِ کَما تَعملُونِ فی الرَّهبۀِ ألَا و إنِّی لَم اَر کَالْجنَۀِ نَام طَالبها و لَا کَالنَّارِ نَام هارِبها. (من لَم یستَقم بِه


آگاه باشید! همانگونه که در حال ترس عمل میکنید، در حال رغبت نیز عمل کنید. آگاه باشید که من مانند بهشت را
ندیده ام که طالب آن خفته باشد و مانند آتش [جهنّم] را ندیده ام که [شخص] گریزان از آن به خواب رفته باشد. کسی
که هدایت او را به راه مستقیم نبرد، گمراهی او را به [جانب] تباهی می کشاند.


من: اسم، غیر متصرّف، ازموصولات عام، مبنی بر سکون|| مبتدا و محلاً مرفوع
لَم: حرف، عامل جزم، مبنی بر سکون.
یستَقم: فعل، مضارع، معلوم، مفرد مذکّر غایب، ثلاثی مزید (از باب استفعال)، معتل العین، معرب، مجزوم به «لَم».
بِ: حرف جر، عامل ، مبنی بر کسر.
ھ : اسم، غیر متصرّف، ضمیر مفرد مذّکر مخاطب ، معرفه، مبنی بر کسر|| محلآً مجرور به حرف جر؛ به: جار و مجرور،
متعلّق به «یستَقم».
الهدی: اسم، مفرد، مؤنث مجازی، جامد مصدری، معرفه به «ال»، معرب، مقصور، منصرف|| فاعل «یستَقم» و جن».
یجرُّ: فعل، مضارع، معلوم، مفرد مذکّر غایب، ثلاثی مجرّد، مضاعف، صحیح، معرب و مرفوع.
بِ: حرف جر، عامل، مبنی بر کسر.
ھ : اسم، غیر متصرّف، ضمیر مفرد مذّکر غایب، معرفه، مبنی بر کسر|| محلآً مجرور به حرف جر؛
الضلال: اسم، مفرد، مذکّر، جامد غیر مصدری، معرفه به «ال»، معرب، صحیح الآخر، منصرف|| فاعل ُّ«یجر» و لفظاً مرفوع،
فعل و فاعل با هم محلاً مرفوع و خبر برای ْ« من».
إلی: حرف جر، عامل ، مبنی بر سکون.
: الرَّدی اسم، مفرد، مؤنث مجازی، جامد مصدری، معرفه به «ال»، معرب، مقصور، منصرف|| تقدیراً مجرور به حرف جر،
جار و مجرور، متعلّق به یجر

نوع فایل:PDF

سایز:12.1mb

تعداد صفحه:213



خرید فایل



ادامه مطلب
شنبه 13 آذر 1395 ساعت 17:17

جزوه مجموعه زبان و ادبیات فارسی معانی بیان و بلاغت

جزوه مجموعه زبان و ادبیات فارسی معانی بیان و بلاغت


توضیحات محصول:

فصل اول: شرح درس و نکات کلیدی
« معانی »
علم معانی : دانشی است که به یاری آن، حالات گونهگون سخن به منظور هماهنگی با اقتضای حال شـنونده و خواننـده
شناخته میشود و موضوع علم معانی عمدتاً بررسی جملات از حیـث معـانی و کاربردهـای ثـانونی اسـت کـه مـتکلم بـه
مقتضای حال مخاطب ایراد کرده است و فایدة این علم این است که ما را با امکانات فراوان زبان آشنا میسازد تا بتـوانیم
به مقتضای حالات مختلف از آن امکانات استفاده کنیم و سخن مؤثر بگوییم.
بلاغت: مقصود از بلاغت این است که کلام، دلنشین و مؤثر و رسا و به اصطلاح وافی به مقصود باشد و بلیغ کسـی اسـت
که بتواند مافیالضمیر خود را به نیکویی بیان کند؛ به طور خلاصه بلاغت، صفت آن سخنی است که پس از احـراز پایگـاه
فصاحت با مقتضای حال تطبیق کند.
فصاحت: در لغت به معنی روشنی و ظهور و گشاده تزبانی اس ؛ فصاحت در اصطلاح علمای بلاغت به سه مورد اختصـاص
دارد و بر سه قسم است: فصاحت کلمه، فصاحت کلام و فصاحت متکلم
فصاحت کلمه:
خالی بودن کلمه از چهار عیب را فصاحت کلمه گویند و این عیوب : عبارتند از
1ـ تنافر: آن است که مابین حروف و کلمات یا جملههای متوالی تناسب و سازگاری و هماهنگی وجـود نداشـته باشـد و
اینگونه کلمات و عبارات را متنافر و ضد آن را متلایم یعنی سازگار و متناسب گویند؛ تنافر دو نوع اسـت: تنـافر حـروف و
تنافر کلمات.
تنافر حروف: ترکیب حروف در یک کلمه به نحوی است که تلفظ آن را دشوار کند:
ستودن ندانـد کـس او را چـو هسـت

