X
تبلیغات
رایتل

ایران فایل دانلود

دانلود انواع فایل

سه‌شنبه 16 آذر 1395 ساعت 13:20

بررسی فلسفه وینگشتاین

بررسی فلسفه وینگشتاین


درآمدی بر فصل اول

لودویک ویتگنشتاین یکی از مهمترین فیلسوفان تحلیلی قرن بیستم است که بواسطه دو اثر مهم فلسفی‌اش- رساله منطقی- فلسفی و پژوهشهای فلسفی- مسیر و جهت فلسفه تحلیلی را تحت تأثیر قرار داد. او را باید نقطه عطفی در تاریخ تفکر فلسفی و همچنین هم تراز فلاسفه‌ای چون دکارت، کانت، هایدگر و . . . به حساب آورد که انقلاب و چرخش زبانی را ایجاد کرده است. در طول تاریخ تفکر فلسفی می‌توان کسانی را مشاهده کرد که آغازگر یک انقلاب و تحول فکری بوده اند. شاید بتوان گفت سوفسطائیان اولین انقلابیون تاریخ فلسفی هستند. که موضوع پژوهش فلسفی را از عالم و طبیعت به پژوهش درباره خودشان تغییر دارند و یا می‌توان به کانت اشاره کرد که با آراء و عقاید خود توجه متفکران را از متعلق شناسایی به سوی فاعل شناسایی و تواناییها و محدودیتهای ذهن آن معطوف ساخت تغییر و تحول مهم و قابل ملاحظة دیگر توسط هایدگر ایجاد می‌شود، فلسفه که از زمان دکارت همواره دل مشغول این سؤال بوده است که دانش چیست و به چه چیزی ممکن است شناخت پیدا کنیم؟ با ظهور هایدگر دیگر این سؤالات محور دل مشغولی‌های فلسفه قرار نمی‌گیرد و در عوض به مسأله مهم و اساسی «هتسی یا بودن» پرداخته می‌شود. به طور کلی می‌توان گفت که در هر دوره، مسئله‌ای در محور و مرکز توجه قرار گرفته است گاه طبیعت و عالم هستی، گاه انسان و ذهن او و تواناییها و محدودیتهای آن و گاه خود هستی و وجود مطرح بوده‌اند. اما آنچه که در فلسفه ویتگنشتاین به عنوان مسئله محوری فلسفه وی مطرح است مسئله زبان است و او را باید از این جهت نقطه عطفی در تاریخ فلسفه دانست که آراء و عقایدش نقطه عزیمت تأمل فلسفی از بررسی و تحلیل «ماهیت شناخت و مفاهیم ذهن آدمی» به سوی تحلیل «زبان» است. این تحلیل زبانی را می‌توان در آرای فلاسفة تحلیل زبانی معاصر مشاهده کرد فلاسفه‌ای چون راسل- کارناپ، آیر، رایل و . . . . سعی کردند تا مباحث فلسفی را در مقوله مباحث زبان شناختی جای دهند اما ذکر یک نکته بسیار حائز اهمیت است: مراد ویتگنشتاین از تحلیل زبانی چیست آیا او به دنبال همان تحلیل مورد نظر تجربه گرایان کلاسیک است که تصورات و ایده‌ها را تجزیه و تحلیل می‌کردند تا به انطباعات حسی آنها برسند و یا اینکه تحلیل مورد نظر او همان تحلیل کانتی است که تحلیل مفاهیم و کلیات ذهنی بود. در حقیقت تحلیل زبانی مورد نظر او نه همچون تجربه گرایان کلاسیک تحلیل تصورات و ایده‌ها است و نه تحلیل مفاهیم و کلیات ذهنی. بلکه مراد وی از تحلیل، تحلیل گزاره‌ها است . زیرا به نظر ویتگشتاین گزاره‌های زبان ما یک ساخت و صورت منطقی دارند که در اغلب جملات این صورت در وارء صورت دستوری ظاهری پنهان گشته است و همین عدم وضوح و ابهام صورت منطقی سبب فهم غلط و کاربرد نادرست زبان شده است و مسائل و نظریات فلسفی کثیری را به بار آورده است به همین خاطر ما باید به تحلیل زبان به منظور کشف این صورت منطقی بپردازیم تا از ایجاد مسائل فلسفی اجتناب کنیم.

(Did Wittgensteim take the Linguistic Turn, p.1)

چنین نگرشی در باب رابطه زبان و فلسفه ایجاد چرخش زبانی شد. یکی از مفسران اندیشه‌های ویتگنشاین، رساله منطقی ـ فلسفی را عامل ایجاد این چرخش زبان می‌داند و به نکاتی که بیانگر و گواه چنین و تحولی است اشاره می‌کند. از میان آنها می‌توان به توجه و علاقه ویتگنشتاین به تعیین حد و مرز میان جملات معنادار و جملات بی‌معنا، تعیین محدودیت‌های زبانی، وضوح بخش منطقی اندیشه‌ از طریق تحلیل منطقی‌ ـ زبان گزاره به عنوان وظیفه فیلسوف، تعیین ماهیت ذاتی گزاره و . . . . اشاره کرد.

(Hacker.P.M, Wittgenstein’s place in twentieth – century Analytic (phiolsophy, p.37

نکته مهم و حائز اهمیت که باید در اینجا به آن اشاره کرد این است که توجه و علاقه شدید ویتگنشتاین به زبان و تعیین محدودیت‌های آن شاید این تصور غلط و نادرست را در ما ایجاد کند که او صرفاً یک زبان شناس است اما این تصور بسیار غلط و نادرست می‌باشد، زیرا او به زبان نه از آن حیث که زبان است بلکه به خاطر فلسفه علاقمند بود.

او به تحلیل زبان پرداخت تا بتواند از این رهگذر مسائل فلسفی‌ای که از بدفهمی‌منطق زبان ناشی شده است را حل کند خود وی نیز در مقدمه رساله منطقی ـ فلسفی می‌گوید هدف کتابش حل مسایل فلسفی است که از بدفهمی‌منطق زبان ناشی شده است و سعی دارد تا با تحلیل زبان و کاربردهای ویژه واژه‌ها در شرایط و مقتضیات معین، راه گریزی برای رهایی از مسائلی بیابد که موجب آشفتگی فکر می‌شوند. در صورت عدم توجه به رابطه میان زبان مسائل فلسفی توج به سختی می‌توان فهمید که منظور او از طرح مسائل زبانی چیست. از نظر فلاسفه تحلیل زبانی هر چند که گام اول در تفکر فلسفی رو در رویی با مسائل فلسفی می‌باشد اما از آنجایی که همه مسائل مطرح شده توسط فلاسفه معنادار نیست و با دقت در محتوا و معنا آنها و با توجه به ملاک‌ها و معیارهای معناداری متوجه خواهیم شد که آنها هیچ گونه معنا و محتوای محصلی ندارند لذا ابتدا بهتر است که به بحث زبان شناختی و تعیین معناداری و بی‌معنایی گزاره‌ها بپردازیم پس از اثبات معناداری مسائل به بررسی و تحقیق در زمینه آنها بپردازیم بدین جهت مهمترین و اساسی‌ترین سؤال یک فیلسوف زبانی این است که زبان چیست و در چه صورت گزاره معنادار است و در چه حالتی بی‌معنا است مرز میان واژه و جمله‌ی معنادار از بی‌معنا کدام است. بعبارت دیگر اساساً منظور از معنا و محتوای یک جمله چیست و چه عواملی باعث معناداریی و بی معنایی جمله یا واژه می‌گردد. همان طور که ملاحظه کرده‌ایم فلاسفة تحلیل زبان، برای حل مسائل فلسفی است که به بحث زبان شناختی روی آوردند و بحث از معنا و زبان مدخل اصلی فلسفه آنها شد. ما به رابطه‌ی میان مسائل فلسفه و زبان در فلسفه آنها باید توجه کرد. (دکتر احمدی، تحلیل زبانی فلسفه، صص 53-52). عدم توجه برخی از افراد به این رابطه باعث سؤء تعبیر شده است به طوری که «تشخیصشان این است که تحلیلگران زبان، فلسفه را در جهان تنزل مقام داده‌اند فیلسوفانی که روزگاری حقیقت و واقعیت نهایی را به آدمیان تعلیم می‌دادند اکنون به نحویان تمام عیاری تبدیل شده‌اند که در عالم الفاظ مته به خشخاش می‌گذارند» (هادسون، لودویگ ویتگنشتاین، ص 103) اما این نظریات و عقاید درست نیستند زیرا منظور تحلیلگران زبان از تحلیل زبان چیزی جز روشن اندیشی نیست همانطور که از زمان سقراط نقش فلاسفه روشن اندیشی، یعنی تعیین کاربرد صحیح واژه‌ها بوده است و سعی داشته‌اند تا از آشفته اندیشی یعنی کاربرد نادرست واژه‌ها جلوگیری کنند تحلیل زبان و تعیین حد و مرزهای آن پرداختند. از این رو ویتگنشتاین از تحلیل زبان و بررسی ساخت آن و محدودیتهایش آغاز می‌کند همانطور که کانت از تحلیل ذهن انسانی و بررسی ساختار و محدودیت‌های آن آغاز می‌کند. اختلاف کانت با ویتگنشتاین در این است که کانت به دنبال حدود توانایی ذهن بشر بود حال آنکه ویتگنشتاین و اکثر فلاسفه تحلیلی به دنبال تعیین حدود کلام معنادار. علت اینکه فلاسفه تحلیل زبانی توجه به بحث معناداری را بر توجه به حدود تواناییهای ذهنی بشری مقدم دانستند به این خاطر بود که در مرز زبان معنادار مرز تفکر ممکن است. اما با وجود این تفاوت هر دوی آنها در این نظر توافق دارند که مهملات ظاهر فریب فلسفه به خاطر تجاوز از حدود ایجاد شده‌ است هر چند که منظور یکی تجاوز از حدود توانایی ذهن بشری است و منظور دیگری تجاوز از حدود زبان. ویتگنشتاین به منظور جلوگیری از تجاوز حدود زبان سعی می‌کند تا مرزی میان کلام معنادار و کلام مهمل ترسیم کند، بدین ترتیب فلسفه که قبلاً به عنوان علم به وجود بماهو وجود تلقی می‌‌شد و وظیفه فیلسوف رفع حجاب از چهره هستی بود. اکنون به مطالعه در زبان تقلیل می‌یابد.


دو دوره فعالیت فلسفی و رابطة میان آن دو

اگر چه ویتگنشتاین در تمام دوران فعالیت فلسفی‌اش، از سال 1916 تا 1951، به مطالعه عقاید فلسفی به میانجیگری زبان می‌پردازد و از منظر زبان به فلسفه، متافیزیک، اخلاق و . . . . می‌نگرد اما همواره نظریه واحدی درباره زبان، ماهیت و عملکرد آن اتخاذ نکرده است مهمترین عقیده وی در باب زبان و رابطة آن با فلسفه که بعدها دچار تغییر و تحول می‌گردد این نظریه است که مسائل فلسفی به خاطر خصلت پیشین خود به کمک قواعد زبان قابل حل است اما در دورة اول ابزار مناسب برای حل مسائل فلسفی را تحلیل منطقی و تجزیه گزاره‌ها به گزاره‌های بنیادین می‌دانست و به عبارت دیگر زبان را یک دستگاه محاسبه با قواعدی ثابت می‌دانست که این قواعد زیر لایه دستور زبان پنهان شده‌اند.

هستی‌شناسی رساله

هر چند ویتگنشتاین روش خود را بدین گونه تعریف می‌کند که از بنیادهای منطق به ماهیت جهان گسترش می‌یابد اما در متن نهایی رساله جهت و مسیر آن به صورت وارونه صورت گرفته است. زیرا رساله با گزاره‌هایی که اساس هستی شناسی فلسفه‌ی ویتگنشتاین را تشکیل می‌دهند آغاز می‌شود. ک. ت. فن[1] در این زمینه می‌گوید:

«هر چند این گزاره‌ها در ابتدا می‌آیند، بهتر است آنها را به عنوان نتایج آنچه که سپس می‌آید ملاحظه کرد. تبیین ماهیت جهان نخست ارایه می‌شود زیرا این تبیین برآن نظریه‌ی زبان که سپس می‌آید دلالت دارد و لازمه آن است. معنای این گزاره های متافیزیکی را نمی‌توان به تمامی‌درک کرد مگر تبیین وی از ماهیت زبان را بفهمیم.» (فن. مفهوم فلسفه نزد ویتگنشتاین، صص 20-19)

جان پاسمور[2] نیز معتقد است که:

«آغاز واقعی رساله، عرضه‌ی نوعی جهانشناسی بی واسطه و شهودی نیست، هر چند که ظاهراً رساله با گزاره‌های جهان شناسی چون «جهان همه‌ی آن چیز است که وضع واقع است». . . . شروع می‌شود. بلکه نقطه‌ی شروع آن ارائه‌ی نظریه‌ای در باب معنا یعنی نظریه تصویری است.»

(Passmore, A Hundered Years of Philosophy, p. 352)

صرف نظر از اینکه چرا ویتگنشتاین مسئله‌ی عالم را که یکی از مهمترین معضلات فلسفی است در آغاز رساله آورده است، به جای اینکه بر طبق روش پژوهشی خود باید آن را بعد از ماهیت زبان مطرح می‌کرد، می‌توان گفت که او نمی‌توانست در ارائه تئوریهای «زبان» و «تصویر» نسبت به وضعیت هستی شناسی عالم بی‌اعتنا باشد، او می‌بایست هستی شناسی عالم را به عنوان بخش بنیادی تئوری زبان در کتاب خود بیاورد تا نیازهای هستی شناسی ساختار زبان را مرتفع سازد و همچنین پیش‌فرض عالم امری لازم و ضروری است تا بدین ترتیب بحث از زبان و نظریه‌ی تصویر بر پایه‌ی آن امکان پذیر باشد. در واقع یکی از مهمترین دلایل که ویتگنشتاین برای شروع رساله با یک بحث مبتنی شناسانه این است که طرح نظریه هستی شناسانه اقتضای نظریة زبان‌اش بود زیرا در این دوره زبان را تصویر واقعیت می‌داند و تنها کارکرد ذاتی آن را تصویر کردن واقعیت. به همین خاطر باید از واقعیت که زبان آن را بازنمایی می‌کند یک تعریف و توضیح کلی ارائه کند. (دیباچ، «دربارة عامل و دربارة یقین»، صص170-169)

بر همین اساس ابتدا به هستی شناسی فلسفه ویتگنشتاین می‌پردازیم که در آن یک نگرش امنیتی را، تحت تأثیر راسل ارائه کرده است. اما قبل از آن باید متذکر شویم که هستی شناسی ویتگنشتاین متضمن یک رشته قضایای تجربی نیست بلکه این قضایا بر خاسته از نگرشهای شهودی اویند که از ساختار و ماهیت زبان استنتاج کرده است. این قضایا بیانگر این مطلب هستند که اگر قرار است قضیه یا جمله خبری با معنایی وجود داشته باشد، در آنصورت عالم باید چگونه باشد. به عنوان مثال یکی از مهمترین عناصر هستی شناسی فلسفه ویتگنشتاین، رعیان یا ابژه های بسیط[3] هستند که نهایی‌ترین و بسیط‌ترین مؤلفه های عالم را تشکیل می‌دهند. ویتگنشتاین هیچ نمونه ای از این اعیان را ذکر نمی‌کند و به جهل خود نسبت به چگونگی و ماهیت آنها اعتراف می‌کند. اما معتقد است که وجود آنها لازم و ضروری است و این ضرورت وجود آنها را از ماهیت زبان و تعیین معنای گزاره ها استنتاج می‌کند به این ترتیب که در تحلیل گزاره ها برای کشف صورت منطقی حقیقی آنها و کشف معنای آنها، تحلیل باید به پایان برسد امکان ندارد تحلیل تا بی نهایت ادامه یابد. از آنجا که هر تحلیلی به گزاره های بنیادین[4] منتهی می‌شود که مرکب از اسامی‌ یا نامهایند، لذا باید چیزهای بسیطی وجود داشته باشد که با این نامها مطابق باشند. حال اگر این اعیان بسیط وجود نداشته باشند در آنصورت این گزاره ها بدون مرجع و در نتیجه بی معنا خواهند بود. از سوی دیگر از آنجایی که معنای همه گزاره ها در نهایت مبتنی بر معنای گزاره های بنیادین است، حال اگر گزاره های بنیادین بدون مرجع و بی معنا باشند، در آنصورت همه گزاره ها بی معنا خواهند بود و هیچ گزاره معنا داری وجود نخواهد داشت. اما این نادرست است لذا اعیان باید وجود داشته باشند. (فن. مفهوم فلسفه نزد ویتگنشتاین، ص 28)

مهمترین مشخصه هستی شناسی ویتگنشتاین نگاه اتمیستی او به عالم است، همانطور که این نگاه اتمیستی را در باب زبان نیز دارد. در واقع سعی و تلاش اصلی ویتگنشتاین این است که هم عالم و هم زبان را به عناصر و مؤلفه های بنیادینشان تقلیل دهد و بر اساس نظریه تصویری، تناظر یک به یکی میان عناصر عالم و زبان بر قرار سازد که بر طبق این تناظر، عناصر و مؤلفه های زبان بیانگر و تصویرگر عناصر و مؤلفه های عالمند. بر اساس نگرش اتمیستی ویتگنشتاین، عالم به مجموعة واقعیتها[5] یا وضعیت‌های امور[6] تقلیل می‌یابد (ارساله،1) برخلاف نظریه سنتی که عالم را مجموعه‌ای از ابژه‌ها می‌داند. وضعیت‌های امور واقع به نوبه خود ترکیبهایی از ابژه هایند این ابژه‌ها بسیط‌ترین عنصر تشکیل دهندة عالم می‌باشند که به روشهای گوناگون و معینی با یکدیگر ترکیب می‌شوند و حالتهای امور واقع را ایجاد می‌کنند. اما ترکیب آنها با یکدیگر بر طبق خصوصیات منطقی و ذاتی شان صورت می‌گیرد و به واسطه خصوصیات منطقی و ذاتی است که امکانات و احتمالات ترکیب با ابژه های دیگر تعیین می‌شود.


تفسیر کریپکسی

همان طور که گفتیم از نظر اغلب مفسران بحث «زبان خوصی» از بند 243 پژوهش‌ها آغاز می‌گردد و در بندهای بعدی ادامه می‌یابد. طبق این نظریه بحث زبان خصوصی به عنوان بحثی تلقی می‌کردند که به مسأله‌ی زبان مربوط به احساسات می‌پردازد. اما مفسرانی نیز وجود دارند که با چنین نظریه‌ای مخالفند. کریپکسی(1) معروف‌ترین آنهاست. از نظر او بحث واقعی «زبان خصوصی» را باید در بندهایی که قبل از بند 243 می‌آیند، جستجو کرد. ویتگنشتاین در پژوهش‌ها پارادکسی را مطرح می‌کند که مسأله‌ی اصلی این اثر و صورت جدیدی از شکاکیت است. او نتیجه‌ی بحث خود را در زمینه‌ی این پارادوکس این گونه مطرح می‌کند: «امکان ندارد که از یک قاعده به طور خصوصی پیروی کرد. در غیر این صورت تصور اطلاعت از قاعده‌ای درست مانند اطلاعت از آن قاعده خواهد بود». (پژوهش‌ها، بند 202)

از نظر کریپکسی این نتیجه‌ی بحث ویتگنشتاین است نه مقدمه‌ی آن ویتگنشتاین راه حلی را برای این پارادوکس مطرح می‌کند که ادعای او علیه زبان خصوصی نتیجه‌ی این راه حل می‌باشد. از نظر کریپکسی آنچه که اصل است همان مسأله‌ی و تابعیت از قاعده می‌باشد. منتهی ویتگنشتاین این مسأله را از راه‌های مختلفی و در موارد خاصی مطرح می‌کند که یکی از آنها زبان مربوط به احساسات است. لذا برای فهم نظر ویتگنشتاین در باب زبان مربوط به احساسات حتماً باید به بندهایی که قبل از بند 243 می‌آیند. توجه کرد و آنها را در پرتو بحث قبلی مطالعه کرد.

(Kripke, wittgenstein on Rules and Private Languaye, pp2-3)

فرق میان این دو تفسیر در این است که اگر ما بگوئیم بحث زبان خصوصی از بندهای 243 آغاز می‌شود در آن صورت این بحث صرفاً در رابطه با زبان مربوط به احساسات خواهد بود اما اگر به مانند کریپکسی بحث زبان خصوصی را به بندهایی که قبل از بند 243 می‌آیند مرتبط سازیم در آن صورت این بحث صرفاً شامل زبان مربوط به احساسات نمی‌گردد بلکه به هر نوع زبان توصیف کننده مربوط است و صرفاً کاربرد صحیح و ناصحیح واژه‌های مربوط به احساس و معناداری و بی‌معنایی آنها مورد بحث قرار نمی‌گیرد بلکه شامل همه واژه‌های زبان می‌گردد. (پیرس، ویتگنشتاین، ص 206).




خرید فایل



ادامه مطلب
برچسب‌ها: بررسی، فلسفه، وینگشتاین
دوشنبه 15 آذر 1395 ساعت 21:43

فلسفه مجازات در اسلام

فلسفه مجازات در اسلام

چکیده:

درک درست از فلسفه مجازات ها در نظام جزایى، تاثیر مهمى درشکل گیرى ساختار آن نظام و تعیین مجازات ها دارد. آنگاه به طرح مهم ترین نظریات دانشمندان غربى پیرامون فلسفه مجازات هاپرداخته و ضمن بیان این نکته که غالب این دیدگاه ها تک بعدى است، نگاه همه جانبه اسلام در تشریع مجازات ها به ابعاد گوناگون حیات انسان را سبب برترى دیدگاه اسلام در فلسفه مجازات هامى داند. سپس به تشریح دیدگاه اسلام مى پردازد و به این مسئله مبنایى تاکید مى ورزد که توجه اسلام به ابعاد اخروى حیات انسان،دریچه نوینى را در فلسفه مجازات ها مى گشاید و برپایه همین مبنامى توان گفت که همه مجازات ها در اسلام برخاسته از رحمت الهى نسبت به مجرم و سایر انسان ها است. او سپس با استناد به روایات،آشکار مى سازد که چگونه مجرمان با مجازات هاى دنیوى از عذاب اخروى رهایى مى یابند و بدین سان مجازات براى مجرم نیز جلوه گاه رحمت پروردگار مى گردد.

در عین حال از نظر اسلام، ابعاد فردى و اجتماعى در زندگى دنیوى انسان نیز در تشریع مجازات ها مورد توجه است و با مراجعه به آیات و روایات مى توان از تشفى خاطر بزه دیده و اصلاح و تربیت مجرم به عنوان ابعاد فردى و از اجراى عدالت، حفظ نظم اجتماع وجنبه هاى بازدارندگى مجازات ها به عنوان ابعاد اجتماعى مورد نظراسلام نام برد.

کلید واژگان: مجازات اسلامى، فلسفه مجازات، فلسفه احکام،کرامت انسانى، رحمت الهى، مجازات اخروى، حدود شرعى،قصاص، عدالت.

بر اساس معارف اسلامى، انسان از کرامت برخوردار است و این امتیاز او ناشى از برخوردارى او از اختیار، آزادى، علم و اندیشه است. این ویژگى ها به او امتیاز بخشیده و موجب گشته تا انسان،تنها خلیفه الهى بر روى زمین قرارگیرد ((206)) و مورد توجه وتکریم پروردگار واقع شود و بر سایر مخلوقات برترى و فضیلت یابد. ((207)) از آنجا که به لحاظ منطقى، همه مجازات ها متضمن تحمیل درد ورنج بر مجرم است و طبع انسانى آن را نپسندیده و در شرایط عادى آن را انتخاب نمى کند، معمولا اثرى ناخوشایند بر مجازات شونده دارد، لذا این پرسش مطرح مى شود که اگر انسان موجودى داراى کرامت است، چرا در اسلام به جاى باز پرورى مجرم، دست به مجازات و تنبیه او مى زنند؟ ((208))، زیرا اعمالى مانند شلاق زدن وحبس کردن، شخصیت و کرامت انسان را زیر سؤال مى برد و این درحالى است که انسان مجرم به صرف ارتکاب جرم از انسانیت ساقط نمى گردد.

علاوه بر آنکه این مجازات، موجب ایجادمحدودیت در اختیار و آزادى انسان که از صفات و ویژگى هاى کرامت بخشى اوست مى گردد. قبل از بررسى این پرسش ذکر چندنکته لازم است:

1 - بر خلاف بسیارى از دیدگاه هاى موجود در فلسفه مجازات که بر حفظ کرامت مجرم استوار نیست - که در صفحات بعدى ذکر مى گردد - در دیدگاه اسلام، مجازات مجرم نیز در فرایند نگاه انسانى به مجرم و از باب لطف و رحمت بر او به شمارمى آید ((209)) و با کرامت انسانى او در تنافى نیست هر چند درپاره اى از موارد، رعایت مصالح عموم جامعه اقتضاهایى دارد که در جاى خود به تفصیل طرح مى شود .

2- بحث فلسفه مجازات از این روى حائز اهمیت است که چگونگى اجراى آن به ویژه در تعیین تعزیرات که بسته به نظرقاضى است همواره باید مد نظر قانونگذار باشد. اگر هر یک ازوجوه فلسفه مجازات در اسلام ثابت شد و یا از اهمیت بیشترى برخوردار بود، مى بایست نوع و مقدار مجازات به گونه اى باشد که تامین کننده فلسفه آن باشد، زیرا در غیر این صورت کارایى خود رااز دست مى دهد.

همانطور که هرگاه در غرب هر یک از آرا موجود در فلسفه مجازات مطرح شد در تحول نظام قضایى و کیفیت مجازات اثرگذار بود، یکى از آثار مستقیم فلسفه مجازات، تاثیر آن در شکل دهى اصول حاکم بر مجازات مى باشد که در قسمت دوم مقاله ذکرمى شود.

4- در این مقاله سعى شده تا بیشتر روى مطالبى بحث و تحقیق صورت گیرد که کمتر مورد توجه واقع شده است و آن فلسفه مجازات در اسلام مى باشد. لذا مباحث مقدماتى و نظریات اندیشمندان غربى و غیر آن به صورت خلاصه و در حد نیاز طرح مى گردد و از آنجا که بحث فلسفه مجازات در کتب فقهى، بسیارمحدود مطرح شده است، سعى شده با یارى گرفتن از آیات وروایات و بیانات اندیشمندان مسلمان به بررسى فلسفه مجازات ازدیدگاه اسلام بپردازیم .