میــان بنــدگی را ببایــدت بســت
(فردوسی)
ببایدت: تلفظ دو صامت قریب د«المخرج » ت«و » در کنار هم دشوار است.
دو دهـان داریـم گویـا همچـون نـی

یک دهان پنهانسـت در لبهـای وی
(مولوی)
پنهانْست: تلفظ پنهانست به سکون نون و سین و تاء دشوار است.
معانی بیان و بلاغت

2ـ غرابت استعمال: استعمال کلمات غریب و دور از ذهن و غیرمعمول و مهجور در سخن را گویند:
مدان که فتنه بخسبد در این زمانه ولی

ز عدل تست که باری شده است در فرناس
(سید حسن اشرف غزنوی)
فرناس : نادانی یا خواب خفیف.
کمـــان آزفنــداک شـــد، ژالـــه تیـــر

گـــل و غنچـــه پیکـــان، زره آبگیـــر
(اسدی)
آزفنداک: قوس قزح.
نرمـــــک او را یکـــــی ســـــلام زدم

کــرد زی مــن نگــه بــه چشــماغیل
(فرهنگ اسدی)
چشماغیل: به گوشه چشم نگریستن.

3ـ مخالفت قیاس: آن است که استعمال کلمه بر خلاف موازین دستوری و صرفی صورت گیرد چنانکه جمع بستن سـر
با (ان) خلاف قیاس است:
کنـون نهصــد و ســی تــن از دختـران

همــه بــر ســران افســران گــران
(فردوسی)
یا چهچهیدن مصدر جعلی، به معنی چه چه زدن:
غنچـه مـیچه چهـد چـو بلبـل مسـت

گــــر ببینــــد رخ تــــو در گلشــــن
(حاذق تبریزی)
یا آوردن (بشندی) به جای (بشنیدی):
گریــزان بــه بــالا چــرا بــر شــدی

چــــو آواز شــــیر ژیــــان بشــــندی
(فردوسی)
4ـ کراهت در سمع: آن است که برخی از کلمات در گوش ناخوشایند باشد؛ مثل (نچخد) در این بیت:
آخـــر کـــآرام گیـــرد و نچخــد نیـــز

دوش کنـــد اســـتوار مـــرد نگهبـــان
(رودکی)
فصاحت کلام
آن است که جمله از کلمات فصیح ترکیب شده و به علاوه خود از این شش عیب نیز خالی باشد:
1ـ تنافر کلمات: آن است که الفاظ جمله هر کدام به تنهایی تنافر نداشته باشد اما گفتن آنها به توالی بر زبان سنگین و
دشوار باشد و یا با قرار گرفتن در کنار یکدیگر ایجاد تنافر کند، : مانند

«خواجه تو چه تجارت کنی» که گفتن این جمله چند بار پشت سر هم دشوار است.
و یا مانند کلمههای (دزد، زر، باز) در این بیت:
گـــر تضـــرع کنـــی و گـــر فریـــاد

دزد زر بــــاز پـــــس نخواهــــد داد
(سعدی)
2ـ تنافر معنوی یا تنافر جمل و عبارات : آن است که جملههای نثر یا مصرعهای نظـم هـر کـدام بـه تنهـایی معنـی
داشته باشند اما میان آنها در معنی، سازگاری و مناسبت نباشد مانند:
خانـــۀ ملـــک و دیـــن شـــود آبـــاد

بــاده پــیش آر هــر چــه بــادا بــاد

خانـــۀ زریـــن پادشـــاه جهانســـت

در سخن یک خدا چه جـای گمانسـت

قــارون گوینــد گــنج داشــت نهــانی

شاه بلند اختر است و سـخت کمانسـت
(رادویانی)

سوالات بیان در فنون ادبی
-1 این سخن امیر معزّی دربارهی ملکشاه سلجوقی متضمن چه فنی از فنون ادبی است؟ مفصلاً بنویسید.

ای مــــاه چــــو ابــــروان یــــاری گــــویی

یـــا نـــی چـــو کمـــان شـــهریاری گـــویی


نعلـــــــی زده از زر عیـــــــاری گـــــــویی

بــــر گــــوش ســــپهر گوشــــواری گــــویی

2ـ نوع تشبیه را در بیت زیر تعیین و تحلیل کنید.