فلسفه دین و فلسفه احکام مجازات و کیفر، یکى از نهادهاى هر جامعه است که مى توان ازفلسفه و حکمت هاى نهفته در آن سخن گفت. اما در این جا مراد ازفلسفه به معناى عام آن که بحث از هستى شناسى باشد، نیست،بلکه مراد، تامل نظرى و تحلیل و کاوش عقلانى درباره یک پدیده است که در مجازات، بحث از مبانى و اهداف آن، صورت مى گیرد،همانگونه که فلسفه دین به مثابه کوششى براى بررسى عقلانى دعاوى یک دین معین، تلقى مى شود و همواره از تعلق خاطر به یک دین خاص یا قسمتى از دین آغاز مى گردد، ولى در حقیقت هدف ازآن، داورى در باره آن دین خواهد بود. این بررسى مى تواند خارج ازشرایط ى که ما در آن به صراحت به دین بما هودین، دلبسته شده ایم به حساب آید. ((210)) بحث از فلسفه احکام، یعنى کوششى عقلانى براى دستیابى وشناخت مصلحت و مفسده نوعیه اى که زیربنا و اساس یک حکم شرعى است و رسیدن به اهدافى که براى وضع این قوانین در نظرگرفته شده است. لذا فلسفه احکام الزاما به معناى بررسى عقلانى جداى از شرع نیست، به خلاف فلسفه دین که کوشش عقلانى برون دینى است. البته سخن از فلسفه احکام و فلسفه مجازات، بحثى درون دینى اما اعم از مباحث فقهى - به معناى تعیین وظیفه مکلف - خواهد بود. البته حائز توجه است که هرچند کوششى عقلانى است اما ابزار و شواهدى که عقل با کاوش و تامل در آنها به مقصود نائل مى شود، همواره از قضایاى مستقل عقلى نیست، بلکه عقل براى شناخت درست فلسفه احکام و مصون ماندن از آنچه شاید رهزن عقل گردد، از خود دین و بیانات وارد در آن کمک مى گیرد تا بتواند به فلسفه اى که مد نظر شارع مقدس در تشریع این حکم بوده، پى ببرد، همانگونه که در روایات متعددى - مانند آنچه شیخ صدوق(ره) در کتاب علل الشرائع جمع آورى کرده است - به فلسفه و حکمت احکام اشاره شده است.

البته براى پى بردن به هدف واقعى قانونگذار - علاوه برتصریحات او - کوشش عقلانى با مطالعه تحلیلى و نسبت سنجى میان اجزاى مختلف نظام حقوقى نیز مفید است .

شناخت اهداف کلى و کلان یک نظام حقوقى - که در ادیان الهى، سعادت ورستگارى انسان و جامعه است - و مطالعه در شیوه اجراى مجازات ها مانند اجراى علنى برخى از آنها و اختیار جلسه غیرعلنى توسط قاضى و کیفیت سقوط برخى از مجازات ها و تبدیل قصاص به پرداخت دیه و سقوط کیفر یا تخفیف آن در اثر توبه مجرم نیز، انسان را در شناخت فلسفه و اهداف مجازات یارى مى کند.

فصل اول : ضرورت مجازات و فلسفه آن در این فصل، بحث را از ضرورت مجازات آغاز کرده و در ادامه به فلسفه مجازات و بیان دیدگاه هاى مختلف مى پردازیم:

1- ضرورت مجازات در هر جامعه اى حقوق ویژه اى براى افراد آن در نظر مى گیرند،مانند حق حیات، حق آزادى، حق برخوردارى از امنیت، حق مالکیت و ده ها حقوق دیگر که برپایى نظام آن اجتماع و حیات آن، منوط به رعایت آن حقوق است و اگر اجازه نقض این حقوق داده شود، دیگر نظم و تعادل جامعه از دست رفته و حقوق فردى واجتماعى افراد پایمال مى شود. بر این اساس در همه جوامع - حتى جوامع بدوى - براى حفظ نظم و ثبات جامعه، بر اجراى یک سلسله مقررات پافشارى مى کنند تا در پرتو اجراى آن، نظم وتعادل جامعه تامین شود. در این راستا، مجازات مجرم توجیه پیدامى کند و مجازات او در راستاى ترجیح مصالح عالیه جامعه برمصلحت افراد است، زیرا انسان هاى دیگرى که در جامعه زندگى مى کنند نیز داراى کرامت هستند و ما نمى توانیم به صرف حفظ کرامت یک فرد به او اجازه دهیم به دلخواه عمل کند و در این میان متعرض حق حیات، حق مالکیت، حق آزادى و سائر حقوق افرادشود که خود از ویژگى هاى کرامت سایر انسان ها است. همان طورکه برخوردارى انسان از اختیار و قدرت انجام عمل از ویژگى هاى ممتاز اوست، اما انجام عمل از روى اختیار، انسان را در قبال آن مسئول مى سازد و باید پاسخگوى اعمال خود باشد .

در حقوق جزا به منظور دفاع از نظم عمومى، منافع عمومى، حفظ ارزش ها و حمایت از افراد و حقوق آنان، واکنش هایى را در نظرمى گیرند و وظیفه اعمال مجازات ها را در مقابل کسانى که به حقوق عمومى تعرض مى کنند بر عهده حکومت ها گذارده اند، پس از همین جا ضرورت مجازات مرتکبان جرم روشن مى شود . لذامى بینیم در حدیث حنان بن سدیر، امام باقر(ع) مى فرماید : «حد یقام فی الارض ازکى فیها من مطر اربعین لیلة وایامها»، ((211)) «حدى که بر روى زمین اقامه مى شود، براى آن از باران چهل شبانه روزى مفید تر است».

همان طور که وجود آب براى ادامه حیات بر روى کره زمین لازم و ضرورى است، ضرورت اقامه حدود الهى نیز همینگونه مى باشد،بلکه مانند باران چهل شبانه روز است که موجب سیراب شدن زمین و جانداران موجود در آن و رشد گیاهان مى شود. همین مضمون در چند روایت دیگر نیز از پیامبر اسلام(ص) ذکر شده است . ((212)) ابوبصیر به واسطه چند راوى در حدیثى طولانى نقل مى کند که امیرالمؤمنین على(ع) هنگام اجراى حد زنا که به اصرار و اقرار خودزن صورت مى پذیرفت، روى به آسمان کرد و فرمود : «اللهم انه قد ثبت علیها اربع شهادات و انک قد قلت لنبیک(ص) فیمااخبرته من دینک : یا محمد من عطل حدا من حدودی فقد عاندنی وطلب بذلک مضادتی». ((213)) «بارالها ! به درستیکه بر این زن چهار بار شهادت(و اقرار به این عمل) ثابت شده است، و به درستى که در ضمن آنچه از دینت به پیامبرت(ص) خبر دادى، فرمودى : اى محمد ! هر که حدى ازحدود مرا تعطیل کند، با من دشمنى کرده و با این عمل خواستارمقابله با من شده است.» این حدیث نیز، گویاى ضرورت اجراى مجازات و جایگاه ویژه ومهم حدود الهى است که به سادگى نمى توان از آن گذشت.

با توجه به این نکته که خداوند، تعطیلى آن را به معناى مقابله با خودقلمداد کرده و از طرفى براى ذات بى نیاز الهى، نفعى در تشریع احکام وجود ندارد و تنها براى تعالى و کمال انسان ها وضع شده اند، فایده و ضرورت آن در حیات مادى و معنوى جامعه بشرى به خوبى روشن مى شود .

2- نظریات مختلف در فلسفه مجازات فلسفه مجازات ((214)) و چگونگى توجیه اخلاقى آن، همواره مرکز گفتگوها بین حقوقدانان، فیلسوفان، و جامعه شناسان بوده است. در دیدى کلى مى توان از دو منظر کاملا متفاوت به این موضوع پرداخت : دیدگاه گذشته نگر و دیدگاه آینده نگر .

در دیدگاه گذشته نگر، نتایج بعدى مجازات ملاک نیست، بلکه تاکید برخطایى است که مجرم انجام داده است، همانگونه که ارسطو هدف از اعمال مجازات را، ترمیم خطاهاى گذشته مى داند.لذا این نظریه بر مفاهیمى از قبیل استحقاق و تناسب جرم ومجازات تاکید دارد. دیدگاه آینده نگر نیز بر پایه توجیه مجازات بر اساس تحصیل اهدافى در آینده استوار است، اهدافى که انتظارمى رود به واسطه مجازات و یا نوع خاصى از آن، تامین گردد که منشا آن را باید در زمان افلاطون جست و جو کرد. ((215)) در ادامه، خلاصه اى ((216)) از نظریات معروف در فلسفه مجازات را ذکر کرده تا امکان مقایسه میان نظریات آنان و نظریه اسلام به وجود آمده و در تبیین اصل بحث نیز مؤثر باشد. در دو نظریه نخست، هدف مجازات با توجه به حق قربانیان جرم، توجیه مى گردد و در چند نظر بعدى، هدف مجازات با توجه به مجرم وجرم او و جامعه تعیین مى گردد.

نظریه اول : تشفى خاطر و ارضا در نظریه «تشفى خاطر» ((217))، هدف مجازات با توجه به حق قربانیان جرم توجیه مى گردد و اعتبار مجازات، ناشى از رضایت خاطرى است که در قربانى جرم و اطرافیان وى ایجاد مى کند.مجازات، وسیله انتقام و اقناع احساس رنجشى است که به طورطبیعى در قربانى ایجاد شده و تردیدى نیست که این احساس رنجش زمانى تسکین مى یابد که عامل ایجاد آن دستگیر و درمحضر عدالت حاضر شود. اگر قربانیان جرایم،امیدى به سپرده شدن مجرمین به دست عدالت نداشته باشند، خودشان قانون را به دست مى گیرند و این امر به انتقام ها و ضد انتقام هاى نامنظم منجرمى گردد .

نظریه دوم : جبران خسارت در نظریه جبران خسارت ((218)) نیز هدف مجازات با توجه به حق قربانیان جرم و جبران خسارت بزه دیده، توجیه مى گردد. طبق این نظریه، بازگرداندن و جبران خسارتى که بزه دیده متحمل شده است هدف مجازات مى باشد. زندانى کردن سارق - به ویژه باتوجه به ارتزاق زندانى از مالیات - و حتى با ملاحظات مربوط به اقناع حاصل از تماشاى مجازات مجرم، از دید قربانى در برابرضررى که متحمل شده است، جبران خسارتى ناچیز و اندک است.بنابراین، ایده اصلى در نظریه جبران این است که نظام کیفرى، زیان هاى وارده بر قربانیان جرایم را تا جایى که امکان داردجبران کند، مانند محاسبه خسارات وارده بر قربانى و کار کردن مجرم در زندان و پرداخت بدهى او پس از کسر هزینه هاى زندان،به قربانى .

نظریه سوم :نظریه فایده اجتماعى «ژان ژاک روسو» در کتاب «قرارداد اجتماعى»، مجازات را با در نظرگرفتن فایده اجتماعى آن ((219)) توجیه مى کند. او معتقد است که افراد بشر که آزاد به دنیا آمده و آزادانه در طبیعت زندگى مى کنند،به تنهایى قادر به حفظ خود و دفاع در مقابل عوامل طبیعى نیستند.بنابراین براى محافظت خود به دور یکدیگر گرد آمده و با هم «قرارداد اجتماعى» منعقد مى کنند. در چنین جامعه اى هرگاه کسى مرتکب جرم شود، با میل و اراده، قراردادى را که با جامعه بسته بود نقض کرده است و حکم مجازات، اعلام مى کند که این شخص قرارداد اجتماعى را نقض کرده است و عضو جامعه نیست و چون تعهد خود را لغو کرده باید به عنوان پیمان شکن، تبعید و یا به اسم دشمن جامعه، نابود گردد و جامعه حق دارد که چنین فردى را به مجازات برساند.

«بکاریا» ((220)) نیز معتقد بود که غرض از مجازات آن است که متهم و دیگران در آینده مرتکب چنین جرمى نشوند و از این مسیر، سودى نصیب جامعه مى گردد.

«بنتام» نیز این هدف را مطمح نظر قرار داده است.

نظریه چهارم : کاهش جرم، پیشگیرى و ارعاب عده اى بر این باورند که مجازات با دوشیوه مهم پیشگیرى ((221)) وارعاب، ((222)) میزان جرم را کاهش مى دهد. این نظر و نظریه بعدى نیز بر اصالت فایده استوار است . بر این اساس اگر براى مجرم، ط ى مدت خاصى موانعى وجود داشته باشد - مثلا زندانى گردد - باعث کاهش میزان کل جرایم ارتکابى در طول زندگى فردمى گردد و کمترین حد آن، این است که ط ى مدت حبس، مرتکب جرم دیگرى نخواهد شد.

ایده محورى ارعاب این است که ترس ازدستگیرى و اجراى کیفرى، مجرمین را از ارتکاب جرم منصرف مى کند. در نتیجه، مجازات باعث کاهش وقوع جرم خواهد شد واگر کیفر ارعابى صورت نگیرد، ممکن است دیگر افراد جامعه نیزمرتکب جرم شوند. در این توجیه، علاوه بر مجرم، کل افرادجامعه مورد توجه قرار دارند.

نظریه پنجم :اصلاح و تربیت مجرمان والاترین هدفى که دانشمندان حقوق جزا براى مجازات قائلند،اصلاح و تحول ((223)) مجرمان است تا پس از مجازات، وى راچون فردى سالم و شرافتمند تحویل جامعه داد. این نظریه نیز زیرمجموعه مکتب دفاع اجتماعى است که معتقد است یکى ازوظایف اولیه دولت در اجراى مجازات هاى سلب کننده آزادى،اصلاح و تربیت مجرمان مى باشد. طرفداران این نظریه معتقدندکه کیفر دیدن مجرم، ضربه روحى دردناکى بر وى وارد مى آورد وبدین ترتیب او خواهد فهمید که راهش خطا بوده و ممکن است تصمیم بگیرد که زندگى خود را در آینده اصلاح کند.

نظریه ششم :مکتب عدالت مطلقه از جمله نظریاتى که مبتنى بر سزادهى و مکافات مجرم است،اجراى «عدالت مطلقه» مى باشد. از بنیانگذاران آن مى توان «اما نوئل کانت» فیلسوف مشهور آلمانى و «ژوزف دومستر»، را نام برد.«کانت» نفع و یا دفاع اجتماعى را که «بنتام»، آن را ستوده بود،بى معنا مى داند و بر این باور است که «عدالت» و «اخلاق» ایجاب مى کند که بزهکار کیفر ببیند . هدف مجازات، صرف نظر ازسودجویى و رفع ضرر، همان کیفر و سزاى عمل خلاف اخلاقى است که اتفاق افتاده است و حتى اگر از نظر مجازات فایده اى نیزبراى جامعه متصور نباشد و یا دیگر جامعه اى وجود نداشته باشدو قرار است منحل شود، اجراى آن به لحاظ تجاوز به حریم اخلاق و عدالت ضرورى است و آخرین وظیفه این جامعه قبل از انحلال،مجازات مجرم است. در این صورت، اجراى مجازات از نظر نفع اجتماعى عملا امر بى فایده اى است. با وجود این، «عدالت مطلق» و«نظم اخلاقى» که بالاتر و والاتر از نفع اجتماعى است، اجراى چنین مجازاتى را مسلم و ضرورى مى کند. ((224)) در این میان تئورى مختلط ((225)) نیز با ترکیب دو یا چند مورد ازموارد فوق مى تواند به وجود آید.

با ذکر تئورى هاى فوق، روشن شد که آنها تک بعدى بوده و به همه زوایاى فلسفه مجازات توجه نکرده اند، اما با بیان تئورى اسلام،روشن مى شود که در مجموعه منابع دینى به موارد متعددى از آنهااشاره شده است که در این مقاله به جهت بررسى دیدگاه اسلام ازنقد و بررسى بیشتر آنها گذشته و به بیان دیدگاه اسلام مى پردازیم فصل دوم : فلسفه مجازات در اسلام.



خرید فایل



ادامه مطلب
برچسب‌ها: فلسفه، مجازات، اسلام
دوشنبه 15 آذر 1395 ساعت 17:23

مبانی فلسفه عرفانی ایرانی – اسلامی

مبانی فلسفه عرفانی ایرانی – اسلامی

مبانی فلسفه عرفانی ایرانی – اسلامی بر چهار بخش مهم به شرح زیر تقسیم بندی شده است:‌

وحدت وجود کشف و شهود دانش معنوی مراحل تربیت معنوی

وحدت وجود

بدین معنی است که حقیقت را واحد و احدیت را اصل و منشا تمام مراتب وجود میدانستند و معتقد بودند که وجود حقیقی منحصر به حق است و دیگران پرتوی از نور و تراوش فیض اویند.

درالهیات معنی وحدت یگانگی حق است و خالق و مخلوق از هم جدا می باشند و فقط رابطه علت و معلولی دارند ولی صوفیان این عقیده را با این بیان که هیچ چیز جز خدا حقیقت ندارد تعدیل کردند و تعلیم دادند که خالق و مخلوق یکی هستند و حقیقت خالق است و مخلوق سایه و پرتوی از حق می باشند اوست که موجود حقیقی و مطلق و منبع وجود است (شرح پیشوایان و پیروان وحدت وجود در این تالیف آمده است) آب نابسته بیرنگ و بی صورت است و چون بسته شد گاه صورت یخ گیرد و گاه کسوت برف و ژاله در پوشد ، نظر کن که یخ و برف و ژاله همان آب بسیط بی رنگ است یا نه؟ و چون بگذارد همان آب خواهی نامید یا چیزی دیگر؟ پس هر که شناخته است و چشم حقیقت بین دارد جمیع مراتب و کیفیات را آب میداند و آنکه نادان است در بند لباس و کیفیت و غیر بینی در می ماند، فرق عارف و جاهل همین است.

عارف می گوید که تمام ذرات موجود مظهر حقیقتند و علم به هر یک از آنها نیز در حقیقت علم به یکی از مظاهر حق است بنابراین در کلیه علوم جلوه مقصود و جمال محبوب هوید است و در همه چیز میتوان حقیقت را جستجو کرد و دقت عقلی در هر علمی آدمی را به سوی حقیقت می کشاند.

فهرست مطالب

بخش اول

عرفان چیست ؟

نهضت عارفانۀ ایرانیان در قرنهای نخستین اسلامی

جنبه همگانی و جهانی عرفان ایرانی

جنبه های مختلف عرفان ایرانی

علت ظهور و رواج عرفان در ایران

سازمان زیر زمینی عرفان در ایران

جنبه اسلامی عرفان در ایرانی

تعالیم عالی و ارزندۀ عرفان ایرانی

تعالیم عالی و ارزندۀ عرفان ایرانی

سیر عرفان ایرانیان از آغاز قرن هفتم تا پایان قرن نهم هجری

پرورشگاههای مهم عرفان از آغاز قرن هفتم هجری

بخش دوم : هفت وادی عرفان ایرانی از مقطع اطیر و عطار

1 بیان وادی طلب

2 – بیان وادی عشق

3 – بیان وادی معرفت

4 – بیان وادی توحید

5 – بیان وادی استعفا

6 – بیان وادی توحید

7 – بیان وادی حیرت

بخش سوم : عرفان ایرانی از با یزید بسطامی تا نور علیشاه گنابادی

نخستین عارفان ایرانی

رابعۀ عدویه

شمس تبریزی

شیخ نجم الدین رازی

مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی )

سعادت علیشاه طاووس العرفا



خرید فایل



ادامه مطلب
دوشنبه 15 آذر 1395 ساعت 09:37

نمونه سوالات ارشد-تاریخ و فلسفه آموزش و پرورش

نمونه سوالات ارشد-تاریخ و فلسفه آموزش و پرورش

جزوه نمونه سوالات آمادگی آزمون ارشد پیام نور-ارشد-تاریخ و فلسفه آموزش و پرورش

شامل درس زیر

علوم تربیتی حدود و قلمرو آن

نوع فایل:Pdf

سایز: 73.5 KB

تعداد صفحه:4



خرید فایل



ادامه مطلب
دوشنبه 15 آذر 1395 ساعت 01:16

ارشد رشته فلسفه و کلام اسلامی با عنوان روان شناسی دین

ارشد رشته فلسفه و کلام اسلامی با عنوان روان شناسی دین


چکیده

روان‌شناسی دین ، بررسی مسئله دین است از جنبه درونی و فردیِ آن . این گستره سعی می کند با تحلیل روانی انسان ( از طریق روان‌شناسی ) ، ریشة پیدایش دین و همین‌طور پیامدهای این گرایش را مورد مطالعه قرار دهد. در این باب ، نظریه های موافق و مخالف بسیاری ارائه شده است .

علل و انگیزه های بروز دیدگاه روان‌شناسانه دین ، سیر تاریخی آن ، تئوری‌ها و نظریه های قابل توجه در این زمینه ، همچنین پیامدهای تبیین شخصی و روانی دین که از مهم‌ترین آنها می توان به پلورالیسم دینی اشاره کرد ، درفصل اول این رساله مورد مداقه قرار گرفته است .

از مهم‌ترین و محوری ترین مسائل مورد بحث در روان‌شناسی دین ، می‌توان از بحث ‘تجربه دینی’ نام برد که به عنوان گوهر و اساس این دیدگاه ،‌ مورد توجه و دقت نظر متفکرین ،‌ متألهان و همچنین روان‌شناسان قرار گرفته است . یکی از مهم‌ترین فرضیه های مورد بررسی در این مبحث ، معرفت ‌زایی تجربیات دینی است و اینکه آیا تجربه دینی می‌تواند از لحاظ معرفت‌شناسی ، عینیت داشته باشند ؟

بیان نظریات مختلف در مورد این مسئله ، که در فصل دوم به آنها اشاره شده ، تا حدودی اظهار نظر در مورد آن را آسان می‌نماید .

نقد و بررسی موضوع نیز ، همراه با بیان نظرات متفکرین معاصر و نتیجه گیری کلی از بحث ، اجمالاً‌ در فصل پایانی رساله آمده است .

ما حصل بحث :

ـ روان‌شناسی دین ، نگاهی درونی ، روانی و فردی به دین است ، بدون در نظر گرفتن جنبه های اجتماعی ، فرهنگی و … آن .

ـ تبیین شخصی و درونی دین ، از بسیاری از تعارضات میان عقاید دینی و سایر ابعاد زندگی جلوگیری کرده و خواه و ناخواه ،‌ اصطکاک همیشگی میان دین و علم را
از بین می‌ برد.

ـ از طریق ارجاع تجربیات شخصی و فردی به پیش فرض‌های دینی و زمینه های مذهبی افراد ، تجربیات دینی قابل تعریف بوده و به عنوان مهم‌ترین عامل تحویل دین به روان‌شناسی ، مورد بررسی و دقت نظر قرار می گیرد .

ـ تجربیات دینی از لحاظ معرفت شناسی می توانند عینیت داشته باشند و اعتقادآور باشند ( اما فقط برای صاحب تجربه و نه ناظران ، بلکه برای ناظران خارجی ، تنها جنبه آشنایی دارد )

ـ از بارزترین نتایج تبیین و تفسیر درونی و فردی دین ، اعتقاد به پلورالیسم دینی
( کثرت گرایی دینی ) است که امروزه با گسترش این روند در جوامع غربی ، حقانیت مکاتب توحیدی و اعتقاد به صراط مستقیمی واحد ، به زیر سؤال رفته و تا حدودی تضعیف شده است .

ـ دین از طریق تجربه درونی و شخصی قابل ادراک است ، و این ادراک بر اساس فطرت کمال‌جوی انسان و طبیعت وی استوار است .

ـ تجربیات دینی در صورت عینیت یافتن ، می تواند معرفت زایی کرده و اعتقادات دینی را توجیه نمایند؛ اما این مسئله در مورد شخص تجربه کننده صادق می باشد و برای شخص ناظر هیچ الزام و ضرورتی ، برای اعتقاد از طریق تجربه دینی وجود ندارد.


فهرست مطالب

چکیده

مقدمه ………………………………………………………………………………… 1

فصل اول

رابطه روانشناسی و دین ………………………………………………………… 11

تعریف دین ……………………………………………………………………… 15

بررسی تئوریهای روانشناسانة دین …………………………………………… 21

ـ تئوری تحولی پیاژه ………………………………………………………… 22

ـ تئوری اریکسون ……………………………………………………………. 25

ـ آلپورت ……………………………………………………………………… 27

ـ یونگ ………………………………………………………………………… 30

ـ هیوم ………………………………………………………………………….. 35

ـ فروید ………………………………………………………………………… 42

علل گرایش به دین ……………………………………………………… 47

پیامدهای گرایش به دین ………………………………………………… 50

ـ جیمز…………………………………………………………………………… 51


تجربة‌ دینی ……………………………………………………………………… 59

تعارض علم و دین ……………………………………………………………… 60

کثرت‌گرایی دینی ……………………………………………………………… 68

فصل دوم

تعریف تجربة دینی ……………………………………………………………… 76

پیشینة تاریخی تجربة دینی …………………………………………………… 79

اقسام تجربة دینی ……………………………………………………………… 83

دیدگاههای مختلف در مورد انواع تجربه‌های دینی ………………………… 86

ـ تجربة دینی نوعی احساس است ………………………………………… 86

ـ تجربة‌ دینی نوعی تجربة مبتنی بر ادراک حسی است ………………… 95

ـ تجربة دینی ارائه نوعی تبیین مافوق طبیعی است ……………………… 98

نمونه‌های تجربة دینی ………………………………………………………… 104

آیا تجربه‌های دینی هستة مشترکی دارند …………………………………… 118

تجربه‌های عرفانی ……………………………………………………………… 120

ـ آیا تجارب عرفانی معرفت‌زا است ……………………………………… 131


آیا تجربة‌ دینی می‌تواند اعتقاد دینی را توجیه کند ………………………… 135

فصل سوم

نگاهی نقادانه به موضوع ……………………………………………………… 149

ـ تقدم شرک بر یکتا پرستی………………………………………………… 164

ـ موهوم پنداری باورهای دینی …………………………………………… 165

ـ گناه نخستین………………………………………………………………… 166

ـ خدای پدرگونه …………………………………………………………… 167

ـ مفهوم جنسیت …………………………………………………………… 168

ـ تعمیم ناروا ………………………………………………………………… 170

فهرست منابع و مآخذ (فارسی) …………………………………………… 180

فهرست منابع و مآخذ (انگلیسی) ………………………………………… 184

ج

چکیده انگلیسی………………………………………………………………… 185




خرید فایل



ادامه مطلب
یکشنبه 14 آذر 1395 ساعت 21:26

بررسی فلسفه JIT

بررسی فلسفه JIT

  • · تاریخچه وتکامل تولیدبهنگام:

JITیک فلسفه مدیریت ژاپنی است که ازاوایل دهه 1970دربسیاری از موسسات تولیدی ژاپن مورد استفاده قرارگرفت. این فلسفه اولین بار توسط «تائیچی اونو» درشرکت تویوتا به عنوان ابزاری برای برآورده ساختن خواسته مشتری باحداقل تاخیرمعرفی وبه کارگرفته شد. به همین دلیل تائیچی اونواغلب پدرنظام بهنگام نامیده می شود.کارخانجات تویوتا اولین محلی بودندکه نظام بهنگام درآن مطرح گردید. این نظام دربحران نفتی سال1973 مورد حمایت وسیعی قرار گرفت وپس ازآن توسط بسیاری سازمانهای دیگر انتخاب گردید.

JITدرآغازبه عنوان روشی برای کاهش سطوح موجودی انبارهای ژاپنی مطرح بود.امروزه JITبه یک فلسفه مدیریتی شامل مجموعه ای ازعلوم ودراختیارگرفتن یک سری جامع ازاصول وتکنیکهای تولید گسترش یافته است. تولید بهنگام درصورتیکه به شکل مناسب دریک سازمان به کارگرفته شود ظرفیت تقویت مزیت رقابتی سازمان رادربازار به شکل اساسی باکاهش اتلافها وبهبودکیفیت محصول وبهره وری تولید دارا خواهدبود.