مـنم آن صـبح نخسـتین کـه چـو بگشـایم لـب

خــوش فــرو خنـدم و خنـدان شــدنم نگذارنــد

-3 صور خیال بیت زیر را شرح دهید.

طــاووس بــین کــه زاغ خــورد وانگــه از گلــو

گــــاورس ریــــزههــــای منقّــــا برافکنــــد

پاسخ آزمون از دیدگاه بیان
1ـ در این ابیات تشبیه جمع وجود دارد زیرا یک مشبه ( ماه ) را به چند مشبهبه ( ابروان یار، کمان شهریار، نعل زرین و
گوشوارة آسمان ) تشبیه کرده است. از آنجا که وجه شبهها حذف و ادات تشبیه ( چو و گویی ) ذکر شـده اسـت، تشـبیه
مجمل مرسل است در بیت اول تشبیهها مفرد حسی به مفرد حسی است و وجه شبه نیز مفرد است : هلال بودن. تشـبیه
ماه به نعلی که از طلای ناب ساخته شده تشبیه مفرد حسی به مقید حسی است و وجه شبه آن هلال و درخشنده بـودن
است. در مصراع آخر نیز ماه به گوشواره تشبیه شده که این تشبیه نیز تشبیه مفرد حسی به مفـرد حسـی اسـت و وجـه
شبه در این تشبیه نیز آن هلال و درخشنده بودن است.
گوش سپهر : اضافه استعاری : ابتدا سپهر به انسان تشبیه شده سپس بعد از حذف مشبهبه، مشبه همراه یکی از ملائمات مشبهبه یعنی گوش آمده است.


-3 تعقید: گاهی کلام به واسطۀ هترتیب ناب جا یا اشارات و کنایات و کاربردهای دور از فهم، گرفتـار پیچیـدگی و تعقیـد
است و آن دو نوع است:
الف) تعقید لفظی: آن است که ترتیب واژهها بر خلاف ترتیب مقصود باشد و دشواری و پیچیدگی معنی جمله، از جهـت
ختقدیم و تأ یر یا حذف کلمات و امثال آن باشد:
از ایــن ســو هــزار و از آن ســو هــزار

چو برهم زدنـد کشـته شـد صـد هـزار
(فردوسی)
یعنی صد هزار لشگر بر هم زدند و از هر سو هزار نفر کشته شد.
در حلقــــــۀ کــــــارزارم افکنــــــد

آن حلقـــه کـــه نیـــزه مـــیربـــودم
(سعدی)
) (میربودم در مفهوم (برای من میربود) به کار رفته است.

ب) تعقید معنوی: آن است که اشارات و کنایات و کاربردهای دور از ذهن، سخن را پیچیده کند:
بزرگـــی بایـــدت دل در ســـخا بنـــد

، ســر کیســه بــه بنــد گنــدنا بنــد
(نظامی

نوع فایل:PDF

سایز:5.77mb

تعداد صفحه:125



خرید فایل



ادامه مطلب
شنبه 13 آذر 1395 ساعت 17:17

کتاب مجموعه زبان و ادبیات فارسی صرف و نحو عربی

مجموعه زبان و ادبیات فارسی صرف و نحو

توضیحات محصول:


بخش اول: صرف
تقسیم کلمه

کلمه در زبان عربی به سه دسته تقسیم می شود: اسم، فعل، حرف
اسم کلمه ای است که دارای معناست و بر زمان دلالت نمی کند.
فعل کلمه ای است که علاوه بر معنا، در بردارندهی زمان نیز هست.
و حرف کلمه ای است که به خودی خود معنا ن هدارد بلک معنای آن وابسته به جمله است مانند:
من، فی، علَی، لـ و ....
الف) اسم:
نشانه های اسم عبارتند از:
-1 ال: مانند الرجل، الکتاب
-2 تنوین: مانند رأیت کتاباً
-3 مضاف واقع شدن: مانند هذا کتابی
-4 قبول کردن حرف ندا: مانند یا زید
-5 مسندالیه واقع شدن: مانند جاء علی
ب) فعل:
نشانه های فعل از این قرارند:
-1 پذیرش ضمایر متحرک فاعلی (ت، تُما، تُم، ...) رأیت، ضَرَبت
-2 آمدن لا« » ی نهی و نفی بر سر آن: لا تضرب الرجل، لا نأکل الطعام
-3 لم و لما: لم اکتُبِ الدرس، لما اره
: -4 قد، س، سوف
- قد اگر بر سر ماضی بیاید معنای تأکید و تحقیق دارد و اگر بر سر مضارع بیاید به معنای تقلیل است.
مثال: قد زرتُه (قطعاً او را دیده ام) قد یأتی أبوک (ممکن است پدرت بازگردد)
-5 ن«نون وقایه: این » ای«بین فعل و » لمتک م می آید. مانند یضرِبنی
-6 ن« » لتأکید ثقی فه و خفی ه: واالله لأضْرِبنَّک (ثقیله)
واالله لَیرْجِعنْ زید (خفیفه)
تقسیم فعل به مجرد و مزید:
اگر فعل در اصل دارای سه حرف باشد مجرد است. مانند ضَرَب (ض. ر. ب)، یأکُلُ (أ. ک. ل)
اما اگر اصل فعل یا مصدر آن بیش از سه حرف باشد مزید است. ی ِّکَرم (کَرَّم، تکریم)
فعل مزید دارای 8 باب مشهور است که عبارتند از:
باب ثلاثی مزید ماضی مضارع مصدر امر
-1 إفعال: أکْرَم یکْرِم إکْرام أکرِم
-2 تفعیل: حدثَ یحدثُ تحدیث حدث
نکته: گاه مصدر این باب بر وزن تَفْع هلَ . می آید علاوه بر این گاه ممکن است مصدر آن بر وزن فعال باشد.مانند: کذّاب
جرَّب یجرِّب تَجرِبۀً جرِّب
-3 مفاعله(فعال): جاهد یجاهد مجاهدةً (جهاداً) جاهد
نکته: این باب دو مصدر دارد و معمولاً دلالت بر مشارکت می کند.
نکته: همانطور که گفتیم فاعل دو مصدر مفاعله وفعال دارد اما در صورتی که حرف اول فعـل «یـا» باشـد بـر وزن فعـال نمی آید

فعل رباعی مجرد:

تقسیم فعل به صحیح و معتل:
الف) فعل صحیح:
آن است که هیچ کدام از حروف آن جزء حروف علّه (ا - و - ی) نباشد که خود شامل سه قسم می شود:
-1 فعل صحیح سالم: به فعلی گفته می شود که نه در سه حرف اصلی خود مضاعف باشد و نه دارای حرف علّه یـا همـزه
باشد. مانند: جعلَ، کَتَب
-2 فعل مهموز: و آن است که یکی از سه حرف اصلی آن همزه باشد: أکَلَ، سألَ، برَأَ
نکته: فعل أکْرَم مهموز نیست زیرا سه حرف اصلی آن «کَرُم» است.
-3 فعل مضاعف: هرگاه دو حرف اصلی یک فعل عیناً تکرار شده باشد به آن فعل مضاعف گفته می شود:
مانند: شد، رمد، زلْزَل، وسوس
ب) فعل معتل:
فعل معتل آن است که یکی از سه حرف اصلی آن جزء حروف علّه باشد که خود شامل موارد ذیل می شود:
-1 معتل مثال:
و آن زمانی است که حرف اول فعل علّه باشد: وعد، یسرَ
: -2 معتل أجوف
فعلی است که حرف دوم آن علّه باشد: قالَ، باع، إستَجاب (اصل آن جواب = جاب است)
: -3 معتل ناقص
که سومین حرف آن علّه است: خَشی، دعا، سرُو
-4 ففعل لفیف:
و آن فعلی است که دو حرف از حروف آن علّه باشد . اگر حرف اول و سوم فعل علّه باشد لفیف مفروق است.
(وقی: حفظ کرد، وعی: درک کرد) و اگر حرف دوم و سوم فعل علّه باشد، لفیف مقرون نامیده می شود. ماننـد: طَـوی: در
هم پیچید. شَوی:کباب کرد.
نکته: گاه هم ممکن است که فعل هم معتل و هم مضاعف باشد. مانند: ود (دوست داشت ).
گاهی نیز فعل ممکن است هم مهموز وهم مضاعف باشد. مانند: أم (قصد کرد)
گاهی نیز فعل ممکن است هم مهموز وهم معتل باشد. مانند: ساء (بد کرد)
تقسیم فعل به لازم و متعدی:
فعل لازم نیازی به مفعول ندارد، در حالیکه متعدی نیازمند مفعول است

نوع فایل:PDF

سایز:5.05mb

تعداد صفحه:93



خرید فایل



ادامه مطلب
1 2 3 4 5 ... 31 >>