درژاپن زمینه های فرهنگی قوی درارتباط با ظهورJITوجوددارد.اخلاق کارژاپنی یکی ازاین عوامل است.اخلاق کارژاپنی دربرگیرنده نظریات زیراست:

  • کارکنان دارای انگیزه قوی برای دنبال نمودن بهبود دائمی وبرتری نسبت به آنچه که هم اکنون وجودداردهستند.
  • شرکتها برکارگروهی شامل ترکیب استعدادهاوتقسیم دانش،مهارتهای حل مشکلات، ارائه نظرات ودستیابی به یک هدف مشترک تاکید دارند.
  • کاروتلاش براستفاده از اوقات فراغت مقدم است.
  • کارکنان تمایل دارند که درتمام دوران شغلی خوددریک شرکت بمانند.
  • حس برابری وتفکرکارگروهی به میزان بسیاربالا درژاپنی وجود دارد.

علاوه براینJITبه عنوان وسیله ای برای دستیابی به بالاترین سطوح بکارگیری منابع محدود موجود خود شناخته شد.

چند مشخصه فرهنگی ژاپنی مناسب که ممکن است با JITمرتبط باشند به شرح زیراست:

  • مدیریتJITاین امکان را به مدیریت می دهدکه تقاضای مشتری رابدون توجه به سطح تقاضا براورده نماید.
  • مقدار زمان حدفاصل بین ورود مولد،فرایندومونتاژمحصول نهایی برای مشتریان با تکنیکهای تولید JITحداقل می شود.
  • JITامکان کاهش درمواد اولیه،کاردرجریان ساخت وموجودی کالاهای ساخته شده رافراهم آورد.
  • تکنیکهای تولیدJITازظروف برای نگهداری قطعات استفاده می کند.
  • یکی ازاجزای تولیدJITنیازمند آن است که کارخانه تمیز باشد.
  • تولید بهنگام ازعلائم نمایان برای نشان دادن وضعیت ماشین آلات استفاده می کند.

هنگامی که اصطلاح«JIT=JUST IN TIME» برای اولین باردرفرهنگ مدیریت استفاده شد می توانست معنای مختلفی برای افرادمختلف داشته باشد.سیستم تولیدیJIT ازنظراینکه درجهت کاهش ضایعات گام برمی دارد،یک رویکرد مدیریت عملیاتی وازاین نظرکه یکی ازاهداف آن بهبود کارایی وکیفیت است،یک رویکردمدیریت تکنیکی به شمار می رود.ازطرفی بعضیها آنرابه دلیل اینکه سیستم تولیدی JITیک مفهوم تولیدجامع است رویکرداستراتژیک نامیده اند.درعمل سیستم تولیدی JITقبل ازآنکه رویکردعملیاتی تکنیکی ویا استراتژیک باشدیک راهکار برای تسهیل عملیات است.

«تویوتا» نامی است که بیش ازیک خودروسازمعنا می دهد.تویوتا نمادی است ازتوسعه قوی یک شرکت،ازکسب وکارخانوادگی به یک شرکت حقیقتا جهانی.شایداگرهمت ورویا وخطرپذیری کیشیرو تویودا درراه اندازی خط تولید موتورگازوئیلی کوچک درگوشه ای از کارخانه ریسندگی پدرخودنبود امروزچنین تویوتای متفاوتی وجود نداشت.تویوتا نمادی است ازمدیریت موفق ومبتکرکه بسیاری ایده ها واندیشه های خلاق نظیرنظام آراستگی(S5 بهبود مستمر(کایزن)،سیستم کانبان،سیستم تولیدناب وJIT رابه دنیا عرضه کرده است.همین ریشه های اصیل ومقوی است که درخت تناورتویوتارابه گونه ای تقویت کرده است که هر رقیبی رادربرابرخودکنارمی زندودورنیست که درآینده بسیارنزدیک باپشت سرگذاشتن دو رقیب نزدیک خود،درجایگاه برترین خودروسازجهان بنشیندوبرتری بلامنازع خوددرژاپن رابه سراسردنیا تسری دهد.تولیدحدود8 میلیون خودرو درسال که نیمی ازآن درخارج ازژاپن تولیدمی شود،دستاورداندکی نیست.امارهبران تویوتا بیش ازآنکه به اعداد بیندیشند،آن گونه که درفلسفه مدیریت خودتاکید کرده اند،به ارزشها می بالند وهمانها راعامل پایداری موفقیت وسرآمدی شرکت خودمی دانند.

  • · تاریخچه :

تویوتا درابتدای قرن بیستم به عنوان یک کارخانه ریسندگی وجودداشت.ساکیشی تویوداکه سالهادرراه شغل پدرخود،یعنی فروش فرش فعالیت می کرداین کارخانه راراه انداخته بودودرسال1894 باهوش سرشارخودیک ماشین بافندگی صنعتی ابداع کرده وساخته بود.اودرسال1924 نوع تمام اتوماتیک آن راساخت ودوسال بعدکارخانه اتوماتیک ریسندگی تویوتا،پابه عرصه وجودنهاد.پسرکنجکاوومستعد او،کیشیروکه دررشته مهندسی مکانیک ازدانشگاه توکیو فارغ التحصیل شده بوددرکارخانه پدرمشغول به کارشداماهمه توجه وهمت اوصرف تولید موتورخودروشد.درسال130 کیشیروتحقق برروی موتورهای گازوئیلی را آغازکردوسه سال بعدبخش خودرورادرقسمت کوچکی ازکارخانه ریسندگی پدرراه انداخت. درسال 1935 اولین کارخانه خودروتویوتا آغازبه کارکردوسال بعد لوگوی تویودابه تویوتا تغییریافت.یک سال بعدیعنی سال1937 شرکت تویوتاموتوربه طوررسمی افتتاح شد.بدین ترتیب یکی ازموفق ترین کارخانجات ریسندگی ژاپن دربین دوجنگ جهانی باتغییرگرایش،به کارخانه خودروسازی تبدیل شد.تلاش وهمت کیشیروتویوداباعث شدکه ازدل کارخانه پدر، کارخانه جدیدتاسیس شود.

درابتدا خودکیشیروبه عنوان قائم مقام شرکت جدیدعمل می کردودرسال1941 به عنوان مدیرعامل مشغول به کارشد.بلافاصله پس ازراه افتادن شرکت جدید،اصول مدیریتی نوینی دراداره کارخانه به کارگرفته شد.درسال1938 سیستم JIT به کارگرفته شد.دوسال بعدموسسه تحقیقاتی تویوتا افتتاح شد.سال1951 سیستم پیشنهادایده های خلاق درتویوتا فعال شد.سال1973مرکزطراحی وسال بعدمرکزآموزش افتتاح شد.اولین محصول تجاری شرکت تویوتا،کامیون5/1 تنی G1 بود.درطی جنگ جهانی دوم تمام کارخانه دراختیارجنگ بودو برای ارتش کامیون تولیدمی کرد.تاچندسال بعدازاتمام جنگ نیز،اشغالگران اجازه تولیدخودرو به تویوتاندادند.درسال1952بامرگ کیشیرو،مسئولیت شرکت برعهده ایجی تویوداپسرعموی اوقرارگرفت.ایجی به همراه پسرکیشیرو،شوئی شیروتویوداوطی سالهای بعدتویوتارابه یکی ازشرکتهای بزرگ خودروسازی جهان تبدیل کردند.درسال1977مرکزفنی تویوتا درامریکاافتتاح شدوسال1984همکاری تویوتاباجنرال موتورزدرامریکا صورت گرفت.پس ازایجی،تایچی اونو مسئولیت شرکت رابه عهده داشت ودراستقرارسیستم تولید تویوتا بسیارهمت گماشت واصول راهنمای تویوتارادرسال1992منتشرکرد.

فهرست

موضوع صفحه

فصل اول:معرفی JIT ------------------------------------------------ 5

تاریخچه وتکامل تولید بهنگام -------------------------------------------- 6

تعریف نظام بهنگام ------------------------------------------------------ 9

نظام بهنگام دریک نگاه ------------------------------------------------- 10

مبانی تولید بهنگام ------------------------------------------------------- 14

اجزای تولید بهنگام ------------------------------------------------------ 15

اهداف تولید بهنگام -------------------------------------------------------- 18

مزایاومحدودیتهای JIT --------------------------------------------------- 20

منطق اجرایJIT ---------------------------------------------------------23

پیش نیازهای یک برنامه JIT --------------------------------------------26

برنامه ریزی نظام تولید بهنگام ------------------------------------------- 27

فصل دوم:اجرای برنامه JIT ----------------------------------------- 36

مقدمه -------------------------------------------------------------------- 37

1- ایجاد یک استراتژی اجرایی ------------------------------------------ 38

2- یک برنامه عملیاتی برای اجرا --------------------------------------- 40

1-2-وقتی فعالیتهای اجرای JITتکمیل می شود------------------------- 42

2-2-چگونه فعالیتهای اجرایی JITانجام می شود ---------------------- 43

3- سیستمهای جمع آوری وسنجش داده ها ------------------------------- 43

4- پروژه های آزمایشی(راهنما) ---------------------------------------- 47

5- بحث درمورد مقاومت کارکنان واتحادیه ها ---------------------------- 48

1-5- مقاومت کارکنان ----------------------------------------------- 49

2-5- اتحادیه ها ---------------------------------------------------- 50

6- فرایند اجرای JIT ---------------------------------------------------- 52

فصل سوم:کنترل JIT ------------------------------------------------- 54

کنترل تولیددرنظام بهنگام ------------------------------------------------- 55

سیستم کانبان -------------------------------------------------------------- 56

وظایف کانبان ------------------------------------------------------------- 56

تولید یکنواخت ------------------------------------------------------------ 57

کاهش زمان عملیات وزمان چرخه ----------------------------------------- 60

اجرای سیستم کانبان ------------------------------------------------------- 61

وظایف کانبان -------------------------------------------------------------- 63

انواع جریان مواد ---------------------------------------------------------- 64

گردش کانبان -------------------------------------------------------------- 67

وسعت عمل کانبان -------------------------------------------------------- 69

فصل چهارم :ابداع کننده JIT / شرکت تویوتا ------------------------ 71

شرکت تویوتا ------------------------------------------------------------- 72

مقدمه --------------------------------------------------------------------- 73

تاریخچه ------------------------------------------------------------------ 73

سیستم تولیدتویوتا(TPS) ------------------------------------------------- 74

تولیدبهنگام(JIT) --------------------------------------------------------- 76

کانبان --------------------------------------------------------------------- 76

JIDOKA --------------------------------------------------------------- 77

فلسفه وچشم اندازتویوتا ---------------------------------------------------- 77

فرهنگ سازمانی وارزشها ------------------------------------------------- 78

آینده ----------------------------------------------------------------------- 78

تشریح مفاهیم -------------------------------------------------------------- 80

واژه نامه انگلیسی- فارسی ------------------------------------------------- 83

فهرست منابع -------------------------------------------------------------- 85



خرید فایل



ادامه مطلب
برچسب‌ها: بررسی، فلسفه، JIT
یکشنبه 14 آذر 1395 ساعت 09:31

فلسفه تعلیم و تربیت در جهان امروز

فلسفه تعلیم و تربیت در جهان امروز

چکیده
فلسفة تعلیم و تربیت درجایگاه یکی از فلسفه‌های مضاف، از دو زاویه قابل بررسی و مطالعه است: 1. دیدگاه‌های فیلسوفان دربارة تعلیم و تربیت؛ 2. رشتة دانشگاهی. فلسفة تعلیم و تربیت از نگاه اول، تاریخی به قدمت اندیشه‌ورزی و نظریه پردازی فیلسوفان شرق و غرب عالم در باب تربیت دارد؛ اما از نگاه دوم حدود یک قرن از عمرش سپری می‌شود. از فلسفة تعلیم و تربیت، بسته به نوع دید و مبانی فلسفی متناسب با آن، مفاهیم و تعاریف گوناگونی ارائه شده است: استنتاج آرای تربیتی از مبانی فلسفی، کاربرد فلسفه در تعلیم و تربیت، نظریة عمومی تعلیم و تربیت، تحلیل و پردازش مفاهیم و گزاره‌های تربیتی و مانند آن. نگارندة این مقاله، فلسفة تعلیم و تربیت را تبیین و اثبات مبادی تصوری و تصدیقی تعلیم و تربیت تلقی می‌کند و در سه سطح پیش استنتاجی یا باز یافت، استنتاجی یا کشف، و فرا استنتاجی یا خلق به بررسی فلسفة تعلیم و تربیت می‌پردازد. طراحی و اجرای تدابیر و راهکارهایی در سه سطح بازیافت، کشف و خلق، از شرایط اساسی پی‌ریزی فلسفة تعلیم و تربیت اسلامی است.
رشتة فلسفة تعلیم و تربیت، تحولات و تطوراتی را پشت سر نهاده که در دو مرحله قابل تشخیص و بررسی است؛ مرحله رویکرد ایسم‌ها و مرحله رویکرد تحلیلی. فلسفة تعلیم و تربیت در حال حاضر در مرحلة پساتحلیلی و مشتمل بر رویکرد‌ها و دیدگاه‌های متنوعی در جهان غرب است. واژگان کلیدی: فلسفة تعلیم و تربیت، مفهوم فلسفة تعلیم وتربیت، تحولات فلسفة تعلیم و تربیت. مقدمه فلسفة تعلیم و تربیت (philosophy of education) به منزلة یکی از حوزه‌های معرفت بشری، از دو دیدگاه قابل مطالعه و بررسی است: 1. دیدگاه‌های فیلسوفان دربارة تعلیم وتربیت؛ 2. رشته دانشگاهی. فلسفة تعلیم و تربیت از دیدگاه اول، یک حوزة معرفتی دیرپا و کلاسیک است که تاریخی به قدمت تاریخ تأملات فیلسوفان در باب تعلیم و تربیت دارد. میان فیلسوفان غربی، افلاطون، نخستین فیلسوفی است که در کتاب معروف خویش، جمهوری (Republic) به این گونه تأملات پرداخته، دیدگاه تربیتی به نسبت جامعی را عرضه داشته‌ است. پس از افلاطون می‌توان از فیلسوفان دیگری همچون ارسطو، ابن‌سینا، خواجه نصیر طوسی، آگوستین، آکوئیناس، بیکن، دکارت، لاک، روسو و کانت نام برد که در این حوزه کار کرده‌اند. در باره فلسفة تعلیم و تربیت، به معنای تأملات و تفکرات فیلسوفان دربارة تعلیم و تربیت، سه نکته مهم قابل ذکر است: اولاً همة فیلسوفان، به معنای دقیق کلمه، تأملات تربیتی نداشته‌اند. به بیان روشن‌تر، برخی از آنان، آرا و اندیشه‌های تربیتی خود را آشکارا بیان کرده و برخی چنین نکرده‌اند. افلاطون، کانت و ابن سینا از فیلسوفانی هستند که در گروه اول جای می‌گیرند، و بکین و دکارت و صدرالدین شیرازی از فیلسوفانی که در گروه دوم قرار دارند. ثانیاً فلسفة تعلیم و تربیت، در گروه دوم، به صورت استنتاج مدلول‌های تربیتی از اندیشه‌های فلسفی در می‌آید. این صورت دوم از دیدگاه اول فلسفة تعلیم و تربیت را برخی از فیلسوفان تربیتی، با عناوینی چون "فلسفه و تعلیم و تربیت" (Smith , 1965 , P. 52)، "رویکرد مواضع فلسفی" (Chambliss , 1996 , P. 471) یا "رویکرد دلالت‌ها" (Ibid) معرفی کرده‌اند. فیلیپ اسمیت در فصل سوم از کتاب فلسفة آموزش و پرورش می‌نویسد: این نظریه که فلسفه و تعلیم و تربیت با یک‌دیگر ارتباط عمیقی دارند، به‌‌یقین‌ نظریة جدیدی نیست. ... از آن‌جا که فلسفه، به‌طور سنتی، چیستی واقعیت، معرفت و ارزش را بررسی کرده است، روابط آشکاری با تعلیم و تربیت دارد ... (Smith , Idib , P. 53). آنگاه به مسأله "استنتاج" (derivation) اشاره می‌کند: هنگامی که روابط بین فلسفه و تعلیم و تربیت مورد تأکید قرار می‌گیرد، برخی تصور می‌کنند که یک فلسفة تربیتی معین از یک فلسفة معین استنتاج می‌شود (Ibid). کامبلیس هم در این زمینه چنین اظهار نظر می‌کند: از دهة 1930 و در ادامه تا سال‌های 1940 و 1950، یک راه برای مرتبط ساختن فلسفه و تعلیم و تربیت این اندیشه بود که فلسفه، یک مبنا یا مطالعة اساسی است که فلسفة تعلیم و تربیت از آن استنتاج می‌شود ((Chambliss ,Ibid ,P. 471 ثالثاً فیلسوفانی که در گروه اول قرار دارند نیز به دو دسته تقسیم می‌شوند: دستة اول، فیلسوفانی هستند که تأملات تربیتی فلسفی داشته‌اند، و دستة دوم، فیلسوفانی که تأملات تربیتی غیرفلسفی داشته‌اند. افلاطون، آکوئیناس و کانت در دستة اول، ولاک، هگل و راسل دردستة دوم قرار دارند. رابین بارو (Barrow , 1994) در این زمینه سخن جالبی دارد: [برخی‌] فیلسوفان نیز به شیوه‌ای غیرفلسفی دربارة تعلیم و تربیت چیزهایی نوشته‌اند. "لاک، هگل و راسل از جمله فیلسوفان معروفی هستند که این‌گونه عمل کرده‌اند. کتاب لاک به نام اندیشه‌هایی در باب تعلیم و تربیت" (1963) صرفاً به مقداری اندک به آثار فلسفی‌اش مبتنی است. استنتاج‌های وی دربارة اولویت‌های تربیتی یک اشراف‌زادة زمین‌دار نمی‌تواند نتیجة منطقی نظریات معرفت‌شناختی و وجودشناختی‌اش باشد (P. 4451). فلسفة تعلیم و تربیت از دیدگاه دوم، یعنی رشتة دانشگاهی، حوزة معرفتی نوپایی است که حدود یک قرن از عمر آن سپری می‌شود. بسیاری از متخصصان و کارشناسان، سرآغاز ظهور و پیدایی این رشته را قرن بیستم و به‌طور مشخص، سال 1935، یعنی سال تأسیس انجمن جان دیویی (JDA) در امریکا می‌دانند. کامینسکی (1988) در این باره می‌نویسد: فلسفة تعلیم و تربیت، کاری مربوط به قرن بیستم است. انضمام فلسفه به پرسش‌های ناشی از عمل آموزش و پرورش مدرسه‌ای، موضوع جدیدی است. تاریخچة این رشته، فقط به اندازة سازمان‌های معاصرش قدمت دارد؛ حتی اگر برای این رشته، مقدور باشد که سودمندانه به آثار افلاطون و ارسطو استناد ورزد. مطالعة منظم فلسفة تعلیم و تربیت در ایلات متحده از سال 1935 آغاز شد (P.14). به هر روی، قرن بیستم، چه به لحاظ تأسیس و راه‌انداز‌ی رشتة فلسفة تعلیم و تربیت در سطوح کارشناسی ارشد و دکترا و در نتیجه، پرورش نیرو‌های متخصص در این قلمرو مستقل معرفتی، و چه به لحاظ انجام تحقیقات و مطالعات منظم و سازمان یافته در ارتباط با موضوعات و مسائل خاص این رشته، و چه به لحاظ تشکیل انجمن‌های حرفه‌ای فلسفة تعلیم و تریبت، از قبیل انجمن فلسفة تعلیم و تربیت امریکا (1941)، انجمن فلسفة تعلیم و تربیت بریتانیای کبیر (1965)، انجمن فلسفة تعلیم و تربیت استرالازیا (1970) و مانند آن، قرن پیدایی و ظهور رشتة فلسفة تعلیم و تربیت است. 1.مفهوم فلسفة تعلیم و تریبت پیش از تجزیه و تحلیل مفهوم فلسفة تعلیم و تربیت باید به این نکته توجه داشت مجموعة بحث‌هایی که در این مقاله مطرح می‌شوند، به قلمرو معرفتی دیگری مربوطند که به لحاظ طولی، فراتر از فلسفة تعلیم و تربیت است و بر آن احاطه و اشراف علمی دارد. "پرسش دربارة [مسائلی چون] ماهیت، محتوا و فایدة فلسفة تعلیم و تربیت، پرسشی نیست که درون فلسفة تعلیم و تربیت پدید آید، بلکه پرسشی است که دربارة فلسفة تعلیم و تربیت مطرح می‌شود؛ در نتیجه، این پرسش، مستلزم تفکر فلسفی دربارة فلسفة تعلیم و تربیت است، نه دربارة تعلیم و تربیت؛ به همین جهت، به متافلسفة تعلیم و تربیت، یعنی به فلسفة فلسفة تعلیم و تربیت مربوط می‌شود" (Ducasse , 1956 ,P 169). در باره مفهوم فلسفة تعلیم و تربیت، دیدگاه‌های گوناگونی وجود دارد که پرداختن به همة آن‌ها از حوصله این مقام خارج است . این‌جا برخی از مهم‌ترین آن‌ها را ارائه و در سرانجام دیدگاه خود را مطرح می‌کنیم. نیوسام (1956 , P. 162) دیدگاه‌های رایج در تعریف فلسفة تعلیم و تربیت را در سه طبقه به شرح ذیل طبقه بندی کرده است: 1. فلسفة تعلیم و تربیت به ‌صورت دیدگاه دربارة تعلیم و تربیت؛ 2. فلسفة تعلیم و تربیت به صورت کاربرد فلسفه در تعلیم و تربیت؛ 3. فلسفه به صورت نظریة عمومی تعلیم و تربیت. وی دیدگاه دوم را عمومی‌ترین دیدگاه می‌خواند و رویکرد استنتاج نکته‌های تربیتی از فلسفه‌های نظامدار را هم در همین دیدگاه تلقی می‌کند (Ibid). ویلیام فرانکنا (1956 ,P. 287) بعد از تقسیم بندی فعالیت‌های فلسفی در سه بخش فلسفة نظری (speculative philosophy)، فلسفة هنجاری (normative philosophy) و فلسفة تحلیلی ((analytical philosophy از سه نوع فلسفة تعلیم و تربیت نظری، هنجاری و تحلیلی سخن به میان می‌آورد. به اعتقاد وی: فلسفة تعلیم و تربیت نظری در جست‌وجوی فرضیه‌هایی دربارة انسان و جهان است که با فرایند تعلیم و تربیت ارتباط دارد. فلسفة تعلیم و تربیت هنجاری، اهداف لازم التحقق و اصول لازم الاتباع را در فرایند تربیت انسان‌ها مشخص و توصیه‌هایی را در باب وسایل دستیابی به این اهداف عرضه می‌کند. و فلسفة تعلیم و تربیت تحلیلی در پی ایضاح مفاهیم بسیار مهم است. از این سه، فلسفه‌های تربیتی نظری و هنجاری به فلسفة فرایند تعلیم و تربیت، و فلسفة تربیتی تحلیلی به فلسفة رشته تعلیم و تربیت تعلق دارد (Ibid , P.291). کینگسلی پرایس (1956 , PP . 126 - 127) بعد از تقیسم‌بندی فلسفة تعلیم و تربیت به چهار شاخة فرعی: تحلیل تعلیم و تربیت، متافیزیک تعلیم و تربیت، اخلاق تعلیم و تربیت، و معرفت شناسی تعلیم و تربیت، این تعریف را از فلسفة تعلیم و تربیت عرضه می‌دارد: بررسی تحلیلی تعلیم و تربیت، همراه با کوشش برای ارتباط دادن آن به شیوه‌ای خاص با متافیزیک، اخلاق و معرفت شناسی (P. 125). به اعتقاد وی، تحلیل تعلیم و تربیت یعنی "روشنگری واژه‌های مورد نیاز در تعلیم و تربیت" (Ibid). متافیزیک تعلیم و تربیت، یعنی "تبیین واقعیت‌هایی که به وسیلة تعلیم و تربیت بیان می‌شود" (P.126)، اخلاق تعلیم و تربیت، یعنی "توجیه و تصحیح توصیه‌های اخلاقی تعلیم و تربیت" (P.129)، و معرفت شناسی تعلیم و تربیت، یعنی "معرفی و تبیین معیارهای لازم برای کسب معرفت" (P.130). فیلیپ اسمیت (1965) در تبیین و تشریح مفهوم فلسفة تعلیم و تربیت از چهار گونه ترکیب سخن به میان می‌آورد: فلسفه و تعلیم و تربیت، فلسفه در تعلیم و تربیت، فلسفه برای تعلیم و تربیت، و فلسفة تعلیم و تربیت (P.52). فلسفه و تعلیم و تربیت، دربردارنده این مفهوم است که فلسفه به صورت دانشی که از ماهیت واقعیت، معرفت و ارزش سخن می‌گوید، با تعلیم و تربیت روابط آشکاری دارد. به دیگر سخن، می‌توان از مکاتب و نظام‌های فلسفی گوناگون، دیدگاه و طرح‌های تربیتی مختلفی را استنتاج کرد (P.53). فلسفه در تعلیم و تربیت یعنی کاربرد تفکر فلسفی یا فلسفیدن در تعلیم و تربیت (P.59). فلسفه برای تعلیم و تربیت، یعنی تلاش‌ برای تهیه طرح‌های ویژه‌ای جهت عمل و سیاست تربیتی و نیز تحلیل مسائل تربیتی (PP.61-62)؛ و سرانجام، فلسفه‌ تعلیم و تربیت عبارت است از تجزیة تعلیم و تربیت به مهم‌ترین ابعاد آن به صورت شالوده‌ای برای تدوین نظریة تربیتی (P.69). به اعتقاد ما می‌توان در یک نتیجه‌گیری کلی در سه سطح از مفهوم یا ماهیت فلسفة تعلیم و تربیت سخن گفت: "سطح پیش استنتاجی"، "سطح استنتاجی"، و "سطح پسااستنتاجی". این سه سطح در عرض یک‌دیگر نیستند؛ بلکه در طول یک‌دیگرند و به اصطلاح، به یک‌دیگر ترتب دارند. فلسفة تعلیم و تربیت در سطح پیش استنتاجی، چیزی جز بازیافت، گردآوری، تنظیم و تدوین دیدگاه‌هایی که فیلسوفان (اعم از متقدم و متأخر) در باب تعلیم و تربیت مطرح کرده‌اند نیست. فلسفة تعلیم و تربیت در این سطح، ملازمه‌ای با خلق و ابداع ندارد؛ جز در حدّ باز نمودی تازه و هنرمندانه از آنچه پیش‌تر آفریده شده است. فلسفة تعلیم و تربیت در این مرتبه، جوهره و هویتی تاریخی دارد و به ارائه مجدد و تنسیق و تألیف دوبارة دیدگاه‌های فیلسوفان محض ناظر است. فلسفة تعلیم و تربیت در سطح استنتاجی، کوشش فکری منظم، منطقی و قاعده‌مند فیلسوف تعلیم و تربیت برای کشف و استنتاج دیدگاه‌های تربیتی فیلسوفان محض درسه حوزة اهداف، برنامه‌ها و روش‌های تربیتی، از اندیشه‌های فلسفی آن‌ها در سه قلمرو معرفت شناسی، وجود شناسی و ارزش شناسی است، و سرانجام، فلسفة تعلیم و تربیت در سطح پسااستنتاجی، یعنی خلق و ابداع مبانی فلسفی نو و اندیشه‌ها و دیدگاه‌های تربیتی متناسب با آن. چنان‌که ملاحظه می‌‌شود، مفاهیم سه‌گانة پیش‌گفته از فلسفة تعلیم و تربیت، در سه سطح یا مرتبة فکری متفاوت، یعنی "بازیافت"، "کشف" و "خلق" قرار دارند. ناگفته پیدا است که برای دستیابی به فلسفة تربیتی اسلامی-ایرانی، بایسته است مطالعات و تحقیقات بنیادی و کاربردی دامنه‌داری در هر سه عرصة مذکور انجام شود. به‌طور خلاصه، فلسفة تعلیم وتربیت، به لحاظ معرفت‌شناختی، یکی از علوم فلسفی یا فلسفه‌های مضاف است که با روش عقلانی به تبیین و اثبات مبادی تصوری و تصدیقی تعلیم و تربیت می‌پردازد. مقصود ما از مبادی تصوری و تصدیقی تعلیم و تربیت، مفاهیم گزاره‌ها، استدلال‌ها و نظریه‌های تربیتی است. این‌جا ما مبادی تصوری و تصدیقی را از علم منطق اخذ کرده‌ایم؛ چنان‌که حاج ملاهادی سبزواری در منظومة منطق (1369: ص 9) می‌گوید: ثم‌المبادی خصةٌ شرکیة تصوریة و تصدیقیة. ضمناً در این تعریف، موضوع و روش پژوهش در فلسفة تعلیم و تربیت نیز مشخص شد. موضوع فلسفة تعلیم و تربیت، مبادی تصوری و تصدیقی تعلیم و تربیت، و روش تحقیق در این رشته، روش تعقلی است. 2. مروری بر تحولات رشتة فلسفة تعلیم و تربیت در قرن بیستم همان‌گونه که در صدر مقاله گفته شد، فلسفة تعلیم و تربیت به‌صورت رشتة علمی و دانشگاهی از اوایل قرن بیستم در دنیای غرب پایه‌گذاری شد. این رشته حدود صد سالی که از عمرش می‌گذرد، دو مرحلة مهم را پشت‌سر نهاده است و اکنون در مرحلة سوم قرار دارد. این مراحل عبارتند از: 1-2. مرحلة رویکرد ایسم‌ها استنتاج دیدگا‌های تربیتی از مکاتب فلسفی، سرآغاز فعالیت‌های علمی سازمان‌یافته در جهان غرب به منظور پایه‌گذاری رشتة فلسفة تعلیم وتربیت است. این مرحله با عناوینی چون "رویکرد ایسم‌ها" (Barrow , 1994, P. 4459)، "رویکرد مواضع فلسفی" (Chambliss , Ibid, P. 475)، "رویکرد دلالت‌ها (Ibid)، "رویکرد سنّتی" (Ibid) و مانند آن شناخته می‌شود. پیش فرض اساسی طرفداران این رویکرد آن بود که میان دیدگاه‌های بنیادین وجود‌شناختی،معرفت‌شناختی و ارزش‌شناختی هر مکتب با مواضع و دیدگاه‌های تربیتی مأخوذ و مستنتج از آن، رابطه‌ای منطقی و ضرور وجود دارد. این رویکرد از اوایل دهة 1930 آغاز شد و تا اواسط قرن بیستم به اوج خود رسید و هنوز هم در ادبیات این رشته مطرح است؛ اما به تدریج در مسیر پیشرفت این رویکرد، موانع و اشکالاتی پدید آمد. اگر به حقیقت چنین رابطه‌ای میان بنیان‌های فلسفی مکتب‌ها و اندیشه‌های تربیتی مأخوذ از آن‌ها وجود داشته باشد، باید اولاً دیدگاه‌های تربیتی یکدست و منسجمی از هر مکتب فلسفی استخراج شود، و ثانیاً با توجه به تفاوت‌های جدّی و انکارناپذیر میان مکتب‌های فلسفی ‌باید دیدگاه‌های تربیتی متفاوتی نیز از آن‌ها به‌دست ‌آید؛ درحالی که در هر دو مورد نقض‌هایی آشکار شد. در مورد اول، عدم همگرایی میان آرای تربیتی پیروان مکتب فلسفی و در مورد دوم، وجود همگرایی میان آرای تربیتی پیروان دو یا چند یک مکتب فلسفی، اتقان و استحکام اولیة رویکرد ایسم‌ها را متزلزل ساخت. 2-2. مرحلة رویکرد تحلیلی دهة 1960 شاهد ظهور انقلاب در رشتة فلسفة تعلیم و تربیت بود که به "رویکرد تحلیلی" شهرت دارد. این رویکرد، طی این دهه، فلسفة تعلیم وتربیت در دنیای انگلیسی زبان به ویژه، بریتانیای کبیر را تحت نفوذ خود درآورد. رویکرد تحلیلی، انقلاب ضد رویکرد ایسم‌ها و از چهار جهت با آن متفاوت است. اولاً فلسفة تعلیم و تربیت را به پیروی از ویتگنشتاین متقدم، روش یا یک فعالیت می‌داند، نه رشته؛ ثانیاً از نظریه پردازی‌های فلسفی در دو عرصة نظری (speculative) و هنجاری (normantive) گریزان است و در عوض، تحلیل مفهوم‌ها، گزاره‌ها، استدلال‌ها و نظریه‌های تربیتی و نیز تحلیل و نقادی پیش‌فرض‌های فلسفی زیرساختی آن‌ها را وجة همت خود قرار می‌دهد؛ ثالثاً فلسفة تعلیم و تربیت را فعالیت درجه ‌دوم می‌داند، نه درجة اول؛ و رابعاً نقطة آغاز کار خود را اعمال و فرایند‌های واقعی تربیتی قرار می‌دهد، نه نظریه پردازی تربیتی
یکی از نکات قابل ذکر در باره رویکرد تحلیلی آن است که رویکرد مذکور، طیف واحد و یکپارچه‌ای نیست؛ بلکه دیدگاه‌های گوناگونی را دربر می‌گیرد. این وضعیت در رشتة فلسفه تعلیم و تربیت، حالت بالتبع و بالعرض دارد، نه بالاصاله و بالذات؛ به این معنا که اصل وجود تنوع و تفرّق مربوط به رشتة مادر یعنی فلسفه است و این فلسفه تحلیلی غرب است که شاخه‌ها و شعبه‌‌هایی دارد. به‌طور مشخص، در فلسفة تحلیلی، سه شاخه مطرح است: اتمیسم منطقی، به نمایندگی راسل، وایتهد و ویتگنشتاین متقدم؛ پوزیتیویسم منطقی، به نمایندگی شلیک، کارناپ و آیر؛ و فلسفة زبان عادی، به نمایندگی ویتگنشتاین متأخر و رایل (ر. ک: پاپکین و استرول، مجتبوی، 1380: ص 396- 419)؛ اما در فلسفة تعلیم و تربیت تا آن‌جا که نگارنده تحقیق کرده، به‌طور عمده همان دو رویکرد پوزیتیویسم منطقی و فلسفة زبانی رواج دارد. گاه در منابع درسی این رشته، از دو رویکرد نامبرده با عناوین صورت گرایی (formalism) و زبان‌گرایی (linguism) (Park, 1970, P. 337) نام برده شده است.



خرید فایل



ادامه مطلب
برچسب‌ها: فلسفه، تعلیم، تربیت، جهان، امروز
یکشنبه 14 آذر 1395 ساعت 09:24

جزوه اصول و فلسفه بهداشت (قسمت سوم)

جزوه اصول و فلسفه بهداشت (قسمت سوم)


فصل اول :مقدمه ای بر بهداشت

مقدمه ای بر اقتصاد بهداشت

مراحل تعیین بهترین شکل هزینه کردن پول در خ ب :

1- ارزیابی نیازها براساس ¬ الگوی بیماری ها

2- ارزیابی مداخلات ب و د (هزینه و منافع حال از آنها)

3- تنظیم اولویت ها برای ¬ انتخاب شکل

اقتصاد دانان

- هدف اصلی : به حداکثر رساندن رفاه اجتماعی = به حداکثر رساندن تولید + تخصص آن به شیوه ای باعث رفاه شود

(برابری)

- هدف عملی و ساده : ارتقای سلامت + بهداشت برای همه ¬ قابل اندازه گیری نیست.

معیارهای اصلی بخش ب :

- کنترل هزینه

- کارایی

o فنی

o تخصصی

Q -

- برابری

برابــــــــری :

- هدف مهم بخش ب و د

- مترادف با انصاف و عدالت

- یکی از مهمترین شاخصهای داوری در مورد موفقیت سیاست های ب و د

- 5 تعبیر از برابری ¬ 3 تعریف اول نیازهای مختلف افراد را درنظر نگرفته اند«8 » اصول و فلسفه بهداشت(قسمت سوم)

1- برابری در مصرف منابع و خدمات : همه باید خدمات مشابهی دریافت کنند = همه باید بتوانند منابع یکسانی برای

دریافت آن خدمات بدهند .

مایعات = کارایی ندارد زیرا ¬ نیازها یکسان نیست و نمی توان همه خدمات را به همه مردم داد.

2- بهداشت برابر : همه باید به اندازه هم از بهداشت و سلامتی برخوردار باشند.

معایب : گمراه کننده است زیرا سبکهای زندگی متفاوتن و برخی مواظب سلامت خود نیستند.

3- عدالت غالبی : یک سن را تعیین می کنیم و می گوییم همه باید به آن سن برسند و فعالیتهای ب و د را طوری

هدایت می کنیم که تعداد بیشتری از مردم به این سن برسند.

معایب : بی توجهی به ژنتیک و سبک زندگی

فصل دوم:بهداشت و توصعه :موضوع های کلان

تعریفی که WHO از سلامت ارائه داده از نوع هنجاری است و در کوتاهمدت محقق نمی شود.

رشــــد : افزایش تولید کالا و خدمات جامعه .

¬ شاخصهای رشد : این شاخصها نشاندهنده (رفاه اجتماعی نیستند)

- GDP = تولید ناخالص داخلی : ارزش همه کالاها و خدمات تولید شده در کشور + صادرات – واردات

- GNP = تولید ناخالص ملی = صادرات – واردات

- GNP = تولید ناخالص ملی = صادرات – واردات + بهره عوامل تحت تملک در خارج – پرداخت هایی که به

خارجیان به خاطر عوامل تحت تملک آنها داده میشود

توسعــــه :

- شاخصها : توزیع درآمد ، سطح آموزش و مهارت ، وضعیت سلامت ، نابرابری جنبشی ، وجه سیاسی .

- = یک شاخص کلان و مرکب است.

بهبود سلامت ¬ رشد اقتصادی (ولی برعکس آن همیشه صادق نیست)

زیرا طول عمر - ¬ پس انداز و سرمایه گذاری -

کشورها از نظر بیماری ها :

- توسعه یافته : بیماری های ثروت در آنها شایع است (چاقی ، سرطان ، قلبی، افسردگی ، آلودگی صنعتی و ...)

- درحال توسعه : بار مضاعف بیماری دارند یعنی ک تداوم بیماری های قدیم + رشد بیماری های ثروت

راه حل برای شیوه پرداخت حقوق ثابت :

- بستن قراردادهای کوتاه مدت با پرسنل + ارزشیابی عملکرد آنان ¬ کنترل - ¬ بهره وری -

- پرداخت هدفمند (هم برای درمانگر بخش عمومی و همه بخش خصوصی) باعث ¬ ارتقای بهداشت می شود.

پرداخت به واحدهای بهداشتی و درمانی :

در بخش بیمارستانی ، پرداخت به شیوه فی خور سرویس توصیه نمی شود زیرا ¬

1) پیچیدگی

2) ایجاد تقاضای القایی

3) کاهش توان خرید خدمات

روش بودجه ثابت : فعلاً برای شرایط کنونی مناسب است به شرطی که نکات زیر رعایت شوند:

1) مانع صرفه جویی در منابع نشود.

2) از بودجه مبتنی بر جمعیت استفاده شود و نه بودجه مبتنی بر دستمزد پرسنل.

3) نظارت بر اساس شاخصهای بهداشتی منطقه .

4) آزادی عمل مدیران در جابجایی بودجه = بودجه فراگیر = بودجه کلّی.

نکته : هزینه های واقعی یک واحد درمانی نباید بعنوان قیمت خدمت مورد استفاده قرار گیرد وگرنه ¬ عدم کارایی

نوع فایل:Pdf

سایز :1.36 MB

تعداد صفحه:82



خرید فایل



ادامه مطلب
برچسب‌ها: جزوه، اصول، فلسفه، بهداشت، (قسمت، سوم)
یکشنبه 14 آذر 1395 ساعت 09:24

جزوه اصول و فلسفه بهداشت (قسمت دوم)

جزوه اصول و فلسفه بهداشت (قسمت دوم)


جزوات آمادگی آزمون دکتری سراسری رشته آموزش بهداشت - مطالبق با آخرین تغییرات آزمون دکتری 95 به همراه

درس نامه طب پیش گیری و پزشکی اجتماعی

فصل اول:انسان و پزشکی: به سوی بهداشت برای همه

پزشکان اولیه به تخفیف رنج انسان کمک کرده اند/ دانش پزشکی تا حد زیادی از حدسیات، مشاهدات و تجربیات کـه از

دیگران آمده سرچشمه گرفته است/ تاریخ پزشکی از بررسی پیشرفت ها، اطلاعات اشتباه و برداشت هـای غلـط تشـکیل

شده است/ انفجار دانش قرن 20 پزشکی را پیچیده تر و درمان را گران تر کرده است/ تعهد اخیر تمام کشورها زیر پـرچم

VHO از بین بردن بی عدالتی/ پزشکی جزء الزامی توسعه اجتماعی اقتصادی/ در روزگار قدیم سلامت با دیدگاه کیهـان

شناسی و پزشکی زیر سلطه باورهای جادویی/ دوباس پزشکی باستانی مادر علوم بـوده و نقشـی عمـده در شـکل گیـری

فرهنگ های اولیه داشته/ پزشکی در همدردی طراحی شده و نخستین پزشک نخستین مدد و اولین پرستار نخستین زن

بوده است/ باور انسان نخستین تئوری مافوق طبیعی بیماری/ پزشکی اولیه تاریخ معینـی نـدارد/ معالجـان شـفادهندگان

سنتی ترکیبی از مذهب،جادو و تجربه

1 پزشکی هندی: نظام پزشکی هندی

Sielda ,Ayurneda اولی درتمام هند و دومی در جنوب هند،

1- دانشی که به وسیله آن طول عمر افزایش می یابد، 5000سال قبل از میلاد/ خدای پزشکی هندوها در نتیجه برآشفته

شدن اقیانوس ها در یک مسابقه طناب کشی زاده شده/ آتریا اولین پزشک اولین پزشک و معلـم هنـدی/ سوسـروتا پـدر

جراحی هند/ بیماری به عنوان اختلال در تعادل سه طبع/ بهداشت داری اهمیت بسیار/ دوران طلایی پزشکی هنـد بـین

800 قبل از میلاد و 60 بعد از میلاد/ سال های بعد از پزشکی به دلیل عدم حمایـت دولـت عقـب مانـد/ نظـام پزشـکی

unani- Tibb ریشه در یونان/ هوسیوپاتی توسط ساموئل هالمان آلمانی ابداع شد نظامی دارو محرک است

ادعای هند مبنی بر وجود بیش ترین تعداد پزشکان در آن کشور.

پزشکی چینی: ادعا دارد که اولین دانش سازمان یافته پزشکی جهان است و به 2700 سال پیش از میلاد/ بـر دو اصـل

یانگ و یین استوار است/ یانگ اصل مذکر فعال و یین اصل منفی و مونث/ چینی ها اولین پیش گامان ایمنی سـازی/ در

نظر آن ها بهترین پزشک کسی است که نه تنها فرد بیمار را معالجه کند بلکه افراد بیمار نشده را هم/ پزشکان پا برهنه/

علم پزشکی مصری: مبدعان خط تصویری/ هند پزشکی با مذهب در آمیخته بود/ پزشکان هم شـأن راهبـان/ پزشـکی

مصری در زمان تب به اوج خود رسید/ علم پزشکی مصر به دور از بدویت بود/ عقیده داشتند ضـربان سـخن قلـب اسـت)


پاپیروس ادوین اسمیت قدیمی ترین رساله جراحی/ خدای سلامت هروس/ 2500 سال بر جهان باستان حکومـت کـرد و

بعد با علم پزشکی یونان جای گزین شد

علم پزشکی نوین: دو شاخه شدن علم پزشکی به درمانی و بهداشتی (پیش گیری) در اواخر قرن 19/ نظریه میکروبـی

بیماری ها جای خود را به چند عاملی بودن علت بیماری ها داد/ پیتنکوفر مونیخی: اولین بار مقولـه چنـد عـاملی بـودن

علت بیماری را مطرح کرد/

پزشکی درمانی:

پزشکی امروزی قدمتی 100 ساله دارد/ اولین هدف برطرف کردن بیماری فرد/ اواسط قرن 20 علم پزشکی allopathic

انقلابی بزرگ روی داد یعنی درمان بیماری با استفاده از دارویی که بیماری را خنثی می کند/ تخصصی شدن بـالا رفـتن

استانداردهای مراقبت پزشکی و اقزایش هزینه های پزشکی، کاهش عملکرد پزشکی عمومی

فصل دوم:مفهوم سلامت و بیماری

سلامت به علامت اجتماعی مربوط می شود/ هماهنگی: در صلح بودن با خود، اجتماع، خدایان و جهان/ علم پزشکی نوین

به دلیل کنار گذاشتن بررسی سلامت مورد انتقاد/ سلامت معموملاً تحت الشعاع دیگر نیازها قرار می گیرد/ مسأله سلامت

در همایش سازمان ملل در سان فرانسیسکو در سال 1945 یک نیاز ضروری معرفی شد/ اساس مراقبـت هـای بهداشـتی

درک مفهوم بهداشت است.

1. مفهوم پزشکی (Biomedical concept): غیبت بیماری، ریشه در نظریه میکروبی دارد/ انسـان ماشـین

نادیده گرفتن نقش های محیطی و فرهنگی و...

2. مفهوم بوم شناسی(Ecological): سازگاری انسان با محیط/ دو مسأله را بیان می کند. انسان ناقص و محیط ناقص/

3. مفهوم روان شناختی

4. مفهوم کلی نگری(holistic): تلفیق تمام مفاهیم

فرهنگ و بستر: شرایطی که بدن، ذهن و روان در امنیت قرار داشته و خصوصاً این که از هر گونه بیماری یا درد جسـمی

رها باشد/ فرهنگ اکسفورد امنیت بدن و ذهن یعنی شرایطی که تحت آن عمل کردهای این دو قسمت به موقـع و مـؤثر

باشند/ لامتی واکنشی بی تفاوت- پاسخ پویایی نیروهای بدن که به سوی تنظیم دوباره عمل کردهای بدن پیش مـی رود

(پرکینز)/ اگر تعریفWHO از سلامتی را بپذیریم همه ما به نوعی بیمار هستیم/ تعریف WHO عملی نیست/ سـلامتی

بخش تلفیق یافته توسعه و در مرکز مفهوم کیفیت زندگی است.

نوع فایل:Pdf

سایز :1.57 MB

تعداد صفحه:90



خرید فایل



ادامه مطلب
برچسب‌ها: جزوه، اصول، فلسفه، بهداشت، (قسمت، دوم)
یکشنبه 14 آذر 1395 ساعت 09:24

جزوه اصول و فلسفه بهداشت (قسمت اول)

جزوه اصول و فلسفه بهداشت (قسمت اول)



جزوات آمادگی آزمون دکتری سراسری رشته آموزش بهداشت - مطالبق با آخرین تغییرات آزمون دکتری 95 به همراه تست ها و پاسخ تشریحی

فصل اول:بهداشت حرفهای Occupational Health

بهداشت حرفهای علمی است که با شناسایی، ارزشیابی و کنترل عوامل زیانآور محیطکار و انجام مراقبتهای بهداشتی و

درمانی حافظ سلامت کارکنان و شاغلین میباشد.

هدف بهداشت حرفهای عبارت از نگهداری و بهبود سلامت جسمی و روانی کارگران همه مشاغل و افراد وابسته به آنان و

رسانیدن آن به حداکثر ممکن میباشد، که برای رسیدن به آن اقدامات زیر انجام میپذیرد:

1- آموزش دستورات بهداشتی و ایمنی به کارگران در ارتباط با شغل آنان.

2- سالمسازی محیط کار با شناخت و بررسی کنترل عوامل زیانآور مربوط به آن.

3- بهسازی تأسیسات بهداشتی، رفاهی کارگاهها.

4- انجام مراقبت های بهداشتی، درمانی از طریق معاینات قبل از استخدام و معاینـات دورهای بـه منظـور تعیـین وضـع

سلامت و توانایی شاغلین و تشخیص به موقع بیماریهای مسری و همچنین بیماریهای ناشی از کار.

5- پیشگیری از بروز حوادث ناشی از کار و ارائه کمکهای اولیه در صورت بروز حادثه.

توجه به مسائل و مشکلات روانی و عاطفی شاغلین در محیط کار و خانواده آنان.

بهداشت حرفهای علمی است که درباره مسائل بهداشتی و ایمنی محیطکـار بحـث و گفتگـو مـیکنـد. بـه عنـوان مثـال

غواصانی که مسائل بهداشتی را رعایت نمیکنند به بیماری Bend که به زانو آسیب میرساند دچار میشوند.

در واقع همه مشاغل دارای مخاطراتی هستند که بهداشت حرفهای به این مخاطرات میپردازد.

بهداشت حرفهای 3 هدف را دنبال میکند:

- افزایش سطح سلامتی از دیدگاههای سلامتی، جسمی، روانی، اجتماعی و رفاهی در تمام مشاغل.

- پیشگیری از عوامل سوئی که در خصلت کار وجود داشته و سلامتی افراد را تهدید میکند.

- به کار گماشتن افراد در شغلهایی که توانایی انجام آن را داشته باشند.

(از نظر جسمی و روانی)

علم ارگونومی (مهندسی انسانی) به تطبیق افراد با مشاغل یا بالعکس میپردازد.

رامازینی یکی از اشخاص و دانشمندان مطرح علم بهداشت حرفهای است که به پدر علم طب معروف است. او به پزشـکان

توصیه میکرد که از بیمارانتان شغلشان را بپرسید.


یکی از خصوصیات بیماریهای شغلی غیرقابل برگشتپذیری و درمان اسـت و در عـین حـال همـه آنهـا قابـل پیشـگیری

هستند.

این بیماریها مزمن هستند و در طول سالهای کار تدریجاً به وجود میآیند.

(بوعلی سینا ذکر میکند ‹‹ بعضی از مشاغل از بعضی بیماریها رنج میبرند ››)

هر شغلی دارای سه پدیده زیر میباشد:

1- افراد 2- محیط 3- تجهیزات


مجموعه تست:

1- پتومائین سمی است که...............

1) از طبخ ناقص ماهی حاصل می شود.

2) به طور طبیعی در برخی از دانه های تلخ وجود دارد.

3) در اثر فعالیت باکتریها در روی مواد غذایی پروتئینی ایجاد می شود.

4) در اثر فعالیت قارچها در آب میوه جات حاصل می شود.

2-در مسمومیتهای میکروبی غذایی علایم کدام مسمومیت معمولاً زودتر ظاهر می گردد؟

1) استافیلوکوک طلائی 2) استرپتوکوک فکالیس

3) سالمونلاها 4) کلستریدیوم بوتولینوم

3- کدامیک از موادغذایی زیر ممکن است به عنوان عامل انتقال بیماری دیفتری نقش داشته باشد؟

1) پنیر فاسد 2) روغن کره 3) شیر 4) ماست

4-مناسب ترین درجۀ PH برای رشد باکتریهای عامل فساد در مواد غذائی کدام است؟

10تا9 (4 7/5 تا 6/5 (3 5تا4 (2 4تا3 (1

5- عامل ایجاد تب Q از طریق مصرف شیر خام چیست؟

1) استافیلوکوک 2) استرپتوکوک 3) توکسوپلاسما 4) کوکسیلابورنتی

6- میزان نمک در آب مخصوص نگهداری طولانی مدت پنیر چند درصد باید باشد؟

13 (4 6 (3 5 (2 1 (1

7-کدام فلبتوم ناقل اصلی لیشمانیوز جلدی نوع شهری در ایران است؟

1) الکساندری 2) پاپاتاسی 3) سرژانتی 4) کوکازیکوس

8-اسکوتلوم (Scutellum) در پشه های کولیسینه به کدام شکل مشاهده می شود؟

1) دولبه 2) سه لبه 3) بیضی 4) مدور


پاسخنامه:

1- گزینه 3 صحیح است. پتومائین سمی است که در اثر فعالیت باکتریها روی مواد غذایی پروتئینی مثل گوشت فاسد

تولید میشود.

2-گزینه 1 صحیح است.مسمومیت های غذایی ناشی از استافیلوکوک طلائی بسیار زودتر از بقیه ظـاهر مـی شـود چـون

دوره اسـتافیلوکوک طلایــی بسـیار کوتـاه مــیباشـد و بــین 0/5 -7 ســاعت طــول مــی کشـد ولـی ایـن دوره بــرای

استرپتوکوکفکالیس 2-36 ساعت و برای سالمونلا 12-36 ساعت و برای کلستریدیوم بوتولینم 12-36 ساعت است.

3-گزینه 3 صحیح است. این بیماری از طریق ضایعات پوستی آلوده از طریق تماس مستقیم انتقال پیـدا مـی کنـد ولـی

راههای معمول انتقال دیفتری قطره های ریزآلوده می باشد که بین گزینهها انتقال از راه شیر صورت می گیرد.

4-گزینه 3 صحیح است.میکروارگانیسم های مولد بیماری و فساد برای فعالیتشان به PH برابر 7 یا خنثی نیاز دارند.

5-گزینه 4 صحیح است. تب کیو( Q.Fever) یک بیماری ریکتزیایی است که عامل آن کوکسیلابورنتی می باشـد کـه

انتقال آن از طریق تخم در بین کنهها و نیز گزش کنههای آرگازیده صورت میگیرد.

6-گزینه 4 صحیح است.آب نمک 13 درصد یعنی 130 گرم نمک در 1 لیتر آب یـا تقریبـاً 2/5 کیلـوگرم نمـک در یـک

حلب آب که پس از تهیه پنیر و قراردادن آن در آب نمک اشباع، این پنیر را در آب نمک 13 درصد قرار میدهند.

7-گزینه 3 صحیح است.لشمانیوز جلدی به دو صورت خشک (شهری) و مرطوب (روستایی) وجود دارد که در نوع خشک

یا شهری ناقل بیماری فلبوتوموس سژرافتی می باشد که مخزن این ناقل انسان و سگ می باشد.

8-گزینه 2 صحیح است.در عقب«سکو تلوم سینه»اسکوتلوم کوچکی قرار دارد که لبه خلفی آن در کولیسینهها و شاگازیا

سه لبه ولی در آنوفلینهها به جز شاگازیا گرد و مدور می باشد.


نوع فایل:Pdf

سایز :3.15 MB

تعداد صفحه:212



خرید فایل



ادامه مطلب
برچسب‌ها: جزوه، اصول، فلسفه، بهداشت، (قسمت، اول)
1 2 3 4 >>